تراکت تبلیغاتی پرویز خرسند برای انتخابات مجلس + سند
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ پرویز خرسند، نویسنده، روزنامهنگار و چهره تأثیرگذار فرهنگی ایران، در بیستم شهریور ۱۳۱۹ در شهر مشهد دیده به جهان گشود. او از نوجوانی و در دهه ۱۳۳۰ خورشیدی، پا به عرصه روزنامهنگاری و نویسندگی نهاد و بهزودی به جمع فعالان کانون نشر حقایق، که زیر نظر استاد محمدتقی شریعتی اداره میشد، پیوست. همین مسیر، او را به جرگه مبارزان سیاسی علیه رژیم پهلوی کشاند و در سال ۱۳۴۱، تحت تعقیب قرار گرفت و ناگزیر به روستایی پناه برد. در همان دوران بود که دو کتاب نخست خود را با نامهای «آنجا که حق پیروز است» و «مرثیهای که ناسروده ماند» نوشت.
خرسند پس از چندی به دانشگاه فردوسی مشهد راه یافت، اما نگارش مقالات ادبی و انقلابی، بار دیگر او را به زندان کشاند. در همین ایام بود که اثر دیگرش، «برزیگران دشت خون» را نوشت. او سالها به عنوان ویراستار و سردبیر نشریات حسینیه ارشاد فعالیت کرد و در کنار آن، به یکی از نزدیکترین دوستان و ویراستاران آثار دکتر علی شریعتی تبدیل شد. شریعتی خود در نامهای به او، از خرسند با نیکی و احترام یاد کرده است.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ۱۳۵۷، نقش فرهنگی خرسند پررنگتر شد. او با حکم آیتالله سید علی خامنهای، به عنوان نخستین سردبیر هفتهنامه «سروش» پس از انقلاب منصوب شد و در فاصله سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹، سردبیری این نشریه تأثیرگذار را بر عهده داشت. پس از آن، به شرح ادبی نهجالبلاغه روی آورد و آثاری با سبکی میان نثر و شعر نو خلق کرد.
از ماندگارترین آثار او میتوان به «هابیل و قابیل» اشاره کرد؛ متنی که در صبح عاشورای سال ۱۳۵۰ نوشته شد و ظهر همان روز، خود خرسند آن را در حسینیه ارشاد با صدایش دکلمه کرد. بعدها برادرش این اجرا را در رادیو مشهد به صورت حرفهای ضبط و منتشر کرد.
پرویز خرسند پس از تعطیلی حسینیه ارشاد، به بنیاد شاهنامه رفت و زیر نظر استاد جلالالدین همائی به کار پرداخت. او سالها به تدریس نثر ادبی و پرورش شاگردان همت گماشت و خاطرات دوران زندانش نیز در کتابی مستقل به چاپ رسید.
پرویز خرسند که پس از اشتغال به فعالیتهای سیاسی در ضدیت با رژیم پهلوی، داعیهدار پرورش میراث فکری شیعی و اسلامی در آینه ادبیات بود بر آن شد تا در نخستین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بهعنوان نماینده شهر مشهد، شهری که بنابر گفته خود او تمامی دوران رنج مبارزه و نوشتن را در آنجا سپری کرده بود شرکت کند. همین امر سبب شد تا تراکت تبلیغاتی تهیه کرده و آنچه را که به زعمش شایسته بیان شرح حالش بهطور خلاصه بوده است را در آنجا بیاورد که در ادامه از نظر میگذرد: