اصفهان و شعلههای اعتراض در روز ۲۰ مرداد ۱۳۵۷
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ ماه رمضان سال ۱۳۵۷ را باید از برجستهترین مقاطع تشدید مبارزات مردمی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی دانست. در این ماه، مسجد به کانون سازماندهی، منبر به رسانه اعتراض و افطار و نماز جماعت به فرصتی برای بسیج عمومی تبدیل شدند. در چنین فضایی، روز ۲۰ مرداد ۱۳۵۷ نه صرفاً یک روز از تقویم اعتراضات، بلکه نقطهای تعیینکننده در گسترش مبارزات شهری بود. روزی که در آن، مقارن با استمرار تحصنها و سخنرانیهای ضد رژیم، خیابانهای چند شهر کشور شاهد تجمع، درگیری، آتشزدن برخی مراکز، اعلام حکومت نظامی و بازداشت معترضان شد.
با این حال، در میان همه این رخدادها، در جغرافیای مبارزات انقلابی ماه رمضان شهر اصفهان جایگاهی ممتاز داشت. این شهر که از آغاز ماه رمضان طلایهدار اعتراضات سراسری بود، در ۲۰ مرداد نیز کانون اصلی تحولات باقی ماند. رخدادهای اصفهان از نظر شدت درگیری، میزان حضور مردم و واکنش سریع حکومت، آن را به مهمترین صحنه مبارزاتی این روز بدل کرد. در کنار اصفهان، شهرهایی، چون شیراز، اهواز، آبادان، تهران، اردبیل، قزوین، بجنورد، اراک، بیجار، ساری، تبریز و خرمآباد نیز در مدار همین خیزش عمومی قرار گرفتند و هر یک به سهم خود، بر گستره و عمق بحران رژیم افزودند.
خیزش مردم اصفهان
اصفهان در میان شهرهای کشور، حضوری گسترده و پررنگ در مبارزات رمضانی سال ۱۳۵۷ داشت و از همان روزهای نخست، در متن اعتراضات قرار گرفت. این شهر، هم به واسطه نقش روحانیت و شبکه مساجد و هم به دلیل موقعیت اجتماعی و سیاسی خاص خود، به یکی از اصلیترین مراکز تقابل مردم با رژیم تبدیل شد. در روز ۲۰ مرداد، درگیریهای شدید مأموران با تظاهرکنندگان در چند نقطه از اصفهان، به شهادت و مجروح شدن شماری از معترضان انجامید و آتشسوزی در ۲۰ نقطه شهر رخ داد تا جایی که از ساعت ۱۴:۳۰ بعدازظهر، حکومت نظامی اعلام شد. [۱]
حتی اسناد ساواک نیز از ابعاد این بحران پرده برمیدارند. در یکی از گزارشها آمده است که در ساعت ۱۴:۳۰، شورای تأمین در استانداری تشکیل و وضعیت قرمز اعلام شد و امنیت منطقه به عهده فرماندهی مرکز توپخانه و موشکها قرار گرفت. همچنین شهربانی و ژاندارمری زیر امر قرار گرفتند. در نخستین تصمیم، عبور و مرور از ساعت ۱۵:۰۰ ممنوع اعلام شد، اما، چون مردم روزهدار بودند و نمیتوانستند مایحتاج افطار خود را تهیه کنند، زمان ممنوعیت با پیشنهاد مسئولان محلی به ساعت ۲۰:۰۰ تغییر یافت. همان گزارش تصریح میکند که تاکنون حدود ۲۰ نقطه در شهر دچار آتشسوزی شد و دو نفر از مجروحان جان باختند. همچنین آمده است که مردم در خیابانها تا حدودی متفرق شدهاند، اما در کوچهها موضع گرفتند و هرجا نیروهای انتظامی دیده میشود، مردم از آنجا دور میشوند. [۲]

گزارش دیگر ساواک، ابعاد شب ۱۹ و بامداد ۲۰ مرداد را روشنتر میسازد. در این سند آمده است که حدود ساعت ۲۳:۰۰ روز ۱۹ مرداد، نزدیک به ۲۰۰۰ نفر از اقامتکنندگان در منزل آیتالله سید حسین خادمی از منزل خارج شدند و در خیابان چهارباغ پایین و کوچههای اطراف، همراه با حضور بر پشتبامها، به شعار دادن و بطریهای آتشزا پرداختند. مأموران ابتدا با بلندگو و اخطار، مردم را به تفرقه و آرامش دعوت کردند، اما با تداوم عملیات، ناچار به پرتاب گاز اشکآور و شلیک تیر هوایی شدند. به روایت سند، دو نفر بر اثر اصابت گلوله فوت کردند و چند نفر نیز مجروح شدند. در پایان گزارش آمده است که در آن لحظه وضع عادی شده بود، اما عدهای دوباره در منزل آیتالله خادمی اجتماع کرده بودند. [۳]

آنچه اصفهان را در ۲۰ مرداد به نقطه کانونی مبارزات تبدیل کرد، صرفاً حجم درگیری نبود بلکه پیوند میان تحصن، مناسک دینی و اعتراض خیابانی بود. بنا بر روایتهای موجود، روز ۲۰ مرداد در پایان شب دهم تحصن در منزل آیتالله خادمی ـ که بهمنظور آزادی آیتالله طاهری برگزار شده بود ـ هنگامی که مردم به خانههای خود بازمیگشتند، نیروهای رژیم بهطور ناگهانی و خشونتآمیز آنان را به رگبار مسلسل بستند و به خانه آیتالله خادمی نیز حمله کردند تا متحصنین را از میان بردارند. درگیریها تا صبح بهصورت پراکنده ادامه یافت و از نقاط مختلف شهر صدای تیراندازی و رگبار شنیده میشد. یکی از ناظران وقایع، از شنیده شدن پیوسته صدای رگبار در نیمهشب و نیز از بستهشدن کوچهها با تیرآهن و لاستیکهای مشتعل توسط جوانان برای جلوگیری از ورود مأموران سخن گفته است. او همچنین مشاهده کرده بود که در میدان شهدا، خیابان چهارباغ پایین توسط خودروهای مأموران بسته شده و مأموران آتشنشانی در حال شستن خیابان از خون تازه ریختهشده جوانان و مردم متحصن بودند. روزنامه کیهان نیز در توصیف این رویداد نوشت که حدود ۳۰۰ نفر در میدان پهلوی تظاهرات کردند و ضمن شعار دادن به بانکها حمله بردند. سپس گروهی حدود ۵۰۰ نفر از خیابانهای مدرس، کاوه، ابنسینا، محمدرضا شاه و فروغی به آنان پیوستند. با دخالت پلیس و مأموران انتظامی، گاز اشکآور و تیراندازی هوایی برای متفرق کردن جمعیت به کار رفت. در این درگیری، شماری کشته و زخمی شدند و تظاهرکنندگان برای مقابله، از بام خانهها کیسههای پلاستیکی محتوی بنزین را به سوی خودروهای حامل مأموران پرتاب کردند. پس از این حوادث، منطقه چهارباغ پایین، میدان پهلوی و خیابانهای مشرف به آن تحت کنترل کامل پلیس قرار گرفت و تظاهرات پراکنده تا ساعت ۳ بامداد ادامه داشت. [۴]
ابعاد حکومتی این رویداد نیز مهم بود. پس از اعلام وضعیت فوقالعاده و حکومت نظامی در اصفهان، سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کرد که فرودگاه اصفهان تا اطلاع بعدی از ساعت ۸ شب تا ۶ صبح بر روی همه پروازهای داخلی و بینالمللی بسته خواهد بود. [۵]همچنین برنامههای راهآهن شهر نیز تغییر کرد. [۶]سرلشکر رضا ناجی فرماندار نظامی اصفهان ظرف مدت کوتاهی چهار اعلامیه صادر کرد. در اعلامیه شماره ۳، همه دکاکین تأمینکننده مایحتاج عمومی موظف به باز بودن شدند و خاطیان به دادگاه نظامی تهدید شدند. اندکی بعد، در اعلامیه شماره ۴ هشدار داده شد که هرکس مورد سوءظن مأموران فرمانداری نظامی قرار گیرد، بر اساس ماده ۵ حکومت نظامی بازداشت خواهد شد. [۷]

در گزارشهای رسمی بعدی، تعداد قربانیان این درگیریها چهار شهید و هفت زخمی اعلام شد. این آمار را داریوش همایون، سخنگوی دولت جمشید آموزگار نیز تأیید کرد. [۸]در ادامه، سرلشکر رضا ناجی در هشتمین اعلامیه خود خطاب به امامان جماعت، ضمن اشاره به حفظ شعائر دین در ماه رمضان، خواستار اجرای نماز جماعت شد، اما این امر را منوط به سپردن تعهد امامان جماعت به فرمانداری نظامی دانست. او همچنین هرگونه وعظ و خطابه بدون تعهد را ممنوع اعلام کرد و تهدید نمود که در برابر متخلفان هیچگونه گذشتی نخواهد شد. [۹]

دامنه بحران تنها به خود اصفهان محدود نماند. روز بعد، اتومبیلهای پلیس با بلندگو در نجفآباد حکومت نظامی اعلام کردند و بدینترتیب این شهر نیز پس از اصفهان، در وضعیت فوقالعاده قرار گرفت. [۱۰]از این منظر، اصفهان نهفقط صحنه یک اعتراض گسترده، بلکه محرک گسترش سرایتگونه فضای انقلابی به شهرهای پیرامونی نیز بود.
تجمعات در سایر شهرها
همزمان با اوجگیری وقایع اصفهان، شهرهای دیگر نیز درگیر موجی از اعتراضات شدند که نشان میداد ماه رمضان ۱۳۵۷ به بستری ملی برای برهمزدن نظم سیاسی رژیم پهلوی تبدیل شده است.
در شیراز، در جریان برخورد میان نیروهای انتظامی و انقلابیون، سه نفر کشته و عدهای مجروح شدند. در این باره استاندار فارس با لحنی آمیخته به توصیه و هشدار، از روحانیون، مردم شیراز، بازاریها و اصناف به دلیل «همکاری منطقی» آنان در چند روز گذشته تشکر کرد و از مردم خواست نظم و انضباط را رعایت کنند و به عبادت بپردازند؛ زیرا به زعم او عبادت حقیقی حفظ نظم و عدم تعرض به اموال دیگران است! [۱۱]در کنار این رخداد، تجمع علما در منزل آیتالله بهاءالدین محلاتی و نیز بسته شدن مساجد جامع و نو توسط شورای هماهنگی استان فارس، از مؤلفههای مهم کنش انقلابی در شیراز بود. [۱۲]
در اهواز، گروه زیادی از مردم ـ که در حسینیه اعظم گرد آمده و به سخنرانی گلسرخی واعظ معروف گوش میکردند ـ پس از پایان مجلس درحالیکه شعار میدادند، از حسینیه به خیابانهای اطراف حرکت کردند. با دخالت مأموران، آنان به کوچههای فرعی رفتند و اعتراض را ادامه دادند. در آبادان نیز از بعدازظهر، جمع کثیری از جوانان در مسجد سلطانی آبادان در محله جمشیدآباد گرد آمدند و پس از مجلس وعظ و روضهخوانی، با شعار به خیابانهای اطراف سرازیر شدند و به پخش اعلامیه و سردادن شعار پرداختند. پلیس با تظاهرکنندگان مقابله کرد، آنان را متفرق ساخت و در این جریان شش نفر دستگیر شدند. [۱۳]لازم به توضیح است که آبادان در این مقطع، بهویژه پس از فاجعه سینما رکس، از شهرهای حساس کشور بود و توجه ویژهای را به خود جلب میکرد.
تهران نیز از این موج برکنار نماند. در مسجد قبا، سخنرانی ضد رژیم در اجتماع زنان در ظهر و پس از افطار ادامه یافت و در مسجد جلیلی نیز برنامهای مشابه برگزار شد. همچنین در چند منطقه از تهران، پس از اتمام برنامه مساجد، تجمعات گسترده شکل گرفت. در میدان فوزیه، پس از پایان برنامه مسجد امام حسین (ع)، عده زیادی گرد آمدند و در مسیر خیابانهای شهباز، تهراننو، شاهرضا، صفا و برخی خیابانهای دیگر راهپیمایی کردند و شعارهای ضد رژیم سر دادند. [۱۴]
در اراک، مسجد حاج محمدابراهیم محل برگزاری سخنرانی و سپس تجمع و راهپیمایی مردم شد. همچنین در بیجار، قزوین، ساری و تبریز نیز مساجد به صحنهای مشابه بدل شدند؛ مسجد سیدالشهداء بیجار، مسجد شاه قزوین، مسجد دهقانزاده ساری، مسجد مقبره و مسجد حاج احمد تبریز از جمله مکانهایی بودند که در آنها فعالیتهای انقلابی تداوم یافت. [۱۵]

در اردبیل، وعاظ در مسجد میرزا علیاکبر سخنرانی کردند و این مجلس را «مجلس انقلاب» نامیدند. سپس حاضران با شعار از مسجد بیرون آمدند و به سوی محل «حزب رستاخیز ملت ایران» حرکت کردند. در بین راه، با مأموران انتظامی مواجه شدند و با سنگ، پارهآجر و چوب از خود دفاع کردند، اما مأموران با تیراندازی هوایی مانع پیشروی آنان شدند. [۱۶]
در قزوین نیز پس از پایان سخنرانی سیدعباس ابوترابی در مسجد شاه، شماری از شرکتکنندگان به خیابانها ریختند و راهپیمایی کردند. آنان در خیابانهای پهلوی حرکت کردند و با پرتاب گاز اشکآور و تیراندازی هوایی پراکنده شدند. در این میان، شیشه چند بانک از جمله بانک صادرات شعبه مرکزی، بانک ملی شعبه پهلوی و چند فروشگاه شکسته شد. [۱۷]
در بجنورد ساعت ۲۳:۳۵ شب ۲۰ مرداد، در مسجد امام حسن مجتبی (ع)، پس از سخنرانی شیخ علیرضا کرمی، همزمان با برپا شدن حاضران برای پایان مجلس، چراغها خاموش شد و اعلامیهای درباره نیروهای مسلح پخش گردید. [۱۸]چنین رخدادهایی نشان میدهد که الگوی مسجد ـ سخنرانی ـ اعلامیه ـ تظاهرات، در مناطق مختلف کشور بهطور همزمان در حال گسترش بود. [۱۹]
همچنین در نهاوند، مردم در استقبال از شیخ احمد زمانی پس از آزادی از زندان، راهپیمایی کردند [۲۰]و در خرمآباد، شب ۲۰ مرداد با آغاز برنامه تحصن مسجد علوی همراه شد. طبق گزارش ساواک، در آن شب روحانیون و شماری از طلاب، همراه با حدود ۲۰۰۰ نفر در مسجد علوی گرد آمدند و سیدجعفر ورامینی سخنرانی انقلابی ایراد کرد و اولتیماتوم پنجروزه خود را مطرح ساخت. او ضمن انتقاد شدید از دولت، حکومت و نیروهای انتظامی، هشدار داد که اگر دستگیر شود، عشایر نورآباد دلفان چند پاسگاه را خلع سلاح و شهر خرمآباد را به آتش و خون خواهند کشید. [۲۱]
جمعبندی
تجمعات ۲۰ مرداد ۱۳۵۷ را باید یکی از مهمترین نقاط اوج مبارزات رمضان ۱۳۹۸ قمری دانست؛ روزی که در آن، اصفهان بهعنوان کانون اصلی اعتراضات، صحنه رویارویی مستقیم مردم و رژیم شد و به دنبال آن، موجی از واکنشهای امنیتی و سیاسی در سراسر کشور گسترش یافت. در شهرهای دیگر نیز، مسجد، تحصن، سخنرانی و راهپیمایی به ابزارهای همزمان مقاومت تبدیل شد. از این رو، ۲۰ مرداد را میتوان روزی دانست که در آن، اعتراضات محلی به سطحی ملی و شبکهای ارتقا یافت.
پینوشتها
[۱]حسینیان، روحالله (۱۳۸۵). یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۷۷.
[۲]مرکز بررسی اسناد تاریخی (۱۳۸۳). انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک؛ استان اصفهان، کتاب ۳، ص ۲۰۰.
[۳]همان، ص ۱۹۸.
[۴]روزنامه کیهان، شماره ۱۰۵۳۸، یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۵۷؛ به نقل از مرکز بررسی اسناد تاریخی، همان.
[۵]روزنامه اطلاعات، «فرودگاه اصفهان به روی تمام هواپیماها بسته شد»، شماره ۱۵۶۸۴، شنبه ۲۱ مرداد ۲۵۳۷، ص ۴.
[۶]همان، «برنامه قطار اصفهان ـ تهران تغییر کرد»، شماره ۱۵۶۸۴، شنبه ۲۱ مرداد ۲۵۳۷، ص ۴.
[۷]همان، «فرماندار نظامی اصفهان ۴ اعلامیه دیگر صادر کرد»، شماره ۱۵۶۸۴، شنبه ۲۱ مرداد ۲۵۳۷، ص ۴.
[۸]همان، «سخنگوی دولت: در آشوب اصفهان ۴ کشته و ۶۶ نفر مجروح شدند»، شماره ۱۵۶۸۴، شنبه ۲۱ مرداد ۲۵۳۷، ص ۲۸.
[۹]همان، «امامان جماعت اصفهان باید به فرمانداری نظامی تعهد بدهند»، شماره ۱۵۶۸۵، یکشنبه ۲۲ مرداد ۲۵۳۷، ص ۴.
[۱۰]همان، «در نجفآباد هم حکومت نظامی برقرار شد»، شماره ۱۵۶۸۵، یکشنبه ۲۲ مرداد ۲۵۳۷، ص ۲۸.
[۱۱]همان، «در تظاهرات شیراز ۳ نفر کشته و عدهای مجروح شدند»، شماره ۱۵۶۸۴، شنبه ۲۱ مرداد ۲۵۳۷، ص ۴.
[۱۲]حسینیان، همان، ص ۲۷۸.
[۱۳]روزنامه اطلاعات، «تظاهرات و حمله به بانکها و سینماها در ۷ شهر کشور»، شماره ۱۵۶۸۵، یکشنبه ۲۲ مرداد ۲۵۳۷، ص ۴.
[۱۴]همان، «تظاهرات و حمله به بانکها در چند منطقه تهران»، شماره ۱۵۶۸۵، یکشنبه ۲۲ مرداد ۲۵۳۷، ص ۴.
[۱۵]حسینیان، همان.
[۱۶]روزنامه اطلاعات، «تظاهرات و حمله به بانکها و سینماها در ۷ شهر کشور»، همان.
[۱۷]شیرخانی، علی (۱۳۸۸). انقلاب اسلامی در قزوین، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۵۲.
[۱۸]پایدار، حسین و پروان، بیژن (۱۳۸۴). انقلاب اسلامی در بجنورد، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۵۱۸.
[۱۹]ر. ک: جغرافیای مبارزات رمضانی سال ۱۳۵۷ (بخش چهارم)، عطش مبارزه در فطر انقلاب، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد خبر: ۱۱۰۹۲، بازیابیشده در ۲ فروردین ۱۴۰۵.
[۲۰]حسینیان، همان.
[۲۱]دالوند، حمیدرضا (۱۳۸۵). انقلاب اسلامی در لرستان، جلد دوم، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۰۴.