فروشگاه
X
در یادداشت محمدجواد مادرشاهی مطرح شد؛

نامه سراسر توهینی که آیت الله خامنه‌ای دستور داد بایگانی شود/ ناگفته‌هایی درباره شخصیت اطلاعاتی رهبر شهید انقلاب

رهبر
محمد جواد مادرشاهی مشاور امنیتی آیت الله خامنه‌ای در دهه شصت، در این یادداشت با اشاره به مقام صبر رهبر شهید انقلاب در برابر توطئه های داخلی و خارجی از نامه سراسر توهینی که ایشان دستور دادند بایگانی شود تا نقش آفرینی در پرونده ضربه به حزب توده را یادآور شده است.
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۴

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در چهلمین روز تدفین رهبر شهید انقلاب آیت الله العظمی خامنه‌ای، مهندس محمد جواد مادرشاهی مشاور امنیتی و اطلاعاتی ایشان در دوران ریاست جمهوری طی یادداشتی به زوایای کمتر گفته شده‌ای از شخصیت رهبر شهید انقلاب پرداخت که در ادامه از نظر می‌گذرد.

بسمه‌تعالی
آجرک الله یا بقیة الله فی الارضین بمصابنا القائد الخامنه‌ای

من فقدان چنین رهبر عظیم، انسان جامع‌الاطراف و امام عزیزی را که نه‌تنها برای مردم ایران، که برای امت اسلامی، جبهه مقاومت و دنیای اسلام عزیز بود، به مولایمان امام زمان، حضرت بقیة‌الله فی الارضین (عج) که ایشان در حقیقت حاکم کل و هدایت‌کننده کل نظام به سمتی که باید برود هستند، تسلیت عرض می‌کنم و کل حادثه را به جامعه اسلامی، به خانواده عزیز ایشان، بازماندگان حریم ایشان و همه یاران و دوستان تبریک می‌گویم.

تبریک برای اینکه حقیقتاً چنین فداکاری‌ها و چنین عظمتی را که در طول هشتاد و چند سال ایشان در وجود خودشان ذخیره کردند و برای اسلام و نصرت امام زمان (عج) خرج کردند و جامعه جهانی را در یک پیچ تاریخی بزرگِ تغییر قرار دادند، نمی‌توانست پاداش دیگری جز این شهادت را داشته باشد. ایشان البته باید سال‌های بیشتری می‌ماندند و باید حداکثر وجود ایشان برای جامعه ما مورد استفاده قرار می‌گرفت، ولی حالا به هر شکل تقدیر این‌چنین شد و این یک تبریکی دارد که حیات ایشان به شهادت ختم شد.

شهادت ایشان در ذهن من یک مفهوم بزرگی دارد. مردم، عموماً همین وضع عادی که یک نفر شهید شده و اجر و ثواب خواهد برد را می‌بینند، اما به اعتقاد من، فضا فقط همین نیست. یقیناً رهبر شهید و شهدای این وقایع اخیر، در زمان ظهور امام زمان (عج) دوباره برمی‌گردند و با قدرت و قوت بیشتری جبهه امام زمان (عج) را به سمت جهانی شدن و به سمت آن تمدنی که رهبر شهیدمان دائم آن را ذکر می‌کردند، سوق خواهند داد. خدا می‌داند که این سیری که انسان می‌خواهد داشته باشد، اگر به شهادت ختم بشود، چقدر انسان باروریِ وجود و آثار وجودی خود را می‌تواند مضاعف کند و بنابراین، این تبریک دارد.

البته نکته دیگری هم در اینجا وجود دارد و آن اینکه در عین حال من خودم شدیداً از این فقدان افسوس خوردم و به‌شدت اعصابم تحت تأثیر قرار گرفت و نگران شدم. بالاخره ما با همه دانش آینده‌نگری و اطمینانی که به آینده داریم، انسانیم و نمی‌توانیم نگران نباشیم. فقدان چنین عزیز و بزرگی، برای امت اسلامی و برای تک‌تک افراد آن، ناراحت‌کننده و اذیت‌کننده است.

و اما بعد؛

امام شهید آیت الله العظمی خامنه‌ای (ره) ، به مقام "صبر" رسیده بودند. صبر کردن یک مقوله است و رسیدن به مقام صبر یک مقوله‌ی دیگر. این مقام صبر، در قبال توطئه‌ها بود؛ توطئه علیه نظام اسلامی و توطئه برای کسب قدرت.
در ابتدای انقلاب، ضدانقلاب یک جبهه بود: منافقین با نفوذ در متدینین، لیبرال‌های اطراف مهندس بازرگان که فرصت‌سوزی کردند، نفوذ در ارتش برای کودتاهایی مثل نوژه، و تحرکات مخفیِ ژنرال‌های وابسته به بهائیت. همزمان، جریان برانداز سیدمهدی هاشمی و گروه‌های انقلابی سطحی و نادان که در تور حرکت انگلیسی امثال قذافی افتاده بودند.

در کنار این‌ها، توطئه‌ی قدرت در بین همرزمان نیز وجود داشت؛ جبهه‌بندی‌هایی که با دید تیزبین و خلوص انسانی ایشان، انحرافاتشان کاملاً دیده می‌شد. و رهبر شهید ما، در برابر همه‌ی این‌ها «صبر جمیل» داشتند. ایشان همه توطئه‌ها را می‌دیدند، اما نه جا می‌خوردند، نه برنامه‌ریزی خطا می‌کردند و نه از اعتدال خارج می‌شدند. 

حتی از درون دفتر حضرت امام (ره)، در قضیه‌ی نماز جمعه ۱۳۶۶، نامه‌ای سراسر توهین به ایشان نوشتند. آقا زیر نامه، خطاب به بنده مضمونی نوشتند که: "یکی بر سر شاخ، بن می‌برید؛ که این نادان نمی‌داند که توهین‌های او، در واقع نظام و روحانیت را می‌زند و خدا کند وقتی که او و آن گروه برانداز می‌فهمند، کار از کار نگذشته باشد!" اما در آخر نوشتند که این نامه جواب ندارد و بایگانی شود.

در کنار صبر، بصیرت و توکل ایشان بی‌نظیر بود. امام شهید ما معامله نمی‌کردند. ایشان به «آینده‌شناسی قرآنی» دست یافته بودند که موجب شد حرف‌ها و برداشت‌های ایشان در دوران تحمل زندان ساواک و مجاهدتهای پیش از انقلاب و در دوره پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن در طول دهه های متمادی، یکپارچه و استوار باقی بماند.

ایشان یک «کاراکتر اطلاعاتی» داشتند؛ دورنگر، ضابط اطلاعات، و به شدت محتاط در خرج اطلاعات.

اوج این عمق شناخت در ماجرای دستگیری سران حزب توده نمایان شد؛ جایی که ایشان شخصاً مسئولیت پرونده را به عهده گرفتند، چرا که بسیاری از نیروهای امنیتی ما، از برخورد با شوروی واهمه داشتند و بدین ترتیب خطر بزرگی از نفاق حزب توده در نظام جمهوری اسلامی بدست مبارک ایشان برطرف گردید.

این خبر را به اشتراک بگذارید: