«میدانستیم اما اهمیتی ندادیم»؛ روایت اسناد آمریکایی از جنایت شیمیایی صدام علیه ایران
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی-رضا عباسی (دکتری علوم سیاسی دانشگاه تهران)؛ سند مورد بررسی، «استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی»، یک یادداشت اطلاعاتی از جاناتان تی. هاو خطاب به جرج پی. شولتز، وزیر امور خارجه ایالات متحده، مورخ ۱ نوامبر ۱۹۸۳ است که از سوی وزارت امور خارجه آمریکا، دفتر امور سیاسی ـ نظامی تهیه شده و نسخه ازطبقهبندیخارجشده آن توسط آرشیو امنیت ملی در دانشگاه جرج واشنگتن منتشر شده است. [۱]
این سند در مجموعه «دست دادن با صدام حسین: چرخش ایالات متحده به سوی عراق، ۱۹۸۰–۱۹۸۴ (Shaking Hands with Saddam Hussein: The U.S. Tilts toward Iraq, ۱۹۸۰–۱۹۸۴) و همچنین در مجموعه اسناد مستندسازی روابط ایران و آمریکا، ۱۹۷۸–۲۰۱۵ (Documenting Iran-U.S. Relations, ۱۹۷۸–۲۰۱۵) در دسترس قرار گرفته است. [۲] سند در شرایطی تولید شد که سیاست واشنگتن در جنگ ایران و عراق از بیطرفی اولیه به سمت حمایت فزاینده از عراق در حال حرکت بود. پس از ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق در تابستان ۱۹۸۲، نگرانی آمریکا از پیروزی ایران افزایش یافت و حمایت سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و اطلاعاتی از بغداد بهتدریج گسترش پیدا کرد. [۳]
همزمان، گزارشهای مربوط به استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی نیز افزایش یافت. بنابراین، اهمیت تاریخی سند در ثبت یک تعارض اساسی نهفته است. از یک سو، آمریکا رسماً با استفاده از جنگافزارهای شیمیایی مخالفت میکرد و حفظ اعتبار این موضع برای واشنگتن اهمیت داشت؛ از سوی دیگر، جلوگیری از پیروزی ایران به یک اولویت راهبردی تبدیل شده بود.
زمان صدور سند، یعنی ۱ نوامبر ۱۹۸۳، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این تاریخ میان دو مرحله مهم در تحول سیاست آمریکا قرار دارد. از یک سو، در ۷ اکتبر ۱۹۸۳ وزارت امور خارجه آمریکا گزارشی درباره امکان تغییر موضع «بیطرفی کامل» و حرکت به سمت یک «چرخش محدود» به سوی عراق تهیه کرده بود. در این سند تصریح شده بود که سیاست بیطرفی آمریکا از زمانی که نیروهای ایران در تابستان ۱۹۸۲ وارد خاک عراق شدند، عملاً به استثنای فروش سلاح تعدیل شده و اقدامات انجامشده بهتدریج به سود عراق بوده است.[۴] از سوی دیگر، تنها چند هفته پس از یادداشت هاو، در ۲۶ نوامبر ۱۹۸۳، رونالد ریگان با صدور دستورالعمل شماره ۱۱۴ تصمیمات امنیت ملی (NSDD ۱۱۴) سیاست آمریکا در قبال جنگ ایران و عراق را در سطح ریاستجمهوری صورتبندی کرد.[۵]
بنابراین، یادداشت هاو را نمیتوان یک گزارش اداری منفرد دانست. این سند بخشی از زنجیره تصمیمگیری در واشنگتن بود. زنجیرهای که در آن همزمان دو مسئله مورد توجه قرار داشت. نخست، چگونگی افزایش حمایت از عراق برای جلوگیری از پیروزی ایران، و دوم، نحوه برخورد با گزارشهای مربوط به استفاده عراق از سلاح شیمیایی. آرشیو امنیت ملی نیز این سند را در کنار اسناد مربوط به تغییر سیاست آمریکا و تصمیم NSDD ۱۱۴ قرار داده و نشان میدهد که بحث درباره سلاحهای شیمیایی همزمان با بررسی سیاست جدید آمریکا در قبال جنگ جریان داشت.[۶]

از همین رو، اهمیت تاریخی سند در موقعیت زمانی آن است. آگاهی آمریکا از رفتار شیمیایی عراق پیش از تثبیت کامل سیاست حمایت از بغداد وجود داشت. سند اول نوامبر نشان میدهد که مقامهای آمریکایی اطلاعاتی در اختیار داشتند که استفاده عراق از سلاح شیمیایی را تقریباً روزانه تأیید میکرد.[۷] بنابراین، این آگاهی را نمیتوان صرفاً نتیجه تحولات بعدی جنگ یا افشای گستردهتر جنایات شیمیایی عراق دانست بلکه این اطلاعات دقیقاً در دورهای در اختیار واشنگتن بود که سیاست آمریکا در حال چرخش به سمت بغداد بود.
یکی از مهمترین یافتههای تاریخی سند این است که میان وجود اطلاعات و اثرگذاری اطلاعات بر تصمیم سیاسی تفاوت وجود دارد. در یادداشت ۱ نوامبر ۱۹۸۳، هاو و همکارانش اعلام میکنند که اطلاعات بیشتری در تأیید استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی در اختیار وزارت خارجه قرار گرفته است و استفاده عراق از این سلاحها را «تقریباً روزانه» توصیف میکنند[۸] افزون بر آن، در همان سند آمده است که عراق توانایی تولید سلاح شیمیایی را به دست آورده و احتمال داده میشد که این توانایی با کمک شرکتهای غربی، از جمله احتمالاً یک شرکت تابعه آمریکایی، ایجاد شده باشد[۹]
این شواهد نشان میدهند که توضیح مسئله با این گزاره که «آمریکا از استفاده عراق از سلاح شیمیایی خبر نداشت» از نظر تاریخی قابل دفاع نیست. اطلاعات وجود داشت و در اختیار دستگاه سیاست خارجی آمریکا قرار گرفته بود. در واقع، خود آرشیو امنیت ملی تأکید میکند که دولت آمریکا همزمان با بررسی تغییر سیاست در قبال جنگ، اطلاعاتی در تأیید اتهامات ایران درباره استفاده عراق از سلاح شیمیایی در اختیار داشت[۱۰]
بااینحال، سند بهتنهایی ثابت نمیکند که واشنگتن از همان ابتدا تصمیم گرفته بود استفاده عراق از سلاح شیمیایی را بپذیرد یا نادیده بگیرد. برعکس، در روند سیاستگذاری نشانههایی از نگرانی و تلاش برای واکنش دیده میشود. در ۲۱ نوامبر ۱۹۸۳، وزارت امور خارجه پیشنهاد کرد که موضوع استفاده عراق از سلاح شیمیایی با مقامهای عراقی مطرح شود تا از ادامه آن جلوگیری شود. در همان یادداشت، بر ضرورت واکنش آمریکا برای حفظ اعتبار سیاست رسمی واشنگتن در مخالفت با جنگافزارهای شیمیایی تأکید شده بود.[۱۱]
در نتیجه، مفهوم «شکست اطلاعاتی» باید با دقت به کار رود. اگر شکست اطلاعاتی را به معنای نداشتن اطلاعات بدانیم، این سند نمونه مناسبی از آن نیست، زیرا اطلاعات موجود بود. اما اگر شکست اطلاعاتی را به معنای شکاف میان تولید و دریافت اطلاعات از یک سو و تبدیل آن به تصمیم مؤثر سیاسی از سوی دیگر تعریف کنیم، سند اهمیت بسیار زیادی پیدا میکند. مشکل اصلی این نبود که واشنگتن نمیدانست عراق چه میکند. مسئله این بود که این دانستهها در برابر اولویت راهبردی جلوگیری از پیروزی ایران چه وزن و جایگاهی پیدا میکردند.
از این منظر، سند هاو بیش از آنکه روایت «نادانی» باشد، روایت آگاهی، نگرانی، تعارض منافع و واکنش محدود است. این تمایز برای تحلیل تاریخی اهمیت اساسی دارد؛ زیرا نشان میدهد که در سیاست خارجی، تولید اطلاعات به خودی خود تضمینکننده تصمیم مناسب نیست و ممکن است اطلاعات معتبر در فرآیند سیاستگذاری تحت تأثیر اولویتهای راهبردی قرار گیرد.
تحلیل تاریخی سند زمانی کاملتر میشود که آن را از منظر امنیت انسانی نیز بررسی کنیم. در چارچوب سیاست امنیتی غالب آمریکا در آن دوره، تهدید اصلی، گسترش نفوذ ایران و احتمال پیروزی تهران در جنگ بود. بنابراین، حفظ توازن منطقهای، حفاظت از جریان نفت خلیج فارس و جلوگیری از شکست عراق اهمیت فراوانی داشت. NSDD ۱۱۴ نیز بر اهمیت حفظ توانایی آمریکا برای واکنش به تهدیدهای متوجه جریان نفت و تقویت آمادگی نظامی در خلیج فارس تأکید میکرد و در عین حال اشارهای به مسئله سلاحهای شیمیایی نداشت[۱۲]

اما در چارچوب امنیت انسانی، استفاده مکرر از سلاح شیمیایی علیه انسانها باید خود یک تهدید اساسی و مستقل تلقی شود. اسناد آمریکایی نشان میدهند که واشنگتن نهتنها درباره استفاده عراق از سلاح شیمیایی علیه نیروهای ایرانی اطلاعات داشت، بلکه در اسناد نوامبر ۱۹۸۳ گزارشهایی درباره استفاده عراق از این سلاحها علیه «شورشیان کرد» نیز ثبت شده بود[۱۳]
همین مسئله نشان میدهد که چرا داشتن اطلاعات الزاماً به معنای اثرگذاری آن بر سیاست امنیتی نیست. اطلاعات مربوط به سلاح شیمیایی با اولویت راهبردی واشنگتن، یعنی جلوگیری از پیروزی ایران، در تعارض قرار گرفته بود. واکنش آمریکا در این مقطع به سمت نوعی سازش حرکت کرد حفظ موضع رسمی علیه استفاده از سلاحهای شیمیایی، تلاش برای انتقال نگرانی به بغداد و در عین حال، پرهیز از اقدامی که بتواند روابط رو به گسترش با عراق را به خطر بیندازد.
اهمیت سند همچنین در پیوند آن با سایر اسناد همان دوره آشکار میشود. اگر یادداشت ۱ نوامبر را در کنار سند ۷ اکتبر درباره بررسی تغییر سیاست آمریکا، گزارش ۲۲ اکتبر درباره استفاده عراق از سلاح شیمیایی، یادداشت ۲۱ نوامبر درباره بازدارندگی عراق و NSDD ۱۱۴ در ۲۶ نوامبر قرار دهیم، یک فرایند تاریخی نسبتاً روشن مشاهده میشود[۱۴]. آمریکا در حال حرکت به سمت حمایت بیشتر از عراق بود و همزمان اطلاعات مربوط به رفتار شیمیایی بغداد را دریافت میکرد و سپس تلاش میکرد میان حمایت راهبردی از عراق و مخالفت رسمی با سلاح شیمیایی نوعی سازش ایجاد کند.
این روند در اسناد بعدی نیز قابل مشاهده است. آرشیو امنیت ملی گزارش میکند که دولت آمریکا در اواخر نوامبر ۱۹۸۳ تصمیم گرفت اقدامات خود علیه برنامه شیمیایی عراق را عمدتاً به نظارت نزدیک محدود کند. از جمله به دلیل حساسیت منابع اطلاعاتی و ارزیابی پایین از احتمال دستیابی به نتایج مطلوب.[۱۵] اندکی بعد، در دسامبر ۱۹۸۳، دونالد رامسفلد بهعنوان فرستاده رئیسجمهور ریگان به بغداد رفت و با صدام حسین دیدار کرد. اقدامی که نشاندهنده ادامه روند نزدیک شدن سیاسی آمریکا و عراق بود[۱۶]
نتیجهگیری
سند ۱ نوامبر ۱۹۸۳ از این جهت اهمیت تاریخی دارد که یک لحظه حساس در فرایند تصمیمگیری سیاست خارجی آمریکا را ثبت میکند. واشنگتن در این مقطع میدانست که عراق از سلاحهای شیمیایی استفاده میکند، میدانست این رفتار با موضع رسمی آمریکا علیه جنگافزارهای شیمیایی ناسازگار است و در همان حال، در حال طراحی سیاستی برای افزایش حمایت از بغداد و جلوگیری از پیروزی ایران بود.
بنابراین، مهمترین نتیجه تاریخی سند آن است که مسئله را نمیتوان با دوگانه ساده «آگاهی یا بیاطلاعی» توضیح داد. شواهد نشان میدهند که آگاهی وجود داشت، اما آگاهی به اقدام قاطع منجر نشد. اولویتهای ژئوپلیتیکی، نگرانی درباره ایران، اهمیت عراق در حفظ توازن منطقهای و ملاحظات مربوط به امنیت خلیج فارس باعث شد واکنش آمریکا محدود بماند.
از این منظر، سند هاو نمونهای مهم از شکاف میان دانستن و عمل کردن در سیاست خارجی است. شکافی که در آن اطلاعات امنیتی نه به دلیل فقدان، بلکه به دلیل قرار گرفتن در برابر اولویتهای راهبردی رقیب، نتوانست مسیر سیاست را بهطور اساسی تغییر دهد. به بیان دیگر، مسئله تاریخی این نیست که «آمریکا نمیدانست»، بلکه این است که آمریکا میدانست و بااینحال، دانش موجود نتوانست بر اولویت جلوگیری از پیروزی ایران غلبه کند.
پاورقیها
[۱]Jonathan T. Howe, “Iraq Use of Chemical Weapons,” Information Memorandum to Secretary of State George P. Shultz, November ۱, ۱۹۸۳, U.S. Department of State, Bureau of Politico-Military Affairs. نسخه ازطبقهبندیخارجشده سند در National Security Archive، George Washington University، منتشر شده است.
[۲]Joyce Battle (ed.) , Shaking Hands with Saddam Hussein: The U.S. Tilts toward Iraq, ۱۹۸۰–۱۹۸۴, National Security Archive, Electronic Briefing Book No. ۸۲؛ همچنین سند در مجموعه Documenting Iran-U.S. Relations, ۱۹۷۸–۲۰۱۵ منتشر شده است.
[۳]National Security Archive, Shaking Hands with Saddam Hussein: The U.S. Tilts toward Iraq, ۱۹۸۰–۱۹۸۴. آرشیو توضیح میدهد که آمریکا پس از ورود نیروهای ایران به عراق در تابستان ۱۹۸۲، بهتدریج حمایت سیاسی، دیپلماتیک، تجاری و اطلاعاتی خود از عراق را گسترش داد.
[۴]U.S. Department of State, Bureau of Near Eastern and South Asian Affairs, Information Memorandum from Jonathan T. Howe and Nicholas A. Veliotes, “Iran-Iraq War: Analysis of Possible U.S. Shift from Position of Strict Neutrality,” October ۷, ۱۹۸۳. این سند امکان «چرخش» سیاست آمریکا به سوی عراق را بررسی میکرد و تصریح داشت که بیطرفی آمریکا از سال ۱۹۸۲ عملاً تعدیل شده است.
[۵]Ronald W. Reagan, National Security Decision Directive ۱۱۴, “U.S. Policy toward the Iran-Iraq War,” November ۲۶, ۱۹۸۳. فهرست رسمی NSDDها تاریخ NSDD ۱۱۴ را ۲۶ نوامبر ۱۹۸۳ ثبت کرده است.
[۶]National Security Archive, Shaking Hands with Saddam Hussein. آرشیو اسناد ۲۲ تا ۲۶ را بهترتیب در ارتباط با بررسی تغییر سیاست آمریکا، گزارش استفاده از سلاح شیمیایی، یادداشت هاو و NSDD ۱۱۴ ارائه میکند.
[۷]Jonathan T. Howe, “Iraq Use of Chemical Weapons,” November ۱, ۱۹۸۳. آرشیو امنیت ملی در توضیح سند تصریح میکند که آمریکا میدانست عراق تقریباً «روزانه» از جنگافزار شیمیایی استفاده میکند.
[۸]همان سند، Iraq Use of Chemical Weapons, November ۱, ۱۹۸۳. نسخه دیجیتال سند، از جمله سربرگ وزارت امور خارجه و مشخصات تهیهکنندگان، در آرشیو امنیت ملی موجود است.
[۹]همانجا. در گزارشهای مربوط به این سند آمده است که مقامهای آمریکایی از دستیابی عراق به توانایی تولید سلاح شیمیایی و احتمال نقش شرکتهای غربی، از جمله احتمالاً یک شرکت تابعه آمریکایی، اطلاع داشتند.
[۱۰]National Security Archive, Shaking Hands with Saddam Hussein. این مجموعه تصریح میکند که اطلاعات آمریکا اتهامات ایران درباره استفاده عراق از سلاح شیمیایی را تأیید میکرد و این اطلاعات همزمان با بررسی و تصمیمگیری درباره حمایت از عراق وجود داشت.
[۱۱]U.S. Department of State, Jonathan T. Howe to Lawrence S. Eagleburger, “Iraqi Use of Chemical Weapons,” November ۲۱, ۱۹۸۳، شامل اسناد پیوست درباره “Deterring Iraqi Use of Chemical Weapons” و “Background of Iraqi Use of Chemical Weapons. ” مقامهای وزارت خارجه پیشنهاد کردند موضوع با عراقیها مطرح شود تا از ادامه استفاده جلوگیری شود و اعتبار موضع رسمی آمریکا حفظ گردد.
[۱۲]Ronald W. Reagan, NSDD ۱۱۴, “U.S. Policy toward the Iran-Iraq War,” November ۲۶, ۱۹۸۳. آرشیو امنیت ملی نشان میدهد که این دستورالعمل بر همکاری نظامی منطقهای، حفاظت از تأسیسات نفتی و آمادگی آمریکا در خلیج فارس تأکید داشت و در آن اشارهای به سلاحهای شیمیایی نشده بود.
[۱۳]U.S. Department of State, “Iraqi Use of Chemical Weapons,” November ۲۱, ۱۹۸۳. در این مجموعه، استفاده عراق از سلاح شیمیایی علیه نیروهای ایرانی و گزارشهایی درباره استفاده علیه «Kurdish insurgents» ثبت شده است.
[۱۴]برای زنجیره اسناد این مقطع، نک. National Security Archive, Shaking Hands with Saddam Hussein, Documents ۲۲–۲۶. این مجموعه شامل سند ۷ اکتبر درباره تغییر سیاست، گزارش ۲۲ اکتبر درباره استفاده شیمیایی، یادداشت ۱ نوامبر، یادداشت ۲۱ نوامبر و NSDD ۱۱۴ است.
[۱۵]National Security Archive, Shaking Hands with Saddam Hussein. آرشیو گزارش میکند که دولت آمریکا در اواخر نوامبر ۱۹۸۳ اقدامات خود علیه برنامه شیمیایی عراق را به «نظارت نزدیک» محدود کرد و دلایلی همچون حساسیت منابع و احتمال پایین موفقیت را مطرح کرد.
[۱۶]همانجا. آرشیو همچنین سند مربوط به مأموریت دسامبر ۱۹۸۳ دونالد رامسفلد به بغداد و دیدار او با صدام حسین را در ادامه همین روند اسناد قرار داده است.