فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۱۴۶۱
به‌روایت اسناد

نفوذی بزرگ در شواری امنیت کشور + سند

d
در شهریور سال ۱۳۶۰ در یک اقدام تروریستی بی‌سابقه جلسه شورای امنیت کشور با حضور رئیس جمهور و نخست وزیر منفجر شد. نفوذ ضدانقلاب به دستگاه‌های امنیتی تا حد دبیری شورای امنیت کشور موضوعی است که سال‌هاست درباره آن در محافل سیاسی و امنیتی بحث می‌شود.
شنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۲

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در روز هشت شهریور سال ۱۳۶۰ در یک اقدام تروریستی بی‌سابقه جلسه شورای امنیت کشور با حضور رئیس جمهور و نخست وزیر منفجر شد. نفوذ ضدانقلاب به دستگاه‌های امنیتی تا حد دبیری شورای امنیت کشور موضوعی است که سال‌هاست درباره آن در محافل سیاسی و امنیتی بحث می‌شود.

در این تاریخ، در یک اقدام تروریستی بی‌سابقه جلسه شورای امنیت کشور با حضور رئیس جمهور و نخست وزیر منفجر شد و شهید رجایی و شهید باهنر به همراه دفتریان و وحید دستجردی در این انفجار تروریستی به شهادت رسیدند. نفوذ ضدانقلاب به دستگاه‌های امنیتی تا حد دبیری شورای امنیت کشور و چگونه تبرئه شدن عوامل این نفوذ موضوعی است که سال‌ها درباره آن در محافل سیاسی و امنیتی بحث می‌شود. در ادامه گزارشی از چگونگی ارتقای مسعود کشمیری عامل این انفجار به دبیری شورای امنیت کشور و مسائل بعدی مربوط به پرونده انفجار نخست وزیری می‌آید.


ساعت ۳ بعدازظهر روز هشت شهریور، جلسه شورای امنیت کشور؛ حاضران: محمدعلی رجایی رئیس جمهور، محمد جواد باهنر نخست وزیر و مسعود کشمیری جانشین دبیر شورای امنیت بالای میز جلسه نشسته‌اند. تیمسار وحید دستجردی کنار باهنر و بعد از او اخیانی به جای فرماندهی ژاندارمری کل نشسته، در کنار وی به ترتیب تیمسار کتیبه، سرورالدینی معاون وزیر کشور، خسرو تهرانی از اطلاعات نخست وزیری، کلاهدوز قائم مقام سپاه یک طرف میز بودند و طرف دیگر میز تیمسار شرف خواه معاون نیروی زمینی، سرهنگ وحیدی معاون هماهنگی ستاد مشترک، سرهنگ وصالی فرمانده عملیات نیروی زمینی و سرهنگ صفاپور فرمانده عملیات ستاد مشترک قرار دارند.
ضبط صوت بزرگ کشمیری که مخصوص ضبط جلسات است، درست نزدیک رجایی و باهنر قرار می‌گیرد و کشمیری به معمول هر جلسه چای می‌ریزد و برای حاضرین می‌آورد و پس از گفت‌وگوی کوتاهی با خسرو تهرانی از جلسه خارج می‌شود. او پیش از خروج از جلسه کیف بزرگی را که همیشه همراه دارد با پا به نزدیکی رجایی هدایت می‌کند.
کشمیری از ساختمان نخست وزیری خارج می‌شود و در میدان پاستور نزد کسانی می‌رود که منتظر اویند تا دبیر شورای امنیت را به یک نقطه امن انتقال دهند. همزمان صدای انفجار شدیدی منطقه را می‌لرزاند. مطابق نظر کارشناسان بمب از نوع خاص «تخریبی-آتش‌زا» بوده که از حدود ۲ پوند تی- ان- تی و مقداری منیزیم تشکیل و در یک کیف دستی جاسازی شده بوده.

مسعود کشمیری، یکی از تاریک‌ترین و در عین حال، تأثیرگذارترین چهره‌های نفوذ در تاریخ جمهوری اسلامی ایران است. فردی که با رعایت کامل ظواهر و جلب اعتماد نهاد‌های نوپای انقلاب، از درون، ضربات مهلکی بر پیکر امنیت ملی کشور وارد کرد. بررسی اسناد به‌جامانده از اوایل دهه‌ی شصت نشان می‌دهد که نفوذ او را باید در سه لایه‌ی نفوذ اداری، نفوذ عملیاتی و نفوذ در سطوح عالی تصمیم‌گیری تحلیل کرد.

اولین و مهم‌ترین گام برای یک نفوذی، کسب اعتبار رسمی است. سند مربوط به ۹ تیر ماه ۱۳۵۸ نشان می‌دهد که او موفق شد از سوی مسئول دفتر مهندس بازرگان (نخست‌وزیر وقت)، حکمی برای دسترسی به پرونده‌های نیروی هوایی دریافت کند. این حکم به‌مثابه کلیدی بود که قفل باارزش‌ترین اسناد کشور را باز می‌کرد. طبق این حکم، کشمیری مجوز دسترسی به اسناد طبقه‌بندی‌شده تا رده‌ی به کلی سری را پیدا کرد. نکته‌ی هشداردهنده در این سند، سطح بالای دسترسی است؛ جایی که حتی بسیاری از فرماندهان وقت نیروی هوایی نیز از برخی پرونده‌ها بی‌اطلاع بودند.

کشمیری به طور مستقیم در جریان عملیات و تصمیم‌گیری‌ها نیز مداخله می‌کرد. با نفوذ به «ستاد خنثی‌سازی کودتای نقاب»، او عملاً به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های ضدکودتا در سال ۱۳۵۹ نفوذ کرد. در این جایگاه، او دو مأموریت منافقین را عملی کرد: اول، فراری‌دادن سرهنگ بنی‌عامری (مسئول عملیات نظامی کودتا) که ضربه‌ی سنگینی به روند محاکمه و افشای عوامل کودتا بود. او با این کار، مانع از خالی شدن بار اطلاعاتی عاملان کودتا و بازداشت آنها شد.
دوم، اقدامی بسیار خطرناک‌تر؛ او در جریان تظاهرات ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ جبهه ملی، با کوچک‌نمایی و بی‌اهمیت جلوه دادن این اعتراضات، مانع از برخورد قاطع با آنها شد و طرح‌های دستگیری سران این جریان را خنثی کرد.

دلیل اینکه نفوذ کشمیری تا مدت‌ها ناشناخته ماند، نه تنها محرمانگی بالای عضوگیری در سازمان منافقین، بلکه پوشش قوی او در نهاد‌های دولتی بود. در این مقطع، هنوز نهاد‌های امنیتی به‌طور منظم و ساختار‌مند و با کارویژه‌های مشخص تشکیل نشده بودند و همین نقصان مهم، یکی از علل اصلی نفوذ افراد به اندرونی‌های مختلف اداره کشور می‌شد.  اسناد به‌جامانده نشان می‌دهد که چگونه سوءاستفاده از ساده‌لوحی‌های اداری اول انقلاب، اعتماد بی‌جای نهاد‌های نوپا به ظاهر انقلابی‌گری، و نبود یک سیستم دقیق پایش اطلاعاتی، می‌تواند به یک فاجعه‌ی بی‌بازگشت تبدیل شود. کشمیری با حکم بازرگان، با نفوذ در ارکان اداری کشور و با خرابکاری در عرصه‌های مختلف اطللاعات مهمی را در اختیار سازمان منافقین گذاشت ضربات مهلکی بر نظام نوپای جمهوری اسلامی وارد نمود.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: