فروشگاه
☰ X
به بهانه سالروز استقلال تاجیکستان

نگاهی به پیوند‌های تاریخی ایران و تاجیکستان

a
تاجیکستان کشوری در منطقه آسیای مرکزی است که تاریخ و فرهنگ آن با میراث تمدنی ایران پیوندی دیرینه دارد. دین اسلام، زبان فارسی، ادبیات، شاخص‌های فرهنگ عمومی از قبیل آئین‌های اجتماعی، آثار تاریخی، مفاخر، نماد‌ها و... بخشی از این میراث مشترک هستند. در ۹ سپتامبر ۱۹۹۱ (۱۸ شهریور ۱۳۷۰) استقلال تاجیکستان از اتحاد جماهیر شوروی، فرصت تازه‌ای را برای بازشناسی این پیوند‌ها و گسترش روابط با ایران فراهم کرد.
چهارشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۵

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در آغاز دهه ۱۹۹۰، نقشه سیاسی آسیای مرکزی را دگرگون کرد و جمهوری‌های این منطقه یکی پس از دیگری استقلال خود را به دست آوردند. تاجیکستان نیز در ۹ سپتامبر ۱۹۹۱ (۱۸ شهریور ۱۳۷۰) استقلال خود را اعلام کرد، اما این کشور در سال‌های نخست استقلال با بی‌ثباتی سیاسی و جنگ داخلی مواجه شد ولی رفته‎رفته صلح و ثبات خود را باز یافت. استقلال این جمهوری زمینه‌ای فراهم کرد تا تاجیکستان هویت ملی و فرهنگی خود را بیش از گذشته بازتعریف کند و روابط خود را با کشور‌های پیرامون به‌ویژه ایران، گسترش دهد. در این یادداشت پس از مبحث استقلال تاجیکستان، به وجوه مختلف اهمیت این کشور برای جمهوری اسلامی ایران می‌پردازیم.

استقلال تاجیکستان

تاجیکستان در دوران سلطه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، یکی از جمهوری‌های این قدرت شرقی بود. اگرچه قانون اساسی شوروی بر برابری جمهوری‌ها تأکید داشت، اما در عمل ساختار قدرت به شدت تحت سلطه مسکو قرار داشت و جمهوری‌های آسیای مرکزی (تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان) از استقلال عمل محدودی برخوردار بودند. انتصاب کادر‌های سیاسی از سوی مسکو، حضور گسترده روس‌ها در ساختار اداری و کنترل نهاد‌های سراسری، از مهم‌ترین ابزار‌های اعمال این سلطه بود. [۱]

با آغاز اصلاحات سیاسی و اقتصادی میخائیل گورباچف و ایجاد فضای باز سیاسی، فعالیت احزاب جدید در تاجیکستان نیز امکان‌پذیر شد. در این دوره، حزب دموکرات تاجیکستان، حزب رستاخیز و حزب نهضت اسلامی شکل گرفتند. پس از کودتای نافرجام ۱۹ اوت ۱۹۹۱ (۲۸ مرداد ۱۳۷۰) در شوروی، اصلان‌اف رئیس‌جمهور موقت تاجیکستان در ۹ سپتامبر (۱۸ شهریور) همان سال استقلال تاجیکستان را اعلام کرد. اگرچه تحولات سیاسی بعدی به برکناری او انجامید، فروپاشی شوروی در دسامبر ۱۹۹۱ (آذرماه ۱۳۷۰) استقلال تاجیکستان را تثبیت نمود.

تاجیکستان در سال‌های نخست استقلال با جنگ داخلی از سال ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) به مدت حدود پنج سال مواجه شد و سرانجام امامعلی رحمان در میانه این بحران به قدرت رسید. روند صلح و تثبیت سیاسی در سال‌های بعد، شرایط را برای بازسازی کشور و توسعه روابط خارجی آن فراهم کرد. [۲]

 

نگاهی به پیوند‌های تاریخی ایران و تاجیکستان

 

آسیای مرکزی و اهمیت تاجیکستان برای ایران

آسیای مرکزی سرزمینی پهناور، پوشیده از استپ‌ها (بیابان‌های وسیع) و نواحی کوهستانی در شرق و جنوب آن است. کشور‌های همجوار با آسیای مرکزی عبارتند از: روسیه در شمال و مغرب، ایران و افغانستان در جنوب و چین در مشرق. [۳]آسیای مرکزی به دلیل منابع طبیعی، موقعیت ارتباطی و بازار‌های اقتصادی، از اهمیت راهبردی برخوردار است. با وجود این، پس از گذشت بیش از سه دهه از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری‌های آسیای مرکزی، ظرفیت‌های فرهنگی و اقتصادی این منطقه همچنان به‌طور کامل در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار نگرفته است. [۴]

 

نگاهی به پیوند‌های تاریخی ایران و تاجیکستان

 

ساختار‌های اقتصادی ایران و جمهوری‌های آسیای مرکزی، زمینه‌های مناسبی را برای توسعه روابط همه‌جانبه در میان آنها فراهم آورده است. مسئله مهم در این زمینه، محصور بودن این جمهوری‌ها در خشکی و مزایای استفاده از مسیر ایران، برای دسترسی به بازار‌های جهانی برای انتقال منابع انرژی است. ویژگی جغرافیایی ایران بهترین و باصرفه‌‎ترین مسیر را در این زمینه ارائه کرده است.

آسیای مرکزی و جمهوری‌های آن برای ایران از چند جهت، اهمیت اقتصادی دارند: ۱) منابع مواد خام گوناگون، ۲) بازار فروش کالا‌های ایرانی به ویژه مواد مصرفی، ۳) مسیری برای انتقال صادرات ایران به مناطق دیگر. در این میان، ایران برای تحکیم پیوند با اقتصاد جمهوری‌های آسیای مرکزی در چند محور فعالیت خود را سازمان می‌دهد: ۱) ایجاد و گسترش خطوط ارتباطی، ۲) ایجاد و گسترش خطوط لوله نفت و گاز، ۳) ایجاد مناطق آزاد تجاری. [۵].

اما اهمیت آسیای مرکزی برای ایران تنها اقتصادی نیست. اشتراکات تاریخی و فرهنگی، به‌ویژه در حوزه زبان و میراث تمدنی، می‌تواند زمینه‌ای برای تقویت روابط با کشور‌های این منطقه فراهم آورد. نقش فرهنگ و عواملی فرهنگی در محیط انسانی، واقعیتی انکارناپذیر است و فضای جغرافیایی همواره تحت‌تأثیر فرهنگ قرار دارد و با توجه به آن شکل می‌گیرد. از سوی دیگر در دهه‌های اخیر، تأثیرپذیری از فرهنگ در عالم سیاست، مقوله‌ای است که مورد توجه سیاستمداران و اندیشمندان قرار گرفته است، چراکه مؤلفه فرهنگ در بسیاری از رفتار‌ها و فرآیند‌های سیاسی در مقیاس‌های ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی مؤثر می‌باشد. [۶]در میان جمهوری‌های آسیای مرکزی، تاجیکستان جایگاهی متفاوت دارد؛ زیرا پیوند‌های زبانی و فرهنگی آن با ایران، روابط دو کشور را از سطح مناسبات متعارف سیاسی فراتر می‌برد.

 

۱. پیوند‌های فرهنگی

روابط ایران و تاجیکستان را نمی‌توان بدون توجه به پیشینه تاریخی و فرهنگی مشترک دو کشور بررسی کرد. ایران و تاجیکستان، با وجود مرز‌های سیاسی امروزی، در بخش مهمی از تاریخ در حوزه تمدنی مشترکی قرار داشته‌اند. تاجیکستان میراث‌دار تمدن‌های ایرانی، سغدی، باختری و سامانی است و این پیشینه همچنان در هویت فرهنگی این کشور بازتاب دارد. [۷]

پس از اشتراکات دینی ـ که اکثریت مردمان دو کشور ایران و تاجیکستان، مسلمان هستند ـ مهم‌ترین نمود این پیوند، زبان فارسی است. فارسی تاجیکی، گونه‌ای از زبان فارسی است که طی قرن‌ها در آسیای مرکزی تحول یافته و در اثر تماس با زبان روسی و زبان‌های ترکی، تفاوت‌هایی با فارسی رایج در ایران پیدا کرده است. با این حال، ریشه مشترک زبانی همچنان یکی از مهم‌ترین عوامل پیوند میان دو ملت به شمار می‌رود. [۸]زبان فارسی قرن‌ها زبان فرهنگ و تمدن در بخش گسترده‌ای از آسیای مرکزی بود و در مراکز مهمی همچون بخارا و سمرقند جایگاهی اساسی داشت. سیاست‌های شوروی، به‌ویژه تغییر خط و محدود کردن حوزه کاربرد فارسی، این پیوستگی را تضعیف کرد. تغییر خط از الفبای عربی به لاتین و سپس سیریلیک، بخشی از روند گسترده‌تر سیاست فرهنگی شوروی برای بازتعریف هویت ملت‌های آسیای مرکزی بود. [۹]با وجود این تحولات، میراث فارسی از میان نرفت. حضور نام‌هایی، چون رودکی، فردوسی، ابن‌سینا، ابوسعید ابوالخیر، فارابی، خوارزمی، میرسیدعلی همدانی و دیگر چهره‌های مشترک در حافظه فرهنگی ایران و تاجیکستان، نمونه‌ای از این پیوند دیرپا است. [۱۰]

نوروز نیز یکی دیگر از عناصر مهم این اشتراک فرهنگی است. این جشن که در کشور‌های مختلف حوزه فرهنگی ایران و آسیای مرکزی رواج دارد، در دوران شوروی با محدودیت‌هایی مواجه بود، اما پس از فروپاشی شوروی با شکوه بیشتری برگزار شد. نوروز در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت و در سال ۲۰۱۶ با مشارکت کشور‌های بیشتری در این فهرست گسترش یافت. [۱۱]

تاجیکستان پس از استقلال، توجه ویژه‌ای به بازنمایی این میراث فرهنگی نشان داد. ساخت و نام‌گذاری بنا‌ها و خیابان‌ها به نام چهره‌هایی، چون فردوسی، رودکی و ابن‌سینا، ایجاد میدان امیراسماعیل سامانی، کتابخانه فردوسی، موزه کمال‌الدین بهزاد و همچنین استفاده از نماد‌های تاریخی ایرانی در فضا‌های شهری، بخشی از روند بازتعریف هویت ملی تاجیکستان بود. تغییر نام قله «استالین» به قله «امیر اسماعیل سامانی» و قله «لنین» به قله «ابن‌سینا» نیز نمادی از فاصله گرفتن از میراث شوروی و بازگشت به چهره‌های تاریخی و فرهنگی بومی بود. حتی واحد پول تاجیکستان «سامانی» نام گرفت و تصاویر شخصیت‌هایی، چون رودکی و میرسیدعلی همدانی بر اسکناس‌های آن قرار گرفت. [۱۲]

 

نگاهی به پیوند‌های تاریخی ایران و تاجیکستان

 

البته این روند همواره یکدست نبوده است. برای نمونه، حذف شیر از نشان رسمی تاجیکستان در سال‌های نخست استقلال، احتمالاً به دلیل شباهت آن با نماد شیروخورشید، نشان می‌دهد که سیاست هویتی تاجیکستان در کنار بهره‌گیری از میراث ایرانی، گاه تلاش کرده است میان هویت ملی تاجیک و روایت‌های گسترده‌تر ایران فرهنگی مرزبندی ایجاد کند. [۱۳]

۲. پیوند‌های سیاسی

استقلال تاجیکستان امکان برقراری روابط مستقیم میان تهران و دوشنبه را فراهم کرد. جمهوری اسلامی ایران از نخستین کشور‌هایی بود که استقلال تاجیکستان را به رسمیت شناخت و در ۲۱ ژانویه ۱۹۹۲ (۱ بهمن ۱۳۷۰) سفارت خود را در دوشنبه به‌طور رسمی افتتاح کرد. [۱۴]علاوه بر این در تاجیکستان نام خیابانی که سفارت ایران در آن قرار داشت، از «ماکسیم گورکی» به «تهران» تغییر پیدا کرد. [۱۵]

در جریان جنگ داخلی تاجیکستان، ایران سیاست بی‌طرفی نسبت به گروه‌های درگیر را دنبال کرد و در ادامه در روند برقراری صلح و گفت‌و‌گو میان طرف‌های تاجیکی نقش‌آفرینی کرد. برقراری تماس‌های مستمر میان دو کشور در دهه‌های بعد نشان داد که روابط تهران و دوشنبه بر مجموعه‌ای از اشتراکات سیاسی، فرهنگی و تاریخی استوار شده است.

۳. پیوند‌های اقتصادی

موقعیت جغرافیایی ایران در روابط اقتصادی با تاجیکستان نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. تاجیکستان کشوری محصور در خشکی است و دسترسی به آب‌های آزاد و بازار‌های جهانی یکی از نیاز‌های مهم اقتصادی آن محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، مسیر‌های ارتباطی ایران می‌توانند تاجیکستان را از طریق شبکه حمل‌ونقل کشور به خلیج فارس و دیگر بازار‌های جهانی متصل کنند. [۱۶]احداث راه‌آهن مشهد ـ سرخس ـ تجن در دهه ۱۳۷۰ یکی از گام‌های مهم ایران برای اتصال شبکه ریلی کشور به آسیای مرکزی بود. همچنین طرح‌های مختلفی برای گسترش ارتباطات ریلی و جاده‌ای میان ایران، تاجیکستان و دیگر کشور‌های منطقه مطرح شد. [۱۷]

همکاری اقتصادی دو کشور به بخش دولتی محدود نمانده و بخش خصوصی ایران نیز در تاجیکستان فعال بوده است. ایجاد کارخانه چرم‌سازی در منطقه کولاب، گشایش شعبه بانک تجارت در دوشنبه و برقراری خطوط پروازی میان دوشنبه و تهران و مشهد، از نمونه‌های این همکاری‌هاست. [۱۸]

جمع‌بندی

استقلال تاجیکستان نقطه عطفی در روابط این کشور با ایران بود؛ زیرا پس از چند دهه گسست سیاسی، امکان برقراری ارتباط مستقیم میان دو کشور فراهم شد. آنچه این روابط را از مناسبات صرفاً سیاسی متمایز می‌کند، پیوند‌های عمیق تاریخی، زبانی و فرهنگی است. تجربه تاجیکستان در بازتعریف هویت ملی پس از فروپاشی شوروی نیز نشان می‌دهد که میراث فارسی و ایرانی همچنان بخشی مهم از حافظه تاریخی این کشور است. در کنار این اشتراکات فرهنگی، موقعیت جغرافیایی ایران و نیاز‌های اقتصادی تاجیکستان می‌تواند زمینه‌ای برای توسعه روابط دو کشور در عرصه‌های ارتباطی، تجاری و منطقه‌ای فراهم آورد.

پی‌نوشت‌ها

[۱]افشار سیستانی، ایرج (۱۳۸۳). جغرافیای تاریخی تاجیکستان، چاپ اول، تهران: انتشارات بین‌المللی الهدی، ص ۱۱۰.

[۲]همان، صص ۱۱۲ و ۱۱۳.

[۳]احمدیان شالچی، نسرین (۱۳۷۸). دیار آشنا، مشهد: بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، ص ۲۳.

[۴]سیف‌الدینی، سالار (۱۴۰۰). الزام‌های دیپلماسی موفق با کشور‌های حوزه آسیای مرکزی و قفقاز با تأکید بر ایران فرهنگی. نشریه نامه هویت، شماره ۶۵، ص ۲۰.

[۵]کولایی، الهه (۱۳۹۸). سیاست و حکومت در آسیای مرکزی، چاپ هشتم، تهران: انتشارات سمت، ص ۱۹۳.

[۶]کامران دستجردی، حسن؛ پیشگاهی‌فرد، زهرا و نصیری زرقانی، آرش (۱۴۰۴). نقش و جایگاه عوامل فرهنگی در همگرایی کشور‌های حوزه تمدنی ایران. فصلنامه مطالعات راهبردی سیاست بین‌الملل، دوره هشتم، شماره ۱ (پیاپی ۱۵)، ص ۷.

[۷]Akbarzadeh, Shahram (۱۹۹۶). Why did nationalism fail in Tajikistan? Europe-Asia Studies, Vol. ۴۸, No. ۷, p. ۱۱۰۵.

[۸]افشار سیستانی، همان، ص ۱۴۲.

[۹]پروین، ناصرالدین (۱۳۹۸). آسیای میانه تحول سیاسی - فرهنگی و روزنامه‌نگاری به زبان فارسی ۱۳۲۰-۱۲۸۹ خورشیدی، چاپ اول، تهران: نشر شیرازه، صص ۹۸ و ۱۱۰.

[۱۰]ملکیان، محسن (۱۳۹۱). روابط فرهنگی ایران و تاجیکستان. فصلنامه مطالعات اوراسیای مرکزی، سال پنجم، شماره ۱۱، ص ۱۰۱.

[۱۱]تارنمای سازمان یونسکو.

[۱۲]نصیری زرقانی، آرش (۱۴۰۱). بررسی نقش فرهنگ در همگرایی کشور‌های حوزه تمدنی ایران، پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته جغرافیای سیاسی، استاد راهنما: حسن کامران دستجردی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، صص ۱۴۴ ـ ۱۵۳.

[۱۳]Hughes, Katherine (۲۰۱۷). From the Achaemenids to Somoni: national identity and iconicity in the landscape of Dushanbe’s capitol complex, Central Asian Survey, pp. ۱۱.

[۱۴]ملکیان، همان، ص ۱۰۲.

[۱۵]افشار سیستانی، همان، ص ۱۲۵.

[۱۶]ملکیان، همان، ص ۱۰۱.

[۱۷]کولایی، همان.

[۱۸]افشار سیستانی، همان، ص ۱۲۷.

این خبر را به اشتراک بگذارید: