چگونه جنبش اشغال والاستریت، آمریکا را درنوردید؟
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) و پیامدهای اجتماعی آن، زمینه بروز مجموعهای از اعتراضات در آمریکا و دیگر کشورهای غربی را فراهم کرد. در چنین شرایطی، جنبش «اشغال والاستریت» در سپتامبر ۲۰۱۱ (شهریورماه ۱۳۹۰) در نیویورک شکل گرفت و با طرح شعار «ما ۹۹ درصد هستیم»، اعتراض خود را متوجه نابرابری اقتصادی، قدرت مؤسسات مالی و پیوند میان سرمایه و سیاست کرد. اهمیت این جنبش تنها در مضمون اقتصادی و اجتماعی اعتراضات آن نبود، بلکه شیوه شکلگیری و گسترش آن نیز از منظر جغرافیایی قابل توجه بود. جنبشی که در یک مکان مشخص در منهتن شکل گرفت، در فاصلهای کوتاه به شهرهای متعدد آمریکا و سپس کشورهای مختلف جهان راه یافت.
پیدایش جنبش
جنبش اشغال والاستریت از ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱ (۲۶ شهریور ۱۳۹۰) در پارک زاکوتی، واقع در بخش مالی منهتن نیویورک، آغاز شد. والاستریت نام خیابانی در بخش جنوبی منهتن است که به نمادی از بازارهای مالی آمریکا و جهان تبدیل شده و نقش مهمی در اقتصاد جهانی دارد. انتخاب این محدوده برای آغاز جنبش، به معنای مکانگزینی اعتراض در مجاورت یکی از مهمترین نمادهای قدرت مالی و سرمایهداری معاصر بود.
«والاستریت را اشغال کنید» یک جنبش مردمی بود که فعالیتهای آن در بیش از ۱۰۰ شهر ایالات متحده و حدود ۱۵۰۰ شهر در سراسر جهان گسترش یافت. هدف اصلی جنبش، اعتراض به قدرت بانکهای بزرگ و شرکتهای چندملیتی، عملکرد والاستریت و نقش ساختارهای مالی در بحران اقتصادی بود. [۱]
زمینه اولیه شکلگیری جنبش به فعالیت گروه کانادایی «ادباسترز» بازمیگشت. این گروه در فراخوان خود با اشاره به نقش فزاینده بانکداران و مؤسسات مالی در تعیین مقدورات سیاسی و اقتصادی، پیشنهاد «اشغال والاستریت» را مطرح کرد. پیام فراخوان از طریق شبکههای اینترنتی و وبلاگهای بههم پیوسته انتشار پیدا کرد و به تدریج عنوان «والاستریت را اشغال کنید» به نام اصلی جنبش شهرت یافت. در ادامه، شعار «ما ۹۹ درصد هستیم» نیز به یکی از مهمترین نشانههای جنبش تبدیل شد. این شعار، در برابر تمرکز ثروت و قدرت اقتصادی در دست گروه کوچکی از جامعه، بر اکثریت مردم تأکید داشت و به سرعت در میان معترضان رواج یافت.
از این منظر، جنبش والاستریت را میتوان در زمره جنبشهای مقاومت دانست؛ مفهومی که در اینجا به معنای مقابله با اشکال سلطه و اعتراض به ساختارهای مسلط اقتصادی و اجتماعی به کار رفته است. [۲]در ادبیات این جنبش نیز موضوعاتی همچون اشتغال، نابرابری، محدود کردن قدرت بانکها، پاسخگویی مدیران مؤسسات مالی، حمایت از آزادیهای مدنی و کاهش نقش نظامی آمریکا مطرح شد. خواستههای اعلامشده جنبش، طیفی از مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را دربر میگرفت و نشان میداد که اعتراض آن تنها به یک سیاست یا یک نهاد محدود نیست. [۳]
از نظر برخی تحلیلها، «اشغال» در این جنبش الزاماً به معنای تصرف فیزیکی یک ساختمان یا مرکز سیاسی نبود؛ بلکه بیش از هر چیز به معنای حضور مستمر در فضای عمومی و تبدیل آن به محلی برای بیان اعتراض، بحث و آگاهیرسانی بود. در این برداشت، هدف اصلی جنبش تصرف ساختمان بورس یا نهادهای دولتی نبود، بلکه ایجاد فضایی برای شنیدهشدن صدای اکثریت جامعه و طرح انتقاد از شرایط موجود بود. از این رو، بستنشینی و استقرار در فضاهای عمومی به یکی از ویژگیهای مهم جنبش تبدیل شد. [۴]
در تحلیل اجتماعی جنبش نیز بر مفاهیمی همچون هویت مقاومت، اعتراض به فرادستی اقتصادی و شکلگیری آگاهی انتقادی تأکید شده است. بر اساس این دیدگاه، گروههای اجتماعی مختلفی که خود را در موقعیت حاشیهای یا فرودست احساس میکردند، از طریق اعتراض به ساختارهای اقتصادی و سیاسی موجود، هویتی مشترک پیدا کردند. شعارها و ادبیات جنبش نیز بیانگر همین تلاش برای تبدیل نارضایتیهای پراکنده به یک گفتمان مشترک بود. در این چارچوب، جنبش والاستریت نمادی از نارضایتی گروههای مختلف اجتماعی از وضعیت اقتصادی و سازوکارهای سرمایهداری و جهانیشدن سرمایه تلقی شده است. [۵]
ویژگی مهم دیگر جنبش، تنوع اجتماعی شرکتکنندگان بود. در تجمعات آن گروههای مختلفی از کارگران، دانشجویان و دانشآموزان، هنرمندان، زنان خانهدار، مهاجران و اقلیتهای قومی، نژادی و مذهبی حضور داشتند. بنابراین، جنبش فاقد یک پایگاه اجتماعی کاملاً یکدست بود و گروههای متنوعی را حول مفاهیمی مانند نابرابری، قدرت سرمایه و بیعدالتی اجتماعی گرد هم آورد. همین ویژگی بعدها در نحوه گسترش فضایی جنبش نیز انعکاس یافت؛ زیرا کانونهای اشغال در شهرهای مختلف، الزاماً شکل و ترکیب اجتماعی یکسانی نداشتند. [۶]
پخش فضایی جنبش
در علم جغرافیا، مفهوم «پخش فضایی» به فرآیندی گفته میشود که طی آن یک پدیده از یک کانون یا کانونهای اولیه در میان جمعیتی که آمادگی پذیرش آن را دارند، گسترش مییابد و این گسترش در طول زمان صورت میگیرد. به بیان دیگر، پخش فضایی عبارت است از انتشار یک پدیده در گستره فضا و در بستر زمان. [۷]بر اساس دیدگاههای مرتبط با نظریه پخش فضایی تورستن هاگراستراند (جغرافیدان سوئدی)، پخش میتواند به صورت جابهجایی، سلسلهمراتبی و مجاورتی رخ دهد. در کنار این اشکال، مانوئل کاستلز (جامعهشناس اسپانیایی) از نوعی پخش تحتعنوان «پخش ویروسی» نیز سخن گفته است. [۸]پخش ویروسی اگرچه با پخش مجاورتی شباهت دارد، به واسطه سرعت بسیار بالای انتقال اطلاعات و ارتباطات میتواند در مدت کوتاهی دامنه وسیعی پیدا کند. در این حالت، انتشار یک پدیده الزاماً تابع فاصله جغرافیایی از مبدأ نیست، بلکه شبکههای ارتباطی و جریان اطلاعات نقش تعیینکنندهای دارند. [۹]
جنبش اشغال والاستریت نمونهای قابل توجه از چنین فرایندی بود. جنبش در یک مکان مشخص در نیویورک آغاز شد، اما برای گسترش خود وابسته به حرکت فیزیکی افراد از نیویورک به سایر شهرها نبود. تصاویر، اخبار، شعارها و تجربههای مرتبط با اشغال از طریق اینترنت و شبکههای اجتماعی در اختیار کاربران شهرهای مختلف قرار گرفت و گروههای محلی در نقاط گوناگون به سرعت شکل گرفتند. به این ترتیب، فضای شبکهای امکان داد یک اعتراض محلی به الگویی برای شکلگیری اعتراضات در نقاط دور از مبدأ تبدیل شود.
با انتشار تصاویر و اخبار جنبش در اینترنت، حرکتهای مشابه در نخستین روزهای اکتبر (مهرماه ۱۳۹۰) در شهرهای مختلف آمریکا آغاز شد؛ از جمله شیکاگو، بوستون، واشنگتن، آستین، فیلادلفیا، نیواورلئان، کلیولند، لاسوگاس، جرسیسیتی، هارتفورد، سالتلیکسیتی، سینسیناتی و سیاتل. حتی در مقابل کاخ سفید نیز تجمعهایی شکل گرفت و حرکت به بسیاری از محلهها و شهرهای کوچک سراسر کشور رسید. شمار راهپیماییها و تجمعهای مرتبط با جنبش در سراسر آمریکا بیش از ۶۰۰ مورد برآورد شده است. [۱۰]

گسترش جنبش در ایالت کالیفرنیا نیز نمونهای از این پخش سریع بود. بر اساس مطالعه گروه پژوهشی به رهبری کریستوفر چیسدان در دانشکده کالیفرنیا در ریورساید، از میان ۴۸۲ شهر این ایالت، ۱۴۳ شهر در فیسبوک دارای گروه «اشغال» بودند؛ امری که در بسیاری موارد با وجود نوعی فضای اشغالشده یا فعالیت اعتراضی در آن شهرها همراه بود. این ارقام نشان میدهد که گسترش جنبش صرفاً محدود به کلانشهرهای شناختهشده نبود و به شهرهای کوچک نیز راه یافت. برای نمونه، شهر موزیر در ایالت اورگن با جمعیتی حدود ۴۳۰ نفر نیز دارای جنبش اشغال بود. حتی داکوتای شمالی که آخرین ایالت آغازکننده کمپ اشغال بود، از این جریان خارج نماند. [۱۱]
البته جنبش اشغال در همه شهرها شکل یکسانی نداشت. همه کمپها دائمی نبودند و در برخی شهرها فعالیت جنبش به گردهماییهای روزانه، جلسات هفتگی، مجمعها و کارگروهها محدود میشد. برای مثال، جنبش اشغال یانگزتاون در اوهایو جلسات هفتگی منظمی برای بحث درباره مسائل مختلف برگزار میکرد و گزارش جلسات را در صفحه فیسبوک خود قرار میداد. بنابراین، پخش فضایی جنبش الزاماً به معنای ایجاد کمپهای دائمی و مشابه در تمام شهرها نبود؛ بلکه یک ایده و الگوی اعتراضی در مکانهای مختلف با توجه به شرایط محلی، شکلهای متفاوتی پیدا میکرد.
در این میان، نقش مکان در جنبش اهمیتی اساسی داشت. پارک زاکوتی صرفاً نقطه شروع جنبش نبود؛ بلکه به عنوان یک فضای عمومی در مجاورت والاستریت، امکان گردهمایی، اقامت و برگزاری فعالیتهای اعتراضی را فراهم کرد. پس از آن نیز پارکها، اطراف کلیساها، زیر پلها و سایر فضاهای عمومی به محل استقرار یا تجمع معترضان تبدیل شدند. در چنین فضاهایی، گروههای مختلف اجتماعی میتوانستند در کنار یکدیگر قرار گیرند، به بحث و گفتوگو بپردازند و نوعی اجتماع موقت ایجاد کنند. [۱۲]
بنابراین، گسترش جنبش را نمیتوان تنها با مفهوم انتشار اطلاعات توضیح داد. اینترنت امکان انتشار سریع پیام جنبش را فراهم کرد، اما تحقق مادی آن به وجود مکانهای واقعی برای تجمع وابسته بود. به تعبیر کاستلز، جنبش از یک سو در فضای اینترنت حضور داشت و از سوی دیگر در فضاهای شهری و عمومی تجسم مییافت. بسیاری از کمپهای اشغال برای خود وبسایت و شبکههای اجتماعی ایجاد کردند، اما فعالیت آنها در نهایت به حضور در مکانهای عمومی و برگزاری تجمع، بحث و زندگی جمعی وابسته بود. از این رو، جنبش اشغال نوعی فضای دورگه ایجاد کرد که ترکیبی از «فضای مکانها» و «فضای جریانها» بود. هیچیک از این دو فضا به تنهایی برای تداوم جنبش کافی نبود. [۱۳]
ویژگی غیرمتمرکز جنبش نیز به این فرایند کمک کرد. برخلاف جنبشهایی که سازمان مرکزی مشخصی دارند، اشغال والاستریت دارای یک مرکز فرماندهی واحد یا ساختار سلسلهمراتبی منسجم نبود. شبکههای متکثر اجتماعی و گروههای محلی در شهرهای مختلف میتوانستند با حفظ استقلال نسبی خود، در چارچوب گفتمان مشترک جنبش فعالیت کنند. از این رو، هر مکان میتوانست به یک کانون مستقل برای اعتراض تبدیل شود و در عین حال از طریق شبکه اینترنتی با سایر کانونها ارتباط داشته باشد. [۱۴]
این ویژگی، رابطه میان «کانون» و «شبکه» را در جنبش روشن میکند. هرچند پارک زاکوتی در نیویورک کانون آغازین بود، اما با گسترش جنبش، اهمیت تنها به مبدأ محدود نماند. هر شهر یا فضای عمومی جدید میتوانست کانون دیگری ایجاد کند. در نتیجه، ساختار فضایی جنبش از یک نقطه آغازین به مجموعهای از کانونهای متعدد تغییر یافت؛ کانونهایی که در فضای واقعی از یکدیگر فاصله داشتند، اما در فضای مجازی با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند. به این ترتیب، فاصله جغرافیایی که در پخش سنتی میتوانست مانعی برای گسترش یک پدیده باشد، در اینجا به واسطه شبکههای ارتباطی تا حد زیادی کاهش یافت.
همچنین، اشغال فضاهای عمومی به جنبش امکان میداد نارضایتی اجتماعی را از سطح پیام و ارتباط مجازی به سطح تجربه عینی منتقل کند. چادرها، امکانات زندگی روزمره، غذا، لباس، پتو و سایر ملزومات در این فضاها فراهم میشد و گروههای مختلف به صورت جمعی از یکدیگر حمایت میکردند. هنگامی که پلیس برخی کمپها را برمیچید، در مواردی کمپ یا تجمع دیگری در مکانی متفاوت شکل میگرفت. بنابراین، مکان در جنبش نه یک ظرف خنثی، بلکه بخشی از خود فرآیند اعتراض بود.
جمعبندی
جنبش اشغال والاستریت در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰) را میتوان واکنشی اعتراضی به پیامدهای بحران مالی و شکافهای فزاینده اقتصادی در آمریکا دانست؛ جنبشی که با طرح شعار «ما ۹۹ درصد هستیم»، تمرکز ثروت و قدرت در دست اقلیتی محدود و نقش ساختارهای مالی و شرکتهای بزرگ در بازتولید نابرابری را به چالش کشید. گسترش این اعتراض از والاستریت به صدها شهر نشان داد که انتقاد از سازوکارهای سرمایهداری آمریکا تنها در یک کانون مالی باقی نماند، بلکه به مطالبهای اجتماعی در بخشهای مختلف جامعه تبدیل شد.
از منظر جغرافیایی، جنبش اشغال والاستریت ابتدا از یک کانون مشخص آغاز شد، اما به سرعت به شبکهای گسترده از کانونهای اعتراضی در شهرهای بزرگ و کوچک آمریکا تبدیل شد. اینترنت و شبکههای اجتماعی، امکان پخش سریع ایدهها و هماهنگی میان نقاط دور از یکدیگر را فراهم کردند؛ در مقابل، پارکها، خیابانها و دیگر فضاهای عمومی، بستر مادی تحقق جنبش بودند. از این رو، جغرافیای اشغال والاستریت حاصل پیوند میان کانونهای مکانی و شبکههای ارتباطی بود؛ الگویی که نشان میدهد در عصر ارتباطات، یک جنبش میتواند از یک مکان مشخص آغاز شود، اما در مدت کوتاهی مجموعهای از مکانهای جدید را به کانونهای مستقل اعتراض تبدیل کند.
پینوشتها
[۱]رفیع، حسین؛ بلباسی، میثم و قریی، سید محمدجواد (۱۳۹۵). جنبشهای اجتماعی جدید، جهانیشدن و اینترنت؛ مطالعه موردی: جنبش تسخیر والاستریت. دوفصلنامه دانش سیاسی، سال دوازدهم، شماره ۱، ص ۱۴۶.
[۲]قادری کنگاوری، روحالله (۱۳۹۵). جنبش ۹۹ درصدی اشغال والاستریت (ماهیت و پیامدها)، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۳۲.
[۳]نگاهی به جنبش اشغال والاستریت و ریشههای شکلگیری آن. ماهنامه کار و جامعه، شماره ۱۳۸، آذرماه ۱۳۹۰، ص ۹۱.
[۴]نویسندگانی برای ۹۹ درصد (۱۳۹۱). تسخیر والاستریت؛ داستان جنبشی که آمریکا را دگرگون کرد، ترجمه ثمانه اکوان، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۷.
[۵]قادری کنگاوری، همان، صص ۳۰۲ ـ ۳۰۴.
[۶]همان، ص ۲۹۸.
[۷]شکویی، حسین (۱۳۹۲). اندیشههای نو در فلسفه جغرافیا، جلد اول، چاپ پانزدهم، تهران: مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی، ص ۳۰۱.
[۸]کاستلز، مانوئل (۱۴۰۱). شبکههای خشم و امید، ترجمه مجتبی قلیپور، چاپ هشتم، تهران: نشر مرکز، ص ۱۸۹.
[۹]پیشگاهیفرد، زهرا و نصیری زرقانی، آرش (۱۴۰۳). تحلیل فضایی شورشهای شهری تهران از ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۱. فصلنامه جغرافیا برنامهریزی منطقهای، دوره چهاردهم، شماره ۵۷، ص ۳۸۵.
[۱۰]کاستلز، همان، صص ۱۴۴ و ۱۴۵.
[۱۱]همان، ص ۱۴۶.
[۱۲]قادری کنگاوری، همان، ص ۲۹۸.
[۱۳]کاستلز، همان، ص ۱۴۹.
[۱۴]قادری کنگاوری، همان.