بازخوانی مفهوم سبک زندگی به مثابه معیار ارزیابی تمدنی
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ سبک زندگی از جمله مفاهیمی است که در پیوند میان باورهای فردی، ارزشهای اجتماعی و الگوهای رفتاری معنا پیدا میکند. اهمیت این مفهوم در اندیشه اسلامی از آن جهت است که دین صرفاً به بیان مجموعهای از اعتقادات نظری محدود نمیشود، بلکه برای عرصههای گوناگون زندگی انسان نیز دستورالعملهایی ارائه میکند. بر این اساس، نسبت میان ایمان و رفتار روزمره، از موضوعات اساسی در فهم حیات فردی و اجتماعی مسلمانان به شمار میرود.
سخنان رهبر شهید انقلاب در دیدار با جوانان خراسان شمالی در مهرماه ۱۳۹۱، نقطه عطفی در طرح منسجم و تمدنی این موضوع بود. ایشان با طرح پرسشهایی درباره روابط خانوادگی، اخلاق اجتماعی، فرهنگ کار، مصرف، قانونپذیری و مناسبات انسانی، توجهها را به ابعادی از پیشرفت جلب کردند که در ارزیابیهای صرفاً اقتصادی و فناورانه کمتر مورد توجه قرار میگیرند. بازخوانی این دیدار نشان میدهد که سبک زندگی در این نگاه، موضوعی حاشیهای یا صرفاً ناظر بر انتخابهای شخصی نیست، بلکه با هویت جامعه، کیفیت زندگی مردم و امکان شکلگیری تمدن نوین اسلامی ارتباطی بنیادین دارد.
سبک زندگی؛ بنیاد فرهنگی تمدن اسلامی
سبک زندگی را میتوان نظامی نسبتاً منسجم از شیوههای رفتار و عملکردهای روزمره دانست که به فرد، خانواده یا جامعه هویتی مشخص میبخشد. این مفهوم، افزون بر تأمین نیازهای جاری زندگی، بازتابدهنده تصویری است که فرد یا جامعه از هویت خود ارائه میکند.[۱] فعالیتهای فیزیکی، روابط اجتماعی و خانوادگی، اوقات فراغت، خواب و بیداری، معنویت، ایمنی، آرامش و تغذیه، از جمله شاخصهای شناختهشده سبک زندگی هستند. [۲] بنابراین، سبک زندگی را باید در رفتارهای عینی و قابل مشاهده جستوجو کرد؛ رفتارهایی که ارزشها و باورهای درونی را در عرصه زندگی روزمره متجلی میسازند. [۳]
سبک زندگی، اگرچه ریشههای دیرینه جامعهشناختی و اندیشگی دارد، هنگامی که در چارچوب اندیشه اسلامی و با رویکرد تمدنی بررسی میشود، ابعاد گستردهتری پیدا میکند. طرح این موضوع در سخنان رهبر انقلاب، بهویژه در سفر خراسان شمالی، زمینهای تازه برای گفتوگو درباره نسبت میان فرهنگ، رفتار اجتماعی و پیشرفت اسلامی فراهم ساخت. این طرح مسئله از آن جهت اهمیت داشت که بحث سبک زندگی را از محدوده توصیههای اخلاقی پراکنده فراتر برد و آن را در پیوند با آینده فرهنگی و تمدنی جامعه قرار داد. [۴]
از جنبه نظری، سبک زندگی هر فرد و جامعه متأثر از جهانبینی و ارزشهای حاکم بر آن است. برداشت انسان از جهان، جایگاه خود در آن و هدف زندگی، بر انتخابها و رفتارهای او تأثیر میگذارد. جهانبینی مادی و ارزشهای مبتنی بر لذتگرایی و سودمحوری، به اقتضای مبانی خود، الگوهای خاصی از زندگی را پدید میآورند؛ همانگونه که جهانبینی الهی و ارزشهای کمالگرایانه و سعادتمحورانه میتوانند زیستی متناسب با اهداف دینی شکل دهند. در این چارچوب، احکام اخلاقی، حقوقی و فقهی اسلام درباره پوشش، خوراک، رفتار خانوادگی، حقوق همسایگان و تعامل با دیگران، اجزای الگویی فراگیر برای سامان دادن به زندگی هستند. [۵]
از همینجا میتوان به یکی از محورهای مهم دیدگاه رهبر انقلاب درباره سبک زندگی پی برد: پیشرفت حقیقی را نمیتوان صرفاً با میزان تولید، توسعه صنعت، افزایش ثروت یا گسترش امکانات مادی سنجید. این عوامل میتوانند ابزارهایی برای بهبود زندگی باشند، اما به تنهایی تضمینکننده کیفیت مطلوب حیات انسانی نیستند. جامعهای ممکن است از امکانات پیشرفته برخوردار باشد، اما در روابط اجتماعی، رعایت حقوق دیگران، استحکام خانواده یا مسئولیتپذیری عمومی با مشکلات جدی مواجه شود. در چنین وضعیتی، توسعه ابزارها لزوماً به معنای تحقق پیشرفت در معنای اسلامی آن نخواهد بود.
رهبر انقلاب در دیدار با جوانان خراسان شمالی، با تأکید بر همین تمایز، مجموعهای از پرسشهای عینی را پیش روی جامعه قرار دادند. این پرسشها از فرهنگ کار جمعی و رعایت حقوق دیگران آغاز میشد و تا مصرفگرایی، کیفیت تولید، روابط خانوادگی، معماری و جمعیت امتداد مییافت. گستردگی این فهرست نشان میداد که سبک زندگی، برخلاف برداشتهای محدودکننده، تنها به برخی مناسک یا انتخابهای فردی مربوط نیست، بلکه تمام عرصههای زندگی اجتماعی را دربر میگیرد.
ایشان در این دیدار فرمودند:
«فهرستی مطرح میکنیم: چرا فرهنگ کار جمعی در جامعهی ما ضعیف است؟ این یک آسیب است. با اینکه کار جمعی را غربیها به اسم خودشان ثبت کردهاند، اما اسلام خیلی قبل از اینها گفته است: «تعاونوا علی البرّ و التّقوی» [۶] یا: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا» [۷] یعنی حتّی اعتصام به حبلاللّه هم باید دستهجمعی باشد؛ «و لا تفرّقوا» [۸] چرا در برخی از بخشهای کشورمان طلاق زیاد است؟ چرا در برخی از بخشهای کشورمان روی آوردن جوانها به مواد مخدر زیاد است؟ چرا در روابط همسایگیمان رعایتهای لازم را نمیکنیم؟ چرا صلهی رحم در بین ما ضعیف است؟ چرا در زمینهی فرهنگ رانندگی در خیابان، ما مردمان منضبطی به طور کامل نیستیم؟ این آسیب است. رفتوآمد در خیابان، یکی از مسائل ماست؛ مسئلهی کوچکی هم نیست، مسئلهی اساسی است. آپارتماننشینی چقدر برای ما ضروری است؟ چقدر درست است؟ چه الزاماتی دارد که باید آنها را رعایت کرد؟ چقدر آن الزامات را رعایت میکنیم؟ الگوی تفریح سالم چیست؟ نوع معماری در جامعهی ما چگونه است؟ ببینید چقدر این مسائل متنوع و فراگیرِ همهی بخشهای زندگی، داخل در این مقولهی سبک زندگی است؛ در این بخش اصلی و حقیقی و واقعی تمدن، که رفتارهای ماست. چقدر نوع معماری کنونی ما متناسب با نیازهای ماست؟ چقدر عقلانی و منطقی است؟ طراحی لباسمان چطور؟ مسئلهی آرایش در بین مردان و زنان چطور؟ چقدر درست است؟ چقدر مفید است؟ آیا ما در بازار، در ادارات، در معاشرتهای روزانه، به همدیگر به طور کامل راست میگوئیم؟ در بین ما دروغ چقدر رواج دارد؟ چرا پشت سر یکدیگر حرف میزنیم؟ بعضیها با داشتن توان کار، از کار میگریزند؛ علت کارگریزی چیست؟ در محیط اجتماعی، برخیها پرخاشگریهای بیمورد میکنند؛ علت پرخاشگری و بیصبری و نابردباری در میان بعضی از ماها چیست؟ حقوق افراد را چقدر مراعات میکنیم؟ در رسانهها چقدر مراعات میشود؟ در اینترنت چقدر مراعات میشود؟ چقدر به قانون احترام میکنیم؟ علت قانونگریزی ـ که یک بیماری خطرناکی است ـ در برخی از مردم چیست؟ وجدان کاری در جامعه چقدر وجود دارد؟ انضباط اجتماعی در جامعه چقدر وجود دارد؟ محکمکاری در تولید چقدر وجود دارد؟ تولید کیفی در بخشهای مختلف، چقدر مورد توجه و اهتمام است؟ چرا برخی از حرفهای خوب، نظرهای خوب، ایدههای خوب، در حد رؤیا و حرف باقی میماند؟ که دیدید اشاره کردند. چرا به ما میگویند که ساعات مفید کار در دستگاههای اداری ما کم است؟ هشت ساعت کار باید به قدر هشت ساعت فایده داشته باشد؛ چرا به قدر یک ساعت یا نیم ساعت یا دو ساعت؟ مشکل کجاست؟ چرا در بین بسیاری از مردم ما مصرفگرائی رواج دارد؟ آیا مصرفگرائی افتخار است؟ مصرفگرائی یعنی اینکه ما هرچه گیر میآوریم، صرف اموری کنیم که جزو ضروریات زندگی ما نیست. چه کنیم که ریشهی ربا در جامعه قطع شود؟ چه کنیم که حق همسر ـ حق زن، حق شوهر ـ حق فرزندان رعایت شود؟ چه کنیم که طلاق و فروپاشی خانواده، آنچنان که در غرب رائج است، در بین ما رواج پیدا نکند؟ چه کنیم که زن در جامعهی ما، هم کرامتش حفظ شود و عزت خانوادگیاش محفوظ بماند، هم بتواند وظائف اجتماعیاش را انجام دهد، هم حقوق اجتماعی و خانوادگیاش محفوظ بماند؟ چه کنیم که زن مجبور نباشد بین این چند تا، یکیاش را انتخاب کند؟ اینها جزو مسائل اساسی ماست. حد زاد و ولد در جامعهی ما چیست؟ [..]چرا در بعضی از شهرهای بزرگ، خانههای مجردی وجود دارد؟ این بیماری غربی چگونه در جامعهی ما نفوذ کرده است؟ تجملگرائی چیست؟ بد است؟ خوب است؟ چقدرش بد است؟ چقدرش خوب است؟ چه کار کنیم که از حد خوب فراتر نرود، به حد بد نرسد؟ اینها بخشهای گوناگونی از مسائل سبک زندگی است، و دهها مسئله از این قبیل وجود دارد؛ که بعضی از اینهایی که من گفتم، مهمتر است. این یک فهرستی است از آن چیزهایی که متن تمدن را تشکیل میدهد. قضاوت دربارهی یک تمدن، مبتنی بر اینهاست.» [۹]
این فهرست، افزون بر نشان دادن گستره موضوع، شیوهای برای مواجهه با مسائل اجتماعی نیز پیشنهاد میکند و آن اینکه بهجای بسندهکردن به توصیف کلی آسیبها، باید مصادیق آنها را در زندگی روزمره شناسایی کرد، علل شکلگیریشان را شناخت و برای اصلاح آنها راهحل یافت. ضعف کار جمعی، بینظمی در رانندگی، رعایت نکردن حقوق دیگران یا گسترش مصرفگرایی، صرفاً رفتارهایی منفرد نیستند؛ لذا تکرار و تثبیت آنها میتواند به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شود و بر کیفیت زندگی جمعی اثر بگذارد.
رهبر انقلاب در ادامه، مسئولیت این فرآیند را متوجه مجموعهای از نهادها و گروههای اجتماعی دانستند و بر ضرورت مشارکت نخبگان و دستگاههای فرهنگی و آموزشی تأکید کردند:
«نخبگان موظفند، حوزه موظف است، دانشگاه موظف است، رسانهها موظفند، تریبوندارها موظفند؛ مدیران بسیاری از دستگاهها، بخصوص دستگاههایی که با فرهنگ و تربیت و تعلیم سروکار دارند، موظفند؛ کسانی که برای دانشگاهها یا برای مدارس برنامهریزی آموزشی میکنند، در این زمینه موظفند؛ کسانی که سرفصلهای آموزشی را برای کتابهای درسی تعیین میکنند، موظفند. اینها همه یک وظیفهای است بر دوش همه. باید ما همگی به خودمان نهیب بزنیم. در این زمینه باید کار کنیم، حرکت کنیم؛ بنابراین باید آسیبشناسی کنیم؛ یعنی توجه به آسیبهایی که در این زمینه وجود دارد و جستوجو از علل این آسیبها.» [۱۰]
این تأکید نشان میدهد که اصلاح سبک زندگی را نمیتوان تنها به توصیههای فردی یا تغییرات مقطعی واگذار کرد. خانواده، نظام آموزشی، رسانهها، نهادهای فرهنگی و مدیران اجتماعی، هر یک در شکلگیری یا اصلاح الگوهای رفتاری نقش دارند.
آسیبشناسی زندگی روزمره و مسئولیت اجتماعی
در نگاه رهبر شهید انقلاب، فرهنگ زندگی از مجموعهای از مؤلفههای بههم پیوسته تشکیل میشود و نمیتوان هر یک از آنها را مستقل از دیگری بررسی کرد. خانواده، اقتصاد، روابط اجتماعی، آموزش و فرهنگ عمومی بر یکدیگر اثر میگذارند. برای نمونه، مصرفگرایی تنها به نحوه خرید کالا محدود نیست، بلکه میتواند با ارزشگذاری اجتماعی بر تجمل، رقابت منزلتی و برداشت افراد از موفقیت پیوند داشته باشد. به همین ترتیب، ضعف وجدان کاری را نمیتوان فقط به عملکرد یک کارمند فروکاست؛ زیرا نگرش جامعه به مسئولیت، کیفیت کار و رعایت حقوق دیگران نیز در شکلگیری آن مؤثر است.
از این منظر، آسیبشناسی سبک زندگی به معنای نادیده گرفتن دستاوردهای مادی یا نفی ضرورت توسعه نیست، بلکه هدف آن، قرار دادن امکانات و پیشرفتهای مادی در خدمت زندگی شایسته و تعالی انسان است. مسئله اصلی آن است که توسعه ابزارها تا چه اندازه به آسایش، امنیت، امید، مسئولیتپذیری و رشد انسانی منجر میشود. اگر پیشرفت صنعتی و اقتصادی با اصلاح روابط اجتماعی و تقویت اخلاق عمومی همراه نباشد، نمیتوان آن را به تنهایی معادل پیشرفت اسلامی دانست.
رهبر انقلاب در توضیح این مسئله فرمودند:
«نمیشود یک تمدن را به صرف اینکه ماشین دارد، صنعت دارد، ثروت دارد، قضاوت کرد و تحسین کرد؛ درحالیکه در داخل آن، این مشکلات فراوان، سراسر جامعه و زندگی مردم را فرا گرفته. اصل اینهاست؛ آنها ابزاری است برای اینکه این بخش تأمین شود، تا مردم احساس آسایش کنند، با امید زندگی کنند، با امنیت زندگی کنند، پیش بروند، حرکت کنند، تعالی انسانىِ مطلوب پیدا کنند. یک مقولهای در اینجا مطرح میشود و سر بر میآورد، به عنوان مقولهی فرهنگ زندگی. باید ما به دنبال این باشیم که فرهنگ زندگی را تبیین کنیم، تدوین کنیم و به شکل مطلوب اسلام تحقق ببخشیم. البته اسلام بُنمایههای یک چنین فرهنگی را برای ما معین کرده است. بُنمایههای این فرهنگ عبارت است از خردورزی، اخلاق، حقوق؛ اینها را اسلام در اختیار ما قرار داده است. اگر ما به این مقولات به طور جدی نپردازیم، پیشرفت اسلامی تحقق پیدا نخواهد کرد و تمدن نوین اسلامی شکل نخواهد گرفت. هرچه ما در صنعت پیش برویم، هرچه اختراعات و اکتشافات زیاد شود، اگر این بخش را ما درست نکنیم، پیشرفت اسلامی به معنای حقیقی کلمه نکردهایم. باید دنبال این بخش، زیاد کار کنیم؛ زیاد تلاش کنیم. دو سه نکته پیرامون ایجاد این وضعیت و الزاماتی که دنبال این فرهنگ رفتن برای ما ایجاد میکند، وجود دارد، که باید به اینها توجه کنیم. نکتهی اول این است که رفتار اجتماعی و سبک زندگی، تابع تفسیر ما از زندگی است: هدف زندگی چیست؟ هر هدفی که ما برای زندگی معین کنیم، برای خودمان ترسیم کنیم، به طور طبیعی، متناسب با خود، یک سبک زندگی به ما پیشنهاد میشود. یک نقطهی اصلی وجود دارد و آن، ایمان است. یک هدفی را باید ترسیم کنیم - هدف زندگی را - به آن ایمان پیدا کنیم. بدون ایمان، پیشرفت در این بخشها امکانپذیر نیست؛ کارِ درست انجام نمیگیرد. حالا آن چیزی که به آن ایمان داریم، میتواند لیبرالیسم باشد، میتواند کاپیتالیسم باشد، میتواند کمونیسم باشد، میتواند فاشیسم باشد، میتواند هم توحید ناب باشد؛ بالاخره به یک چیزی باید ایمان داشت، اعتقاد داشت، به دنبال این ایمان و اعتقاد پیش رفت. مسئلهی ایمان، مهم است. ایمان به یک اصل، ایمان به یک لنگرگاه اصلی اعتقاد؛ یک چنین ایمانی باید وجود داشته باشد. بر اساس این ایمان، سبک زندگی انتخاب خواهد شد.» [۱۱]
جمعبندی
دیدار رهبر شهید انقلاب با جوانان خراسان شمالی در مهرماه ۱۳۹۱، سبک زندگی را بهعنوان یکی از پایههای اصلی پیشرفت اسلامی و شکلگیری تمدن نوین اسلامی مطرح کرد. در این نگاه، کیفیت روابط خانوادگی و اجتماعی، اخلاق عمومی، فرهنگ کار، قانونپذیری و شیوه مصرف، همانقدر در ارزیابی یک جامعه اهمیت دارند که دستاوردهای اقتصادی و فناورانه آن. تحقق این رویکرد، مستلزم شناخت آسیبها، تبیین مبانی فرهنگی و مشارکت نهادهای آموزشی، رسانهای و اجتماعی است. سبک زندگی اسلامی هنگامی از سطح بحث نظری فراتر میرود که خردورزی، اخلاق، حقوق و ایمان در رفتارهای روزمره و مناسبات واقعی جامعه تجلی یابند.
پینوشتها
[۱]شریفی، احمدحسین (۱۳۹۸). همیشه بهار؛ اخلاق و سبک زندگی اسلامی، چاپ سیزدهم، تهران: نشر معارف، ص ۲۷.
[۲]کاویانی، محمد (۱۳۹۲). سبک زندگی اسلامی و ابزار سنجش آن، چاپ چهارم، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ص ۱۲.
[۳]فلاح رفیع، علی (۱۳۹۶). بنیانهای سبک زندگی در نهجالبلاغه، چاپ اول، تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر، ص ۲۷.
[۴]زائری، محمدرضا (۱۳۹۳). سبک زندگی؛ نگاهی به زندگی دینی مسلمانان ایرانی، چاپ اول، اصفهان: نشر آرما، ص ۲۱.
[۵]شریفی، همان، ص ۳۳.
[۶]آیه ۲ سوره مائده.
[۷]آیه ۱۰۳ سوره آل عمران.
[۸]همان.
[۹]دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای، «بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی»، ۲۳ مهر ۱۳۹۱.
[۱۰]همان.
[۱۱]همان.