مبارزات آیتالله زینالعابدین قربانی در اسناد ساواک؛ از توجه به مسائل اقتصادی و جوانان تا مبارزه با بهائیت
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آیتالله زینالعابدین قربانی، متولد سال ۱۳۱۲ در روستای پنجاه از توابع آستانهاشرفیه، از روحانیون فعال گیلان در دوران مبارزه با حکومت پهلوی بود. ایشان پس از تحصیل در حوزه علمیه لاهیجان، در سال ۱۳۲۹ به قم رفت و از محضر استادانی، چون امام خمینی و علامه طباطبایی بهره برد. آشنایی با جریانهای مبارز مذهبی، از جمله فدائیان اسلام، زمینهساز ورود ایشان به فعالیتهای سیاسی شد.
آیتالله قربانی در سالهای بعد با حمایت از مرجعیت امام خمینی، سخنرانیهای انتقادی، برگزاری جلسات مذهبی و ارتباط با روحانیون، دانشجویان و جوانان، به یکی از چهرههای مورد توجه ساواک در گیلان تبدیل شد. اسناد این سازمان از ممنوعیت منبر، بازداشت و مراقبت از فعالیتهای ایشان حکایت دارند. تشکیل انجمنهای مذهبی، انتقاد از سیاستهای حکومت و جمعآوری کمک برای مبارزان لبنان نیز از دیگر فعالیتهایی است که در گزارشهای ساواک بازتاب یافته است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایشان مسئولیتهایی، چون امامت جمعه لاهیجان و رشت، نمایندگی مردم آستانهاشرفیه در مجلس شورای اسلامی، نمایندگی ولیفقیه در استان گیلان و عضویت در مجلس خبرگان رهبری را بر عهده گرفت. ایشان در کنار فعالیتهای سیاسی و مذهبی، به تدریس، تألیف و پژوهش نیز پرداخت و سرانجام در ۲۰ مهر ۱۴۰۵ درگذشت. اسناد ساواک درباره ایشان، علاوه بر روایت بخشی از مبارزاتش، گوشهای از نقش روحانیون گیلان در گسترش فعالیتهای انقلابی پیش از سال ۱۳۵۷ را روشن میکند.
آیتالله زینالعابدین قربانی از جمله چهرههایی بود که فعالیتهایش در چندین عرصه با یکدیگر پیوند خورده بود. گزارشهای ساواک نشان میدهد که ایشان بهتدریج به یکی از روحانیون مورد توجه دستگاه امنیتی در گیلان تبدیل شد. روحانیای که نفوذش در میان جوانان، بازاریان و محافل مذهبی، توجه ساواک را جلب کرده و ایشان را در زمره چهرههای برجسته سیاسی مخالف حکومت پهلوی در منطقه گیلان قرار داده بود.
از لاهیجان تا محافل مذهبی و سیاسی
زینالعابدین قربانی، فرزند غلامحسین، در سال ۱۳۱۲ در لاهیجان متولد شد. ایشان در سالهای فعالیت مذهبی خود، علاوه بر ارتباط با حوزههای علمیه و مراجع تقلید، در میان گروههایی از جوانان، دانشجویان و بازاریان نیز نفوذ پیدا کرد. همین جایگاه، نام ایشان را در گزارشهای ساواک برجسته کرد. ساواک نفوذ آیتالله قربانی را در لاهیجان، رشت، قم و تهران قابل توجه ارزیابی کرده است. در این گزارش، قدرت بیان ایشان خوب توصیف شده و بر مخالفتشان با دولت و بیاعتنایی ایشان به مقررات مورد نظر حکومت تأکید شده است. همچنین به سابقه دستگیری و بازداشت ایشان اشاره شده است. این ارزیابی نشان میدهد که ساواک آیتالله قربانی را صرفاً یک روحانی منتقد نمیدانست. از نگاه این سازمان، ایشان از توانایی اثرگذاری بر مخاطبان برخوردار بود و ارتباطاتشان نیز به محدوده لاهیجان و رشت محدود نمیشد. برای دستگاهی که فعالیت روحانیون و ارتباط آنان با گروههای اجتماعی را زیر نظر داشت، چنین نفوذی میتوانست به مسئلهای امنیتی تبدیل شود.

ممنوعیت منبر؛ آغاز محدودیتها و ادامه اعتراضها
یکی از نخستین نشانههای رویارویی آیتالله قربانی با رژیم پهلوی، ممنوعیت از منبر بود. او به دلیل خودداری از سپردن تعهد مبنی بر رعایت منویات شاهنشاهی، در شمار روحانیون ممنوعالمنبر قرار گرفت. ممنوعیت ایشان در خرداد ۱۳۴۶ رفع شد، اما گزارشهای بعدی نشان میدهد که بازگشت به منبر به معنای کنار گذاشتن مواضع انتقادی نبود.
در بهمن ۱۳۴۶، آیتالله قربانی در مسجد الهادی به موضوع سهام بانک صادرات پرداخت. بنا بر گزارش ساواک، ایشان با استناد به نظر آیتالله العظمی گلپایگانی اظهار داشت که دو سوم سهام بانک متعلق به بهاییان است و از مسلمانان خواست حسابهای خود را در این بانک ببندند. این موضعگیری، مخالفت مذهبی با بهائیت را به عرصه اقتصاد کشاند و مخاطبان را به اقدامی عملی، یعنی قطع ارتباط مالی با یک مؤسسه بانکی، دعوت کرد. آیتالله قربانی در همان دوره به برخورد مأموران حکومت با طلاب و مردم نیز اعتراض داشت. در پنجم بهمن ۱۳۴۶، ایشان به همراه شماری از روحانیون، از جمله سیدعبدالله ضیائینیا، تلگرافهایی به مراجع قم فرستاد و بنا بر گزارش ساواک، رفتار مأموران را محکوم کرد. این اقدام از اهمیت ارتباط میان روحانیون شهرهای مختلف حکایت دارد؛ ارتباطی که میتوانست اعتراض به یک واقعه محلی را به مسئلهای گستردهتر در میان محافل مذهبی تبدیل کند. گزارشهای فروردین ۱۳۴۷ نیز از رفتوآمدهای آیتالله قربانی و ارتباط ایشان با طلاب و چهرههای مذهبی قم خبر میدهند. ساواک ایشان را از طرفداران امام خمینی و آیتالله شریعتمداری میدانست و فعالیتهایشان را با حساسیت دنبال میکرد. در این گزارشها، دعوت مردم به تعطیلی مساجد و قطع ارتباط با عوامل حکومت نیز مورد توجه قرار گرفته است. از کنار هم گذاشتن این گزارشها میتوان دریافت که مسجد و منبر برای آیتالله قربانی تنها محل تبلیغ و آموزش دینی نبودند. این فضاها امکان طرح اعتراضهای سیاسی، انتقال پیامهای مذهبی و ایجاد ارتباط میان افراد همفکر را نیز فراهم میکردند؛ مسئلهای که از نگاه ساواک، اهمیت فعالیتهای ایشان را دوچندان میساخت.

انتقاد از نفوذ آمریکا و پیوند دادن اقتصاد با مسئله دین
در میانه دهه ۱۳۵۰، بخش دیگری از فعالیتهای آیتالله قربانی در گزارشهای ساواک بازتاب یافت: سخنرانیهایی که در آنها از نفوذ اقتصادی غرب و سیاستهای فرهنگی حکومت انتقاد میکردند. ایشان معتقد بود که نفوذ دولتهای غربی، بهویژه آمریکا، در اقتصاد ایران یکی از عوامل عقبماندگی کشور است. آیتالله قربانی با لحنی انتقادی از آنچه سلطه اقتصادی خارجی میدانست سخن میگفت و سرمایهگذاری شرکتهای خارجی را مانعی بر سر راه رشد مستقل اقتصادی ایران معرفی میکرد. ایشان همچنین میان فعالیت برخی شرکتهای خارجی، فروش مشروبات الکلی و گسترش تبلیغات مذهبی غیرمسلمانان ارتباط برقرار میکرد. در روایت ساواک از سخنان ایشان، ادعاهایی درباره استفاده از درآمد این فعالیتها برای تبلیغ بهائیت و مسیحیت نیز دیده میشود. این ادعاها را باید بهعنوان بخشی از محتوای سخنرانیهای گزارششده آیتالله قربانی در نظر گرفت، نه دلیلی مستقل برای اثبات چگونگی تأمین مالی فعالیتهای مذهبی.
اهمیت این سخنرانیها در آن بود که آیتالله قربانی مسائل اقتصادی و فرهنگی را از یکدیگر جدا نمیکرد. در نگاه ایشان، وابستگی اقتصادی، نفوذ خارجی و آنچه تهدیدی برای هویت مذهبی جامعه میدانست، به هم پیوند خورده بودند. به این ترتیب، نقد حکومت از محدوده اعتراض به یک سیاست مشخص فراتر میرفت و به بحثی درباره استقلال کشور و وضعیت فرهنگی و دینی جامعه تبدیل میشد. ساواک نیز از تأثیر این سخنرانیها بر جوانان و دانشجویان نگران بود. در ارزیابیهای این سازمان، جلسات آیتالله قربانی موجب تقویت حساسیت مذهبی و افزایش گرایشهای انتقادی در میان نسل جوان میشد. این نگرانی نشان میدهد که مأموران امنیتی، سخنرانیهای مذهبی را جدا از پیامدهای اجتماعی و سیاسی احتمالی آنها ارزیابی نمیکردند.



ارتباط با دانشجویان و گسترش فعالیتها به خارج از گیلان
ارتباط آیتالله قربانی با جوانان و دانشجویان، بخش دیگری از فعالیتهای ایشان بود که توجه ساواک را جلب کرد. در اسناد به ارتباط ایشان با دانشجویان دانشکده فنی تبریز، از جمله علی قیامتیون و حمید ایمانی، اشاره شده است. بنا بر این گزارش، این دانشجویان که از طرفداران امام خمینی معرفی شدهاند، برای دریافت راهنمایی و کسب تکلیف سیاسی با آیتالله قربانی ارتباط داشتند. ساواک همچنین به نقش احتمالی ایشان در توزیع اعلامیههای ضدحکومتی در دانشگاه تبریز اشاره کرده و خواستار مراقبت از رفتوآمدهای ایشان شده بود. برای بررسی دقیقتر این بخش از فعالیتهای آیتالله قربانی، لازم است گزارشهای مربوط به دانشجویان نامبرده و اسناد مرتبط با اعلامیههای مورد اشاره نیز بررسی شوند؛ بااینحال، همین گزارش نشان میدهد که دستگاه امنیتی ارتباط میان ایشان و محیط دانشگاهی را جدی گرفته بود.
این ارتباط را نمیتوان صرفاً رابطهای میان یک روحانی و چند دانشجو دانست. دانشگاهها در سالهای پیش از انقلاب از کانونهای مهم فعالیت سیاسی بودند و ارتباط آنها با محافل مذهبی میتوانست به انتقال دیدگاهها و گسترش دامنه اعتراضها کمک کند. در مورد آیتالله قربانی، گزارش ساواک از وجود چنین ارتباطی حکایت دارد؛ ارتباطی که فعالیتهای ایشان را از محدوده شهرهای گیلان فراتر میبرد.

انجمنهای مذهبی؛ راهی برای ارتباط با نسل جوان
یکی از اسناد مهم درباره فعالیتهای آیتالله قربانی، به تشکیل «انجمن بحث و انتقاد مذهبی» در شهرهای شرق گیلان میپردازد. بر اساس این گزارش، ایشان در ایجاد این انجمنها نقش داشت و از طریق آنها دانشآموزان، دبیران و جوانان را به جلسات مذهبی جذب میکرد. این جلسات در شهرهایی چون لاهیجان، فومن، صومعهسرا و لشتنشا برگزار میشدند. در برخی از آنها نیز از سخنرانان و استادانی از تهران و قم دعوت میشد؛ از جمله افرادی که در گزارش با نامهایی مانند دکتر ضیاءالدین و حجت انصاری معرفی شدهاند. موضوع جلسات تنها آموزش مباحث اعتقادی نبود. مبارزه با بهائیت، طرح مسائل مذهبی و انتقاد از سیاستهای فرهنگی حکومت نیز در دستور کار قرار داشت. بنا بر گزارش ساواک، در این نشستها عملکرد رژیم پهلوی در زمینه ترویج بیدینی و ایجاد موانع در برابر فعالیتهای اسلامی مورد انتقاد قرار میگرفت.
اهمیت این انجمنها را باید در استمرار فعالیت آنها جستوجو کرد. یک سخنرانی ممکن بود جمعی را برای مدتی کوتاه گرد هم آورد، اما جلسات منظم امکان ارتباط مداوم میان جوانان، دبیران، روحانیون و دیگر افراد علاقهمند را فراهم میکرد. دعوت از سخنرانان شهرهای دیگر نیز به گسترش ارتباط میان محافل مذهبی گیلان و مراکز دینی کشور کمک میکرد. از این نظر، انجمنهای مذهبی را میتوان یکی از ابزارهای فعالیت اجتماعی آیتالله قربانی دانست؛ ابزاری که در آن، آموزش دینی با طرح مسائل روز و انتقاد از حکومت همراه میشد.

کمک به مبارزان لبنان؛ فراتر از مرزهای گیلان
فعالیتهای آیتالله قربانی، بنا بر گزارش ساواک، به مسائل داخلی ایران محدود نبود. گزارشی از ساواک از جمعآوری کمکهای مالی برای شیعیان و مبارزان لبنان خبر میدهد. طبق این گزارش، ایشان در لاهیجان و دیگر شهرهای گیلان از ارتباط خود با برخی تجار و صاحبان کارخانههای چایسازی برای جمعآوری کمک استفاده میکرد. در گزارش ساواک به دریافت کمکهای مالی مستمر، از جمله مبالغ ماهانه نیز اشاره شده است. اگر این اطلاعات با اسناد مالی و مکاتبات مرتبط تأیید شود، میتوان از وجود شبکهای سخن گفت که علاوه بر ارتباطات مذهبی و سیاسی، توانایی گردآوری و انتقال منابع مالی را نیز داشت.
این فعالیتها نشان میدهد که در بررسی مبارزات مذهبی گیلان، نباید ارتباطات فرامرزی را نادیده گرفت. بخشی از روحانیون و فعالان مذهبی آن دوره، مسائل دینی و سیاسی را محدود به مرزهای ایران نمیدیدند و با جریانهای اسلامی در کشورهای دیگر احساس همبستگی میکردند. بااینحال، تعیین دقیق گروههای دریافتکننده کمک، میزان وجوه و مسیر انتقال آنها به اسناد تکمیلی نیاز دارد.
بازداشت آیتالله قربانی و نگرانی ساواک از واکنش مردم
با ادامه فعالیتهای آیتالله قربانی، برخورد دستگاه امنیتی با ایشان نیز ادامه یافت. بااینحال، بنا بر گزارشها، مأموران ساواک از پیامدهای زندانی کردن ایشان نگران بودند. مأموران امنیتی احتمال میدادند که تشدید فشار بر آیتالله قربانی با واکنش روحانیون، چهرههای فکری، جوانان و بازاریان روبهرو شود. این ارزیابی نشان میدهد که ساواک از جایگاه اجتماعی ایشان آگاه بود و برخورد با وی را اقدامی بدون هزینه اجتماعی نمیدانست. به این ترتیب، بازداشت آیتالله قربانی را باید در چارچوب تقابل میان دستگاه امنیتی حکومت و شبکههای مذهبی مخالف بررسی کرد؛ تقابلی که در آن، مسئله تنها کنترل یک فرد نبود، بلکه ارتباطات و نفوذ اجتماعی ایشان نیز اهمیت داشت.

مجموعه اسناد ساواک نشان میدهد که فعالیتهای آیتالله زینالعابدین قربانی در گیلان، از سخنرانی و اعتراض سیاسی تا تشکیل انجمنهای مذهبی، ارتباط با دانشجویان و حمایت از مبارزان اسلامی، ابعاد گوناگونی داشت. ایشان با بهرهگیری از منبر، جلسات مذهبی و ارتباط با گروههای مختلف اجتماعی، در گسترش فعالیتهای مذهبی و سیاسی مخالف حکومت پهلوی نقش ایفا کرد. حساسیت ساواک به فعالیتهای ایشان و نگرانی از پیامدهای برخورد شدید با وی نیز بیانگر اهمیتی است که دستگاه امنیتی برای نفوذ اجتماعی و شبکه ارتباطات آیتالله قربانی قائل بود.