مروری بر زمینهها و دستاوردهای عملیات عاشورا
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ منطقه میمک از آغاز جنگ تحمیلی به دلیل موقعیت جغرافیایی و نظامی خود، یکی از مناطق مهم در جبهه غرب به شمار میرفت. تسلط بر ارتفاعات این منطقه، علاوه بر تأثیرگذاری بر وضعیت خطوط پدافندی، امکان دیدهبانی و کنترل مسیرهای مواصلاتی را فراهم میکرد. از این رو، بازپسگیری ارتفاعات اشغالشده میمک و مناطق پیرامونی آن، پس از نخستین تلاشهای نیروهای ایرانی در عملیات ضربت ذوالفقار، همچنان در شمار اهداف نظامی جبهه غرب قرار داشت. عملیات عاشورا در مهرماه ۱۳۶۳، در همین چارچوب و با مشارکت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران اجرا شد. بررسی زمینهها، ویژگیهای جغرافیایی، نحوه طراحی و روند اجرای این عملیات، تصویری از اهمیت آن در تلاش نیروهای ایرانی برای آزادسازی مناطق اشغالی و تغییر وضعیت دفاعی دشمن در غرب کشور به دست میدهد.
زمینههای عملیات
ارتش عراق در ۲۱ شهریور ۱۳۵۹، پیش از آغاز رسمی جنگ تحمیلی، ارتفاعات میمک را به اشغال خود درآورده بود. با گسترش تهاجم عراق، دامنه مناطق تحت اشغال نیز افزایش یافت و ارتفاعات شمالی میمک، از جمله فصیل و گرکنی، به تصرف نیروهای عراقی درآمد. بدینترتیب، بخشی از ارتفاعات مهم منطقه در اختیار دشمن قرار گرفت و ضرورت بازپسگیری آنها به یکی از مسائل نظامی جبهه غرب تبدیل شد.[۱] پیشینه وضعیت منطقه به تحولات مرزی پیش از جنگ نیز بازمیگشت. در پی انعقاد قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر، منطقه میمک در اختیار عراق قرار گرفت؛ با این حال، حضور عشایر منطقه مانع از تسلط کامل عراق بر ارتفاعات آن شده بود. با آغاز جنگ تحمیلی، میمک نیز مانند سایر مناطق مرزی هدف تهاجم ارتش عراق قرار گرفت. اهمیت این منطقه از یک سو به موقعیت طبیعی و ارتفاعات مسلط آن و از سوی دیگر به نقش آن در ارتباطات و تحرکات نظامی در جبهه غرب مربوط میشد.
نخستین تلاش مهم نیروهای ایرانی برای بازپسگیری بخشی از مناطق اشغالی میمک، در ۱۹ دی ۱۳۵۹ و در قالب عملیات ضربت ذوالفقار انجام شد. این عملیات با مشارکت سپاه پاسداران، نیروی زمینی ارتش و عشایر منطقه اجرا شد؛ عشایری که به دلیل آشنایی با عوارض طبیعی و مسیرهای منطقه، نقش مؤثری در پیشبرد عملیات داشتند. نیروهای ایرانی توانستند بخشی از ارتفاعات میمک را آزاد کنند و در برابر تلاشهای بعدی دشمن برای بازپسگیری مناطق از دست رفته مقاومت کنند.
ارتش عراق پس از عملیات ضربت ذوالفقار، طی پانزده روز پاتک و فشار پیدرپی، برای بازپسگیری مناطق متصرفشده تلاش کرد؛ اما مقاومت نیروهای ایرانی و پشتیبانی مؤثر هوانیروز، از جمله فعالیتهای شهیدان احمد کشوری و علیاکبر شیرودی، مانع از تحقق این هدف شد. آثار درگیریهای آن دوره، از جمله ادوات زرهی منهدمشده دشمن، در منطقه باقی ماند و نشاندهنده شدت نبردهای صورتگرفته بود. با وجود موفقیت عملیات ضربت ذوالفقار، ارتفاعات فصیل و گرکنی و بخشی از دامنه غربی میمک، معروف به شیار نیخزر، همچنان در اشغال عراق باقی ماند. ازاین رو، آزادسازی این مناطق به اقدامی تکمیلی نیاز داشت؛ اقدامی که در مهرماه ۱۳۶۳ در قالب عملیات عاشورا پیگیری شد.[۲]
موقعیت منطقه
شناخت ویژگیهای جغرافیایی منطقه میمک برای درک چگونگی طراحی و اجرای عملیات عاشورا ضروری است. سراسر منطقه عملیاتی از شیارها، پستیوبلندیها و عوارض طبیعی پراکنده تشکیل شده بود. جنس زمین عمدتاً رُسی و در برخی نقاط همراه با شن بود. چنین وضعیتی، حرکت خودروهای چرخدار را با محدودیت مواجه میکرد. در شرایط خشکی نیز امکان حرکت این خودروها به بخش محدودی از منطقه محدود بود و در زمان بارندگی، تردد عملاً به جادهها وابستگی بیشتری پیدا میکرد. چنین شرایطی، جابهجایی نیروها و تجهیزات، انتقال تدارکات و پشتیبانی از یگانهای درگیر را دشوار میساخت.[۳]
در حد فاصل تنگه بینا و تنگه بیجار، ارتفاعات نسبتاً بلندی قرار داشت که کوه میمک برجستهترین آنها بود. با امتداد ارتفاعات به سمت خاک عراق، ارتفاع آنها به تدریج کاهش مییافت و زمین حالت مسطحتری پیدا میکرد. موقعیت مرتفع میمک، امکان اشراف بر بخشهای پیرامونی را فراهم میساخت و آن را به عارضهای مهم برای دیدهبانی و کنترل تحرکات نظامی تبدیل میکرد. در کنار میمک، ارتفاعات دیگری همچون زالوآب، کانیسخت، شورشیرین و شینو نیز در ساختار طبیعی منطقه نقش داشتند.
در سمت راست کوه میمک، ارتفاعات فصیل، کرگنی، تلخاب، گلمزرد، قلالم و کانیشیخ قرار گرفته بودند. رودخانهها و آبراهههای منطقه نیز بر وضعیت زمین و مسیرهای حرکت تأثیر میگذاشتند. گدارخشگ در محدوده میان شینو و میمک قرار داشت و دو مسیر آبی با نام تلخاب، از محدوده تنگههای بینا و بیجار امتداد مییافتند. مجموعه این عوارض، ضمن ایجاد موانع طبیعی برای تحرک خودروها، فرصتهایی برای استقرار نیروها، اختفا و بهرهگیری از زمین در جریان درگیری فراهم میکرد.[۴]
اهمیت نظامی میمک تنها به موقعیت مرتفع آن محدود نبود. تسلط بر این ارتفاعات میتوانست وضعیت دفاعی دشمن را تغییر دهد و خطوط ارتباطی نیروهای ایرانی در جناحهای مجاور را بهبود ببخشد. همچنین، پیشروی نیروهای ایرانی از ارتفاعات میمک به سمت دشتهای داخل خاک عراق، جاده بدره ـ مندلی را در معرض تهدید قرار میداد. این جاده از نظر ارتباطی اهمیت داشت و تهدید آن میتوانست دشمن را برای تأمین مسیر و استقرار نیروهای پدافندی با محدودیتهای بیشتری مواجه کند.
بر همین اساس، عملیات عاشورا در زمینی اجرا شد که هم از نظر عوارض طبیعی پیچیدگی داشت و هم به دلیل اشراف دشمن، حرکت و جابهجایی نیروها در آن با مخاطرات جدی همراه بود. موفقیت در چنین منطقهای، مستلزم شناسایی دقیق، انتخاب راهکارهای مناسب، هماهنگی میان یگانها و بهرهگیری از شرایط جوی و زمین بود.

اهداف عملیات
اهداف عملیات عاشورا مجموعهای از ملاحظات نظامی و عملیاتی را دربر میگرفت. نخست، انهدام بخشی از قوای دشمن و آزادسازی قسمتی از اراضی اشغالی مدنظر بود. در کنار آن، تصرف ارتفاعات مهم منطقه، از جمله فصیل و کرگنی، و آزادسازی فرورفتگی میمک اهمیت داشت؛ زیرا این مواضع در حکم ارتفاعات سرکوب بودند و در اختیار داشتن آنها به دشمن امکان میداد بر بخشهایی از منطقه اشراف داشته باشد.[۵] هدف دیگر، واداشتن ارتش عراق به عقبنشینی از مواضع مسلط و استقرار در دشت بود. گستردگی دشتهای امتدادیافته از میمک به داخل خاک عراق، شرایطی ایجاد میکرد که در صورت عقبنشینی دشمن و تشکیل خط پدافندی در آن، تأمین منطقه به نیروی بیشتری نیاز داشت. برآورد طرح عملیات این بود که اگر دشمن پیشتر با نیرویی در حدود دو گردان منطقه را تأمین میکرد، عقبنشینی به دشت و ایجاد خط دفاعی جدید، نیازمند بهکارگیری چند برابر این نیرو میشد. در نتیجه، عملیات میتوانست هزینه حفظ مواضع را برای دشمن افزایش دهد.
بهبود رفتوآمد نیروهای ایرانی از جنوب به غرب و بالعکس و تقویت ارتباط میان جبهههای واقع در جناحین میمک نیز از دیگر اهداف عملیات بود. بدینترتیب، عاشورا صرفاً اقدامی برای تصرف چند ارتفاع نبود؛ بلکه آزادسازی زمین، کاهش تسلط دشمن بر مواضع مرتفع، ایجاد فشار بر خطوط مواصلاتی عراق و تسهیل ارتباطات نیروهای خودی را بهطور همزمان دنبال میکرد.[۶]
برای دستیابی به این اهداف، شناسایی راهها و معابر وصولی دشمن در مدت کوتاهی انجام شد. نیروهای شناسایی با بهرهگیری از تاریکی شب، مسیرهایی را بررسی کردند که عبور از آنها مستلزم طی مسافتهای رفتوبرگشت در حدود پانزده کیلومتر، عبور از میدانهای مین و موانع سیمخاردار و در برخی موارد دور زدن مواضع یا نفوذ به خطوط دشمن بود. حاصل این اقدامات، دستیابی به اطلاعات نسبتاً مناسبی از وضعیت و آرایش نیروهای عراقی بود. دشمن نیز تا اندازهای متوجه فعالیتهای شناسایی شده بود و برای مقابله با حمله احتمالی، اقداماتی انجام داد: تقویت نیروهای احتیاط، استقرار دو گردان کماندو، افزایش گشتیهای رزمی و افزودن تجهیزات زرهی از جمله این اقدامات بود. با این حال، سرعت آمادهسازی و کوتاهبودن فاصله شناسایی تا آغاز عملیات، فرصت کافی برای تحکیم کامل مواضع و استحکامات در اختیار نیروهای عراقی قرار نداد.
پس از تکمیل شناساییها، مانور عملیات در سه محور طراحی شد:
- محور اول، ارتفاعات کرگنی، ۳۵۰، و بان و تلخاب؛ محور دوم، ارتفاعات فصیل و یال میمک (۳۵۰)؛ محور سوم، فرورفتگی میمک.
سازمان رزم عملیات با مشارکت یک لشکر و سه تیپ پیاده و یک تیپ زرهی از سپاه پاسداران و نیروهایی از ارتش شکل گرفت. نیروی زمینی ارتش علاوه بر مشارکت در عملیات، در پشتیبانی توپخانهای نیز نقش داشت. هوانیروز مأموریت تخلیه مجروحان را بر عهده گرفت و جهاد سازندگی در حوزه مهندسی، تعمیرگاه و تدارکات به پشتیبانی از نیروها پرداخت. این تقسیم کار، بیانگر نقش پشتیبانی و هماهنگی میان بخشهای مختلف نیروهای ایرانی در اجرای عملیات بود.
شرح عملیات
شرایط جوی و وضعیت راهها در سه روز پیش از آغاز عملیات، برای نقلوانتقال عادی نیروها و تجهیزات مناسب نبود. دیدهبانهای عراقی بر جادهها و مسیرهای اصلی اشراف داشتند و همین مسئله، ضرورت رعایت ملاحظات امنیتی را افزایش میداد. در چنین شرایطی، همزمان با نیاز نیروهای ایرانی به تحرک سریع برای تکمیل اقدامات پشتیبانی و تدارکاتی، طوفانی شدید در منطقه آغاز شد. شدت طوفان به اندازهای بود که دید دیدهبانهای دشمن را مختل کرد و امکان مشاهده تحولات داخل منطقه را کاهش داد.[۷] در گزارشهای مربوط به عملیات، به طوفان شدیدی اشاره شده است که از صبح ۲۴ مهر ۱۳۶۳ آغاز شد و دید افقی را به شدت کاهش داد؛ بهگونهای که حتی حرکت خودروها با چراغ روشن نیز بدون خطر نبود. این وضعیت، با وجود دشواریهایی که برای جابهجایی نیروهای خودی ایجاد میکرد، از نظر پنهان ماندن تحرکات آنان در برابر دیدهبانی دشمن اهمیت داشت. طوفان تا حدود ساعت ۱۷:۳۰ ادامه یافت و سپس شرایط جوی تغییر کرد. در نتیجه، بخش مهمی از جابهجایی نیروها در زمانی صورت گرفت که امکان رصد دقیق آن برای دشمن محدود شده بود. [۸]
با وجود این شرایط، نیروهای عراقی نشانههایی از نزدیک بودن عملیات را تشخیص داده بودند و تا جایی که فرصت داشتند، برای تقویت خطوط دفاعی اقدام کردند. انتقال دو گردان کماندو و نیروهای احتیاط، افزایش تعداد تانکها و مسدود کردن برخی راهکارهای احتمالی پیشروی، بخشی از تدابیر آنان بود. در شب ۲۴ مهر نیز تحرکات و جابهجاییهایی در منطقه فرورفتگی میمک صورت گرفت که نشاندهنده تلاش دشمن برای تقویت خط پدافندی بود.[۹]
با نزدیک شدن زمان آغاز حمله، به دلیل گستردگی و عمق اهداف، حرکت نیروها از نقطه رهایی از غروب ۲۵ مهر ۱۳۶۳ آغاز شد. جابهجایی در این منطقه به دلیل اشراف نسبی دشمن دشوار بود؛ زیرا نیروهای عراقی مستقر در تنگه شینو، یال تپه شهدا و ارتفاعات فصیل بر بخشهایی از مسیرهای عبور نیروهای ایرانی دید داشتند. با این وجود، شرایط جوی ساعات پیشین و رعایت ملاحظات عملیاتی، زمینه حرکت نیروها به سوی مواضع تعیینشده را فراهم کرد.

پس از رسیدن نیروها به پای کار و اعلام آمادگی در ساعت ۱۲ شب، رمز عملیات با عبارت «یا اباعبدالله الحسین» از سوی قرارگاه فرماندهی عملیات (قرارگاه نجف) اعلام شد و تهاجم در محورهای تعیینشده آغاز گردید. در یکی از محورها، پیش از آغاز حمله، عقبهها و اطراف قرارگاه دشمن با نوعی مین ابتکاری مینگذاری شده بود. بنا بر گزارش موجود، یکی از انواع این مینها بر اثر تابش نور منفجر میشد. این مینها را شهید صبوری، بسیجی هجدهساله، طراحی کرده و با موفقیت در مواضع مورد نظر کار گذاشته بود. این اقدام، بخشی از تدابیر پیشبینیشده برای ایجاد اختلال در مواضع و تحرکات دشمن به شمار میرفت.[۱۰]
نیروهای ایرانی در محورهای مختلف، با وجود برخی تأخیرها، توانستند بیش از ۸۰ درصد اهداف تعیینشده را تأمین کنند. با روشن شدن هوا، ارتش عراق پاتکهای خود را آغاز کرد؛ اما نیروهای ایرانی با مقاومت در مواضع تصرفشده، حملات دشمن را عقب راندند. در ادامه، تلاش برای تثبیت مناطق آزادشده اهمیت یافت. یگانهای مهندسی رزمی و جهاد سازندگی با احداث خاکریز در بخشهایی از منطقه، شرایط پدافند را بهبود بخشیدند و امکان دفاع آسانتر از مواضع جدید را فراهم کردند. پس از چند روز جنگ و درگیری، مواضع تصرفشده تثبیت شد.

نتایج و دستاوردها
یکی از مهمترین نتایج عملیات عاشورا، بازپسگیری بیش از ۵۰ کیلومتر مربع از مناطق اشغالی بود. نیروهای ایرانی توانستند بخش مهمی از ارتفاعات منطقه، بهویژه فصیل و کرگنی، را تصرف کنند و با آزادسازی جاده مرزی خودی، وضعیت ارتباطی و عملیاتی نیروهای خود را بهبود بخشند. همچنین، پیشروی در منطقه میمک جاده بدره ـ مندلی عراق را در معرض تهدید قرار داد. این دستاورد از آن جهت اهمیت داشت که دشمن برای حفظ ارتباطات و تأمین مواضع خود در این محور، ناچار بود تهدید ناشی از حضور نیروهای ایرانی را در محاسبات دفاعیاش لحاظ کند.[۱۱]
گزارشهای مربوط به نتایج عملیات، از وارد آمدن تلفات و خسارات قابل توجه به نیروهای عراقی حکایت دارند. بر اساس این گزارشها، چهارده گردان پیاده و زرهی دشمن بین ۷۰ تا ۱۰۰ درصد منهدم شدند و ۱۹۰ نفر از نیروهای عراقی به اسارت درآمدند. در میان اسرا، ۷۲ درجهدار و ۱۲ افسر ارشد حضور داشتند. همچنین، سقوط سه فروند هواپیما و دو فروند بالگرد، انهدام ۷۵ دستگاه تانک و نفربر، دهها دستگاه خودرو و سه دستگاه لودر و بلدوزر گزارش شده است. افزون بر این، نیروهای ایرانی توانستند ۹ دستگاه تانک را به غنیمت بگیرند. این آمار، بر اساس گزارشهای ثبتشده از عملیات، بیانگر ابعاد خسارات واردشده به تجهیزات و نیروهای دشمن است.
از جمله عوامل مؤثر در پیشبرد عملیات، مقاومت نیروهای ایرانی در برابر پاتکهای عراق، عملکرد توپخانه خودی و کارآیی نیروهای زرهی بود. شرایط جوی نیز در روند نبرد تأثیر داشت. ابریبودن آسمان و بارندگی در روز نخست، پرواز هواپیماهای عراقی را محدود کرد و از تحرک زرهی دشمن کاست. این شرایط به نیروهای مهندسی رزمی فرصت داد تا عصر روز نخست، بدون تحمل خطر جدی، خاکریزهای مناسبی در محورهای تصرفشده احداث کنند.
ویژگیهای طبیعی منطقه نیز در کاهش اثرگذاری ضدحملات دشمن نقش داشت. شیارها و گودالهای موجود در زمین و شیب نسبی دامنههای کوه گرکنی و فصیل، حرکت و مانور نیروهای عراقی را دشوار میکرد و به نیروهای ایرانی امکان میداد از عوارض زمین برای مقاومت در برابر پاتکها بهره بگیرند. ترکیب این عوامل، در کنار هماهنگی یگانهای درگیر و پشتیبانی توپخانه و مهندسی، به تثبیت مواضع تصرفشده کمک کرد. [۱۲]
با این حال، همه اهداف عملیات بهطور کامل محقق نشد. شیار نیخزر، واقع در بخشی از دامنه غربی میمک، همچنان در اشغال دشمن باقی ماند. بنابراین، هرچند عملیات عاشورا به آزادسازی بخش مهمی از ارتفاعات و اراضی اشغالی انجامید و موقعیت نیروهای ایرانی را بهبود بخشید، نتوانست تمام مناطق موردنظر در طرح اولیه را آزاد کند.

جمعبندی
عملیات عاشورا در مهرماه ۱۳۶۳، تلاشی برای تکمیل دستاوردهای عملیات ضربت ذوالفقار (۱۹ دی ۱۳۵۹) و آزادسازی ارتفاعات مهم منطقه میمک بود. این عملیات با تکیه بر شناسایی، طراحی مانور در سه محور و مشارکت سپاه پاسداران و ارتش اجرا شد و به آزادسازی بیش از ۵۰ کیلومتر مربع از مناطق اشغالی، تصرف ارتفاعات فصیل و کرگنی و تهدید جاده بدره ـ مندلی انجامید. مقاومت در برابر پاتکهای دشمن و تثبیت مواضع با پشتیبانی توپخانه و مهندسی رزمی، از عوامل مؤثر در حفظ دستاوردهای عملیات بود. با وجود باقی ماندن شیار نیخزر در اشغال عراق، عملیات عاشورا توانست بخشی از وضعیت نظامی منطقه را به سود نیروهای ایرانی تغییر دهد و اهمیت موقعیت جغرافیایی میمک را در معادلات جبهه غرب بار دیگر آشکار سازد.
پینوشتها
[۱]مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ (۱۳۹۲). اطلس جنگ ایران و عراق، چاپ سوم، تهران: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ص ۶۰.
[۲]درودیان، محمد (۱۳۷۸). خرمشهر تا فاو؛ سیری در جنگ ایران و عراق، جلد دوم، چاپ پنجم، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، صص ۹۵ و ۹۶.
[۳]بهروزی، فرهاد (۱۳۹۷). تقویم تاریخ دفاع مقدس، جلد پنجاهم: حوادث مهر ۱۳۶۳ (میمک، عاشورایی دیگر)، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۲۰۴.
[۴]همان.
[۵]درودیان، همان، ص ۹۷.
[۶]همان.
[۷]نگاهی به عملیات عاشورا در میمک، نشریه نگین ایران، بهار ۱۳۸۲، شماره ۴، ص ۱۵۸.
[۸]درودیان، همان.
[۹]نگاهی به عملیات عاشورا در میمک، همان.
[۱۰]درودیان، همان، ص ۹۹.
[۱۱]مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، همان.
[۱۲]نگاهی به عملیات عاشورا در میمک، همان، ص ۱۷۸.