طرح تغییر نظام آموزشی به روایت مطبوعات
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در میان صفحات روزنامههای ۲۴ مهر ۱۳۵۹، دو گزارش درباره تغییر نظام آموزشی، تصویری ارائه میدهد از بازسازی نهادی پس از انقلاب اسلامی؛ عرصهای که در آن، آموزش دیگر صرفاً حول محورهای مدرسه، کتاب درسی و تربیت دانشآموزان نخواهد بود، بلکه معین الگوهای فرهنگی و تربیتی نسلهای آینده است. این دو خبر که با طرح موضوع تغییر نظام آموزش عمومی و اعلام دگرگونی نظام آموزشی در کودکستان، دبستان و دبیرستان آغاز شده، اهمیت و نیاز به بازنگری در امر آموزش را مسالهای فراگیر از سالهای نخست کودکی تا پایان دورهی متوسطه نشان میدهد.
در گزارش روزنامه اطلاعات، تیتر «طرح تغییر نظام آموزش عمومی» در کنار عبارت «از سوی ستاد انقلاب فرهنگی پیشنهاد شد» نشان از بازنگری در سیستم دانش و شکلدهی به ارزشها و نگرشهای اجتماعی نو برای تربیت نسل جدید دارد. روزنامهی کیهان هم در همان روز این طرح را نقطهی شروعی برای بررسی محتوای سیاستگذاری آموزشی در سالهای نخست پس از انقلاب میداند و از زبان یکی از اعضای ستاد انقلاب فرهنگی، سید علی اکبر حسینی مینویسد: «سعی ما بر این بوده که تجربیات گذشتگان را با وحی مطلبقت داده و سپس مورد استفاده قرار دهیم. بدین خاطر یکی از سخنان پیامبر را مورد استفاده قرار میدهیم. آنجایی که میگوید: فرزند در ۷ سال اول فرمانروا است. در ۷ سال دوم پدیرا و در ۷ سال سوم وزیر و مشاور است. با این نمونه کار، زندگی آموزشی کودک بدین صورت تقسیمبندی شد: از ۱ تا ۵ سالگی در دامن و در کنار مادر، ۵ تا ۷ سالگی، دورگذاری قبل از دبستان، ۴ سال دورهی دبستان، ۳ سال دوره راهنمایی و ۴ سال دورهی آموزش کار و حرفه». درواقع نظام آموزشی با بازنگری در نهادهای فرهنگی و آموزشی بهجامانده از دورهی پیشین و هماهنگ کردن آنها با ارزشها، اهداف و ساختار سیاسی جدید درصدد شکلگیری جامعهای تازه بود. در این جامعهی تازه، مدرسه صرفاً مکانی برای آموزش خواندن، نوشتن، علوم یا مهارتهای حرفهای نیست بلکه در انتقال ارزشها و شکلگیری هویت جمعی نقش پرنگی ایفا میکند.
روزنامهی اطلاعات از زبان علی اکبر حسینی مینویسد: «یک مشکل نظام فعلی این است که ۸ تا ۱۲ درس به سر بچه میریزند و در طول سال این درسها به کودک فشار میآورد. ما میخواهیم تعداد درسها را کم کنیم و کیفیت را زیاد کنیم.»
این طرحها نشاندهنده تلاش برای تعریف نقشی تازه از مدرسه در جامعهای بود که در آن هدف اصلی، به جای پر کردن ذهن از اطلاعات، پرورش توانایی فهم، اندیشیدن و ساختن آیندهای روشن برای دانشآموزان بود.

