آبان ۱۳۵۷ در آیینه اسناد لانه جاسوسی/ تهران زیر سایه اعتصاب، کمبود بنزین و خاموشی
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آبان ۱۳۵۷ از مقاطع سرنوشتساز در روند تحولات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی است. آبانی که در آن بحران سیاسی حکومت پهلوی بیش از گذشته به زندگی روزمره مردم راه یافت و نشانههای فروپاشی نظم پیشین را میشد در خیابانها، دانشگاهها، بازار، محیطهای کار و حتی مناسبات عادی شهروندان مشاهده کرد. صفهای طولانی بنزین، اعتصاب کارگران، خاموشی شهرها، اختلال در انتشار روزنامهها و تغییر فضای عمومی جامعه، تنها بخشی از واقعیتهای اجتماعی آن روزگار بود. این نوشتار با هدف بازنمایی آبانماه ۱۳۵۷ در آیینه اسناد لانه جاسوسی آمریکا تدوین شده است. اسنادی که در آبانماه سال بعد، یعنی ۱۳۵۸، با تسخیر سفارت آمریکا در تهران به دست نیروهای انقلابی افتاد و بعدها بخشی از آنها در مجموعه اسناد منتشرشده لانه جاسوسی در دسترس پژوهشگران قرار گرفت.
از دانشگاه تهران تا خیابانهای ملتهب پایتخت
یکی از مهمترین نقاط عطف آبان ۱۳۵۷، درگیریهای سوم و چهارم نوامبر (۱۲ و ۱۳ آبان) در اطراف دانشگاه تهران بود. ویلیام سالیوان، سفیر وقت آمریکا در ایران، در گزارشی محرمانه به تاریخ ۵ نوامبر ۱۹۷۸ (۱۴ آبان ۱۳۵۷)، شرحی از این حوادث ارائه کرد. مطابق گزارش او، دانشجویان طی روزهای قبل در دانشگاه تهران راهپیماییهایی برگزار کرده بودند که عمدتاً بدون خشونت جدی جریان داشت؛ اما هنگامی که تلاش کردند از محوطه دانشگاه خارج شوند، با نیروهای نظامی مواجه شدند. در سوم نوامبر، نیروهای نظامی با استفاده از باتوم و گاز اشکآور به مقابله با دانشجویان پرداختند. روز بعد نیز در جریان درگیری در ورودی اصلی دانشگاه، پس از پرتاب سنگ و بطری از سوی برخی دانشجویان، نیروهای نظامی ابتدا گاز اشکآور و سپس تیر هوایی شلیک کردند و در نهایت به سوی جمعیت آتش گشودند. گزارش سفارت آمریکا تأکید میکند که درباره شمار کشتهشدگان روایتهای متفاوتی وجود داشت و ارقام منتشرشده از دو تا ده نفر متغیر بود. دولت وقوع تیراندازی را پذیرفته بود، اما کشتهشدن افراد را انکار میکرد؛ درحالیکه رئیس دانشگاه نیز با وجود پذیرش زخمیشدن ۱۱ نفر، وقوع تلفات جانی را تأیید نکرد.
این حادثه به دانشگاه محدود نماند. گزارش سفارت از آسیبدیدن بانکها، مغازهها و برخی ساختمانهای شهر و گسترش آشوب تا هتل اینترکنتیننتال تهران خبر میدهد. در همین گزارش آمده است که در شهرهای مختلف نیز جمعیتهای زیادی به خیابانها آمده بودند؛ در تبریز تظاهرات با گاز اشکآور متفرق شده بود و در شیراز حتی اتوبوسی که از مدرسه بینالمللی خارج میشد هدف سنگپرانی قرار گرفته بود.
مشاهده متن کامل گزارش محرمانه سفارت آمریکا.
چالش پمپبنزین
یکی از جالبترین گزارشهای اجتماعی این دوره، گزارشی است که دفتر وابسته دفاعی آمریکا در تهران در ۷ نوامبر ۱۹۷۸ (۱۶ آبان ۱۳۵۷) برای سازمان اطلاعاتی آمریکا ارسال کرد. این گزارش صرفاً به ارزیابی سیاسی اعتراضات نمیپرداخت، بلکه مشاهدات مأموران آمریکایی از وضعیت خیابانهای تهران را نیز ثبت کرده بود. در این گزارش، از کمبود بنزین بهعنوان یکی از پیامدهای اعتصابهای اخیر یاد شده است. مأموران آمریکایی که صبح هفتم نوامبر از مناطق شمالی تهران به سمت سفارت حرکت میکردند، با ترافیکی سبکتر از روزهای عادی مواجه شدند، اما علت این وضعیت نه کاهش رفتوآمد مردم، بلکه ازدحام مستمر خودروها در پمپبنزینها بود. بنزین به کالایی کمیاب تبدیل شده بود و با وجود اعلام رادیویی دولت مبنی بر وجود ذخایر کافی سوخت، صفهای طولانی همچنان ادامه داشت. نکته قابلتوجه گزارش، اشاره به درگیری میان متقاضیان بنزین است. مأمور گزارشگر از مشاهده چند مورد کتککاری میان افرادی خبر میدهد که در صفهای سوخت، در انتظار دریافت بنزین بودند. به این ترتیب، یکی از پیامدهای اعتصابها از سطح کارخانهها و تأسیسات نفتی فراتر رفته و به مناسبات روزمره شهروندان کشیده شده بود. همین گزارش تصویری از وضعیت امنیتی تهران نیز ارائه میدهد. مأموران آمریکایی از کاهش حضور نیروهای نظامی در تقاطعهای مهم شهر خبر دادهاند. آنان همچنین بقایای ناآرامیهای پنجم نوامبر را مشاهده کرده بودند؛ ساختمان بزرگی در نزدیکی سفارت که بر اثر آتشسوزی به تودهای از سنگهای سوخته و تیرآهنهای درهمپیچیده تبدیل شده بود و مأموران آتشنشانی همچنان بر آن آب میپاشیدند.
فضای شهر در ساعات شب نیز تغییر کرده بود. مقررات منع رفتوآمد از ساعت ۹ شب اجرا میشد و مأمور گزارشگر از شنیدن صدای تیراندازی در ساعات پایانی شب و توقف خودروها توسط واحدهای نظامی در خیابان نزدیک محل سکونتش خبر میداد. در یکی از این موارد، مسافران چند خودرو به دلیل نقض مقررات منع رفتوآمد بازداشت شده بودند.
مشاهده گزارش دفتر وابسته دفاعی آمریکا.
خاموشی تهران؛ اعتصاب کارگران چه اثری بر شهر گذاشت؟
در ۱۴ نوامبر ۱۹۷۸ (۲۳ آبان ۱۳۵۷)، وزارت امور خارجه آمریکا گزارش دیگری از وضعیت ایران برای نمایندگیهای دیپلماتیک این کشور در اروپا، خاور نزدیک و جنوب شرقی آسیا ارسال کرد. این گزارش که با عنوان «گزارش وضعیت ایران شماره ۱۴» تنظیم شده، جزئیات مهمی از تأثیر اعتصابها بر زندگی شهری در تهران را ثبت کرده است. بر اساس این سند، تهران در آن روز ظاهراً آرام بود و از حضور نیروهای نظامی در سطح شهر نیز کاسته شده بود، اما اعتصاب کارگران شرکت برق موجب شد که پایتخت در آن شب به مدت سه ساعت با خاموشی کامل مواجه شود. این اتفاق نشان میداد که اعتصابها دیگر صرفاً فعالیت اقتصادی یک مجموعه یا گروه صنفی را مختل نمیکنند، بلکه میتوانند مستقیماً خدمات عمومی و زندگی روزمره ساکنان شهر را تحت تأثیر قرار دهند. گزارش همچنین به وضعیت اطلاعرسانی در کشور اشاره میکند. کارگران بخش چاپ و تکثیر روزنامهها همچنان در اعتصاب بودند و انتشار اخبار داخلی با محدودیت و اختلال مواجه شده بود. وزارت امور خارجه آمریکا گزارش میداد که عدم انتشار کامل اخبار داخلی، فضای شایعهپراکنی را در بازار گسترش داده است. از سوی دیگر، رادیو و تلویزیون ایران نیز اخبار داخلی چندانی پخش نمیکردند و برنامه فارسی رادیو بیبیسی هم ظاهراً با مشکل فنی فرستنده روبهرو بود.
در واقع، جامعه شهری با وضعیتی مواجه شده بود که در آن نهتنها تأمین برخی نیازهای روزمره، بلکه دسترسی به اطلاعات نیز دشوارتر شده بود. اعتصاب کارگران چاپ، برق و بخشهای مختلف اقتصادی، زنجیرهای از اختلالها را به وجود آورده بود که آثار آن در زندگی عادی مردم دیده میشد.
مشاهده گزارش وضعیت ایران شماره ۱۴، وزارت امور خارجه آمریکا.
در همان گزارش ۲۳ آبان، وضعیت صنعت نفت نیز مورد توجه قرار گرفته است. مطابق برآورد وزارت امور خارجه آمریکا، تولید نفت ایران در ۱۴ نوامبر به حدود ۳/۳ میلیون بشکه در روز رسیده بود؛ درحالیکه ظرفیت رسمی تولید کشور ۵/۸ میلیون بشکه در روز اعلام شده بود. گزارش از تداوم تنشها در اهواز و خوزستان خبر میداد و اشاره میکرد که کارکنان اعتصابی پالایشگاه آبادان ظاهراً در حال پایاندادن به اعتصاب خود هستند. اهمیت این موضوع در آن بود که اعتصاب صنعت نفت، علاوه بر کاهش درآمدهای کشور و فشار بر دولت، با ایجاد اختلال در تأمین انرژی و سوخت، بر زندگی روزمره شهروندان نیز اثر میگذاشت. کمبود بنزین در پمپبنزینهای تهران که در گزارش ۱۶ آبان ثبت شده بود، نمونه ملموس همین پیوند میان اعتصاب صنعتی و زندگی اجتماعی بود. از سوی دیگر، گزارش وزارت خارجه آمریکا از حمله سه فرد مسلح ایرانی به مدیرکل شرکت خدمات نفتی ایران در اهواز و آتشزدن خودروی او نیز خبر میداد. مدیر یادشده پس از این حادثه تحت اسکورت نظامی قرار گرفته بود. چنین رویدادهایی نشان میداد که ناامنی و تنشهای سیاسی در محیطهای کاری و اقتصادی نیز حضور پیدا کرده بود.
وقتی تصویر شاه از ویترین مغازهها ناپدید شد
شاید یکی از جالبترین بخشهای اسناد آبان ۱۳۵۷، نه گزارش تیراندازی و اعتصاب، بلکه توصیف تغییر نشانههای سیاسی در زندگی روزمره مردم باشد.
ویلیام سالیوان در تلگراف محرمانهای به تاریخ ۹ نوامبر ۱۹۷۸ (۱۸ آبان ۱۳۵۷) با عنوان «اندیشیدن به امر تصورناپذیر» (Thinking the Unthinkable)، ارزیابی متفاوتی از وضعیت سلطنت ارائه کرد. او در این گزارش نوشت که اقتدار شاه بهشدت کاهش یافته و حمایت عمومی از او تقریباً نامرئی شده است. سالیوان برای توضیح این تغییر، به نکتهای بسیار عینی اشاره کرد: تصاویر خاندان سلطنتی که پیشتر زینتبخش ویترین مغازهها بودند، تقریباً بهطور کامل ناپدید شده بودند. ویترین مغازه، برخلاف کاخ سلطنتی یا ساختمانهای دولتی، بخشی از فضای عادی زندگی مردم بود. نصب تصویر شاه در چنین مکانی میتوانست نشانهای از وفاداری، ملاحظه سیاسی یا حتی نوعی عادت اجتماعی باشد، اما ناپدیدشدن این تصاویر، دستکم از نگاه سفیر آمریکا، نشانهای از تغییر فضای عمومی و کاهش نمایش آشکار وفاداری به سلطنت بود. سالیوان در ادامه همین گزارش، جامعه ایران را بر پایه دو ستون سلطنت و مذهب تحلیل کرد و معتقد بود که در ماههای گذشته جایگاه اجتماعی و سیاسی نیروی مذهبی دستخوش تغییر شده است. او همچنین به اعتصاب در بخشهای راهبردی اقتصاد، از جمله نفت، ایرانایر و مخابرات، اشاره کرد و این اعتصابها را بخشی از راهبرد مقاومت غیرفعال نیروهای مذهبی ارزیابی کرد.
آرشیو امنیت ملی دانشگاه جرج واشنگتن؛ تلگراف ویلیام سالیوان.
مرور این اسناد نشان میدهد که تحولات آبان ۱۳۵۷ را نمیتوان تنها با شمار تظاهرات، درگیریهای خیابانی یا تغییر دولتها توضیح داد. در این ماه، بحران سیاسی بهتدریج در جزئیترین ابعاد زندگی اجتماعی نیز آشکار شد. این جزئیات در کنار یکدیگر تصویری از جامعهای را نشان میدهند که در آن نظم معمول زندگی شهری در حال تغییر بود. کارگران با اعتصاب خود در عملکرد بخشهای مهم اقتصادی و خدماتی اختلال ایجاد میکردند؛ دانشجویان دانشگاه را به کانون اعتراض تبدیل کرده بودند؛ بازار و خیابان به عرصه حضور و برخورد نیروهای مختلف بدل شده بود و نشانههای وفاداری به سلطنت نیز در فضای عمومی رو به کاهش میرفت.