فروشگاه
☰ X

اسنادی از جاسوسی منافقین برای رژیم بعث در جنگ تحمیلی/ انکار حملات شیمیایی صدام در مجامع جهانی توسط منافقین

اسناد گویای آن است که برای فرقه رجوی هیچ چیز به اندازه کسب قدرت و اعتبار اهمیت ندارد. آنها در این راه نه تنها به هموطنان خود در ایران خیانت می‌کردند بلکه همدست با صدامیان به کشتار مردم نیز می‌پرداختند.
چهارشنبه ۰۴ مهر ۱۳۹۷ - ۰۸:۱۲

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ پيوند علني سازمان مجاهدين خلق (منافقین) با رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی و ارائه اطلاعات به آنها در حالي كه مردم ایران، درگیر جنگ با صدامیان بودند، برگ سیاهی از پرونده ننگین سازمان منافقین است.

در بخشی از کتاب "خوابگردها" که توسط موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده و به واکاوی ارتباط رهبران سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با نهادهای اطلاعاتی و نظامی رژیم بعث می‌پردازد، درباره جاسوسی منافقین برای صدام آمده است: كمتر از يك سال و نيم پس از فرار مسعود رجوي، سرکرده سازمان مجاهدین خلق (منافقین) از ايران و پناهندگي‌اش در فرانسه، روز يكشنبه 19 دي 1361ش/ 9 ژانويه 1983م، طارق ميخائيل يوحنا عزيز، نايب نخست‌وزير عراق، در حاشيه سفر به فرانسه با رجوي در محل اقامت او در "اورسورواز" ديدار و گفت‌وگو كرد.

به نوشته ارگان رسمي و مطبوعاتي سازمان: «آقاي (طارق) عزيز، دعوتي از جانب رهبري عراق به آقاي رجوي براي ديدار از عراق به منظور ايجاد روابط برادرانه بين خلق‌هاي همجوار براساس احترام متقابل و تمايل صادقانه براي استقرار صلح، تقديم نمود.»

ملاقات اين دو (عزيز- رجوي) منجر به صدور «بيانيه مشترك نايب نخست‌وزير عراق و مسئول شوراي ملي مقاومت ايران» شد. به دنبال اين نشست صميمانه، روز پنج‌شنبه 26 اسفند 1361 «شوراي ملي مقاومت» كه رجوي رياست آن را عهده‌دار بود، طرح صلحي را اعلام كرد که اعلان فوري آتش‌بس، تشكيل كميسيون نظارت، عقب‌نشيني نيروها تا پشت مرزهاي زميني و رودخانه‌اي قرارداد 1975 (الجزاير)، مبادله‌ كليه اسرا، تعيين خسارت‌هاي جنگي و نحوه تأديه حقوق ايران در ديوان بين‌المللي لاهه، بازگشت پناهندگان و آوارگان، تنظيم قرارداد قطعي صلح، سرخط مهم‌ترين عناوين آن بود.

سركرده فرقه در سنوات بعد از توافق با معاون نخست‌وزير عراق رمزگشايي كرد. وي در يكي از نشست‌هايش با سپهبد طاهر جليل حبوش، رئيس سرويس كل اطلاعات رژيم صدام اظهار مي‌دارد: «به ياد مي‌آورم كه وقتي طارق عزيز به خانه ما در پاريس آمد با يكديگر قرارداد صلح امضا كرديم و من جلوي خبرنگاران گفتم... [امام] خميني شكست مي‌خورد و اين مقاومت و مردم و عراق هستند كه پيروزمندانه از اين جنگ خارج خواهند شد. مي‌دانيد كه اين حرف در آن زمان كفر بود.»

پس از این بود که فرقه رجوی، با جاسوسی از جبهه‌های جنگ، اطلاعات فراوانی در اختیار صدامیان قرار می‌داد.


برگ‌هایی از خیانت‌ فرقه رجوی

اسناد گویای آن است که برای فرقه رجوی هیچ چیز به اندازه کسب قدرت و اعتبار اهمیت ندارد. آنها در این راه نه تنها به هموطنان خود در ایران خیانت می‌کردند بلکه همدست با صدامیان به کشتار مردم نیز می‌پرداختند.

بنا بر یک سند، یکی از اعضای سازمان منافقین به عناصر امنیتی بعث، اطلاعات جنگی را لو می‌دهد.

داوري [یکی از اعضای سازمان منافقین]: يك پل هست به نام پل "بقیة الله"

اطلاعات بعث: سيستم ضدهوايي دارد يا نه؟

داوري: گفتم كه شما بهتر مي‌دانيد، به نظر خودتان منطقه فعالي است و خيلي هم صاف است. فكر مي‌كنم تنها پل ثابت آنجاست.

ابوزينب [از مسئولان سرويس كل اطلاعات بعث عراق]: البته اگر اين پل، پل ثابت باشد مانع حركت همه قايق‌ها و كشتي‌هايي كه از شمال به جنوب تردد دارند خواهد شد. به اصطلاح اين لوله‌ها نمي‌گذارند قايق‌ها به راحتي از روي آن پل دست‌ساز عبور كنند...

داوري: اينور و آنور لوله‌ها را بسته‌اند و بعد مثل كشتي درست كرده و روي آن با پمپ [آسفالت] ريخته، يا به اصطلاح پايه‌هايي زده كه اين جسم حتماً از آب بالاتر است.

داوري [با ارائه نقشه به افسران سرويس اطلاعات]: و اما اين يكي به اصطلاح پلي است به نام پل "بقیة‌الله"... اين پل قبل از عمليات والفجر8 ساخته شده و يكي از عوامل پيروزي رژيم [جمهوری اسلامی] در اين حمله بوده. اين پل روي رودخانه بهمنشير قرار گرفته و در شرق ستاد مركزي فرماندهي سپاه و محور عملياتي2 واقع شده است. اين محل در فاصله 5/3 كيلومتري و در غرب جاده منتهي به آل‌صابر است. جاده غرب پل است كه در ادامه پل تقاطع ايجاد كرده است. بعد منطقه سبز و درختكاري شده است و رودخانه بهمنشير هم هست.

اطلاعات: سه تا علامتي كه شما روي كروكي ارائه داديد وجود دارد. هدف اصلي، پل "بقیة الله" است، دو علامت ديگر چيست؟ ممكن است دو علامت ديگر خارج از رودخانه باشد. اين سه تا شماره كه روي كروكي است يكي مربوط به خود هدف است و دو تاي ديگر به عنوان علائم مشخصه است جهت نزديك شدن به هدف. براي اينكه موضوع خلط نشود، هدفي را كه شما مشخص كرديد پل "بقیة الله" است. شما سه تا شماره روي كروكي مشخص كرديد ولي كدام شماره مربوط به پل است، واضح نيست.

احمد افشار، [مترجم سازمان]: ما هم توضيح كافي راجع به هدف نوشتيم و همچنين علائم مشخصه هدف را روي كروكي نشان داديم....

بدین ترتیب سازمان، اطلاعاتی را که حاصل جاسوسی‌هایش بود در اختیار بعثی‌ها قرار می‌داد. به علاوه در طول جنگ تحمیلی، منافقین در فرصت‌های مختلف، ضمن آگاهی از جنایت‌های شیمیایی صدامیان، برای انکار و سرپوش نهادن بر آن در مجامع جهانی تلاش می‌کردند. در سندی از مراودات نماینده امنیتی عراق و داوری نماینده منافقین در مذاکرات چنین آمده است:‌

اطلاعات: يك موضوع را شخص رئيس‌جمهور [صدام] از سازمان درخواست كرده و آن اين است: اثر حملات شيميايي عراق را عليه ايران به لحاظ تلفات و اثراتي كه داشته ارزيابي كنيد. رئيس‌جمهور از من خواسته‌اند كه از شما سؤال كنم كه ميزان خسارت‌هاي سپاه و ارتش [ايران] در منطقه هور- كشته، زخمي- به ويژه در منطقه شرق بصره بر اثر حمله شيميايي ما چقدر بوده است. نياز به ارزيابي دقيق داريم. اين مطلب خيلي محرمانه است. لطفاً با رعايت حفاظت [اطلاعات] آن را دنبال كنيد.

داوري: طبق گفته شما كه از قول رئيس‌جمهور گفتيد، ما اين كار را كرديم؛ و در حالي كه به دفعات از ما سؤال كرده بودند [راجع به بمباران شيميايي] و ما با توجه به حرف‌هاي شما [بعثيان] رد (انكار) كرده بوديم...

براساس سندی دیگر، مهدی ابریشمچی از اعضای رده بالای منافقین در گفتگو با یک عنصر بلند پایه امنیتی رژیم بعث عراق، سازمان مطبوعش را کاملا همسو با صدامیان معرفی می‌کند.

آنچه در ادامه می‌خوانید بخشی از مذاکرات سری ابریشمچی با عنصر پلندپایه اطلاعاتی و امنیتی بعث است.

ابريشمچي: در خصوص پادگان‌ها صحبت مي‌كنيم. برادر رجوي، ابراهيم ذاكري را براي مسئوليت پادگان كوت معرفي كرده است و مرزهاي جنوبي نيز با اوست. اما بقيه پادگان‌هايي كه به ما معرفي كرديد، در موردش بحث شده است و مقرر شد كه بودجه‌اي براي پادگان ابوغريب در نظر گرفته شود و مشكلات اين پادگان با برادر مسعود بررسي گرديد. او گفت با توجه به عنايت سيدالرئيس [صدام] مشكلات آن را با برادران [عراقي] حل كنيد.

اگر پادگان در شرق بغداد مي‌بود دو ساعت به نفع ما بود در زمان رفتن به هتل. از اين پادگان‌ها براي اعزام نيرو به داخل ايران و آموزش آن‌ها استفاده مي‌كنيم و اين‌كه محل استقرار براي نيروهاي آموزشي وجود ندارد و اين مسئله عمليات‌هاي ما را به تأخير مي‌اندازد، لذا اگر پادگاني كوچك‌تر در شرق بغداد به ما بدهيد بهتر است...

اطلاعات: شما مشخص كنيد كدام پادگان را مي‌خواهيد و كداميك را نمي‌خواهيد تا با ارتش هماهنگ كنيم...

ابريشمچي: ما با عراق رابطه عميق سياسي و نظامي داريم و مجاهدين ساده ما قدرت فهم همه ابعاد اين ارتباطات را ندارند. تفاهم در سطح ما بهتر است تا در سطح پايين‌تر مطرح شود، لذا ذهنيت حضور عراقي ما بين ايراني‌ها ايجاد نشود.

اطلاعات: با هم مي‌رويم به پادگان و مكان مناسب را پيدا مي‌كنيم...

ابريشمچي: اين‌ها توجهات ناشي از دستورات سيدالرئيس [صدام] است و تمام امكانات را شما در حالت جنگ كه مورد نياز خودتان است در اختيار ما گذاشته‌ايد. اين نشانه آن است كه شما با احساس مسئوليت اين اهتمام را داريد. در برابر اين خدمت شما، نيرو به داخل ايران مي‌فرستيم و ضربه مي‌زنيم تا در جنگ عليه شما موفق نباشند.

اطلاعات: پس از استقرار [نيروهاي سازمان] در پادگان با ارتش هماهنگي لازم صورت مي‌پذيرد تا اعزام به مرز و... با كمك آن‌ها محقق شود. درخواست تسليحاتي خودتان در سال 1987 [م/ 1366ش] را به ما بدهيد.

ابريشمچي: ما طي يك بررسي درخواست‌هاي خود را ارائه خواهيم داد. الآن مشغول [رسيدگي به] امور پادگان‌ها هستيم.


این خبر را به اشتراک بگذارید: