فروشگاه
☰ X
روایتی از غائله ۱۴ اسفند ۱۳۵۹

اتحاد نامقدس ضدانقلاب با محوریت بنی‌صدر / نقش شهید لاجوردی در خنثی‌سازی توطئه رئیس‌جمهور/ نامه مهم شهید بهشتی به امام خمینی پس از غائله ۱۴ اسفند

khatereh
در روز ۵۹/۱۲/۱۴ درگیری شدیدی بین هواداران بین‌صدر و مردم حزب‌اللهی، در دانشگاه تهران روی داد. به هنگام سخنرانی بنی‌صدر که با همهمه، کف‌زدن و صوت‌کشیدن همراه بود، بین شرکت‌کنندگان در این مراسم درگیری رخ داد. از آنجایی که امنیت مراسم به عهده شهربانی بود، تعدادی از هر دو گروه دستگیر و به خوابگاه پلیس تهران منتقل شدند. تعداد دستگیر‌شدگان که بیشتر افراد حزب‌اللهی بودند، به ۶۰ تا ۷۰ نفر می‌رسید. بنی‌صدر اعلام کرده بود که دستگیر‌شدگان باید تحویل گارد ریاست‌جمهوری شوند و روی این مسئله اصرار داشت؛ اما با حکم قضایی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز در آن زمان -که آقای شهید لاجوردی بودند- این افراد تحویل گارد ریاست‌جمهوری نشده و همچنان در اختیار پلیس ماندند.
چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۱:۵۱

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ تقابل بین نیرو‌های پیرو خط امام و بنی‌صدر پس از انتخاب نخست‌وزیر و کابینه نیز همچنان ادامه یافت و در زمستان ۱۳۵۹ دور تازه‌ای از منازعات شروع شد. در ۱۴ اسفند همان سال نیز با سخنرانی بنی‌صدر در دانشگاه تهران، این منازعات شدت گرفت تا نظام نوپای جمهوری اسلامی را - که حالا درگیر جنگ تحمیلی هم شده بود -  به بن‌بست بکشاند. حاج احمد قدیریان معاون وقت دادستانی مرکز در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است روایت جالبی از آن دوران دارد که در ادامه از نظر می‌گذرد.

 هجمه به ارکان قضائی و امنیتی نظام 

اگر مسائل ۱۳۵۹/۱۲/۱۴ را دقیق بررسی نماییم، خواهیم دید که یک توطئه بزرگ در کار است. روزنامه انقلاب اسلامی وابسته به بنی‌صدر، با درج مطالبی در شماره مورخه ۱۳۵۹/۱۲/۱۸ دستگاه قضایی کشور را زیر سؤال می‌برد و به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و کمیته انقلاب اسلامی وقت توهین می‌کند و آنها را نزد مردم کمرنگ جلوه می‌دهد و برنامه تضعیف نهاد‌های نظامی و انتظامی را دنبال می‌کند.

منافقین و هواداران بنی‌صدر در این مرحله با توجه به موقعیت رئیس‌جمهور در بین مردم و جوّ‌سازی توسط روزنامه «انقلاب اسلامی» [ارگان بنی‌صدر]، سعی داشتند پای مردم را وسط بکشانند و با شدت‌بخشیدن به درگیری‌ها، ملت را رو در روی هم قرار دهند و گروه‌ها نیز از آب گل‌آلود ماهی بگیرند و بهره‌برداری لازم را بکنند. در این مرحله بود که گروهک‌ها همه نیرو‌های خود را به نمایش گذاشتند و در راه‌پیمایی‌ها و میتینگ‌های خیابانی به دست‌اندرکاران جمهوری اسلامی دندان خشم نشان می‌دهند. با صبوری و مظلومیت دست‌اندرکارانی مثل شهید دکتر بهشتی و سایر یارانشان، سرانجام باطن خباثت‌آلود بنی‌صدر برای عموم مردم آشکار و از آن پس مطرود جامعه و امت مسلمان گردید و همچنین محوری برای طیف وسیع مخالفین نظام اسلامی شد.

اتحاد نامقدس ضد انقلاب با محوریت بنی‌صدر

در این زمان براساس برنامه‌ای از پیش‌تعیین‌شده، حفظ جان بنی‌صدر به عهده منافقین قرار می‌گرفت. شعار‌هایی که در آن روز‌ها عنوان می‌شد، خبر از عمق قضیه و توطئه براندازی حکومت داشت: «بنی‌صدر، بنی‌صدر،  اذن جهادم بده!»، «چوب و چماق و شکنجه دیگر اثر ندارد»، «روح منی بنی‌صدر، بت‌شکنی بنی‌صدر»، «مصدق مصدق راهت ادامه دارد»، «شب تاریک ملت روز گردد، بنی‌صدر عاقبت پیروز گردد».

شعار‌ها و برنامه‌های گروهک‌ها مخالف نظام اسلامی، همگی حاکی از یک اتحاد نامقدس می‌باشد؛ به خیال اینکه نظام مقدس جمهوری در تنگنا قرار گرفته و دیگر قادر به حرکت نیست. در این شرایط همه فشار‌ها روی حزب جمهوری اسلامی، دبیرکل حزب و سایر اعضای آن حزب بود. بنی‌صدر و هواداران او در اذهان مردم طوری مطرح کرده بودند که حزب جمهوری اسلامی مانع حرکت دولت است و باید کنار برود.

 

اتحاد نامقدس ضدانقلاب با محوریت بنی‌صدر / نقش شهید لاجوردی در خنثی‌سازی توطئه رئیس‌جمهور/نامه مهم شهید بهشتی به امام خمینی پس از غائله 14 اسفند

اوج خیانت بنی‌صدر برای نزدیک‌شدن به اهدافش را باید در واقعه ۵۹/۱۲/۱۴ جست‌و‌جو کرد که به هنگام سخنرانی وی در دانشگاه تهران روی داد. جریان ۱۴ اسفند به این صورت اتفاق افتاد که طبق قرار قبلی قرار بود بنی‌صدر گزارشی از عملکرد خود را در پایان سال ۱۳۵۹ در یک سخنرانی در دانشگاه تهران ارائه دهد. در همین زمان کمیته مرکزی انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران با توجه به شناختی که از بنی‌صدر و گرایش‌های گروهک‌های هوادار او داشتند، فضای ملتهب سیاسی جامعه و شرایط جنگی کشور را در گزارشی به دادستانی انقلاب منعکس و نگرانی خود را درباره جریان حرکت گروهک‌ها در پشت سر بنی‌صدر اعلام کردند.

در روز ۵۹/۱۲/۱۴ درگیری شدیدی بین هواداران بین‌صدر و مردم حزب‌اللهی، در دانشگاه تهران روی داد. به هنگام سخنرانی بنی‌صدر که با همهمه، کف‌زدن و صوت‌کشیدن همراه بود، بین شرکت‌کنندگان در این مراسم درگیری رخ داد. از آنجایی که امنیت مراسم به عهده شهربانی بود، تعدادی از هر دو گروه دستگیر و به خوابگاه پلیس تهران منتقل شدند. تعداد دستگیر‌شدگان که بیشتر افراد حزب‌اللهی بودند، به ۶۰ تا ۷۰ نفر می‌رسید. بنی‌صدر اعلام کرده بود که دستگیر‌شدگان باید تحویل گارد ریاست‌جمهوری شوند و روی این مسئله اصرار داشت؛ اما با حکم قضایی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز در آن زمان -که آقای شهید لاجوردی بودند- این افراد تحویل گارد ریاست‌جمهوری نشده و همچنان در اختیار پلیس ماندند.

 آزادی بازداشتی‌ها توسط شهید لاجوردی 

با توجه به حساسیت موضوع، عصر روز شنبه ۱۳۵۹/۱۲/۱۵ همراه آقای لاجوردی و چند نفر دیگر به دیدن بازداشت‌شدگان رفتیم. چون تعداد آنها زیاد و نزدیک به ۷۰ نفر بودند و حکم تحویل زندان هم نداشتند، شهربانی مجبور شد در نمازخانه پلیس تهران در خیابان شریعتی به آنها جا بدهد. همه این افراد حزب‌اللهی توسط گارد ریاست‌جمهوری و گروهک‌های هواداران بنی‌صدر مورد ضرب و شتم واقع شده بودند. آقای لاجوردی به عنوان دادستان انقلاب به پرسش از دستگیرشدگان پرداخت و از آنها ماوقع را پرسید.

دستگیرشدگان بعد از مقداری پراکنده‌گویی این طور بیان کردند که ما داخل دانشگاه بودیم و از برنامه‌های آقای بنی‌صدر و هماهنگی با گروهک‌ها مخالفت نظام اطلاع داشتیم؛ بنابراین با سکوت خود و ندادن شعار به نفع بنی‌صدر و دادن شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه، توسط هواداران بنی‌صدر شناسایی شدیم و پس از ضرب و شتم توسط آنها، دستگیر و تحویل پلیس تهران شدیم و الآن دو روز است که اینجا هستیم. صحبت بین دادستان انقلاب اسلامی آقای لاجوردی و آنها تا ساعت‌ها به طول انجامید. خدمت آقای لاجوردی گفتم اگر صلاح می‌دانید اینها را آزاد کنیم. ایشان گفتند گزارشی از وضع اینها تهیه شود تا پس از دستور دادستان کل انقلاب آزاد شوند. گزارش تهیه و دستور دادستان کل انقلاب در مورد آزادی آنها صادر شد و پس از ۲۴ ساعت نیز همه آزاد شدند.

 

اتحاد نامقدس ضدانقلاب با محوریت بنی‌صدر / نقش شهید لاجوردی در خنثی‌سازی توطئه رئیس‌جمهور/نامه مهم شهید بهشتی به امام خمینی پس از غائله 14 اسفند 

نامه مهم شهید بهشتی به امام خمینی 

به دنبال ناآرامی‌هایی که با همکاری نهضت آزادی، جبهه ملی و بعضی گروهک‌های معاند در این روز و به هنگام سخنرانی بنی‌صدر شکل گرفت، توطئه‌گران سعی کردند قدم بعدی را برای تحقق اهداف و برنامه‌های خود بردارند. اما نامه مورخه ۱۳۵۹/۱۲/۲۲ شهید آیت‌الله بهشتی (ره) به حضرت امام خمینی (قدس‌سره) و توضیح آنچه اتفاق افتاده بود و برنامه‌های آینده آنان، خیلی مسائل را روشن و به واقع توطئه‌های آنان را عقیم کرد. در نامه شهید آیت‌الله بهشتی به حضرت امام (قدس‌سره) در ارتباط با وقایع روز ۱۴ اسفند ۵۹ و جریانات مرتبط با آن چند نکته قابل توجه است:

۱ ـ نگرانی از وضع آینده کشور

۲ ـ برنامه‌های بنی‌صدر، مهندس بازرگان، جبهه ملی، نهضت آزادی و سایر گروهک‌ها برای در دست‌ گرفتن آینده کشور پس از نبودن حضرت امام خمینی (ره)

۳ ـ تحلیل پیرامون قائم‌مقامی آقای منتظری و عادی‌سازی واکنش مهندس بازرگان در شعار «درود بر منتظری امید امت و امام».

با توجه به اینکه این شعار توسط خیلی از گروهک‌ها داده می‌شد، هدفی جز تست رهبری آقای منتظری برای آینده کشور و متوجه‌کردن بعضی از آقایان و ارگان‌ها به قائم‌مقام بودن آقای منتظری، چیز دیگری نداشت. این فضاسازی توسط نهضت آزادی و جبهه ملی و گروهک‌ها ساخته و پرداخته شده بود و برای اینکه عادی‌سازی نمایند، خودشان این شعار را سر دادند و بعد خودشان ایشان را نفی می‌کردند.

 

 

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: