فروشگاه
☰ X
دموکراسی برای اقلیت

بی‌عدالتی اقتصادی در جامعه امریکایی

گزارش یونیسف در سال 2007، ایالات متحده (و انگلستان) را در میان 21 کشور صنعتی، بدترین کشور برای کودکان می‌داند. شاخص‌هایی مثل سلامتی و امنیت، انسجام خانوادگی، خطر فقر، خطر اعتیاد به الکل و مواد مخدر و مسائلی از این دست، در این رتبه‌بندی در نظر گرفته شده‌اند. جمعیتی بالغ بر 36 میلیون نفر که بیش از 12 میلیون نفرشان را کودکان تشکیل می‌دهند، در خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که بخشی از هر ماه را گرسنه به‌سر می‌برند. در بسیاری از شهرها، خوراک یا مسکن کافی برای پوشش جمعیت بی‌خانمان فراهم نمی‌شود. در عوض، پیگردهای قضایی بیشتری علیه کسانی که تلاش می‌کنند در خیابان‌ها زنده بمانند، اعمال می‌گردد.
دوشنبه ۰۹ تير ۱۳۹۹ - ۰۹:۳۴

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ بر خلاف تصور موجود از جامعه آمریکا نزدیک به سیزده میلیون کودک در این کشور در فقر زندگی می‌کنند؛ یعنی رقمی بیش از بیست سال قبل. کودکی که در شرایط فقر به دنیا می‌آید، بیشتر با مشکلاتی چون کمبود وزن در هنگام تولد، مرگ و میر در شیرخوارگی یا طفولیت و احتمال ابتلا به بیماری‌های جدی، به‌ویژه آنهایی که به تغذیه مربوط می‌شوند، دست و پنجه نرم می‌کند، بیشتر با معضل عدم رسیدگی به بیماری‌هایش روبه‌رو می‌شود، بیشتر با آلودگی‌های زیست‌محیطی و خشونت‌های محلی برخورد می‌کند و بیشتر دچار تأخیر در فرایند آموزشی می‌شودجوانان و بزرگسالان بی‌بضاعت، هم به‌دلیل شرایط بد عمومی سلامتی‌شان و هم در پی ناتوانی از پرداخت هزینه‌های دندان‌پزشکی یا بیمه‌های آن، گرفتار «شیوع خاموش بیماری‌های دهانی»، از پوسیدگی دندان گرفته تا سرطان دهان هستند.

جمعیتی بالغ بر 36 میلیون نفر که بیش از 12 میلیون نفرشان را کودکان تشکیل می‌دهند، در خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که بخشی از هر ماه را گرسنه به‌سر می‌برند. این آمار نسبت به سال 1999، پنج میلیون نفر افزایش یافته است. وجود معضل گرسنگی یا شبه‌گرسنگی در سرتاسر ایالات متحده، نشان‌دهنده‌ سیلی از نیازمندی است که مؤسسات توزیع غذای خیریه، دیگر نمی‌توانند از پس آن برآیند. بسیاری از کسانی که از خدمات این نهادها استفاده می‌کنند، فقرای شاغلی هستند که برای تکمیل درآمدهای ناکافی‌شان، به این وعده‌های غذای فوری نیاز دارند. یک پژوهش که به تازگی انجام شده نشان می‌دهد یک‌ششم کودکان (یعنی کسانی که پنج سال یا کمتر دارند) با تهدید همیشگی ناامنی غذایی روبه‌رو هستند و به خوراک سالم دسترسی ندارند.

گزارش یونیسف در سال 2007، ایالات متحده (و انگلستان) را در میان 21 کشور صنعتی، بدترین کشور برای کودکان می‌داند. هلند، سوئد، دانمارک، فنلاند و اسپانیا بهترین کشورها معرفی شده‌اند. شاخص‌هایی مثل سلامتی و امنیت، انسجام خانوادگی، خطر فقر، خطر اعتیاد به الکل و مواد مخدر و مسائلی از این دست، در این رتبه‌بندی در نظر گرفته شده‌اند.

در همه‌ شهرهای آمریکا، چه بزرگ و چه کوچک، تهیدستان ته‌مانده‌های غذا را از سطل‌ها و توده‌های زباله جمع می‌کنند. به قول یک روزنامه‌نگار، «اگر رئيس‌جمهور در سفری به چین می‌دید که گدایان چینی از زباله‌ها تغذیه می‌کنند، حتماً به این مسئله  به‌عنوان نشانه‌ی ناکارآمدی کمونیسم اشاره می‌کرد؛ اما چنین صحنه‌ای در یک کشور سرمایه‌سالار موفق مثل آمریکا، نشانه‌ی چه می‌تواند باشد؟»

فاصله‌ بسیاری از شاغلان فقیر تا آوارگی در خیابان، تنها یک چک دستمزد است. یک‌سوم جمعیت کشور، یعنی بیش از 95 میلیون نفر، با مشکل مسکن مواجه‌اند. هزینه‌های مسکن  به‌عنوان بزرگ‌ترین خرج بسیاری از خانوارهای کم‌درآمد، شصت تا هفتاد درصد درآمد ایشان را می‌بلعد. زمین‌خواری، نوسازی، تفکیک املاک، بیکاری، دستمزدهای اندک و لغو نظام مدیریت اجاره‌بها، موجب شده اقشار معمولی بیش از پیش از چرخه‌ی بازار مسکن حذف شوند. طی 25 سال گذشته، بیش از دو میلیون واحد مسکونی از بین رفته و تعداد بیشتر و بیشتری از خانواده‌ها را به سکونت مشترک با دیگران مجبور کرده است که موجب بروز معضلات و آسیب‌های جدی در روابط خانوادگی می‌شود. همه‌ی خانواده مجبورند در یک خودرو، ساختمان متروکه، چادر یا سرپناه موقت زندگی کنند. بحران سال 2009، موجب افزایش نرخ بی‌خانمانی، رشد تعداد کودکانی که در چنین سرپناه‌هایی متولد می‌شوند و گسترش شدید کمبود مواد غذایی شد.

چندین میلیون آمریکایی، برهه‌هایی از سال را به‌صورت متناوب بی‌خانمانند و تقریباً یک‌سوم جمعیت این افراد را خانواده‌هایی تشکیل می‌دهند که فرزند هم دارند. بی‌خانمانی به یک زندگی همراه با فشار روانی، گرسنگی، آلودگی، فقر، تنهایی، فرسودگی، افسردگی روانی و عدم درمان بیماری‌ها منجر می‌شود. بسیاری از کسانی که در محل اسکان آواره‌ها یا گوشه‌ی خیابان‌ها زندگی می‌کنند، شغل‌های تمام‌وقت دارند. وقتی بدهی‌ها خیلی زیاد می‌شود و درآمدها خیلی کم است و فرصت‌های شغلی در پی وقوع بحران‌های اقتصادی از بین می‌روند، چنین افرادی نمی‌توانند محلی برای سکونت پیدا کنند.

در بسیاری از شهرها، خوراک یا مسکن کافی برای پوشش جمعیت بی‌خانمان فراهم نمی‌شود. در عوض، پیگردهای قضایی بیشتری علیه کسانی که تلاش می‌کنند در خیابان‌ها زنده بمانند، اعمال می‌گردد. مقامات تکدی‌گری را ممنوع می‌کنند، به‌صورت گزینشی با ولگردی برخورد می‌کنند و قوانینی را تصویب می‌کنند که خوابیدن، نشستن یا گذاشتن اثاثیه در اماکن عمومی را ممنوع می‌کند.

تقریباً نیمی از کسانی که در فقر زندگی می‌کنند، بیش از 65 سال سن دارند. علی‌رغم وجود نظام خدمات درمانی، این کهن‌سالان با بیشترین هزینه‌های درمانی مواجه می‌شوند. نیمی از سالمندان، به‌دلیل اينکه پس‌انداز و مستمری بازنشستگی‌شان کفاف مخارجشان را نمی‌دهد، یا به سر کارهایشان باز می‌گردند یا به دنبال کار می‌گردند.

نزدیک به نصف کارگران بخش خصوصی، هیچ پس‌انداز شخصی یا اندوخته‌ی بازنشستگی از جنس بند 401(ک) ندارند. شرکت‌ها معمولاً به اندوخته‌های پس‌انداز کارگران به‌عنوان دارایی خودشان نگاه می‌کنند. آنها گاهی در بازپرداخت این پس‌اندازها تعلل می‌کنند و مبلغ لازم را برای پرداخت مزایایی که به کارگرانشان تعلق دارد فراهم نمی‌کنند. همچنین، اگر این شرکت با بنگاه دیگری ادغام یا توسط آن خریداری شود، این سرمایه‌ها توسط مالک جدید تصاحب می‌گردد و کارگران ممکن است دیگر به کلی پولی را که پس‌انداز کرده بودند، نبینند. فقط طی سال 2001، 175 میلیارد دلار از پس‌اندازهای کارگری بند 401(ک)، توسط مدیران مفقود شد یا به سرقت رفت. اگر اقدام عاجلی صورت نگیرد، چنین غارت‌هایی می‌تواند همه‌ی ساختار نظام مستمری‌های شخصی را از بین ببرد.در حقیقت هم، بخش عمده‌ای از چنین اندوخته‌های شخصی‌، هم‌زمان با سقوط ارزش سهام در سال 2008 تحلیل رفت.

کسانی که هیچ‌وقت نیاز مالی جدی را تجربه نکرده‌اند، نمی‌توانند فلاکت همراه آن را تصور کنند. آنهایی که زیر فشار شکننده‌ی فقر و بدون داشتن پول کافی برای غذا، اجاره‌بها و سایر نیازها در محله‌های ناامن و جرم‌خیز و منازل فرسوده زندگی می‌کنند، گرفتار انبوهی از آسیب‌هایی هستند که به آنها رسیدگی نمی‌شود. کاهش دستمزدها یا حتی رشد معمولی نرخ بیکاری، به افزایش چشمگیر میزان افسردگی، پرفشاری خون، روان‌پریشی احساسی، اعتیاد به مواد مخدر، خودکشی و جنایت منجر می‌شود. ده‌ها میلیون نفر به الکل، دخانیات و مواد مخدر و بيشتر از يک میلیون نفر به داروهایی مثل آرام‌بخش‌ها و خواب‌آورها معتادند. مشوق این داروها پزشکان هستند و تأمین‌کننده‌ی آنها صنعت داروسازی است. سود حاصله حیرت‌آور است.

سالانه به‌صورت متوسط سی هزار آمریکایی خودکشی می‌کنند و هفده هزار نفر دیگر یا تعدادی نزدیک به این کشته می‌شوند. تعداد جوانانی که خودکشی می‌کنند، نسبت به دهه‌پنجاه سه برابر شده است. بسیاری از زنان آمریکایی توسط مردان ضرب و جرح می‌شوند که سالانه منجر به بروز جراحت‌های جدی برای حدود پنج میلیون نفر از ایشان می‌شود. هر سال بیش از دو میلیون کودک که بیشتر هم به خانواده‌های کم‌درآمد تعلق دارند، کتک می‌خورند، آزار می‌بینند، رها می‌شوند یا به‌صورت جدی بدون مراقبت باقی می‌مانند. وقتی شرایط اقتصادی رو به افول می‌گذارد، معضلات سالمندان و آزار آنها هم مانند مشکلات کودکان افزایش می‌یابد.

بحران سال‌های 2008 و 2009، فقط مخمصه‌ طبقه‌کم‌درآمد و متوسط را بیشتر کرد. تقریباً سه دهه است که یک شکاف رو به گسترش بین توان تولید روزافزون و دستمزدهای واقعیِ راکد وجود دارد. این امر به رشد شدید سود شرکتی طبقه‌ی کلان‌ثروتمند منجر شده است. همان‌طور که یک اقتصاددان اشاره می‌کند، بخشی از این ثروت برای تأمين هزینه‌های مسکن، خودرو، درمان، تحصیلات و مخارج جاری به طبقه‌ی کارگر قرض داده می‌شود و بخش دیگر آن، «در حوزه‌های غیرتولیدیِ احتکاری مالی سرمایه‌گذاری می‌شود» که افزایش مجدد مازاد تجاری و صنعتی، شکست شرکت‌ها، بیکاری و بی‌ثباتی کلی اقتصادی را در پی خواهد داشت.

در مجموع می‌شود گفت داستان «وفور» بزرگ در ایالات متحده، یک روی ترسناک هم دارد. بازار آزاد برای برندگان خیلی خوب است و همه‌ آنچه پول می‌تواند بخرد را به ارمغان می‌آورد، اما برای میلیون‌ها نفر دیگر بسیار ناگوار است. برخلاف افسانه‌ اجتماعی مشهور، نظام سرمایه‌سالاری آمریکا منابع طبیعی ما را به باد می‌دهد، نیروی کار ما را استثمار می‌کند و به او کمتر از حد معمول دستمزد می‌دهد و یک محرومیت و نیاز اجتماعی شدید هم‌زمان با اشباع کالا ایجاد می‌کند. این شرایط به سود یک گروه اقلیت و به ضرر اکثریت است و ما را در جامعه‌ای رها می‌کند که دموکراتیک نیست و با یک شکاف رو به گسترشِ توانگری و تهیدستی پاره‌پاره شده‌است.

 

منبع: دموکراسی برای اقلیت؛ (سیاست و حکومت در آمریکا)، مؤسسه فرهنگی و هنری انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.


این خبر را به اشتراک بگذارید: