مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۸۲۲۱
آیت‌الله مردوخ می‌گفت: «پس از ائمه اطهار(ع) در اسلام مردی مثل مدرس نداشته‌ایم.»
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۸ - ۱۳ آذر ۱۴۰۱ - 2022December 04

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آیت‌الله شهید سید حسن مدرس، از نوادر تاریخ ایران است. او مردی آزاده بود و بیمی از تهدیدها نداشت. مبارزه او با سیاست‌های رضاخانی در تاریخ بی‌نظیر است. منش و رفتار مرحوم مدرس با اطرافیان نیز در نوع خود جالب توجه بود. او حتی در ایام تبعید، با زندانبان خویش رفتار ویژه‌ای داشت.


سیدمحسن مدرسی از نوادگان آیت‌الله شهید سید حسن مدرس، گرچه در ایام شهادت مدرس حدود سه سال داشت، بعدها روایت‌هایی از منش این بزرگمرد تاریخ ایران را از پدرش شنید. او می‌گوید: «جمعیت شیعه خواف، شاید از 10 درصد هم کمتر بود و به همین دلیل هم، ایشان (آیت‌الله مدرس) را به آنجا تبعید کردند. پس از مدتی حکومت متوجه شد که ایشان با اهالی افغانستان در ارتباط هستند و مطالبشان را روی کاغذ سیگار می‌نویسند و در قبرستان خواف، در جاهای خاصی می‌گذارند! ظاهرا مردم افغانستان می‌خواستند آقا را بربایند و با خودشان به این کشور ببرند! مرحوم آقا یک روان‌شناس تمام‌عیار بودند و می‌دانستند با هر کسی، چگونه رفتار کنند که حرفشان تأثیر بگذارد. در آنجا هم با مردمی ارتباط برقرار کردند که از لحاظ عقیدتی و فرهنگی، با ما سنخیت کاملی نداشتند. ایشان حتی نگهبانان خود را هم، آموزش می‌دادند...»

 

مردی که معلم زندانبان خود بود! / توجه آیت‌الله مدرس به وحدت شیعه و سنی


وی در بخش دیگری از خاطراتش می‌گوید: «مرحوم مدرس به یک شرط راضی می‌شوند که پدرم طب بخوانند و آن هم اینکه بابت طبابت، از مردم پولی نگیرند! پدرم هم تا روزی که زنده بودند، هرگز بابت طبابت از کسی ویزیت نگرفتند...»


دکتر علی مدرسی دیگر نواده شهید مدرس به نقل از سید محسن مدرسی می‌گوید: من در زمان دکتر مصدق، رئیس بهداری کردستان بودم و خدمت آیت‌الله مردوخ رفتم که پیر و شکسته شده بود. ایشان مرا به اتاق کوچکی هدایت کرد و جایی را به من نشان داد و گفت: «این جای جد شماست و تا امروز به کسی جز پسر مرحوم مدرس، اجازه نداده‌ام آنجا بنشیند. حالا شما که وارث ایشان هستید بروید و بنشینید!» حدود نیم ساعتی آنجا بودم و ایشان درباره مرحوم مدرس حرف زد و گفت: « قبل از آمدن مرحوم مدرس، ما به عنوان شیعه و سنی دائماً علیه هم کار می‌کردیم و پراکنده بودیم و ایشان همه ما را آشتی داد! یک روز فقه شافعی درس می‌داد، یک روز فقه حنفی و یک روز هم فقه شیعه و همه ما را جمع و به ما تفهیم می‌کرد: همه یکتاپرست هستیم و پیامبر و قرآن ما یکی است و دلیلی ندارد اختلاف داشته باشیم، چون دیگران از این اختلافات علیه خود ما بهره‌برداری می‌کنند». آیت‌الله مردوخ می‌گفت: «پس از ائمه اطهار(ع) در اسلام مردی مثل مدرس نداشته‌ایم.»


منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشکده تاریخ معاصر

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر