فروشگاه
☰ X
طی نشستی مطرح شد؛

جمعی از تاریخنگاران جوان: مراکز اسنادی دسترسی به اسناد را تسهیل کنند/ نیاز به فضای باز در تاریخنگاری داریم

جمعی از تاریخنگاران جوان: مراکز اسنادی دسترسی به اسناد را تسهیل کنند/ نیاز به فضای باز در تاریخنگاری داریم
نشست «هم‌اندیشی با جوانان، چالش‌های نسل جدید روایتگران تاریخ انقلاب» با حضور جمعی از جوانان پژوهشگر در حوزه تاریخ در سالن اجتماعات مرکز اسناد انقلاب اسلامی برگزار شد.
شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۲ - ۱۱:۲۲

به گزارش روابط عمومی مرکز اسناد انقلاب اسلامی نشست «هم‌اندیشی با جوانان، چالش‌های نسل جدید روایتگران تاریخ انقلاب» با حضور جمعی از جوانان پژوهشگر در حوزه تاریخ در سالن اجتماعات مرکز اسناد انقلاب اسلامی برگزار شد.

در این دیدار علاوه بر حجت‌الاسلام و المسلمین مصطفی پورمحمدی رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام و المسلمین حمید روحانی عضو هیات امنای مرکز، ملک‌محمدی معاون پژوهش، فولادی معاون اسناد و تاریخ شفاهی و حجت‌الاسلام پیام طبیبی مدیر امور ارتباطات و دستیار فرهنگی رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز حضور داشتند.

جواد موگویی، کوروش علیانی، شادی معرفتی، محمدحسین رفیعی، حمید نجاری، امین اسدپور، محسن سراج، امین آریان‌راد، محمد رحمانی، میثم قهرمان، مصطفی جوان، میثم رشیدی مهرآبادی، مهشید رضایی، انسیه باصری، صونا قاجار، زهره باقریان، شهناز کریم‌زاده، فرشته کوشکی، زهرا روح‌الهی، سلمان فیاض، محمد جعفربگلو، روح‌الله شریفی و سید محمدمهدی دزفولی به عنوان میهمان درنشست «هم اندیشی با جوانان، چالشهای نسل جدید روایتگران تاریخ انقلاب» حضور داشتند.

حجت الاسلام‌والمسلمین پورمحمدی ضمن خیرمقدم به جوانان تاریخ‌پژوه، خواستار تعامل هرچه بیشتر آنان با مرکز اسناد انقلاب اسلامی شد و خطاب به حاضران در نشست گفت: «بدانید که درِ این مرکز به روی شما عزیزان باز است برای همین از شما جوانان فعال حوزه تاریخ انقلاب و روایتگری می‌خواهم که مرکز اسنا انقلاب اسلامی را پاتوق خود کنید.»

رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی همچنین بعد از شنیدن موارد مطرح شده از سوی مدعوین، پیشنهاد کرد که آنان موارد تکمیلی اظهارات خود را به صورت مجزا برای مرکز ارسال کنند.

جمعی از جوانان: مراکز اسنادی دسترسی به اسناد را تسهیل کنند/ نیاز به فضای باز در تاریخنگاری داریم

در ادامه، چکیده اظهارات مطرح شده از سوی برخی مهمانان حاضر را می خوانید:

  • هدف ما شناسایی آگاهی و یک دریافت روشن‌تری از نویسندگان و محققان جوانمان است. ما به تاریخ‌نگاری با رویکردهای نو و با دسترسی به بانک‌های بزرگ اطلاعاتی نیاز داریم. باید با روش‌های جدید و فناوری‌های جدید به فهم و تبیین بهتر و جذاب‌تر تاریخ کمک شود.

 

  • توجه به حکمت و فلسفه تاریخ باید از پایگاه حکمی و معرفتی انقلاب اسلامی باشد. شهید مطهری و شهید صدر در این زمینه کارهایی را انجام دادند ولی نیاز است که در امتداد آن، عقلانیت جریان‌های تاریخ را نیز بسط دهیم. ما امروز به خاطر بسط تمدنی مدرنیته، سوژه غرب مدرن هستیم و حتی خودمان را هم بخواهیم قضاوت کنیم، متاثر از غرب هستیم. محقق تاریخ انقلاب باید تلاش کند که حوادث انقلاب را در زمان خودش بررسی کند و اگر این صورت‌بندی در تاریخ انجام نشود؛ نمی‌توانیم از منظر درست، تاریخ را بنگاریم. این اروپاانگاری باید شکسته شود. در تشریح تاریخ، هم سنت‌های الهی و هم سنت‌های اراده‌ای انسان باید در نظر گرفته شود.

 

  • مرکز اسناد انقلاب گنجینه و بانک اطلاعاتی خوبی را گرداوری کرده اما الان وقتش رسیده که در کنار تاریخ شفاهی و نقلی به تاریخ تحلیلی بپردازیم و ببینیم چه تجربه‌های خوب و بدی را در تاریخ انقلاب داشتیم. باید بیشتر از قبل به تجربه‌نگاری و تجربه‌پژوهی بپردازیم. جا دارد که یک روش‌شناسی در این حیطه داشته باشیم. همچنین خوب است که در کنار پژوهش‌های تاریخی مراکزی مثل مرکز اسناد، به سمت تعامل بیشتر با رسانه‌ها و کالاهای گفتمانی‌تر برویم تا تاریخ انقلاب را گفتمانی و همگانی کنیم. در تاریخ‌پژوهی باید مردم و روایت‌های آن در صحنه بیشتر دیده شود.

 

  • حساسیتی وجود دارد که اسناد  دست نااهلان نیافتد. درخواست دارم که اسناد را با آزادی بیشتری در اختیار پژوهشگران و دانشجویان قرار دهید چرا که این آزاد نبودن اسناد باعث یک هژمون منفی در میان اذهان مردم و رسانه‌ها می‌شود. مرکز اسناد باید در زمینه سمعی و بصری و ساخت مستند ورود کند. تاریخ معاصر را اگر به صورت بصری نشان دهیم هم مخاطب بیشتری جذب می‌کنیم و هم از سفیدشویی حکومت قبل جلوگیری می‌شود.

 

  • در مقایسه با مراکز سندی دیگر، قیمت‌های اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی بسیار بالاست و این برای دانشجویان سخت است.

 

  • مرکز اسناد انقلاب دچار بحران مخاطب است. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مرکزی رسمی و ایدئولوژیک است و از پشتیبانی مادی و معنوی حاکمیتی برخودار است. لذا این آسیب وجود دارد که متهم به پشتیبانی و مشروعیت‌بخشی به یک ایدئولوژی خاص شود. مثلا در سطح نامگذاری از روحانیون و همچنین شخصیت‌هایی مثل رضاشاه پهلوی عناوینی در این مرکز به کار می‌رود که دچار یک حال‌نگری‌ است. به عنوان مثال از روحانیون قدیم مثل آخوند خراسانی و شیخ فضل‌الله نوری که از آن‌ها با نام حجت‌الاسلام یاد می‌شد ولی اکنون اصرار بر نام آیت‌الله است یا رضاشاه که در هر دور با نام خاصی از او یاد می‌‌شود ولی اینجا به او صرفاً رضاخان گفته می‌شود.

 

  • در مسئله روایت، مرکز اسناد باید کاملاً به تدوین راستین انقلاب بپردازد و به تاریخ معاصر هم ورود کند. در مورد شخصیت‌های تاریخی معمولاً افراد شکست خورده حکومت‌های قبل، افراد فاسد و وابسته معرفی می‌شوند یا همه افراد مبارز هیچ نقطه سیاهی ندارد. اگر بناست مرکزاسناد انقلاب اسلامی، تاریخ معاصر ایران را روایت کند باید هم مجاهدت‌ها را بگوید و هم خیانت‌ها را؛ شما با ارایه این روایت صرفاً با یک قشر خاصی روبه‌رو هستید و دانشجویان تاریخ سعی می‌کنند آثار مرکز را نبینند و فقط اسناد را جستجو کنند.

 

  • مشکلاتی که درباره انتشارات مرکز وجود داشت الان هم وجود دارد. مثل پخش کتاب‌های مرکز که بسیار بد است و در فروشگاه‌ها دیده نمی‌شود. کتاب‌ها بعضاً به دست مخاطب نمی‌رسد و قیمت‌ها به صرفه نیست. هنوز آرایش جلدی و متن کتاب‌ها در دهه هفتاد باقی مانده است. ظاهر کار خیلی مهم است و جایی که محتوای خوب ارائه می دهد باید با سر و شکل خوب نیز داشته باشد تا مخاطب رغبت کند آن را بخرد. مجموعه کتاب‌های دانستنی‌ها برای جوانان خیلی کار خوبی بود که حتی در برنامه‌های رسانه‌ای و مطبوعات مورد استفاده قرار می‌گرفت و امیدوارم ادامه پیدا کند. الان نام مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جایی در اذهان عمومی ندارد که باید جبران شود.

 

  • مشکلاتی که در بحث خرید اسناد مرکز و قیمت‌های بالای آن هست باعث می‌شود که پژوهشگر زده شود. رهبر انقلاب در خصوص اهمیت به علوم انسانی و پژوهش در آن‌ها تاکید کردند ولی اینجا کاملا عکس آن عمل می‌شود. ما اگر از این‌ها استفاده نکنیم پس چه کسی روی آن‌ها کار کند؟ این مرکز سنگ‌اندازی در رشته‌های علوم انسانی را بیشتر کرده است. مسئولین اینجا برخی اسناد را که برای سال 45 است ولی مهر دادگاه انقلاب خورده، به من نمی‌‎دهند و می‌گویند اجاره انتشار ندارند. اگر من پژوهشگر درباره این اسناد کار نکنم پس چه کسی کار کند؟

 

  • از سیاست‌های درهای باز مرکز تشکر می‌کنم. سلسله جلسات با رسانه‌ها، استادان تاریخ و پژوهشگران نوید یک خبر خوب را به محققان تاریخ می‌دهد. باید از تاریخ دوره پهلوی و اوایل انقلاب یک بازنویسی داشته باشیم و سوگیری را کنار بگذاریم. به کسانی که شاید ظاهری متفاوت دارند و می‌توانند و می‌خواهند از تمامیت این نظام و تاریخ انقلاب و ایران حمایت کنند میدان داده شود. شما می‌توانید روایت‌های مخالف را هم بنویسید و به مرجع تاریخ انقلاب تبدیل شوید. در مسئله پرویز ثابتی و جزایر سه گانه سایت مرکز به خوبی ظاهر شد و تبدیل به یک مرجع رسانه‌ای شد. کسانی که اینجا هستند می‌توانند نویسنده و تحلیلگر یک تاریخ متفاوت، نو و جدیدتری از انقلاب شوند. باید روایت‌های تازه‌تری بنویسیم و از سرزمین کلمه به سرزمین تصویر کوچ کنیم چرا که ویدئوهایی الان از شبکه‌های معاند دست مردم می‌چرخد که ما می‌توانیم با آن‌ها مقابله کنیم.

 

  • راهبرد ارائه سند در جمهوری اسلامی اصلا مشخص نیست. ام آی6 اصلا سندی ارائه نمی کند و تکلیفش مشخص است. سیا اسنادی را با طبقه‌بندی منتشر می‌کند و روسای آن مدام مصاحبه می‌کنند. موساد اسناد ارائه نمی‌کند ولی توسط نویسنده و کارشناسانی که دارد، با رسانه‌ها مرتبط است. ولی جمهوری اسلامی مشخص نیست چه می‌خواهد بکند. هر کدام از وزرای اطلاعات و مسئولینش هر دوره یک رویکرد خاصی دارند. مرکز اسناد وزارت خارجه هم که اصلا همکاری نمی‌کند. ام آی6 زیر ضربه نیست ولی ایران از صد جا زیر ضربه است و ما نمی‌توانیم در این جنگ ساکت بمانیم. پس ما باید حداقل یک مدل ایرانی برای ارائه اسناد داشته باشیم تا کار جلو برود. مدت‌هاست دنبال متن دادگاه و اعترافات بازجویان ساواک یعنی آرش و تهرانی هستم ولی به هیچ وجه پیدا نمی‌کنم. این نشان می‌دهد در بدیهی‌ترین مسائل تکلیف مراکز پژوهشی ما مشخص نیست و حداقل مرکز اسناد تکلیف را روشن کند. فرمان جهاد تبیین رهبر انقلاب خطاب به شماست نه ما چون ما که داریم کارمان را می کنیم. شما باید به ما اسلحه بدهید تا ما بجنگیم. روایت تاریخ کار نهادهای امنیتی نیست. ما تاریخ دهه 60 را در افکار عمومی باختیم. انباشت مسائل و سوالات، مردم را نسبت به انقلاب بدبین کرده است. اگر اعدام‌های 67 کار درستی است  که بوده؛ چرا تبیین نمی‌شود و سوالات و ابهامات پاسخ داده نمی‌شود. درباره قطب‌زاده، خلخالی و شریعتمداری هیچ روایتی وجود ندارد و ارائه نشده است. 53 میلیون سند در 3 و نیم میلیون پرونده وجود دارد ولی هنوز هیچ کس پاسخ نمی‌دهد. با این رویه اگر پیش برویم، دهه 70 را هم می‌بازیم. تاریخ شفاهی که داریم سرشار از غلط و تحریف است و هیچ راهی برای راستی‌آزمایی آن نیست و من برای تاریخ‌نگاری مجبورم از خودم اجتهاد کنم! دهه هفتاد پر از سوژه بکر است که می‌شود کار کرد ولی به شرط اینکه تکلیفمان را مشخص کنیم و هماهنگی بین مراکز تاریخی ایجاد شود.

 

  •  مراکز اسنادی و تاریخ نگاری فضاهای تاز‌ه‌ای را برای خود ببینند. یهودی‌ها الان تنها مسئله‌ای که کودکانشان خیلی خوب آن را می‌دانند و درباره‌اش حرف می‌زنند؛ هلوکاست است. آن‌ها در مدارس فصلی و آموزش کوتاه‌مدت این آموزش‌ها را می‌بینند نه در آموزش رسمی. بنابراین مرکز اسناد انقلاب اسلامی می‌تواند با همکاری مراکزی مثل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مدارس فصلی را راه‌اندازی کند تا تاریخ انقلاب و معاصر را به نسل جدید انتقاد دهد. منافقین هنوز هم فعالند و سعی دارند خود را تبلیغ کنند؛ برای همین ما باید اقدامات ضدمردمی و جنایت‌های آن‌ها را تبیین کنیم.

 

  •  مرکز اسناد معاونت بین‌الملل داشته باشد تا اخبار و مطالبش در فضای جهانی منعکس شود. ما می‌توانیم در فضاهای تصویری مثل یوتویوب برنامه‌سازی کنیم و بخش زبان‌های خارجی سایت را به‌روزرسانی کنیم.

 

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: