تشکیل جلسهی تعیین سرنوشت جنگ؛ جام زهر یا تدبیر شیرین؟
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی- هادی قیصریان؛ یکی از سالهای مهم و پر حادثه در تاریخ جنگ تحمیلی، سال ۱۳۶۷ بود. استفادهی رژیم بعث عراق از سلاحهای شیمیایی و کشتار جمعی، ورود آمریکا به جنگ خلیج فارس، انتخاب آیتالله هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده کل قوا و در نهایت تشکیل جلسهی تعیین سرنوشت جنگ و پذیرش قطعنامهی ۵۹۸ از وقایع مهم در این سال بود.
یک سال قبل از پایان جنگ تحمیلی، یعنی در سال ۱۳۶۶، از یک طرف ایران با پیروزی به دست آورده در عملیات کربلای ۵، سعی داشت قدرت خود را به نمایش بگذارد و با استفاده از این پیروزی پای میز مذاکره بنشیند و از سوی دیگر رژیم بعث عراق که شکست سنگینی را در جنگ متحمل شده بود، امیدش را به موشکها و هواپیماهای ساخت شوروی میبندد. بنابراین، در این سال شوروی ابتکار جنگ بین ایران و عراق را به دست گرفت و ایران نیز نگران پرواز هواپیماهای ساخت شوروی از خاک عراق و تهدید موشکهای آنان بود. اگرچه هدف مقامات شوروی آن بود که تهران و بغداد را به مذاکرهی مستقیم در مسکو فرا بخوانند و از ادامهی جنگ جلوگیری نمایند، اما این پایان ماجرا نبود؛ زیرا رژیم بعث عراق که در عملیات کربلای ۵ خسارات فراوانی دیده بود و بمباران شهرهای ایران را در پی معادلات جدید تهران – مسکو متوقف کرده بود، برای خروج از این بنبست دست به اقدامات جدیدی زد. به طوری که در سال ۱۳۶۶، ارتش عراق با دستیابی به موشکهای دوربرد اسکاد روسی توانست تا عمق ۶۵۰ کیلومتری از خاک ایران را هدف قرار دهد. در اوایل سال ۱۳۶۷ نیز این روند تشدید شد؛ به طوریکه بر حملات موشکی عراق به شهرهای ایران بیش از ۱۰۰ درصد افزوده شد و خطر تهدید تهران به وسیلهی موشکهای دوربرد با توانایی حمل بمبهای شیمیایی بیش از پیش احساس شد. همچنین بمباران متوالی مراکز صنعتی، پالایشگاهها، اسکله و نفتکشها و نیز کاهش شدید قیمت نفت، اقتصاد ایران را در سال آخر جنگ (۱۳۶۷) با مشکلات بسیار جدی مواجه کرد.
این شرایط سبب شد تا هاشمی رفسنجانی، در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۶۷، از سوی امام خمینی بهعنوان جانشین فرمانده کل قوا منصوب شوند. اگرچه آقای هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۲، از امام چنین حکمی دریافت کرده بودند با این تفاوت که حکم سال ۱۳۶۲ (ادامه دهندهی والفجرها) بود ولی حکم دوم هاشمی رفسنجانی بهعنوان جانشین فرماندهی کل قوا در خرداد ۱۳۶۷، حساب شده و زمینهای برای پذیرش قطعنامهی ۵۹۸ بود که گفته میشود شروعش از عملیات والفجر ۸ و تصرف فاو بود.
شاید این پرسش مطرح شود که چرا در زمانی که فاو تصرف شد و پیروزی ارزشمندی به دست آمد، ایران نتوانست از شرایط به وجود آمده استفادهی سیاسی کند و جنگ را در آن مقطع پایان دهد؟ در این زمینه باید گفت که علت این اتفاق، تغییراتی بود که در منطقه و نظام بینالملل رخ داده بود. در آن دوره نظام بینالملل حاضر به پذیرش صحنه و پایان جنگ به سود ایران نبود و برای همین به کمک عراق آمدند. بههرحال تصرف فاو در سال ۱۳۶۴، به معنای نزدیکی ایران به بصره بود و این اتفاق برای نظام بینالملل مهم بود. بر این اساس میتوان گفت بحث پایان جنگ، همچون آغاز جنگ بر اساس اراده و خواست ایران نبود. نکتهی دیگر آن که ایران برای پایاندادن به جنگ، راهبرد مشخصی نداشت و تنها ایدهی هاشمی رفسنجانی که گفته بود با کسب یک پیروزی قاطع در جنگ و از طریق راهحل سیاسی جنگ را تمام میکند، وجود دارد؛ که آنهم با شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه در کل عالم که توسط امام مطرح شد همخوانی ندارد؛ زیرا امام مصمم به ادامهی جنگ بودند.
به گفتهی احمد غلامپور، هاشمی رفسنجانی، در عملیات کربلای ۵، در جلسهای با فرماندهان سپاه میگوید که پیروزی یا شکست در ادامه یا عدم ادامهی جنگ دست شما است، اگر میتوانید بجنگید و پیروز شوید و اگر نمیتوانید خودتان به امام بگویید توان ادامهی جنگ را ندارید. به گفتهی سردار محسن رشید بعد از عملیات کربلای ۵، همراه آقای رفیق دوست و دوستان دیگر، گزارشی را خدمت سید احمد آقا ارائه دادیم و نیاز شدید خود را به تجهیزات موجود ارتش اعلام کردیم. زمانی که بعد از عملیات کربلای ۵ به بیت امام وارد شدیم و تقاضای تشکیل جلسه را کردیم، حدود ساعت 12/30 ظهر بود. حاج احمد آقا گفت: «ساعت یک و بعد از نماز میتوانید با حضرت امام ملاقات داشته باشید.» زمانی که من دست ایشان را بوسیدم، و به صورت ایشان نگاه کردم، برخود لرزیدم. سرم را پایین نگه داشته بودم و خیلی احساس ضعف میکردم. کاغذی را از جیب در آوردم که تجهیزات مورد نیاز ما از ارتش روی آن نوشته شده بود. کاغذ را خدمت حضرت امام دادیم و ایشان فرمودند: «همین حالا دستورش را به حاج احمد آقا میدهم.» لذا در ذیل نامه مرقوم داشتند: «اقدام شود.» بدین ترتیب ایشان به «ارتش» دستور فرمودند که این امکانات را به «سپاه» بدهند. اما بعدها شرایطی پیش آمد که به سبب آن، امام خمینی حاضر به پذیرش قطعنامه میشوند و از آن بهعنوان نوشیدن جام زهر یاد میکنند. اگرچه تعبیر نوشیدن جام زهر خود این ابهام اساسی را پیش میآورد که آیا پذیرش قطعنامهی ۵۹۸ بر امام تحمیل گردیده است؟ همانطور که حسین اللهکرم معتقد است جریاناتی در تصمیم امام برای پذیرش قطعنامه دخالت داشتهاند، ازجمله برخی دولتیها دنبال این مسئله بودند که نظامیها پیروز میدان نباشند. اگرچه این تحلیل و نگاه درست نیست، زیرا دولتی که مخالف ادامهی جنگ باشد نصف بودجهی کشور را برای هزینههای جنگ اختصاص نمیدهد، هر چند وسع و توان نظامی و اقتصادی کشور در آن مقطع به اندازهای نبوده است که جنگ ادامه پیدا میکرد و امام با توجه به گزارشهایی که دریافت داشتند، تصمیم به پذیرش قطعنامه میگیرند. در این باره هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال ۱۳۶۷، چنین نقل میکنند:
«شرایط پیش آمده در ماههای اول سال ۱۳۶۷، حضور نیروهای داوطلب در جبههها را کم کرده بود و در مذاکرات ستادی معمولاً فرماندهان از کمی نیرو ابراز ناراحتی میکردند و در مواردی با اعلام آمادهبودن طرح عملیات به خاطر کمی نیرو اقدام به عملیات نمیکردند. همزمان با شرایط حساس روزهای آخر جنگ، به منطقهی حلبچه سفر کردم تا اوضاع آنجا را پس از تصرف ما و بمباران شیمیایی و جنایات هولناک حزب بعث عراق در کشتار دستهجمعی مردم مظلوم کرد مشاهده کنم که حقیقتاً آتش به جان و دلم زد. بعد از سقوط فاو و عقبنشینی حیرتزای نیروهایمان از فاو به جنوب رفتم و با فرماندهان و ناظران و افراد رزمنده، مذاکرات جامعی داشتم که بیشتر عقبنشینی را به خاطر کمبود نیرو و استفادهی وسیع دشمن از بمبهای شیمیایی توجیه میکردند. پس از عقبنشینی نیروها از منطقهی کربلای پنج و جزایر مجنون باز سفرها تکرار شد و نتایج بررسیها و طرح نیازها را شنیدم و در جمعبندی در قرارگاهها و جلسات با فرماندهان، واقعیات وضع جبههها آشکارتر شد. همچنین در جمعبندی نهایی با فرماندهان طرفدار ادامهی نبرد، خواستههای آنها و زمان احتمالی آمادگی تهاجمهای وسیع و سریع مشخص گردید. پس در مراجعت به تهران، در جلسات سران قوا، واقعیتهای میدان نبرد، شرایط منطقه و جهان مورد مذاکره قرار گرفت و تشخیص این شد که باید تمامی امکانات کشور برای جنگ بسیج شود و عوارض و مشکلات آن که ریاضت شدید و همه جانبهی جامعه خواهد بود با مردم در میان گذاشته شود و یا برنامهی مذاکرات پذیرش قطعنامه و رفتن به سوی آتشبس و گرفتن حقوق ایران از سوی سازمان ملل تعقیب شود. در نهایت با جلساتی که سران قوا به همراه حاج احمدآقا با امام داشتیم، نتیجه این شد که در این مرحله لازم است با پشتیبانی بیشتر جبههها هم از لحاظ نیرو و هم از لحاظ لجستیک دست بالا را در صحنهی جنگ داشته باشیم و هم مذاکرات با دبیرکل سازمان ملل را مؤثرتر پیگیری کنیم. برای قسمت اول ستاد کل قوای مسلح با حضور نخستوزیر، جمعی از وزرا و نمایندگان مجلس و فرماندهان نظامی، با هدف بسیج امکانات شکل گرفت و صدا و سیما با سرمایهی توصیههای امام عهدهدار بسیج نیروهای داوطلب شد. همچنین وزارت امور خارجه نیز مسئول فعالکردن مذاکرات بر محور قطعنامهی ۵۹۸ گردید.»
قویدل، از فرماندهان نظامی جنگ تحمیلی، در خصوص چگونگی روند پایان جنگ و پذیرش قطعنامه چنین توضیح میدهند: آقای هاشمی در سال ۱۳۶۷ خدمت امام میرسند و در مورد خاتمهی جنگ یا تداوم جنگ از امام نظر میخواهند که امام میفرمایند جنگ را ادامه بدهید. وقتی هاشمی رفسنجانی به منطقه برمیگردند این نظر امام را به فرماندهان اعلام میکند. نکتهی مهم دیگر آن که در آن دوره محسن رضایی در نامهای به هاشمی رفسنجانی، در مورد وضعیت عملیاتی و میزان امکانات و تجهیزات لازم برای طرح پایان جنگ اشاره میکند و در آن از یک برنامهی بلند مدت ۵ ساله سخن میراند که در صورت اجرا در پایان آن میتوانیم به پیروزی دست بیابیم. محسن رضایی بیان میکند که در پایان آن نامه نوشته بودم اگر این امکانات نیز به دست ما نرسد، ما میتوانیم بجنگیم و موفق نیز خواهیم شد اما با تأخیر و هزینههای بیشتر».
علاوه برگزارش محسن رضایی در خصوص وضعیت جبههها و شرایط لازم برای ادامهی جنگ، باید به نامههای سید محمد خاتمی (وزیر ارشاد) که به وضعیت بسیج نیروها اشاره دارد و نیز نامهی سازمان برنامه و بودجه کشور که با امضای روغنی زنجانی در خصوص وضعیت اقتصادی کشور بود، اشاره کرد. بنابراین با توجه به شرایط به وجود آمده، هاشمی رفسنجانی به عنوان فرماندهی جنگ به این نتیجه میرسد که با وضع فعلی کشور، نمیتوان یک پیروزی قاطع نظامی، آن هم در کوتاهمدت به دست بیاوریم. در نتیجه مجموعهی این عوامل باعث شد، امام به این نتیجه برسد که ظرفیت فعلی کشور برای ایجاد یک تحول بزرگ در جنگ کفایت نمیکند و حرف آقای هاشمی برای خاتمهی جنگ اجراییتر و عملیتر است. هاشمی رفسنجانی خود در این ارتباط چنین میگوید: «در ۲۳ تیر ماه ۱۳۶۷ به خدمت امام رسیدم و با خواندن نامهی آقای رضایی از ایشان نظر خواستم و پس از بحثهای زیاد و بررسی جوانب کار امام هم معتقد شدند که امکان تهیهی این نیازها را نداریم. قبلاً نخستوزیر و وزیر دارایی در گزارشی خدمت امام گفته بودند که حتی در سطح هزینههای موجود، کشور قدرت تأمین هزینههای جنگ را ندارد و از خط قرمز اقتصادی هم فراتر رفتهایم، ولی آنچه بیشتر از همه امام را قانع کرد تا به جنگ خاتمه بدهند، توضیح فاجعهی بمباران شیمیایی حلبچه و سردشت بود که پیشبینی میشد در آینده شاهد استفاده از سلاحهای کشتار جمعی توسط صدامیان با چراغ سبز ابرقدرتها و حتی تکرار آن در شهرهایی مثل تبریز، اصفهان، قم و تهران باشیم که معلوم بود ما در چنان جنایاتی نمیتوانیم مقابله بهمثل علیه مردم عراق بنماییم».
سرانجام در روز ۲۵ تیر ۱۳۶۷ در جلسهی سران قوا و جمعی از نمایندگان و مسئولین نظامی و سیاسی کشور که دلواپسی از وضع جنگ داشتند جلسهای در خصوص وضعیت و تعیین سرنوشت جنگ تشکیل میگردد. در آن جلسه توضیحاتی دربارهی وضع جبههها و مشکلات بودجه و نیروها و راهکارهای احتمالی توسط آقای هاشمی رفسنجانی داده میشود تا ذهن آنها برای مواجهشدن با پذیرش قطعنامه آماده شود. هاشمی رفسنجانی در خصوص پذیرش قطعنامه توسط امام در سال ۱۳۶۷، چنین میگوید که طبعاً پذیرش قطعنامه و آتشبس برای امام آسان نبود. بدین جهت به امام پیشنهاد دادم که شخصاً به عنوان جانشین فرمانده کل قوا و فرمانده جنگ، اعلام پذیرش قطعنامه و پایان جنگ را مینمایم و به عهده میگیرم و اگر نتیجه خوب نبود من را محاکمه کنید. اما امام این کار را نپذیرفتند و شخصاً تصمیم میگیرند با اعلان پذیرش رسمی قطعنامه از سوی مسئولین، حرف آخر در جنگ را نیز خود بزند. اگرچه امام تا چند روز مانده به پایان جنگ مخالف پذیرش قطعنامه بودند و از هاشمی رفسنجانی میخواهند که به هر طریق ممکن جنگ را ادامه بدهند. بدین ترتیب امام خمینی در نامهای به مسئولان وقت در این باره چنین میگویند:
«حال که مسئولین نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می باشند، صریحاً اعتراف میکنند که ارتش اسلامی به این زودیها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به اینکه مسئولین دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمیدانند و با قاطعیت میگویند که یک دهم سلاحهایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذاردهاند، به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمیشود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامهی تکاندهندهی فرمانده سپاه پاسداران و دهها گزارش نظامی- سیاسی دیگر در خصوص مایحتاج جنگ و وضعیت جبههها، اینجانب با آتشبس موافقت میکنم.»
در ارتباط با پذیرش قطعنامهی ۵۹۸، که از آن به نوشیدن جام زهر یاد میکنند، دو نوع دیدگاه قابلتوجه و بررسی است:
دیدگاه اول ناظر بر این است که قطعنامه به امام تحمیل نشد، بلکه شخص امام با پذیرش قطعنامه بهصورت آگاهانه، جنگ را از حالت نظامی به سیاسی کشانید تا تبلیغات و نقشههای دشمن را کندتر کند. از طرفی واقعیت امر این بود که برای ادامهی جنگ، از یک طرف تجهیزاتی نیاز بود که ایران در اختیار نداشت و از سوی دیگر اراده و خواست نظام بینالملل برای پایاندادن به جنگ و اعمال شدیدترین تحریمهای تسلیحاتی و اقتصادی برای طرف مخالف پذیرش قطعنامه بود. بنابراین در چنین وضعیتی بود که نگاه و نگرش مقامات ایران تغییر یافت و هزینههای ادامهی جنگ بسیار بیشتر از پذیرش هزینههای پایان آن قلمداد میشود. نکتهی مهم دیگر در جنگ ایران و عراق، گزارش دبیر کل سازمان ملل به شورای امنیت بود که با وجود اینکه جمهوری اسلامی ایران هدف حملهی نظامی عراق قرار گرفته و قربانی تجاوز آشکار بود، بهعنوان مسئول تداوم جنگ اعلام شد. لازم به توضیح است که دولت عراق بعد از شکست در جنگ و ناکامی در رسیدن به اهداف موردنظر، خواستار پایان جنگ شد و با پاسخ مثبت به طرحها و اقدامات کنشگران بینالمللی و منطقهای، سعی کرد چهرهی مثبتی از خود در افکار عمومی جهان بروز بدهد. اما در مقابل، جمهوری اسلامی ایران، به جنگطلبی متهم شد و بدین ترتیب تمام مسئولیت تداوم جنگ متوجه ایران گردید. بنابراین در چنین وضعیتی بود که هزینهی مقابله با عراق، برای جمهوری اسلامی ایران پرمخاطره و پرهزینه دیده شد و امام با دریافت گزارش و نامهها، بهناچار قطعنامه را قبول میکند.
اما دیدگاه دوم در خصوص ارسال نامه و گزارشهای ارسالی به امام ناظر بر این ادعا است که قطعنامه به امام تحمیل شده بود و در اینباره چنین گفته میشود که اکثر فرماندهانی که پس از فتح خرمشهر اصرار به ادامهی جنگ داشتند، در پایان جنگ، امام را تنها گذاشتند و ایشان را متقاعد به پذیرش قطعنامه کردند. بر این اساس امام قطعنامه را با استناد به نامههای مسئولین و بهویژه، نامهی محسن رضایی پذیرفتند. این که گفته میشود برخی از مسئولین بعد از فتح خرمشهر اصرار به ادامهی جنگ داشتند، اما در آخر جنگ، امام را مجبور به پایان جنگ کردند، دو نکته قابلتوجه است. نخست آنکه امام خودش تصمیم گیرنده بود و در تصمیمات قاطع عمل کرد. نکتهی دوم در خصوص بحث ورود ایران به خاک عراق است، که امام با استدلال فرماندهان نظامی و نیز شرط عدم آسیب به مردم عراق راضی میشوند. در خصوص نامهی محسن رضایی به امام، لازم به توضیح است که این نامه مربوط به رفتن هاشمی رفسنجانی خدمت امام در خصوص تصمیمگیری برای پایان جنگ است. بنا به گفتهی رضایی، «آقای هاشمی پیش امام میرود و میگوید که دو راه داریم؛یا باید صلح کنیم یا جنگ و چنانچه بخواهیم جنگ کنیم، باید خواستههای موردنیاز فرماندهان را تأمین کنیم. امام در آن جلسه خواهان ادامهی جنگ و تأمین هزینهها از طریق مالیات میشود. همچنین اعلام میکند که در صورت نیاز به نیروی انسانی، ایشان فراخوان حضور نیروهای مردمی در جبهه را صادر میکند. هاشمی رفسنجانی پس از اطمینان از اینکه امام از ادامهی جنگ اطمینان دارند، از فرماندهان میخواهد تا احتیاجات و امکانات موردنیاز را به دولت و مجلس اعلام کنند. بر این اساس، برآورد لازم انجام میشود و در تاریخ دوم تیرماه ۱۳۶۷، نامهای تهیه و به هاشمی رفسنجانی ارائه میکند که آن نامه در تصمیم برای پذیرش قطعنامه مؤثر واقع میشود.
منابع
- اصغر جعفری ولدانی، کانونهای بحران در خلیج فارس،تهران: انتشارات کیهان، ۱۳۷۷.
- اکبر هاشمی رفسنجانی، خاطرات سال ۱۳۶۷؛ پایان دفاع و آغاز بازسازی، به اهتمام علیرضا هاشمی،چاپ پنجم، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب اسلامی
- بخشی از نامه امام خمینی به مسئولان وقت در خصوص پذیرش قطعنامه پایان جنگ؛ ۲۵ تیر ۱۳۶۷.
- بهمن احمدی اموی، اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران، تهران: انتشارات گام نو، ۱۳۸۲، ص ۱۶۲.
- گفتگوی سردار محسن رشید با ماهنامه سیاسی – اجتماعی چشم انداز ایران، شماره ۱۱، ۱۳۸۰.
- محمدی، منوچهر، علل و عوامل بروز جنگ تحمیلی، یک بررسی همه جانبه، فصلنامه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، شماره ۳۰، ۱۳۷۲.
- مرکز اسناد موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، سند شماره ۳۸۶۵، کد s-۱۹۸۶.
- مرکز اسناد و تحقیقات جنگ، پرونده نزاجا، سند شماره ۳۰۰۰-۰۲-۲.
- مصاحبه احمد غلامپور، ۲۴/۱۲/۹۶ و ۱۴/۲/۱۳۹۷ تهران: موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس.
- مصاحبه امیر سرتیپ علی اکبر قویدل، ۰۳/۰۳/۱۳۹۴،
- مصاحبه حسین الله کرم، مورخ ۹/۹/۱۳۹۶الله کرم، تهران: موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس.
- مصاحبه هادی مراد پیری، مورخ ۱۶/۲/۱۳۹۴، تهران:موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس.
- نامه اختصاصی محسن رضایی درباره مسائل ماههای پایانی جنگ، پایگاه بصیرت، ۸ شهریور ۱۳۹۳