فروشگاه
☰ X
به مناسبت ۱۲ مرداد ۱۳۶۶

برائت در اندیشه‌‌ی امام خمینی؛ از انسان تا دین

برائت در اندیشه‌‌ی امام خمینی؛ از انسان تا دین
در اندیشه‌ی امام خمینی برخی از عبادات وجهه‌ی جمع الجمعی دارند و حج نیز از جمله‌ی این عبادات است. چرا که از یک سو اعمالی چون طواف دارد که ناظر بر توحید است و از سوی دیگر اعمالی چون رمی را شامل می‌شود که نفی هر چیز غیر الهی و برائت از آن‌هاست. مسئله‌ی برائت از غیر خدا در اندیشه‌ی امام خمینی از مباحث هستی‌شناختی و انسانی‌شناسی آغاز می‌شود و در دستورات دینی که بخش عمده‌ی آن‌ها ابعاد اجتماعی و اغراض مدنی دارند تجلی می‌کند.
جمعه ۱۲ مرداد ۱۴۰۳ - ۱۰:۰۰

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ ۹ مرداد ماه ۱۳۶۶، مراسم برائت از مشرکین ایرانی در ایام حج با حمله‌ی نیروهای سعودی، به شهادت ۳۲۵ ایرانی و تعدادی از حجاج غیر ایرانی منتهی شد. جنایتی که امام خمینی معتقد بود به دستور آمریکا انجام شده و به تعبیری دست آمریکا از آستین سعودی بیرون زده است. امام پس از حدوث این واقعه‌ی تلخ در تاریخ ۱۲ مرداد، پیامی را صادر و پس از روشن‌کردن تمایزات اسلام ناب و اسلام آمریکایی در بطن این واقعه و تأکید بر انتقام‌گیری از آمریکا و ایادی آن در زمان و مکان مناسب در بخشی از پیام خود نوشت:

"اینک از فرصت استفاده کرده به یکی از آیات کتاب کریم اشاره می‌کنم آن جا که فرموده است: أَجَعلْتُمْ سِقایَةَ الحاجِّ وَ عِمارَةَ المَسْجِدِ الحَرامِ کَمَنْ امَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ وَ جاهَدَ فی سَبیلِ اللَّهِ لا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی القَوْمَ الظّالِمینَ. گویی آیه‌ی کریمه در همین عصر نازل شده و گویی برای آل‌سعود و امثال آل‌سعود در طول تاریخ و برای ملت مجاهد و بزرگ ایران و حجاج بیت‌اللَّه‌الحرام در عصر حاضر و امثال آنان در همه‌ی اعصار آمده است. و خداوند تعالی می‌فرماید: شما کوردلان آبرسانی به حجاج و تعمیر مسجد‌الحرام را با ارزش آنانی که ایمان به خدا و به روز جزا آورده و در راه خدا مجاهده می‌کنند، مساوی قرار داده‌اید، حاشا که اینان با شما مساوی نیستند و خداوند ستمگران را هدایت نمی‌کند. ... و جالب توجه اینکه خداوند در این آیه ایمان به خدا و روز جزا را ذکر فرموده و از میان تمام ارزش‌های اسلامی و انسانی مجاهده در راه خدا را با دشمنان خدا و بشریت انتخاب کرده است و در این انتخاب به همه‌ی مسلمانان تعلیم فرموده است که ارزش جهاد فوق همه‌ی ارزش‌هاست. و آیا خداوند با ذکر وَ اللَّهُ لا یَهْدِی القَوْمَ الظّالِمینَ نمی‌خواهد بفرماید خداوند سعودی‌های عصر را و تمام اعصار تاریخ را ستمگرانی بیش نمی‌داند که قابل هدایت نیستند و خداوند آنان را هدایت نمی‌فرماید؟"[1]

امام خمینی چند روز پیش از این نیز به رسم سالانه در ایام حج پیامی را صادر کرده بود و این خط مبارزاتی و جهادی در ایام حج را از آن‌جا آغاز کرده بود. پیامی که به «پیام برائت از مشرکین» شناخته می‌شود. چه اینکه ایشان در این پیام بیش از هر چیز دیگری بر روی برائت نظری و عملی از عناصری غیر توحیدی جهان که همانا مستکبران و جنایتکاران عالم هستند، تمرکز کرده است. امام در این پیام می‌نویسد:

"اعلان برائت از مشرکان که از ارکان توحیدی و واجبات سیاسی حج است، باید در ایام حج به صورت تظاهرات و راهپیمایی با صلابت و شکوه هر چه بیشتر و بهتر برگزار شود و حجاج محترم ایرانی و غیر ایرانی با هماهنگی کامل با مسئولین حج و نماینده‌ی اینجانب، جناب حجت‌الاسلام آقای کروبی در کلیه‌ی مراسم شرکت نمایند و فریاد کوبنده‌ی برائت از مشرکان و ملحدان استکبار جهانی و در رأس آنان امریکای جنایتکار را در کنار خانه‌ی توحید طنین اندازند و از ابراز بغض و کینه‌ی خود نسبت به دشمنان خدا و خلق غافل نشوند. مگر تحقق دیانت جز اعلام محبت و وفاداری نسبت به حق و اظهار خشم و برائت نسبت به باطل است؟ حاشا که خلوص عشق موحدین جز به ظهور کامل نفرت از مشرکین و منافقین میسر شود و کدام خانه‌ای سزاوارتر از کعبه و خانه‌ی امن و طهارت و ناس که در آن به هر چه تجاوز و ستم و استثمار و بردگی و یا دون‌صفتی و نامردمی است عملًا و قولًا پشت شود و در تجدید میثاق أَ لَسْتُ بِرَبِّکُم بت آلهه ها و اربابان مُتِفَرِّقُونَ شکسته شود و خاطره‌ی مهم‌ترین و بزرگ‌ترین حرکت سیاسی پیامبر - صلی الله علیه و آله - در وَ اذانٌ مِنَ الله وَ رَسوُلِهِ الَی النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْاکبَرِ زنده بماند و تکرار شود، چرا که سنت پیامبر صلی الله علیه و آله - و اعلان برائت کهنه‌شدنی نیست و نه‌تنها اعلان برائت به ایام و مراسم حج منحصر نشود، که باید مسلمانان فضای سراسر عالم را از محبت و عشق نسبت به ذات حق و نفرت و بغض عملی نسبت به دشمنان خدا لبریز کنند و به وسوسه‌ی خناسان و شبهات تردیدآفرینان و متحجرین و منحرفین گوش فرا ندهند و لحظه‌ای از این آهنگ مقدس توحیدی و جهان شمولی اسلام، غفلت نکنند"[2]

ماحصل سخن اینکه امام خمینی یکی از ارکان اساسی حج را مسئله‌ی برائت از مشرکان می‌دانند و معتقد هستند تنفر از طاغوت یکی از بطون اعمال حج است که در مناسکی چون رمی و تلبیه تجلی پیدا کرده است. ایشان در پیام دیگری در ایام حج در تشریح فلسفه‌ی این مؤلفه‌های حج چنین اشاره می‌کند:

"فلسفه‌ی حج باید جوابگوی این فریادهای مظلومانه باشد. گردش به دور خانه‌ی خدا نشان‌دهنده‌ی این است که به غیر از خدا گِرد دیگری نگردید. و رَجْم (۱) عَقَبات، رجم شیاطین انس و جن است. شما با رجم با خدای خود عهد کنید تا شیاطین انس و ابرقدرت‌ها را از کشورهای اسلامی عزیز برانید. امروز جهان اسلام به دست امریکا گرفتار است. شما برای مسلمانان قاره‌های مختلف جهان پیامی از خداوند ببرید؛ پیامی که به غیر از خدا، بردگی و بندگی هیچ‌کس را نداشته باشید"[3]

از نکات جالب این نامه، تصویر چهره‌ی ابا عبدالله به عنوان شخصیت محوری و مطلوب در تحقق این آرمان مقدس اسلامی است.

"همچون سید و سالار شهیدان حضرت ابی عبد الله الحسین- علیه السلام- از احرام حج به احرام حرب و از طواف کعبه و حرم به طواف صاحب بیت و از تَوضّؤ زمزم به غسل شهادت و خون رو آورند و به امتی شکست‌ناپذیر و بنیانی مرصوص مبدل گردند که نه ابرقدرت شرق یارای مقابله‌ی آنان را داشته باشد نه غرب که مسلماً روح و پیام حج چیز دیگری غیر از این نخواهد بود که مسلمانان، هم دستورالعمل جهاد با نفس را بگیرند و هم برنامه‌ی مبارزه با کفر و شرک را."

زمانی که به آثار امام خمینی نظر می‌کنیم، درک این مسئله چندان دشوار نیست که این نوع نگاه دین‌شناسانه‌ی ایشان در امتداد یک زنجیره‌ی هستی‌شناختی و انسان‌شناختی قرار می‌گیرد و یک شبکه‌ی کلان مفهومی از درک هستی تا دین را خلق می‌کند.

امام خمینی بنیان و اساس وجودی انسان را فطرتی خدادادی می‌داند که در کلان‌ترین سطح در دو مؤلفه محقق شده است: نخست عشق و محبت به کمال بی‌نهایت و دوم تنفر از نقص و عیب.

به بیان دیگر در اندیشه‌ی خمینی کبیر و در امتداد سنت عرفانی شیعه، انسان حقیقتی است که از بالاترین نقطه‌ی هستی تا نازل‌ترین آن کشیده شده و در عین قابلیت عرشی‌شدن، اقتضای شیطانی‌شدن نیز در او هست. موجودی که بر فطرتی خداجو خلق شده و از همین رو همواره طالب کمال مطلق و درحال تبری از نقص و ضعف است. امام در تصویر این دو وجه فطرت در کتاب شرح جنود عقل و جعل چنین می‌نویسد:

"حق- تبارک و تعالى- با عنايت و رحمت خود، به يد قدرت خود، که طينت آدم اوّل را مخمّر فرمود دو فطرت و جبلّت به آن مرحمت نمود: يکى اصلى، و ديگر تبعى، که اين دو فطرت، بُراق سير و رفرف عروج او است به سوى مقصد و مقصود اصلى. و آن دو فطرت، اصل و پايه جميع فطرياتى است که در انسان مخمَّر است و ديگر فطريات، شاخه‏ها و اوراق آن است.

يکى از آن دو فطرت- که سِمَت اصليّت دارد- فطرت عشق به کمال مطلق و خير و سعادت مطلقه است که در کانون جميع سلسله بشر، از سعيد و شقى و عالم و جاهل و عالى [و] دانى، مُخمَّر و مطبوع است.... و ديگرى از آن دو فطرت، که سِمَت فرعيّت و تابعيّت دارد، فطرت تنفُّر از نقص و انزجار از شر و شقاوت است که اين مُخمَّر بالعرض است، و به تبعِ آن فطرت عشق به کمال، تنفُّر از نقص نيز مطبوع و مُخمَّر در انسان است.[4]

 امام خمینی معتقد بود از آن جهت که ارسال رسل و نزول ادیان به جهت حرکت انسان در جهت امور فطری و تثبیت و فعلیت رساندن این امور در انسان است، از همین رو در بطن دستورات دینی، در کلی‌ترین سطح دو دسته احکام وجود دارد. احکامی که ناظر بر عشق به خدا هستند و احکامی که به دنبال تبری از غیر خدا می‌باشند. البته باید توجه کرد که منظور امام در این مقام عدم امکان جمع این دو دسته در یک عبادت نیست، چه اینکه خود ایشان در مورد نماز به مقام جمع‌الجمعی معتقد بودند.

«و از اين جهت، احکام آسمانى و آيات باهرات الهى و دستورات انبياء عظام و اولياء کرام، بر طبق نقشه فطرت و طريقه جبلَّت بنا نهاده شده، و تمام احکام الهى به طريق کلّى به دو مقصد منقسم شود که يکى، اصلى و استقلالى؛ و ديگر فرعى و تبعى است، و جميع دستورات الهيه به اين دو مقصد، يا بى‏واسطه يا با واسطه، رجوع کند.

مقصد اوّل- که اصلى است و استقلالى- توجه دادن فطرت است به کمال مطلق، که حق- جلّ و علا- و شئون ذاتيّه و صفاتيّه و افعاليّه او است که مباحث مبدأ و معاد و مقاصد ربوبيّات از ايمان باللَّه و کتب و رسل و ملائکه و يوم الآخره، و أهمّ و عمده مراتب سلوک نفسانى و بسيارى از فروع احکام از قبيل مهمّات صلاة و حج، به اين مقصد مربوط است، يا بى‏واسطه يا با واسطه.

مقصد دوّم- که عرضى و تبعى است- تنفر دادن فطرت است از شجره خبيثه دنيا و طبيعت که امّ النقائص و امّ الأمراض است. و بسيارى از مسائل ربوبيّات، و عمده دعوتهاى قرآنى و مواعظ الهيّه و نبويّه و ولويّه، و عمده ابواب ارتياض و سلوک، و کثيرى از فروع شرعيات از قبيل صوم و صدقات واجبه و مستحبه، و تقوا و ترک فواحش و معاصى به آن رجوع کند.

و اين دو مقصد، مطابق نقشه فطرت است، چنانچه دانستى که در انسان دو فطرت است: فطرت عشق به کمال، و فطرت تنفر از نقص. پس جميع احکام‏ شرايع مربوط به فطرت است و براى تخلّص فطرت از حُجُب ظلمانيه طبيعت است.».[5]

نتیجه‌ی سخن اینکه امام در بالاترین سطح وجودی برای انسان دو ویژگی عشق به کمال و تنفر از نقص را تصویر می‌کند و معتقد است به جهت نزول ادیان با هدف تثبیت فطریات در انسان، دستورات دینی را نیز می‌توان براساس این دو ویژگی به دو دسته تقسیم کرد: دستوراتی که انسان را به سمت عشق به کمال سوق می‌دهد و دستوراتی که انسان را از نقص منزجر می‌کند.

البته در اندیشه‌ی ایشان برخی از عبادات وجهه‌ی جمع الجمعی دارند و حج نیز از جمله‌ی این عبادات است. چرا که از یک سو اعمالی چون طواف دارد که ناظر بر توحید است و از سوی دیگر اعمالی چون رمی را شامل می‌شود که نفی هر چیز غیر الهی و برائت از آن‌هاست.

بنابراین، می‌توان گفت مسئله‌ی برائت از غیر خدا در اندیشه‌ی امام خمینی از مباحث هستی‌شناختی و انسانی‌شناسی آغاز می‌شود و در دستورات دینی که بخش عمده‌ی آن‌ها ابعاد اجتماعی و اغراض مدنی دارند تجلی می‌کند.

پی‌نوشت:

[1] صحیفه‌ی امام خمینی،ج۲۰: ۳۴۹-۳۵۴

[2] همان، ج۲۰: ۳۱۱-۳۴۷

[3]همان، ج۱۰:۱۶۰

[4] شرح جنود عقل و جهل: ۷۷-۷۸

[5] همان: ۸۰

این خبر را به اشتراک بگذارید: