فروشگاه
☰ X
گزارش بازجویان از یک بازجویی

راهکار بازرگان برای خروج کشور از بن‌بست چه بود؟

راهکار بازرگان برای خروج کشور از بن‌بست چه بود؟
در سال ۱۳۵۶، که از طرف حکومت پهلوی، آزادی زبان و قلم و اجتماعات و ایجاد فضای آزاد سیاسی با تاکید و تکرار اعلام می‌شد، آزادیخواهان از جمله آقایان دکتر حاج سید جوادی، مهندس مقدم مراغه‌ای، داریوش فروهر، دکتر سنجابی، دکتر سحابی، دکتر پیمان و مهندس بازرگان دور هم جمع شدند و به اتفاق عده‌ای از سرشناسان و متدینین و طرفداران قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» را تشکیل دادند. جمعیت مزبور، نامه‌ای برای شاه و نامه‌هایی برای معرفی اتحادیه بین‌المللی حقوق بشر، عفو بین‌الملل و سازمان ملل نوشت. لابلای مدارک، یک نمودار با عنوان «مصور تاریخی حرکت‌های سیاسی در ایران» و یک بسته اعلامیه به امضای نهضت آزادی ایران، تحت عنوان «راه نجات ایران از این بن‌بست حاضر: هشدار نهضت آزادی ایران به شاه و ملت» به تاریخ ۱۳۴۷٫۶٫۶ وجود داشت. اینها اظهارات مهندس بازرگان است، نخست‌وزیر دولت موقت در بازجویی‌هایش پس از هفده شهریور ۵۷ از فعالیت‌های سیاسی نهضت آزادی و جمعیت حقوق بشر در اواخر رژیم پهلوی.
دوشنبه ۲۶ شهريور ۱۴۰۳ - ۱۴:۵۲
پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ مهندس مهدی بازرگان، از جمله کسانی بود که پس از هفدهم شهریور 57 دستگیر، اما در چارچوب سیاست‌های دولت آشتی شریف‌امامی پس از چند روز آزاد شد. بازرگان که از مبارزین سیاسی قدیمی دوران پهلوی بود، طی این چند روز مورد بازجویی قرار گرفت. برگه‌های بازجویی بازرگان، روایتی است از یک زندگی، روایتی از فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی نخست‌وزیر دولت موقت، چگونگی تاسیس جبهه ملی دوم، تشکیل نهضت آزادی و تلاش برای مبارزات سیاسی غیر مسلحانه و به دور از خشونت، فعالیت برای بالا بردن فرهنگ سیاسی مردم، با روزنامه و کتاب و سخنرانی و در نهایت راهکاری که ارائه می‌دهد برای خروج از بن‌بست حاضر در کشور. متن این گزارش بازجویی در آرشیو «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» با دستخط مهندس بازرگان موجود است. 
 
گزارش
تاریخ ۱۳۵۷٫۶٫۲۶
درباره مهندس مهدی بازرگان فرزند عباسقلی
موسس نهضت به اصطلاح آزادی ایران و دبیر کمیته حقوق بشر
محترما به استحضار می‌رساند نامبرده بالا در تاریخ ۵۷٫۶٫۱۷ پس از برقراری حکومت نظامی، طبق ماده پنج قانون فرمانداری نظامی تهران و حومه بازداشت گردیده است.
طی جلسات متعددی که از مشارالیه بازجوئی به عمل آمده و درباره فعالیت‌های گذشته و حال خود در زمینه‌های اجتماعی و سیاسی مطالبی به شرح زیر عنوان نموده است:
در سال ۱۳۳۹ شمسی که فصل انتخابات رسیده بود و دولت اعلام آزادی آن را نمود، عده‌ای وظیفه خود دانستند برای شرکت در انتخابات و معرفی کاندیدا، جبهه ملی را تشکیل دهند، از قبیل: مرحوم سید باقر خان کاظمی و آقا اللهیار صالح- امیر علائی- دکتر خنجی (مرحوم)- زیرک‌زاده- مهندس حسیبی- دکتر شاپور بختیار- نصرت‌الله امینی- مهدی حق‌شناس- دکتر غنی‌زاده- دکتر سنجابی- رحیم عطائی (مرحوم) و اینجانب (مهدی بازرگان). مناسبت و گسترش جبهه ملی بعداْ از حدود انتخابات بیشتر شده، به‌عنوان طرفدار آزادی و اجرای قانون اساسی و مخالف دولت‌های وقت درآمد و عده‌ای از علماء و بازاری‌ها و دانشگاهیان و حتی دانشجویان و کسبه را در برگرفت و صاحب مرامنامه و اساسنامه و کنگره و حوزه‌ها و تشکیلات گردید. عده‌ای از اعضای جبهه ملی که محرک اصلی‌شان را در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی معتقدات دینی بود، در داخل جبهه ملی، حزب نهضت آزادی ایران را تشکیل دادیم. حزب نهضت آزادی مانند حزب ایران و حزب مردم ایران و غیره، واحد متشکلی بود در داخل جبهه ملی، موسسین و اعضای فعال نهضت آزادی عبارت بودند از: مرحوم رحیم عطائی، آیت‌الله طالقانی، عباس سمیعی، عباس رادنیا، دکتر یدالله سحابی، مهندس عزت‌الله سحابی، مهندس منصور عطائی، دکتر عباس شیبانی، ابوالفضل حکیمی و مهدی بازرگان. نهضت آزادی باشگاهی اجاره کرده، سخنرانی‌ها و اعلامیه‌هایی داشت، ولی عمر طولانی نکرد. سران و اعضای آن در بهمن ماه 1341، همراه با سران و اعضای جبهه ملی و تعداد زیادی دانشجو و کاسب و بازاری توقیف شدند و برای ده نفر از موسسین و اعضای نهضت، کیفرخواست صادر کردند که محاکمه و محکوم به زندان‌های یک تا ده سال شدیم. در دوران زندان سخنرانی‌های مجاز داشته و کتاب‌هایی نیز نوشتم و پس از استخلاص از زندان در سال 1346، به مناسبت معاش، تاسیس شرکت یاد و سافیاد و همکاری با شرکت ایزفو پرداختم. از نظر مناسبت اجتماعی در انجمن اسلامی مهندسین، کار در هنرستان و شرکت در جشن‌ها و سوگواری‌ها و مبادرت به تحریر چند جلد کتاب از جمله «سیر تحول قرآن» پرداختم تا اینکه این نوع فعالیت‌ها محدود شد. در سال 1356 که از طرف دولت، قصد آزادی زبان و قلم و اجتماعات و ایجاد فضای آزاد سیاسی با تاکید و تکرار اعلام می‌شد، آزادیخواهان از جمله آقایان دکتر حاج سید جوادی، مهندس مقدم مراغه‌ای، داریوش فروهر، دکتر سنجابی، دکتر سحابی، دکتر پیمان و اینجانب به اعتبار گفته‌های دولت و به اعتبار وظیفه وجدانی و یا دینی، به گفتن و نوشتن‌ها و دورهم جمع شدن‌هایی برآمدیم. در ماه رمضان پارسال بنا به دعوت آقای دکتر مفتح، امام جماعت مسجد قبا، آقایان دکتر سامی کرمانی، دکتر پیمان، مهندس کتیرایی، دکتر توانائیان، دکتر سحابی و اینجانب، سخنرانی‌هایی در آنجا ایراد نمودیم. سخنرانی من تحت عنوان «آفات توحید» بعدا چاپ و منتشر شد. نظر به اینکه اعلام آزادی‌های دولت و حدود فضای آزاد سیاسی، اعلامیه جهانی حقوق بشر و تعهدات ایران در قبال آن بود، به اتفاق عده‌ای از سرشناسان آزادیخواهان و متدینین و طرفداران قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر را تشکیل دادیم. اسامی سی نفر موسسین این جمعیت در اولین نامه یا اعلامیه علنی آن آمده است. آنچه در حافظه‌ام می‌آید آقایان آیت‌الله حاجی سید ابوالفضل موسوی ـ دکتر لاهیجی ـ دکتر تنابنده ـ عباس رادنیاـ شمس آل‌احمدـ دکتر حاجی سیدجوادی ـ احمد صدرـ دکتر سنجابی ـ مهندس مقدم مراغه‌ای ـ دکتر ناصری ـ دکتر عابدی ـ دکتر یونسی ـ دکتر میناچی ـ مهندس هاشم صباغیان ـ دکتر ملکی ـ دکتر سامی کرمانی  و غیره هستند. جمعیت حقوق بشر نامه‌های تقاضا یا اعتراض متعدد به عنوان دادستان نخست‌وزیر و یک نامه به عنوان اعلیحضرت و همچنین نامه‌هایی برای معرفی و اطلاع برای اتحادیه بین‌المللی حقوق بشر، عفو بین‌الملل و سازمان ملل نوشته است که تماماً آشکار و قانونی بوده است. جمعیت از سه یا چهار ماه قبل محلی در دفتر وکالت آقایان صدر و تنابنده و میناچی در ابتدای کوچه شهرزاد، مقابل حسینیه ارشاد اجاره کرده است. مصاحبه مطبوعاتی و جلسات شوری و قسمت اجرائیه و کمیسیون‌های مختلف، معاضدت قضائی و تشکیلات و غیره را در آنجا انجام داده است. شخصا به اتفاق دوستان مختلف در دعوت مجالس تذکر [یک کلمه ناخوانا] مشارکت داشته‌ام. از جمله سال مرحوم دکتر شریعتی در مشهد، ختم مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی در مسجد ارگ، چهلم شهدای قم و تبریز، همچنین قصد انعقاد مجلس نیمه شعبان امسال که از طرف شهربانی ممانعت به عمل آمد و خبرشدگان که نتوانستند وارد محوطه بزرگ گردند، به تظاهرات خیابانی پرداختند. چند ماه قبل از آن برای استخلاص علمای زندانی، یک زیارت دستجمعی در حضرت عبدالعظیم با همکاری آقایان چون جعفری ـ اسلامی ـ مهندس صباغیان ـ دکتر سحابی ـ داریوش فروهر ـ سیف ـ گودرزی  و شاید مانیان به عمل آمد. از ماه رمضان امسال قرار بود دو شب در مسجد قبا سخنرانی کنم، تعطیل شد، ولی بعد از افتتاح مجدد، [قرار شد] شب 28 ماه صحبت کنم. در نماز عید فطر، در زمین بالای تپه قیطریه شرکت کردم و بعد از نماز و استماع خطبه، به منزل پسرم که همان حوالی بود رفته و نزدیکی‌های ظهر از بزرگراه به شهر برگشتم و نرسیده به دروازه دولت مواجه با جمعیت زیاد از تظاهرکنندگان شدم که همراه سایر ماشین‌ها عقب‌گرد کرده، به تخت جمشید و دروازه شمیران رفتم. در پایان خطبه عید فطر شنیدم که تصمیم روحانیون تهران دائر بر تعطیل روز پنج‌شنبه و راه‌پیمایی آن را اعلام نمودند و روز پنج‌شنبه صبح که یکسره در شرکت بودم، شنیدم آقایان روحانیون تهران دستور تجمع و راه‌پیمایی را منتفی کرده‌اند. بعدازظهر آن روز از پنجره‌های ساختمان شرکت یاد، ناظر راه‌پیمایی عظیم مردم در خیابان شاهرضا بودم و به طور مبهم سروصدای آنها را می‌شنیدم.
راجع به نشریات و جزوات و اعلامیه‌هایی که در حین بازرسی از منزلش کشف شده، این چنین اظهار نظر کرده است:
در ظرف یک سال و چند ماه اخیر که آزادی اجتماعات و ارتباطات اعلام شده بود، با بعضی از گروه‌ها و افراد آشنا، ارتباط و احیانا ملاقات داشتم. اوراق و مدارک انتشاری جمعیت‌ها را از آنها که می‌شناختم و آنها که نمی‌شناختم و با پست و یا به وسیله افراد می‌فرستادند و به‌طور کلی در دست‌ها پخش می‌شد. علاقه داشتم جمع‌آوری و بایگانی کنم. از خارج هم می‌رسند. در بین گروه‌ها و افرادی که ارتباط و ملاقات داشتم، می‌توانم از حزب ملت ایران، آقای داریوش فروهر و افرادی از حزب ایران از جمله دکتر سنجابی ـ شاپور بختیار و سوسیالیست‌ها از جمله شایان را نام ببرم که مجموعه آنها اتحاد نیروهای جبهه ملی را تشکیل داده بودند و مرتبا نشریه‌هایی را برایم می‌فرستادند. از نهضت رادیکال که دبیر آن آقای مهندس مقدم است، نشریه‌شان موسوم به نهضت را دریافت می‌کردم. از نامه‌های آقای حاج سید جوادی و نشریه جنبش بی‌اطلاع نمی‌ماندم. همچنین گاه‌گاه اعلامیه‌های مراجع تقلید قم که با امضاء یا دستور خودشان منتشر می‌شد و اعلامیه‌هایی که اظهار می‌داشتند از آیت‌الله خمینی است و غالبا به حد و مرز می‌رسید. گاه‌گاه «پیام مجاهد» که در آمریکا تهیه می‌شد، بایست یا به وسیله مسافرهایی به طور نامنظم می‌آمد و نگاه می‌داشتم. غیر از اینها اعلامیه‌هایی به امضا یا با امضای سرهنگ رحیمی یا با نام‌های مستعار و ناشناخته دریافت می‌شد. حتی دو فقره نامه به خط خودم که یکی در مورد محکومیت آقای طالقانی به عنوان مراجع تقلید و علما است، دیگری به عنوان دفتر مخصوص شاهنشاهی، مقداری اوراق یادداشتی پراکنده یا ماشین شده برای تهیه سخنرانی‌ها یا مقامات انجام شده و یا نشده است.
در بین مدارک مشارالیه، یک نمودار تحت عنوان «مصور تاریخی ـ حرکت‌های سیاسی در ایران» و یک بسته اعلامیه به امضای نهضت آزادی ایران، تحت عنوان «راه نجات ایران از این بن‌بست حاضر: هشدار نهضت آزادی ایران به شاه و ملت» به تاریخ ۱۳۵۷٫۶٫۶ وجود داشت که راجع به این دو مدرک سوال شد، عنوان کرد نمودار مورد بحث را پسرم عبدالله که چندی قبل به آمریکا رفته بود، از آنجا گویا دانشجویان ایرانی که فعالیت در انجمن‌های اسلامی دارند، به وی داده و آورده است و راجع به اعلامیه ذکر شده هم اضافه کرد این اعلامیه با نظر و ابتکار من تهیه شده است و نسخه‌ای از آن تقدیم گردیده است. (دو مدرک مذکور پیوست تقدیم است.)
نظریه: با توجه به اینکه در بازجویی‌هایی معموله، متهم مورد بحث با علاقه و دقت به سوالات مطروحه پاسخ می‌گفت و برای روشن شدن حقایق، نظر موافق نشان می‌داد، در مورد اتخاذ تصمیم مبنی بر آزادی از زندان یا تحت تعقیب قرار دادن وی موارد زیر را پیشنهاد می‌نماید:
1- با در نظر گرفتن سن متهم که از 70 به بالاست و اینکه شخصیتی است که از نظر عناصر وابسته به نهضت به اصطلاح آزادی ایران است و سایر گروه‌ها و دستجات موجود مذهبی و به اصطلاح ملّیون و همچنین مراجع تقلید از قبیل آیت‌الله شریعتمداری به عنوان یک فرد اجتماعی و سیاسی مخالف دولت شناخته شده است و برای نامبرده از سوی طبقات مختلف به خصوص جوانان تحصیل‌کرده مذهبی در داخل یا خارج کشور، قائل به احترام می‌باشند و همچنین با در نظر گرفتن اینکه مشارالیه، دبیر کمیته حقوق بشر در ایران بوده و از سوی مجامع بین‌المللی حقوق بشر، فرد شناخته شده است و ضمنا اظهارات فوق‌الذکر یاد شده در بالا، با توجه به پرونده وی در سازمان اطلاعات و امنیت کشور و تحقیق از سایر متهمین مورد تایید می‌باشد، لذا چنانچه خط مشی اخیر دولت جدید این باشد که با گروه‌های مختلف و فعال و مخالف دولت آشتی نماید، مشارالیه یکی از این افراد و گروه‌ها می‌باشد، در مورد رفع ماده پنج نظامی از وی، مبنی بر آزادی‌اش از زندان، اوامر عالی صادر گردد.
2- در صورتی که این قبیل عناصر باید تحت تعقیب قانونی قرار گیرند، با تکمیل پرونده اقدام لازم به عمل آید.
 
بازجویان:
1-    رضا قلی بصیری
2-    منوچهر وظیفه‌خواه
 
  برای مشاهده‌ی اسناد کلیک کنید:  
 
این خبر را به اشتراک بگذارید: