دانش آموزان، یاوران کوچک انقلاب
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ با آغاز سال تحصیلی ۱۳۵۷، موجی از اعتراضات دانشآموزی علیه حکومت محمدرضا شاه شکل گرفت، بهطوریکه همانند زنجیری تمامی دانشآموزان و فرهنگیان را به هم متصل کرد تا به ثمر رسیدن انقلاب نقشی ارزنده از خود به یادگار بگذارند. در دوهفتهی اول مهرماه حوادث گوناگونی از سمت و سوی این جوانان ساتع شد که موجبات نگرانی دستگاه وقت را فراهم کرد، بهطوریکه موجب شد بسیاری از گزارشهای واصله از سمت کارگزاران حکومتی به فعالیت این قشر اختصاص یابد. در گزارشات تظاهرات دو هفته اول مهر، در مهاباد یک دانش آموز مجروح شد وتعداد زیادی از دانشآموزان، سر کلاس درس حضور نداشتند. بدین ترتیب فضا برای همکاری بیشتر فرهنگیان با مردم انقلابی فراهم شد.
دانشآموزان در بروجرد و تهران اعلامیههای زیادی پخش میکردند. این کار سبب تحریک معلمان میشد و اعلام اعتصاب عمومی جامعهی فرهنگیان در سراسر کشور مهیا شد. به طور کلی در دو مدرسه، حدود چهل نفر و تعدادی از فرهنگیان تهران میدان ژاله از رفتن به مدرسه امتناع کردند. در این روزها، انبار وسایل آموزش و پرورش طمعه ی آتش شد. در غرب کشور نیز مانند ایلام و کردستان تشنجاتی وجود داشت. فرهنگیان کرمانشاه به حمایت فرهنگیان سنندج به پا خواستند. در بانه یکی از شهرهای کوچک کردستان، وضع مدارس بسیار مختل شده بود. در شهر سنقر کرمانشاه نیز مردم به خیل دانشآموزانی که در تظاهرات شرکت کردند پیوستند. در کاشان وضع به شکل دیگری پیش رفت. دانشآموزان سر در مدرسه که به نام دبیرستان پهلوی بود کندند و سردری با نام دبیرستان امام خمینی نصب کردند. به دنبال این تغییر، مدیر مدرسه استعفاء داد. در جهرم نیز تعدادی از شیشههای مدارس شکسته شد. در زابل در مدرسهای آتشسوزی گزارش شد.
در کرمانشاه بیش از ۴٠٠ نفر در این اجتماعات و تظاهرات شرکت کردهاند. در شاهی، حدود شصت نفر در ساختمان آموزش و پرورش نشستهاند و خواستار آزادی عده ای از زندانیان هستند. در ساری تعداد زیادی اعلامیه پخش شد. در بوکان تظاهرات دسته جمعی دانش آموزان و مردم بود. که به تیراندازی منجر شد. در این تیرانداری ۶ نفر کشته شدند که سه نفر از آنها دانش آموزان بودند. در تفت و اردکان یک مقداری تحریکات توسط یک آقای صدوقی نامی بود که دانش آموزان را در پای منبر تحریک می کرد. و در یزد دنبال بهانه هستند تا اعتصاب کنند. در زنجان یک اعتصاب یکی دو روزه بوده و تعدادی از دانش آموزان متوسطه شرکت کردند و دانشآموزان کم و بیش در کلاس در س شرکت میکنند.
مازندران در شهرستان آمل، مانند برخی دیگر از مدارس کشور بسیاری از دانشآموزان سر کلاس درس نرفتند. در لرستان در مرکز استان، اعتصاب دانشآموزان سه روز ادامه داشت. در دبیرستان رضا پهلوی در نیمه شب هشتم مهرماه، مدرسه را آتش زدند. در پی این حادثه مدیر کل آموزش و پرورش بازداشت شد و حتی سیلی خورد. و معاون وی در مدرسه نیز از خوردن کتک محروم نماند. در لرستان دانش آموزان، به حمایت از دیگر دانشآموزان در سایر مدارس هم وضع به همین منوال بود. بنابرگزارش ساواک، حضور دانشآموزان در فعالیتهای سیاسی عللی بنیادی و عمیق دارد. از سالهای سال ریشه دوانیده و بچهها در مدارس به صورت گروههای مقاوم درآمدهاند. خانوادهها از شرایط ناراضی بودند و پیش بچهها بازگو کردند. وجود خود معلمین وتاثیرات آنها برروی ذهن دانشآموزان بسیار بالا است.
تیمسار اویسی که نمیتوانست فعالیت ضد حکومتی دانشآموزان را در این حد و سطح بالا بپذیرد. باور داشت که دشمنان سعی می کنند و ایستادند برای [اینکه] بچه ها را به خیابانها بکشند و در مقابل پلیس قرار دهند و حتی بچه ها را جلو بگذارند. بچهها شعار دهند و سنگ پرتاب کنند و سربازان هم متقابلاً عمل کنند و تعدادی کشته شوند و دشمنان از این وضعیت بهرهبرداری کنند. در دانشگاه همین است و در مدارس همین است. صحبت کردند که روز شنبه تعطیل است و بایستی به خیابانها بیایند. مسئله اینکه فرماندار نظامی مواجه است اولاً با... اگر فرماندار نظامی دست روی دست بگذارد، قانون اجرا نشده و اگر اجرا شود و اخطار شود ما درگیر میشویم.
این روزها وضع اسفناکی در مدارس هست. در مدارس قم نیز بنابر گزارش ساواک وضعیتی غیر قابل تحمل گزارش شده بود. مدارس مکتب توحید و مدارس قدسیه در قم که مدارس دخترانه بودند تشنجآفرینی داشتند.. بنا بر گزارشات واصله ماموران حکومتی بیم آن را داشتند که هفته ی سوم مهرماه سال ۵۷، اوضاع و احوال بدتر خواهد شود. و میگفتند: «آنها می خواهنــد حتی المقدور خونریزی شود، از بچه ها و نوجوانان کشته شود. هر کشته یک ضربه برای ما هست و با وجودی که شاید صلاح باشد واقعاً یک بررسی و دقت بیشتری داشته باشیم تا حتى المقدور کشته نشوند اگر این موج هفتهی آینده نباشد. خیلی خوب است . اما ما نباید خیلی خوشبیـن باشیم، ما باید بـه استقبال حوادث برویم. اگر هفته آینده را از سر بگذرانیم یک موفقیت بزرگ خواهد بود و و فروکش خواهد کرد. اگر قدرت در آماده بودن را قوی تر کنیم میتوانیم موج را از سر بگذرانیم.»
وزیر دادگستری در پاسخ به ساواک گزارش میدهد که بنده شور و حرارت دانش آموزان را بسیار بالا میبینم. و به نظرم روز به روز اوضاع بدتر میشود. مطمئنم، هفته ی آینده بدتر خواهد شد و یک آرایش خیلی وسیع باید تدارک دید.
وزیر علوم گزارش میدهد: «بنده شاهد یک جمعیت هفتصد هزار نفری در پشت دانشگاهها بودم، این جمع کاملاً شعارهایی خیلی تند علیه رژیم و به نفع خمینی میداد. اگر تصمیم بگیریم و هفته آینده را از سر بگذرانیم. باید تدابیر بهتر اندیشید. باید وسایل ارتباط جمعی تحت کنترل در بیاید و باید از ساعات آینده قدرت نمایی نظامی کنیم. وقدرت نمایی، بدون تیراندازی تنها چیزی است که بر آتش ناراحتی آبی خواهد پاشید، باید تسریع نمایشی در مبارزه با فساد داشته باشیم».


اما شور انقلابی دانشآموزان بالاتر از آن بود که با یک مبارزه نمایشی از بین برود و این شور و حرارت تا لحظهی وقوع انقلاب و حتی بعد از انقلاب ۵۷، در میدان جنگ عراق با ایران، همچنان خود را با انگیزهی مضاعف نشان داد.
بایگی، علی اکبر ( ۱۳۸۸)، صورت جلسههای شورای عالی امنیت ملی رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷، تهران، نشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.