هاشمی رفسنجانی در دانشگاه شهید بهشتی در پاسخ به نماینده جامعه اسلامی چه گفت؟
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ با پیروزی انقلاب اسلامی، تشکلهای مختلف دانشجویی در کشور شکل گرفت که شاید پیشروترین آنها انجمنهای اسلامی دانشجویان باشد که با همت این انجمن، دفتر تحكيم وحدت دانشجویان در اوایل انقلاب تأسیس شد و تاکنون به فعالیتهای خود ادامه میدهد. در کنار این تشکل جریانها و گروههای مختلفی در محیطهای دانشجویی و دانشگاهها شکل گرفتند؛ اما به دلایل مختلفی از جمله انحصارطلبی دفتر تحکیم وحدت و حمایت جریان سیاسی حاکم بر کشور از آنها و همچنین فضای سیاسی بعد از انقلاب و جنگ تحمیلی نتوانستند فعالیت کنند. اما پس از رحلت امام خمینی (ره)، جامعة اسلامی دانشجویان اعلام موجودیت کرد و در شرایطی که جو سنگین ناشی از یکهتازی دفتر تحکیم وحدت اجازه ابراز وجود به هیچ تشكل و جریانی را در دانشگاهها نمیداد با شعار حمایت از خط رهبری شروع به فعالیت کرده و علیرغم برخوردهای تند و حذفی دفتر تحکیم وحدت، دانشجویان و مدیریت حاکم در وزارت علوم و دانشگاهها موفق به شکستن جو تکصدایی و انحصار در دانشگاهها شد. این حرکت کمک قابلتوجهی نیز به شکست انحصار در جو عمومی سیاسی کشور داشت. پس از راهاندازی جامعه اسلامی دانشجویان و گذر از سالهای سخت اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، بهتدریج سایر تشکلها و اتحادیهها نیز توانستند اعلام موجودیت کرده و فعالیت نمایند به دیگر سخن میتوان گفت اگر دفتر تحکیم وحدت دانشجویان را اولین تشکل دانشجویی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بدانیم جامعه اسلامی دانشجویان دومین تشکل است که در محیط دانشگاه اعلام حضور کرده و به فعالیت خود ادامه داده است.
مدخل نظری
برای تحلیل جنبشهای دانشجویی در ایران از چند دریچه میتوان نگریست. نظرگاهی که در ادامه مطمح نظر است جنبش دانشجویی در ایران را متغیری از ساختار کلان سیاسی جمهوری اسلامی قلمداد کرده است که البته طی برهههای مختلف و تحتتأثیر عواملی دچار انشقاق شده است. برایناساس است که میتوانیم از نظریه بازتاب ساختاری (Structural Reflection Theory)استفاده کنیم. این نظریه در علوم اجتماعی و سیاسی به بررسی رابطه میان جنبشهای اجتماعی و ساختارهای سیاسی - اجتماعی گستردهتر میپردازد. بر اساس این نظریه، جنبشهای اجتماعی نهتنها از فضای سیاسی کلان کشور تأثیر میپذیرند، بلکه بهنوعی ساختار سیاسی و روابط قدرت موجود را بازتاب میدهند و تابعی از تنشها و دینامیکهای سیاسی و ایدئولوژیک حاکم بر کشور محسوب میشوند.
بر اساس نظریه بازتاب ساختاری، جنبشهای دانشجویی در ایران را میتوان بهعنوان بازتابی از رقابتهای جناحی و گرایشهای ایدئولوژیک سیاسی کلان جامعه در نظر گرفت. در اینجا، دو جنبش دانشجویی مهم یعنی جامعه اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم وحدت را میتوان بهوضوح به دو جناح سیاسی کلان کشور نسبت داد. جامعه اسلامی در بدو شکلگیری به جناح راست گرایش داشت. جامعه اسلامی دانشجویان با حمایت ایدئولوژیک و سیاسی از نظام جمهوری اسلامی و پیروی از دیدگاههای رهبر انقلاب و ارزشهای محافظهکارانه، بهعنوان بازوی دانشجویی و حامی جناح راست شناخته میشود. در دورههای مختلف، این جنبش با گرایش به سمت اصولگرایی و نزدیکی به نهادهای حکومتی همچون سپاه پاسداران و نهاد نمایندگی ولیفقیه در دانشگاهها، عملاً بازتابی از جناح راست در فضای دانشگاهی بوده است.
دفتر تحکیم وحدت اما در سالهای اولیه انقلاب، در خط امام و بهعنوان حامی ارزشهای انقلاب اسلامی فعالیت میکرد، با ورود به دهه ۱۳۷۰ و ظهور فضای سیاسی اصلاحطلبی، بهتدریج به سمت جناح چپ یا اصلاحطلب گرایش پیدا کرد. دفتر تحکیم وحدت بهتدریج بازتاب جریانهای چپ سیاسی شد و در دهه ۱۳۷۰ با حمایت از دولت اصلاحات و انتقاد از برخی سیاستهای اصولگرایانه، به نمایندهای از جناح اصلاحطلب در دانشگاهها تبدیل شد.
شکل گیری جامعه اسلامی
با پایانیافتن جنگ، فضای فعالیتهای سیاسی کشور کمی تغییر كرد و در دانشگاه فعالیتهای جدیدی آغاز شد. ابتدا قصد افرادی که در ادامه جامعه اسلامی را تشکیل دادند بر این بود که در فضای انجمن اسلامی کار شود و همین هم شد.
قسمتی از خاطرات ادوار جامعه اسلامی در این دوره:
من خودم عضو انجمن اسلامی دانشکدهمان بودم، آقای مرادیان عضو انجمن دانشگاه بود و فکر کنم مسئولیتی هم داشت، آقای سهلانی هم همچنین. آقای نصر عضو انجمن اسلامی دانشکده اقتصاد علامه طباطبايي بود، آقای درخشان هم همینطور.ما همه در انجمن اسلامی کار میکردیم، منتهی انجمنهای اسلامی عملاً به شکل خیلی زنندهای ما را حذف کردند؛ لذا ما تصمیم گرفتيم تشکّل جدیدی ايجاد كنيم. بحث ايجاد تشکّل جدید مصادف با رحلت حضرت امام (ره) در سال 1368 بود. بعد از ارتحال حضرت امام باز کشور شرایط ویژهای پیدا کرد و انگیزه ما برای کار در دانشگاه بیشتر شد و آن موقع بود که تصمیم گرفتیم جامعه اسلامی دانشجویان را تشکیل دهیم.
برخورد جناحهای مخالف با جامعه اسلامی
جامعه اسلامی دانشجویان اما در بدو شکلگیری به دلیل منازعات ایدئولوژیکی که به مثابه نیرویی مخفی درون خود حمل میکرد و اینک به دلیل نیاز به ماهیتی منفک از سایرین در شرف نمایش آن بود؛ از جریانی که شاید درگذشته تحت پرچم او فعالیت میکرد کنده شد و این ماجرا با برخوردهای گاه خشن، طردشدگی و عدم درک متقابل همراه بود.
گروه حشمتالله طبرزدی
در آن ساليان محوريت جریانهای مخالف دفتر تحكيم وحدت در دانشگاهها و محیطهای سياسي، تشكيلات حشمتالله طبرزدي بود. براین اساس وی ادعای رهبری اين جریانها را داشت و لزوم هماهنگي هر نوع حركتي را كه در مخالفت با دفتر تحكيم وحدت به وجود میآمد، خواستار بود. بنابراين طبيعي بود كه برخورد سردی با اعلام موجوديت جامعه اسلامي و همچنين پيشنهاد تلفيق با جامعه اسلامي دانشجويان داشته باشد.
وزیر علوم
ايام شکلگیری جامعه اسلامي دانشجويان هم زمان با وزارت دكتر معين از نزديكان به جناح موسوم به چپ و حاميانِ سرسخت دفتر تحكيم وحدتِ دانشجويان بود. وی همراستا و همصدا با جريان موجود از شکلگیری جامعه اسلامي دانشجويان استقبال نکرد و اصلاً جامعه اسلامي دانشجويان را بهعنوان يك تشكّل دانشجويی قبول نداشت.
دفتر تحکیم وحدت
فضای دانشگاهها تا قبل از تشكيل جامعه اسلامي دانشجويان بهصورت انحصاری در اختيار اعضای دفتر تحكيم وحدت و انجمنهای اسلامي دانشجويان بود و طبيعي بود كه آنها برخورد مناسبی با بهوجودآمدن يك تشكّل رقيب در دانشگاه نداشته باشند.
مهدی فضائلي از برخورد سازمانیافته اعضای دفتر مذكور با جامعه اسلامي دانشجويان و همچنين برخوردهای تند و خشن آنها میگوید: «زمانی که جامعه شکل گرفت، برخوردها با جامعه خیلی سازمانیافتهتر بود، چون جامعه یک تشکّل مشخص و هویتدار بود که به صحنه آمده بود و آنها با هم برخورد میکردند. چند تا مسئله بود، یکی اینکه آنها میگفتند جامعه اسلامي یک تشکّل قارچگونه است و یکی هم اینکه تشکّلی دولتی و ساخته و پرداخته شده است در حقیقت، دانشگاهي نیست. بدین تعبیر، بیانیههایشان عمدتاً روی همین محورها بود، برخوردهایشان هم خیلی برخوردهای تند و فیزیکی و خشونتباری بود، تقریباً در تمام دانشگاههای کشور، از دانشگاه تهران گرفته تا دانشگاه تبریز و شیراز، دانشگاههای مشهد، اصفهان و همه اینها، بچههای ما را به شدت کتک زدند. مثلاً یکی از دوستان در دانشگاه به نام آقای زمانی که دندانش را شکستند، چون برای مراسمی در دانشگاه پلاکارد زده بود. در دانشگاه شیراز بچهها را از خوابگاه به بیرون پرت كردند و کتک زدند، و در تبریز همینطور. برای دوستان ما به دفعات اين اتفاق افتاد و همه اینها نشاندهنده نوع نگاهی بود که دوستان انجمن به جامعه داشتند و ما را رقیب سیاسی خودشان میدانستند و برای ما خیلی جالب بود که همین تفکر یا همین جریان، بعدها منادی مخالفت و ضدیت با خشونت و حامی چندصدایی باشد. اينها تحولاتی است که در عرصه سیاسی کشور اتفاق افتاده و این تحولات را به فال نیک گرفتیم.»
سخنرانی آقای هاشمی در دانشگاه شهید بهشتی
حضور هاشمی رفسنجانی در دانشگاه شهید بهشتی و پرسشی که امیرحسین درخشان از او کرد میتواند بهمثابه یک دال مرکزی در تحولات جامعه اسلامی باشد. پرسشی که درون خود نوعی استفهام تأکیدی شدیدی را یدک میکشید. پرسشی که مترصد عرضاندام در فضایی بود که تماماً توسط جریان موسوم به دفتر تحکیم وحدت تصاحب شده بود. جامعه اسلامی با طرح پرسش از ماهیت خود در برابر جناح متقابلش میخواست از زبان ریاستجمهور تأیید مضاعفی بر وضعیت از پیش تأیید شده خود بزند. به زبان ساده میخواست بگوید اینک من هم هستم و نمیتوان وجودم را منکر شد. هاشمی رفسنجانی هم متناسب با روحیات سازشکارانه خود بهخوبی در زمین جامعه اسلامی بازی کرد و از لزوم همزیستی این دو جریان در صحنه دانشگاه سخن راند. در ادامه به جزئیات بیشتری میپردازیم:
اعضای جامعه اسلامی دانشجویان از هر فرصتی برای معرفی جامعه اسلامی و تثبيت آن استفاده میکردند و مترصد فرصتی برای معرفی بیشتر آن بودند. سال ۱۳۷۲ که آقای هاشمی رفسنجانی رئیسجمهور بودند به دعوت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها برای سخنرانی به دانشگاه شهید بهشتی رفته بودند در جریان این سخنرانی و در پرسشوپاسخ دانشجویان ایشان در پاسخ سؤال امیرحسین درخشان، ضمن تأیید ضمنی فعالیت جامعه اسلامی دانشجویان، طرفین را به خویشتنداری و خودداری از درگیری دعوت میکنند.
امیرحسین درخشان در ارتباط با این جلسه میگوید: یک جلسه آقای هاشمی به دانشگاه شهید بهشتی آمده بودند. دوباره آنجا تنش بسیار شدید و زیاد بود و نمیگذاشتند ما حضور داشته باشیم و عنوان جامعه باشد. ما یک سری تراکت چاپ کرده بودیم که زیر آن عنوان جامعه اسلامی بود. آقای هاشمی که آمدند این تراکتها را که میخواستیم بدهیم دوباره بچههای تحکیم و انجمن اسلامی دانشگاه شهید بهشتی ریختند و جلوی کار را گرفتند و تراکتها را جمع کردند.
به نظرم آقای هاشمی به دعوت نمایندگی ولیفقیه آمده بود. آن موقع رئیسجمهور بودند. آنجا من یک سؤالی را نوشتم برای آقای هاشمی چون در آخر جلسه پرسشوپاسخ داشت نوشتم که نظر حضرتعالی درباره دو تشکل دفتر تحکیم و جامعه اسلامی دانشجویان چیست؟ آیا حضرتعالی موافق فعالیت سیاسی هر دو تشكّل هستید یا خیر. سؤال را دادم شاید اولین یا دومین سؤالی بود که طرح شد. دلیلش هم این بود که تا آقای هاشمی بسم... الرحمن الرحیم را گفت من این سؤال را نوشتم و دادم. یعنی صبر نکردم که بهوقت پرسشوپاسخ برسد. آقای هاشمی هم واقعاً وضع روحیاتشان کلاً اینطوری هست که میخواهد همه را داشته باشند، ایشان متن سؤال را خواند و بعد هم گفت هر دوی اینها برای ما عزیز هستند. هر دوی اینها باید باشند. بعد اضافه کرد ما اصلاً نمیپسندیم که بین دانشجوها تنش باشد. بالاخره افکار و سلایق سیاسی مختلفی وجود دارد. هر دو تای آنها باید بتوانند حرفهایشان را بزنند. این هم یک تأیید رسمی دیگر بود که تلویزیون هم شب پخش کرد و همهجا مشخص شد و باز این یک قوت برای ما و یک ضعف برای آن تیپ برخوردهایی بود که آنها میکردند.
نتیجهگیری
جامعه اسلامی دانشجویان که بهعنوان یک تشکل دانشجویی دست راستی و پیرو خط فکری رادیکال نظام جمهوری اسلامی شکل گرفت، از ابتدای تأسیس خود تلاش کرده است که نقش بازوی دانشجویی این جریان را در دانشگاهها ایفا کند. این تشکل با حمایت از ارزشهای انقلاب اسلامی و پیروی از رهنمودهای رهبر جمهوری اسلامی، بهعنوان یک عامل تأثیرگذار در شکلدهی به فرهنگ و فضای دانشگاهی کشور وارد میدان شد. از سوی دیگر، دفتر تحکیم وحدت که پس از انقلاب با آرمانهای خط امام و انقلابی تأسیس شده بود، بهمرور در دهه ۱۳۷۰ با رویآوردن به جریان اصلاحطلبی، در تعارض با گفتمان جامعه اسلامی دانشجویان قرار گرفت. امروزه باوجود کاهش سطح فعالیتهای دانشجویی سیاسی در دانشگاهها طی سالهای اخیر، این تشکل همچنان در فضای دانشگاهی حضور فعالی دارد و بهعنوان یک حامی مهم گفتمان محافظهکارانه و اصولگرایی عمل میکند. جامعه اسلامی دانشجویان، با برگزاری جلسات، همایشها و برنامههای فرهنگی، به دنبال ترویج گفتمان انقلابی و حمایت از سیاستهای نظام جمهوری اسلامی است و همچنان نقش حامی و تقویتکننده گفتمان محافظهکارانه را در دانشگاهها ایفا میکند.
منبع: پور نجمی، مجید (1396). تاريخ شفاهي چگونگي شكل گيري و تأسيس جامعه اسلامي دانشجويان، تهران: انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.