فروشگاه
☰ X
27 آذر| سالروز درگذشت واعظ شهیر

اعتراض خشکه‌مقدس‌ها به سخنرانی فلسفی با بلندگو

اعتراض خشکه‌مقدس‌ها به سخنرانی فلسفی با بلندگو
شیخ محمدتقی فلسفی از واعظان مشهور تاریخ معاصر ایران از جمله افرادی بود که اولین بار در مجالس مذهبی با بلندگو به سخنرانی پرداخت. این حرکت مورد انتقاد و اعتراض برخی افراد مقدس‌مآب‌ قرار گرفت. 
سه‌شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۳ - ۱۰:۲۶

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ استفاده از ابزارهای نو همواره با چالش‌هایی مواجه بوده است. شیخ محمدتقی فلسفی از واعظان مشهور تاریخ معاصر ایران از جمله افرادی بود که اولین بار در مجالس مذهبی با بلندگو به سخنرانی پرداخت. این حرکت مورد انتقاد و اعتراض برخی افراد مقدس‌مآب‌ قرار گرفت. 

حجت‌الاسلام فلسفی در خاطرات خود می‌گوید: «باید بگویم‌ كه‌ اولین‌ عكس‌العمل‌ خشكه‌ مقدس‌ها و مقدس‌ مآب‌ها در مقابل‌ سخنرانی‌ من‌ در مسجد، بر سر بلندگو بود! یك‌ شب‌ مجلس‌ عروسی‌ پسر یكی‌ از محترمین‌ بود. در نصف‌ اتاق‌ بزرگی‌ ائمه‌ جماعات‌ و مرحوم‌ پدرم‌  نشسته‌ بودند. من‌ هم‌ بودم‌ و نصف‌ دیگر را همین‌ افراد مقدس‌ مآب‌ پر كرده‌ بودند. در آن‌ مجلس‌ یكی‌ از آن‌ مقدس‌مآبها از پایین‌ مجلس‌ با صدای‌ بلند گفت‌: آقای‌ فلسفی‌ خیلی‌ حرفهای‌ خوب‌ می‌زنید، اما متأثر و متأسفم‌ كه‌ این‌ مزمار   را به‌ مسجد آوردید، چرا با مزمار حرف‌ می‌زنید؟ عیب‌ شما این‌ است‌!

تازه‌ سال‌ اول‌ بود كه‌ بلندگو به‌ مسجد آمده‌ بود و آقایان‌ علما هم‌ نمی‌توانستند در آن‌ مجلس‌ چیزی‌ بگویند. پس‌ از آنكه‌ آن‌ آقا حرف‌ خود را زد، با خونسردی‌ پیشخدمت‌ را صدا زدم‌ و گفتم‌ این‌ بشقاب‌ گز را ببرید خدمت‌ آن‌ آقا قدری‌ میل‌ كند. آن‌ آقای‌ مقدس‌ گفت‌: نه‌ آقا من‌ دندانم‌ عاریه‌ است‌، گز لای‌ دندانم‌ می‌رود و اذیتم‌ می‌كند و نمی‌توانم‌ بخورم‌. گفتم‌ چرا دندان‌ عاریه‌ گذاشتید؟ گفت‌ برای‌ اینكه‌ دندان‌ ندارم‌ و نمی‌توانم‌ غذا بخورم‌. گفتم‌ چرا عینك‌ زده‌اید؟ گفت‌ بدون‌ عینك‌ نمی‌توانم‌ دور را ببینم‌. بعد از اینكه‌ این‌ دو اقرار را گرفتم‌، تند شدم‌ و گفتم‌: شما دندان‌ نداشتی‌، رفتی‌ دندان‌ عاریه‌ گذاشتی‌ كه‌ بتوانی‌ غذا بخوری‌. نمی‌توانستی‌ دور را ببینی‌، عینك‌ زدی‌ تا دور را بینی‌. این‌ كار شما حلال‌ است‌، اما من‌ كه‌ صدایم‌ به‌ آخر مجلس‌ نمی‌رسد و میكروفون‌ را آورده‌ام‌ كه‌ صدایم‌ به‌ آن‌جا برسد، كار حرام‌ كرده‌ام‌؟.... فتوا می‌دهی‌؟ بدعت‌ می‌گذاری‌؟

با این‌ سخن‌ من‌، مجلس‌ وضع‌ عجیبی‌ پیدا كرد. آقایان‌ هم‌ بال‌ گرفتند. پسر آن‌ مرد عینكی‌ و دندان‌ عاریه‌ای‌ كه‌ مرد فهمیده‌ای‌ بود، دست‌ پدرش‌ را گرفت‌ و از مجلس‌ بیرون‌ برد و در اتاق‌ دیگر شروع‌ كرد به‌ او تندی‌ كردن‌ كه‌ شما در هر جا می‌خواهی‌ اظهار عقیده‌ بكنی‌، هر جا می‌خواهی‌ حرف‌ بزنی‌، چرا حد خودت‌ را نمی‌فهمی‌؟ این‌ كار ما در آن‌ مجلس‌ صدا كرد و در خیلی‌ جاها منعكس‌ شد و رفع‌ بسیاری‌ از محذورات‌ كرد.

سخنرانی‌ با بلندگو در  مسجد سید عزیزالله

اولین‌ بار هم‌ در  مسجد سید عزیزالله واقع‌ در بازار  تهران‌ خواستم‌ سخنرانی‌ كنم‌، مقدسین‌ درجه‌ اول‌ حضور داشتند. مرحوم‌ حاج‌ میرزا عباسعلی‌  اسلامی‌ كه‌ در نبش‌ سبزه‌ میدان‌ عطاری‌ داشت‌ و متصدی‌ امر مسجد بود، در غیاب‌ مردم‌ بلندگو را نصب‌ كرد، ولی‌ پارچه‌های‌ سیاه‌ شبستان‌  مسجد و حیاط‌ را روی‌ جعبه‌ بلندگو می‌كشید كه‌ پنهان‌ باشد و كسی‌ نبیند. دستگاه‌ بلندگو را هم‌ در یك‌ حفاظ‌ طاقچه‌ مانند گذاشته‌ بود. با این‌ وضع‌ در آن‌جا برای‌ اولین‌ بار منبر رفتم‌. نماز جماعت‌ بسیار مفصلی‌ بود. مرحوم‌ آیت‌اللهالعظمی‌ حاج‌ سیداحمد خوانساری‌ امام‌ جماعت‌ بود. من‌ با بلندگو شروع‌ به‌ صحبت‌ كردم‌. مردم‌ دیدند همان‌جا كه‌ نشسته‌اند صدا را خوب‌ می‌شنوند. قدری‌ به‌ یكدیگر نگاه‌ كردند. پنج‌ دقیقه‌ كه‌ صحبت‌ كردم‌، دیدم‌ حاج‌ میرزا  عباسعلی‌ بلندگو را قطع‌ كرد. مردم‌ صدای‌ مرا درست‌ نشنیدند. همان‌ها كه‌ احتمال‌ مخالفتشان‌ داده‌ می‌شد، یك‌ مرتبه‌ فریاد زدند آقا صدا نمی‌آید و خود آنها اعتراض‌ كردند. حاج‌ میرزا  عباسعلی‌ با تدبیر بازاری‌ خود، به‌ وسیله‌ این‌ عمل‌ منفی‌، قضیه‌ را مثبت‌ كرد.

در همان‌ ایام‌ كه‌ سخنرانی‌هایم‌ از رادیو پخش‌ می‌شد، یكی‌ از علمای‌ ولایات‌ به‌ تهران‌ آمده‌ بود. می‌گفت‌ وقتی‌ رادیو صدای‌ شما را پخش‌ كرد، بعضی‌ها نق‌ زدند. من‌ رفتم‌ منبر و گفتم‌ آفرین‌ بر شما مقدس‌ها، احسنت‌، چقدر حسن‌ تشخیص‌ دارید. وقتی‌ زنها در این‌ رادیو آواز می‌خوانند نفس‌ شما در نمی‌آید اما حالا كه‌ صحبت‌ خدا و  پیغمبر و صلوات‌ است‌ نفستان‌ در آمده‌ و اعتراض‌ می‌كنید؟ معلوم‌ می‌شود شما در مقابل‌ خدا و پیغمبر  جبهه‌ گرفته‌اید نه‌ در مقابل‌ آوازخوان‌ها و عناصری‌ كه‌ نشر گناه‌ می‌كنند. این‌ را هم‌ آن‌ آقا می‌گفت‌ و به‌ این‌ وسیله‌ او آن‌ شهر را آرام‌ كرده‌ بود.

خلاصه‌ در اوائل‌، سخنرانی‌ با بلندگو در مسجد و پخش‌ مستقیم‌ آن‌ از رادیو مشكلاتی‌ همراه‌ داشت‌، ولی‌ من‌ توجه‌ نمی‌كردم‌، زیرا مطلب‌ روشن‌ بود و می‌دانستم‌ كاری‌ است‌ كه‌ پیش‌ خواهد رفت‌. حتی‌ قبل‌ از رادیو موقعی‌ كه‌ مرحوم‌ آیت‌الله العظمی‌ آقای‌ بروجردی‌ در قم‌ بودند و من‌ در صحن‌ حضرت‌ معصومه‌ (ع‌) با بلندگو صحبت‌ می‌كردم‌، بعضی‌ها كمی‌ نق‌ می‌زدند.

یك‌ شب‌ معظم‌له‌ پای‌ منبر من‌ آمدند. بلندگو كار می‌كرد، ایشان‌ هم‌ گوش‌ می‌دادند و تا آخر ساكت‌ نشستند. با نشستن‌ ایشان‌ پای‌ صحبت‌ من‌، كار تمام‌ شد و دیگر كسی‌ چیزی‌ نگفت‌. بعد هم‌ بلندگو را بالای‌ مأذنه‌ حضرت‌ معصومه(ع‌) گذاشتند و صدای‌ اذان‌ را از آن‌ پخش‌ كردند كه‌ به‌ گوش‌ همگان‌ رسید.»

منبع: کتاب خاطرات و مبارزات حجت‌الاسلام فلسفی، تدوین علی دوانی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

این خبر را به اشتراک بگذارید: