فروشگاه
☰ X
8 دی| درگذشت حجت‌الاسلام و المسلمین جمی

سوال آیت الله هاشمی رفسنجانی از آیت الله شریعتمداری چه بود؟

سوال آیت الله هاشمی رفسنجانی از آیت الله شریعتمداری چه بود؟
در خاطرات حجت‌الاسلام و المسلمین جمی آمده‌است که روزی با آقای هاشمی رفسنجانی در جلسه‌ای حاضر شدیم و سایر چهره‌های شناخته شده حوزوی مانند آقایان کاظم شریعتمداری، مکارم شیرازی و سبحانی نیز حضور داشتند. در آن جمع آقای هاشمی با لحن بسیار جسورانه‌ای به شریعتمداری انتقاد کرد که چرا نسبت به تبعید امام اقدامی نمی‌کنند. این اعتراض طلبه به یک مرجع، منجر به قهر شریعتمداری و ترک جلسه شد.
شنبه ۰۸ دی ۱۴۰۳ - ۱۵:۳۰

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ غلامحسین جمی در سال 1304در اهرم بوشهر به دنیا آمده است. او مقدمات دینی را در مکتب تحصیلات و تصحیلات ابتدایی‌اش را در مدرسه انوشیروان اهرم گذرانده است. وی در سی سالگی به آبادان می‌رود تا تصحیلات خود را ادامه دهد. در آبادان با یکی از دختران بوشهری ازدواج می‌کند و در همان جا می‌ماند. در جریان انقلاب به مبارزات و تلاش‌های سیاسی مبادرت می‌ورزد.  اعلامیه‌های امام خمینی که در زمان  تبعید در نجف ابتدا به آبادان می‌آمدند توسط حجت الاسلام و المسلمین جمی  از آبادان به قم و تهران و از آنجا به سایر نقاط کشور فرستاده می شدند. با شروع جنگ تحمیلی هم در روزهای آتش و وخون آبادان را ترک نمی‌کند و به دفاع ادامه می‌دهد وی نماینده امام خمینی و امام‌جمعه شهر آبادان است. حجت‌الاسلام جمی در آبان ماه سال 82به دلیل کهولت و بیماری از سمت امام جمعه آبادان استعفا داد. وی 24سال امامت جمعه آبادان را بعهده داشت و در دوران دفاع مقدس و بازسازی در آبادان حضوری فعالی داشت. غلامحسین جمی در دی ماه 1387، در سن 87سالگی، در بیمارستان امام آبادان به دیار باقی شتافت.

در خاطرات ایشان مطالب قابل توجهی است که یکی از جالب‌ترین آن‌ها ماجرای حمایت جانانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از امام در مقابل آیت‌الله کاظم شریعتمداری است. در مناسبات حوزوی این اقدام عجیب و چمشگیری است که یک طلبه نسبت به یک مرجع معترض شود. این امر نشانه ارادت بسیار آقای هاشمی نسبت به امام و جسارت ایشان است که مورد اذعان شخص حجت الاسلام و المسلمین جمی نیز قرار می‌گیرد.

در ادامه به مرور این خاطره می‌پردازیم:

زمانى كه حضرت امام به تركيه تبعيد شدند، من و آقاى سنابادى به قم رفته بوديم كه ديديم آقاى هاشمى در غياب امام، به جوش و خروش آمده و فعاليت او دو چندان شده است. آقاى دوانى كه بزرگ شده‌ى آبادان است، ما را براى ناهار دعوت كرده بود. آن زمان، ايشان با شريعتمدارى هم ارتباط داشت. اين را هم بگويم كه آقاى شريعتمدارى آدم خوش مشربى بود و انسان را جذب مى‌كرد. خود بنده هم با آقاى شريعتمدارى ارتباط داشتم. خلاصه در آن ناهار، آقاى دوانى و آقاى شريعتمدارى را هم دعوت كرده بودند و آقايان ديگرى هم دعوت شده بودند. با حضور آقاى هاشمى رفسنجانى، آقاى مكارم شيرازى، آقاى سبحانى و عده‌اى ديگر، ناهار صرف شد. بعد از ناهار، آقاى هاشمى سربحث را باز كرد و در بين صحبت‌هايش، گريبان آقاى شريعتمدارى را گرفت كه در اين وضعيت كه آقاى خمينى تبعيد شده، چرا شما يك حركتى نمى‌كنيد؟ چرا ساكت نشسته‌ايد؟ همه‌ى ما تعجب كرديم كه او با يك مرجع تقليد چگونه صحبت مى‌كند و چه تقاضايى از او دارد؛ به حدى كه آقاى شريعتمدارى عصبانى شد و از آن مجلس بلند شد و رفت. او اين حالات را داشت.

باز يادم مى‌آيد كه وقتى به منزل آقاى هاشمى رفته بودم، كتابى به من داد و گفت: اين كتاب تازه منتشر شده است و كتاب خوبى است و براى آقاى خمينى هم خريده و فرستاده‌ام.

تو هم بگير و بخوان. كتاب تاريخى و مربوط به نهرو و سه جلد بود. الان هم آن‌ها را دارم. او دائمآ به فكر انقلاب و امام بود و خيلى تلاش مى‌كرد، آدم عجيبى است؛ خدا حفظش كند.

 

منبع: خاطرات حجت الاسلام و المسلمین غلامحسین جمی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384.

این خبر را به اشتراک بگذارید: