امام خمینی - صفحه 75

فروشگاه
☰ X

برچسب ها - امام خمینی

امام خمینی(ره) در نامه ای خطاب به منتظری فرمودند: نامه‏ ها و سخنرانی‌های منافقین كه به وسیلۀ شما از رسانه‏ های گروهی به مردم می ‏رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان ـ روحی له الفداء ـ و خون‌های پاك شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینكه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه كنید، شاید خدا كمكتان كند.
کد خبر: ۵۶۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۵/۲۴

امام‌ خمینی(ره)‌ در 31 مرداد 57 با ارسال‌ پیامی‌ ضمن‌ تسلیت‌ فاجعه سینما ركس آبادان، فرمودند: من گمان نمی كنم هیچ مسلمانى بلكه انسانى دست به چنین فاجعه وحشیانه‏ اى بزند جز آنان كه به نظایر آن عادت نموده‏ اند و خوى درندگى و وحشیگرى، آنان را از انسانیت بیرون برده باشد. من تاكنون اطلاع كافى ندارم؛ لكن آنچه مسلّم است این عمل غیر انسانى و مخالف با قوانین اسلامى از مخالفین شاه كه خود را براى حفظ مصالح اسلام و ایران و جان و مال مردم به خطر مرگ انداخته ‏اند و با فداكارى از هم میهنان خود دفاع می كنند- به هر مسلكى باشند- نخواهد بود و قراین نیز شهادت می دهد كه دست جنایتكار دستگاه ظلم در كار باشد كه نهضت انسانى- اسلامى ملت را در دنیا بد منعكس كند. آتش را به طور كمربند در سراسر سینما افروختن و بعد توسط مأمورین درهاى آن را قفل كردن، كار اشخاص غیر مسلط بر اوضاع نیست.
کد خبر: ۵۶۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۵/۳۱

امام خمینی(ره) در 15 شهریور 1367 به دنبال استعفای میرحسین موسوی از نخست‌وزیری، ضمن نگارش نامه‌ عتاب‌آمیزی، خطاب به او فرمودند: "دست به كارهایی نزنیم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند"
کد خبر: ۵۶۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۶/۱۵

ما در قضیۀ فلسطین همیشه مخالف با شاه و اسرائیل و پشتیبانان آنان بوده و با شما هم‏صدا بودیم و مظالم اسرائیل را به ملت‌ها رساندیم؛ و حال كه ملت ایران در زیر چكمۀ دژخیمان شاه و در حصار تانك‌ها و توپ‌ها و مسلسل‌هایی است كه از سربازان اسرائیلی در خیابان‌های تهران برای كشتار ملت بی‏ دفاع ایران از آنها كمك گرفته، با ملت مظلوم ما هم صدا شوید و با وسایل تبلیغاتی خود صدای ما را به عالم برسانید.
کد خبر: ۵۵۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۶/۲۸

کد خبر: ۵۵۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۳/۱۹

از سری مجموعه "حافظه ما، هویت ما"
در این قسمت از "حافظه ما هویت ما" مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی خاطرات خود درباره رادیوی تاریخی امام و ماجرای كاپیتولاسیون را بازگو كرده است.
کد خبر: ۵۵۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۲۵

کد خبر: ۵۵۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۲۳

حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان
امام‌ خمینی‌(ره) برای‌ سرنگونی‌ رژیم‌ پهلوی و جایگزینی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ با درایت‌ منحصر به‌ فرد، همه‌‌ راه‌ها و ابزار مشروع‌ را به‌ استخدام‌ درآورد و با ایجاد بحران‌های‌ پی‌درپی‌، مشروعیت‌ رژیم‌ پهلوی را به‌ چالش‌ كشید و با ایجاد نافرمانی‌ ثبات‌ رژیم‌ را برهم‌ زد. امام‌ خمینی‌(ره) با الهام‌ از آموزه‌های‌ شیعی‌ با اوج‌گیری‌ نهضت‌، دولتی‌ در دولت‌ تشكیل‌ دادند. تأسیس‌ شورای‌ انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ عنوان‌ مرجع‌ قانونگذاری‌، تأسیس‌ دولت‌ موقت‌ به‌ عنوان‌ مرجع‌ اجرایی‌ كشور، تأسیس‌ شورای‌ سیاستگذاری‌ اعتصابات‌ شركت‌ نفت‌، تأسیس‌ هیئت‌ سیاستگذاری‌ اعتصابات‌ عمومی‌، همه‌ برگرفته‌ از الگوی‌ حكومت‌ موازی‌ در تشیع‌ بود. این‌ اقدامات‌ به‌ قول‌ حضرت امام موجب‌ می‌شد تا «دستگاه‌های‌ دولتی‌ جائر و غیراسلامی‌ بسته‌ شود.» به‌علاوه‌ این‌ اقدامات‌ موجب‌ تشدید بحران‌ در ثبات‌ رژیم‌ و ایجاد بحران‌ مشروعیت‌ می‌شد و از لحاظ‌ روانی‌ مبارزان‌ را به‌ اتكای‌ نفس‌ بیشتر و هواداران‌ رژیم‌ را به‌ یاس‌ و ناامیدی‌ وامی‌داشت‌ و بسیاری‌ از بی‌طرف‌ها را به‌ سوی‌ انقلابیون‌ سوق‌ می‌داد و از رژیم‌ منقطع‌ می‌كرد.
کد خبر: ۵۵۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۷

روحانیون از طریق سخنرانی‌ها در منابر و اجتماعات مردمی، تولید مكتوبات و اعلامیه‌های سیاسی و مذهبی، توزیع پیام‌های انقلابی مردم در جامعه و ... سعی در بسیج توده‌ها داشتند و با همراهی با نیروهای مختلف مردمی در دانشگاه، مدارس، بازار، نیروهای نظامی و ...، جریان انقلابی را به سمت و سوی پیروزی سوق می‌دادند؛ به عبارت دیگر می‌توان روحانیون را "نخ تسبیح" مبارزات انقلاب دانست.
کد خبر: ۵۴۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۶

"خاطرات ناب"
افرادی که من یادم است که از سالهای قبل هم بودیم با هم کار می‌کردیم شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر ،آقای موسوی اردبیلی بودند، من بودم، آقای مهندس بازرگان، آقای طالقانی و دکتر سحابی افراد دیگری هم بودند بالاخره در همان سطح بودند و در این مدت من و آقای طالقانی هم که در زندان بودیم. رهبری انقلاب هم همین آقای خامنه‌ای با همین جمع ما بودند منتها ایشان مشهد بودند ولی جلسات ما در تهران برگزار می‌شد
کد خبر: ۵۴۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲

"خاطرات ناب"
روز بیست ودوم بهمن در راه بازگشت از کارخانه تحت مدیریت کمونیست ها بودم که شنیدم رادیو گفت: صدای انقلاب اسلامی ایران، ماشین را نگه داشتم، از ماشین آمدم پایین، روی زمین خیابان افتادم زمین و سجده کردم. به قدری برای من عجیب بود این حادثه ! اگرچه بعد از آمدن امام، خب،، معلوم بود که حادثه اتفاق افتاده، اما اینکه از صدای ایران، از فرستنده رسمی کشور این صدا به گوش من برسد، این برای من یک چیز اصلاً باورنکردنی بود. و این حرف خنده‌آور را هم به شما بگویم که تا مدت‌ها، شاید تا چند هفته، دائماً این فکر و این شک برای من پیش می‌آمد که من نکند خواب باشم! و کاری می کردم که اگر خوابم، از خواب بیدار بشوم؛ دیدم نه خیر، از خواب بیدار نمی‌شوم و معلوم شد که نه خیر، بیداری است و واضح ترین و جدی ترین و اصیل‌ترین حوادث بیداری دوران عمر ما هم هست.
کد خبر: ۵۴۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲

"خاطرات ناب"
بزرگترین سدی که تصور می‌شد در مقابل انقلاب مانعی ایجاد خواهد کرد، آن روز احساس شد که دیگر وجود ندارد. قبلا تصور می‌شد که ارتش با خونریزی، انقلاب را عقب خواهد انداخت؛ هم دشمن تصورش این بود، هم خود ما این بیم را داشتیم. علت هم این بود که کسانی بر ارتش مسلط بودند که جز این، از آنها چیزی انتظار نمی‌رفت. وقتی که دیدیم جوان‌های ارتش که نشان‌دهنده بدنه اصلی ارتش‌اند، آنطور در مقابل مظهر انقلاب، یعنی امام رژه رفتند و اظهار همراهی کردند و شعار دادند و بعد پرچم‌شان را آوردند بالا، دادند خدمت امام که امام امضا کنند؛ احساس کردیم که این سد و این مانع وجود ندارد.
کد خبر: ۵۴۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲

"خاطرات ناب"/برشی از خاطرات مقام معظم رهبری
امام پانزده سال است که به این چهره‌ها «نه» گفته است. امام آرمان آن‌ها را نمی‌پذیرد. امام از میان مردم است و به مردم متکی است و با مردم کار خود را پیش برده است، نمی‌شود او را از مردم جدا کرد. اوقاتش تلخ شد رفت.
کد خبر: ۵۴۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲

"خاطرات ناب"/ برشی از خاطرات احمد قدیریان
دیدم امام، عمامه بر سرشان نیست. عرقچین هم بر سر ایشان نیست. عبا هم ندارند، ولی روی زمین افتاده‌اند و سجده میکنند. در حال سجده هستند و سجده هم طولانی بود.» آقایان گفتند: خوب، صبر می‌کنیم. صبر کردیم و چند دقیقه‌ای گذشت.ده دقیقه بعد، امام بیرون آمدند و فرمودند که آقای بهشتی، آقای مطهری به ملت بگویید که ما حکومت نظامی را قبول نداریم. این حکومت نظامی درست نیست و مردم به خیابان‌ها بریزند.
کد خبر: ۵۳۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲

"خاطرات ناب"/برشی از خاطرات حجت‌الاسلام ناطق‌نوری
نزد امام‌ رفتم‌ و گفتم‌: «حاج‌ آقا، پسر آقاي‌ شاهرودي‌ آمده‌ و مي‌گويد كه‌ عليه‌ شما سحر و جادو كرده‌اند و اين‌ روزها بيمار مي‌شويد و مثل‌ شمع‌ آب‌ مي‌شويد و اظهار مي‌كند باطل‌السحر آورده‌ام‌.» حضرت‌ امام‌ جواب‌ جالبي‌ فرمودند و گفتند: «به‌ آنها بگوييد من‌ خودم‌ باطل‌السحر هستم‌.»
کد خبر: ۵۳۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲

"خاطرات ناب"
باز هم‌ عباي‌ امام‌ گير كرد عبا را كشيدم‌ و گفتم‌: «آقا عبا نمي‌خواهد.» عباي‌ امام‌ را زير بغلم‌ گرفتم‌ و خيلي‌ سريع‌ بغل‌ راننده‌ نشستم‌ و گفتم‌: «برو.» گفت‌: «كجا؟» گفتم‌: «از بهشت‌زهرا بيرون‌ برو.» كمك‌ ماشين‌ را زد و از پستي‌ و بلندي‌ سنگ‌هاي‌ قبر ماشين‌ حركت‌ كرد و آژير مي‌كشيد و از بلندگوي‌ آمبولانس‌ مي‌گفتم‌: «برويد كنار حال‌ يكي‌ از علما به‌هم‌ خورده‌، بايد او را به‌ بيمارستان‌ برسانيم‌.» اگر مي‌فهميدند امام‌ داخل‌ آمبولانس‌ است‌، آمبولانس‌ را تكه‌ تكه‌ مي‌كردند.
کد خبر: ۵۳۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲

"خاطرات ناب"
پريدم‌ داخل‌ هلي‌كوپتر، دست‌ امام‌ را گرفتم‌ و از پشت‌ فرمان‌ همين‌طوري‌ امام‌ را كشيدم‌ به‌ داخل‌ هلي‌كوپتر و گفتم‌: «ببخشيد آقا چاره‌اي‌ ديگر نيست‌.» احمدآقا هم‌ پريد داخل‌ هلي‌كوپتر.
کد خبر: ۵۳۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲

"خاطرات ناب"/ برشی از خاطرات شهید محلاتی
من هم یک نوار قرآن برده بودم و یک نوار خمینی ای امام، یک سرود هم بود که ظاهراً آن موقع می‌خواندند. یک پیامی هم آن روز امام داشتند که مردم از خودشان دفاع کنند و دستورالعمل آن روز بود. ما رفتیم آنجا. ساعت شش و ربع بود آنجا من هم نگفتم سخنگو کی هست، رادیو را روشن کردیم و گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم . این صدای انقلاب اسلامی ایران است ... مردم با شنیدن این مطلب خیلی غوغا کرده بودند. یک مقدار صحبت کردم و پیام امام را خواندیم و نوارها را گذاشتیم.
کد خبر: ۵۳۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲

خاطرات ناب/ برشی از خاطرات شهید محلاتی
یک روز به امام عرض کردم بختیار امروز خیلی مزخرف گفته، فرمود که ما یک جنگ دیگر با اینها داریم، بدون جنگ نمی‌شود. اینها می‌خواهند با مذاکره تمام کنند، من از اول هم به اینها گفتم که مذاکره نتیجه ندارد، ما یک جنگ دیگر با اینها داریم و بعد تمام می‌شود.
کد خبر: ۵۳۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲

"خاطرات ناب"
امام بعد فرمودند: «حالا از من راضی شدید؟» تا امام این جمله را فرمودند من گریستم. دوباره ایشان فرمودند: «از من راضی شدید؟» من جلو رفتم و زانوها، سینه و گونه امام را بوسیدم و بلند شدم. با اجازه ایشان خواستم بیرون بروم که برای بار سوم ایشان فرمودند: «راضی شدید و گذشت کردید؟» صورتم را برگردانیدم و گفتم: «آقا، خدا پدرت را بیامرزد، بگذار ما برویم.»
کد خبر: ۵۲۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲