"خاطرات ناب"
روز بیست ودوم بهمن در راه بازگشت از کارخانه تحت مدیریت کمونیست ها بودم که شنیدم رادیو گفت: صدای انقلاب اسلامی ایران، ماشین را نگه داشتم، از ماشین آمدم پایین، روی زمین خیابان افتادم زمین و سجده کردم. به قدری برای من عجیب بود این حادثه ! اگرچه بعد از آمدن امام، خب،، معلوم بود که حادثه اتفاق افتاده، اما اینکه از صدای ایران، از فرستنده رسمی کشور این صدا به گوش من برسد، این برای من یک چیز اصلاً باورنکردنی بود. و این حرف خندهآور را هم به شما بگویم که تا مدتها، شاید تا چند هفته، دائماً این فکر و این شک برای من پیش میآمد که من نکند خواب باشم! و کاری می کردم که اگر خوابم، از خواب بیدار بشوم؛ دیدم نه خیر، از خواب بیدار نمیشوم و معلوم شد که نه خیر، بیداری است و واضح ترین و جدی ترین و اصیلترین حوادث بیداری دوران عمر ما هم هست.
کد خبر: ۵۴۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
"خاطرات ناب"/ برشی از خاطرات احمد قدیریان
دیدم امام، عمامه بر سرشان نیست. عرقچین هم بر سر ایشان نیست. عبا هم ندارند، ولی روی زمین افتادهاند و سجده میکنند. در حال سجده هستند و سجده هم طولانی بود.» آقایان گفتند: خوب، صبر میکنیم. صبر کردیم و چند دقیقهای گذشت.ده دقیقه بعد، امام بیرون آمدند و فرمودند که آقای بهشتی، آقای مطهری به ملت بگویید که ما حکومت نظامی را قبول نداریم. این حکومت نظامی درست نیست و مردم به خیابانها بریزند.
کد خبر: ۵۳۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
"خاطرات ناب"/برشی از خاطرات حجتالاسلام ناطقنوری
نزد امام رفتم و گفتم: «حاج آقا، پسر آقاي شاهرودي آمده و ميگويد كه عليه شما سحر و جادو كردهاند و اين روزها بيمار ميشويد و مثل شمع آب ميشويد و اظهار ميكند باطلالسحر آوردهام.» حضرت امام جواب جالبي فرمودند و گفتند: «به آنها بگوييد من خودم باطلالسحر هستم.»
کد خبر: ۵۳۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
"خاطرات ناب"/ برشی از خاطرات شهید محلاتی
من هم یک نوار قرآن برده بودم و یک نوار خمینی ای امام، یک سرود هم بود که ظاهراً آن موقع میخواندند. یک پیامی هم آن روز امام داشتند که مردم از خودشان دفاع کنند و دستورالعمل آن روز بود. ما رفتیم آنجا. ساعت شش و ربع بود آنجا من هم نگفتم سخنگو کی هست، رادیو را روشن کردیم و گفتم: بسم الله الرحمن الرحیم . این صدای انقلاب اسلامی ایران است ... مردم با شنیدن این مطلب خیلی غوغا کرده بودند. یک مقدار صحبت کردم و پیام امام را خواندیم و نوارها را گذاشتیم.
کد خبر: ۵۳۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
"خاطرات ناب"/ برشی از خاطرات شهید محلاتی
بعد از اعلام حکومت نظامی ما آمدیم به امام عرض کردیم: تکلیف چیست؟ امام فوری فرمودند: بروید با بلندگو توی خیابانها به مردم اعلام کنید تمام مردم باید ساعت چهار بعد از ظهر بیایند توی خیابانها. این اعلام امام عجیب بود.
کد خبر: ۵۳۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
خاطرات ناب/ برشی از خاطرات شهید محلاتی
یک روز به امام عرض کردم بختیار امروز خیلی مزخرف گفته، فرمود که ما یک جنگ دیگر با اینها داریم، بدون جنگ نمیشود. اینها میخواهند با مذاکره تمام کنند، من از اول هم به اینها گفتم که مذاکره نتیجه ندارد، ما یک جنگ دیگر با اینها داریم و بعد تمام میشود.
کد خبر: ۵۳۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
خاطرات ناب
حاجآقا خزعلی فرمودند که آقای حمید شما پیشگویی هم میکردید ما هم باورمان نمیآمد. گفتند: شما پیشگویی میکردید که همچنین میشود و شد. راست میگفتند، من چندین قصیده گفته بودم که در آنجا پیشگویی کردهام که این جوری میشود
کد خبر: ۵۳۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
"خاطرات ناب"/برشی از خاطرات عبدالمجید معادیخواه
نخستین کسی بودم که آن سخن را با پیشنهاد تحصنی نامحدود شکستم؛ با استدلالی به این مضمون که: اگر مجموع علمای کشور، که هم اکنون در تهران حضور دارند، به بهانهای در جایی تجمع داشته باشند و مردم با جمع آنان ارتباطی دائمی را بتوانند، نه مردم به زودی دلسرد میشوند، نه نیازی به دستوری عجولانه است. در صورتی که دولت بختیار متعرض چنین جمعی بشود، خود زمینه انفجار عواطف و خشم مردم را فراهم کرده است؛ چنان که سود آن نصیب جنبش می شود و در زمینه زیانهای آن، دولت بختیار مسئول است. بهترین بهانه تجمع علمای کشور هم تحصن نامحدودی است که تا آمدن امام به کشور ادامه یابد.
کد خبر: ۵۲۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۰
"خاطرات ناب"/برشی از خاطرات عبدالمجید معادیخواه
شماری از حاضران در آن نشست با محوریت آیت الله منتظری، به جوسازی دامن میزدند و آنچنان هیاهو میکردند که: هرچه استاد شهید، آیتالله مطهری با متانت اصرار میکرد که بگذارید گزارش آنچه را رخ داده است، بیان کنیم و پس از آن هرگونه میخواهید داوری کنید، نمیتوانست سکوت را جایگزین هیاهو کند. سرانجام آیت الله شهید بهشتی به رسم اعتراض به آن رفتار، بر آن شد که جلسه را ترک کند! آن چنان از آن وضعیت به خشم آمده بود که تا پشت گوشش قرمز شده بود. خلخالی آن جمع پرخاشگر را نمایندگی میکرد که شیخ علی آقا تهرانی هم در کنار او نقش داشت.
کد خبر: ۵۲۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
"خاطرات ناب"/ برشی از خاطرات آیتالله فلسفی
پس از سخنان من حضار با صدای غرایی صلوات فرستادند. سپس گفتم: «با صدای بلندتر و همانطور که در مجالس دیگر شعار میدهید، شعار ملی انقلاب را تکرار کنید!». دهها دست با شدت و حدّت بالا رفت و همه شعار «الله اکبر، خمینی رهبر» را سر دادند.در آخر هم امام فرمودند: «اعلام کنید که منبر آقای فلسفی فتح شده است».
کد خبر: ۵۲۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
"خاطرات ناب"/ برشی از خاطرات محسن رفیقدوست
همین که شعرش تمام شد کاغذ را تا کرد و داخل جیبش گذاشت و نگاهی به امام افکند و سپس به آسمان نگاه کرد و گفت:«ای امام زمان (عج) مگر چنین نایبی به خو(خواب) بینی » و بعد به طرف در خروجی به راه افتاد و بیرون رفت.»
کد خبر: ۵۲۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
"خاطرات ناب"/ برشی از خاطرات آیتالله مهدویکنی
فرمانده گاردی لوله ژ-۳ را به پیشانی من گذاشت.زنها و بچهها گریه میکردند و «یا امام زمان» می گفتند، چون بچههای من همراهم بودند، همه فریاد میکردند که بابا را کشتند، ولی نمیدانم چه شد که او مرا به عنوان سید خطاب کرد و شاید خدا خواست که او عمامه مرا سیاه ببیند. چون عمامه من سفید بود، در هر حال به من گفت: سید! اگر به خاطر عمامه جدت نبود الان مغزت را متلاشی می کردم.
کد خبر: ۵۲۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
"خاطرات ناب"/ برشی از خاطرات حسن روحانی
حسن روحانی در خاطرات خود میگوید: به نظر من این تحلیل دارای جنبههای مثبت و منفی بود. از جنبه مثبت، غربی ها چون تقریباً مطمئن بودند انقلاب اسلامی به زودی شکست میخورد، بنابراین تمام توان و نیروی خود را برای نابودی انقلاب به کار نگرفتند و امیدوار بودند دوران انقلاب بسیار کوتاه باشد و به زودی با تحریکات آنها و اختلافات درونی از بین برود. اما نکته منفی آن، این بود که غربیها به شکست انقلاب، امید بسته بودند و خواهان نابودی آن بودند.
کد خبر: ۵۱۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۲
گفتگوی اختصاصی مركز اسناد انقلاب اسلامی با آیتالله هاشمی رفسنجانی
"آیتالله هاشمی رفسنجانی" در دوران حیاتش به بیان خاطرات خود در "مركز اسناد انقلاب اسلامی" پرداخت كه بخشی از این خاطرات در رابطه با ویژگیهای دوران مبارزه و ماجرای رادیوی تاریخی امام خمینی(ره) بود كه توسط پایگاه مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شد.
کد خبر: ۴۳۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۲۲
مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر كرد
آیتالله هاشمی رفسنجانی در دوران حیاتش به بیان خاطرات خود در مركز اسناد انقلاب اسلامی پرداخت كه بخشی از این خاطرات در رابطه با تشكیل شورای انقلاب است.
کد خبر: ۴۳۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۲۲
آیتالله فاضل استرآبادی میگوید:یك بار حضرت آیتالله خامنهای در زمان ریاست جمهوری خواستند به بابل بیایند، ولی به دلیل شرایط جوی نتوانستند با هواپیما سفر كنند؛ لذا با اتوبوس آمدند. ایشان میتوانست عذرخواهی كند و زمان سفر به بابل را به زمانی دیگر موكول نماید، اما چون قول داده بود به قولشان عمل كردند.
کد خبر: ۴۰۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۹/۰۹
سردار همدانی در مورد دولت سازندگی گفت:بعضی ازكسانی كه در دولت سازندگی یار آقایهاشمی بودند با فرهنگ ومدیریت دفاع و سازوكاری كه نیاز داشتیم از آن استفاده كنیم دربحث بازسازی، بیگانه بودند و حتی بخشی از مدیران دفاع مقدس را كنارگذاشتند درحالی كه آنها میتوانستند وارد صحنه بازسازی شوند، زیرا آنها به عنوان مهندسین، پروژههای مهمی را دردوران دفاع مقدس درصحنههای نبرد با موفقیت احداث و اجرا كرده بودند ازجمله درجاده سازی وپل سازی. همین مدیران درصنایع نظامی معجزه آفریدند.
کد خبر: ۳۷۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۷/۱۷
حجت الاسلام عباس پورمحمدی كه یكی از مبارزان انقلابی در دوران نهضت اسلامی بود، در سال 1347 برای اولین بار با مقام معظم رهبری دیدار كرد كه این دیدار در اسناد شهربانی هم منعكس شد.
کد خبر: ۳۶۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۸/۲۶
حجتالاسلام شجونی درباره سازمان مجاهدین خلق میگوید:تفسیر قرآن سازمان مجاهدین خلق عجیب بود. چه طور میشود كه دو، سه تا دختر چادری نمازخوان و با حجاب و دعای كمیلخوان، به مدت شش ماه با ده، بیست ، سی تا پسر جوان، در یك خانه تیمی زندگی كنند، هم بستر بشوند و برایشان مشكلی هم پیش نیاید؟! اینها این آیه را به خورد این دخترها میدادند كه «ولایبدین زینتهن الا لبعولتهن» ما میگوییم مواضع زینت را، كه بالای گردن و بالای دستها باشد، نباید جز به شوهرهایشان نشان بدهند؛ اما اینها جور دیگر معنا میكردند و میگفتند: از زانو تا شكم مواضع زینت است. "بعولتهن" را به معنای "شوهر" نمیگرفتند بلكه به معنای "همسنگر" میدانستند و میگفتند زنها نباید مواضع زینتشان را كه از شكم تا زانوست، به كسی نشان بدهند مگر به هم سنگرها. اینها جزء كشفیاتی بود كه در زندان جسته گریخته دستگیر ما میشد. آنها آیات قرآن را این طوری معنا میكردند.
کد خبر: ۳۵۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۸/۱۶
پس از فوت آیتالله كاشانی حكومت آن روز كه در رأس اجرائیش دكتر علی امینی قرار داشت، برای اینكه رژیم بتواند از جریان استفادههای خاص خودش را ببرد، در تشییع جنازه آیتالله كاشانی شركت كرد و در مراسم تسلیت گفتن به بزرگان در قم سعی كرد كه خود شاه به قم برود و نقشهای را كه از قبل داشتند اجرا كند. علی امینی با بعضی از بزرگان در قم ملاقات كرد و به آقایان وعده داد كه ما به زودی راه نجف را باز میكنیم و طلاب و فضلایی كه قصد دارند به نجف مشرف بشوند و تا حالا نشده، ما این كار را ممكن خواهیم كرد. خوب البته من جوابهای دیگر آقایان را ندارم كه عرض كنم، اما وقتی خدمت امام رسید و آنجا این مطلب را نقل كرد، امام بلافاصله فرمودند: « این نقشه خالی كردن حوزه علمیه قم از فضلا و طلاب جدی است. مگر ما میگذاریم كه چنین كاری بشود، این كار امتیازی نیست كه شما میخواهید به حوزه بدهید بلكه این نقشه تخریب حوزه است. مگر ما میگذاریم كه چنین كاری بشود و من اطلاع خواهم داد كه این نقشه چه آسیبهایی برای حوزه دارد.»
کد خبر: ۳۴۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۸/۱۴