مرکز اسناد انقلاب اسلامی - صفحه 176

فروشگاه
☰ X

برچسب ها - مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ویژه‌نامه " روایت فجر "l برشی از خاطرات حجت الاسلام ناطق‌نوری
حجت‌الاسلام ناطق‌نوری در خاطرات خود می‌گوید: به‌ اتفاق شهید عراقی‌ نزد امام‌ رفتیم‌ و گفتیم‌: آقا در همسایگی‌ محل‌ اقامت‌ شما، یك‌ خانه‌ را تدارك‌ دیده‌ایم‌ و از پشت‌بام‌ مدرسه‌ هم‌ راه‌ ورود به‌ آن‌ را درست‌ كرده‌ایم‌، حفظ‌ جان‌ شما در این‌ شرایط‌ حساس‌ لازم‌ است‌ تا اگر خدای‌ نكرده‌ محل‌ اقامت‌ شما را بمباران‌ كنند، جان‌ شما سالم‌ بماند اجازه‌ دهید شما را به‌ آن‌جا منتقل‌ كنیم‌. هر چه‌ اصرار كردیم‌ ایشان‌ نپذیرفت‌ و در آخر جمله‌ای‌ فرمودند كه‌ ما را خلع‌ سلاح‌ كرد. فرمودند: هر كسی‌ خودش‌ می‌ترسد آن‌جا برود.
کد خبر: ۲۱۹۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۲۲

ویژه‌نامه "روایت فجر"| برگی از خاطرات فضل‌الله فرخ
فضل‌الله فرخ می‌گوید:یادم هست که امام اجازه نمی‌دادند در مدرسه را ببندیم. ظهر که می‌شد تا فاصله‌ای که می‌خواهد خانم‌ها بیایند ما در را می‌بستیم. تا در را می‌بستیم می‌دیدیم که نوه امام می‌دوید و می‌آمد در را باز می‌کرد. می‌گفتیم: آقا در را چرا باز می‌کنید؟ می‌گفت: امام گفته در بسته نباشد. یک روز امام در را بست و کسی را راه نداد، روزی که توده‌ای‌ها و کمونیست‌ها به طور دسته‌جمعی آمده بودند و شعارشان انحلال ارتش و تشکیل ارتش انقلابی بود. آن روز امام در را بست و این‌ها را راه نداد و شهید محلاتی آمد با بلندگو و گفت: «آقایان بی‌خود ننشیند». آن‌ها یکی دو ساعت در خیابان ایران نشستند و شعارهایشان هم دست‌شان بود که انحلال ارتش و تشکیل ارتش خلقی ارتش انقلابی. امام فرمودند اگر حرفی پیامی چیزی دارید یکی دو نماینده تعیین کنید بیایند نامه‌ها و پیام‌تان را بیاورند.
کد خبر: ۲۱۹۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۲۲

ویژه‌نامه "روایت فجر"| برگی از خاطرات حجت‌الاسلام جمی
حجت‌الاسلام جمی می‌گوید: آیت‌الله طالقانی مى‌گفت اين حركت‌هاى امام، اين كارهاى امام، عادى نيست، مثل اين‌كه اين مرد با مبدأ ارتباط دارد. با عالم غيب ارتباط دارد. گويى به او الهام مى‌شود كه چه بكند.
کد خبر: ۲۱۹۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۲۲

ویژه‌نامه "روایت فجر"| برگی از خاطرات محسن رفیقدوست
محسن رفیقدوست می‌گوید: ما گروه حافظان امام را با همکاری شهید بروجردی تشکیل داده بودیم. آن‌ها را به مدرسه‌ علوی منتقل کردیم و در طبقه‌ سوم مدرسه ساکن کردیم. آن‌ها در آنجا به کارهای حفاظتی خودشان مشغول بودند. ما یک دستگاه بی‌سیم هم داشتیم که در دست آن‌ها بود و با آن دستگاه مکالمات بی‌سیم ساواک را می‌شنیدیم تا اگر قصد حمله به مدرسه‌ علوی را داشته باشند ما آگاه شویم و اقدام کنیم.
کد خبر: ۲۱۹۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۲۲

در دوران پهلوی، امریکا با هدف وابسته کردن نیروی هوایی و ارتش، به تجهیز کنترل شده آن اقدام کرد. امریکا معتقد بود: «این نوع رابطه، وابستگی و نیازمندی خرید را همیشگی ساخته و هیچ‌گونه خطری از ناحیه ایران، صرف نظر از تغییرات رهبری نمی‌تواند متوجه ما باشد و [در صورت سقوط محمدرضا پهلوی] نیروی هوایی در ظرف چند روز تمامی قدرت و حرکت خود را، در صورتی‌که ما بخواهیم از دست می‌دهد.» در راستای همین استراتژی، در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، امریکا اقدام به لغو قراردادهای نظامی کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز طرح هایی مثل اعلام عدم نیاز به جنگنده های هوایی توسط دولت موقت و طرح نفوذ در نیروی هوایی و انجام کودتا توسط امریکا با هدف تضعیف نیروی هوایی انجام گرفت اما هیچ یک از این طرح ها به تضعیف نیروی هوایی ختم نشد. در نهایت حضور مقتدرانه نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در دفاع از مرزهای ایران در جنگ تحمیلی، مهر بطلانی بر طرح‌های تضعیف نیروی هوایی زد و نشان داد همه آن طرح‌ها شکست خورده است.
کد خبر: ۲۱۸۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۱۹

ویژه‌نامه "روایت فجر"| برگی از خاطرات سید رضا نیری
سید رضا نیری در خاطرات خود می‌گوید: یك روز برادرزاده‌ام پیش من آمد و گفت: «عمو از زیر مهمات صدای ساعت می‌آید». ما بچه‌های نیروی هوایی را مطلع كردیم، آن‌ها آمدند و بعد از كنار زدن اسلحه‌ها و مهمات یك بمب ساعتی را كشف كردند كه اگر منفجر می‌شد، مدرسه رفاه، علوی و تمام ساختمان‌های اطراف را به طور كامل ویران می‌كرد.
کد خبر: ۲۱۸۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۲۲

حجت‌الاسلام حسینیان در جمع اساتید و طلاب حوزه علمیه امام خمینی مطرح کرد
حجت‌الاسلام‌والمسلمین حسینیان با اشاره به لزوم تفکیک دو مولفه " نقش " و " حضور " گروه‌ها در جریان انقلاب گفت: « ما باید با دقت و ظرافت این نقش و حضور را تفکیک بکنیم و تبیین بکنیم که چه کسانی حضور داشتند و چه کسانی نقش ایجاد کردند؟ در مورد رهبری حضرت امام هیچکس این نقش رهبری امام و این که رهبری مختص حضرت امام بوده انکار نکرده است. خبرنگاران داخلی و خارجی ، سیاستمدارن، رهبران نهضت‌ها ، جبهه‌ها و سیاستمداران کهنه‌کاری که حضور داشتند همه معتقدند که آنچه در ایران اسلامی به نام انقلاب رخ داد و تعادل رژیم را بهم زد رهبری حضرت امام خمینی بود.»
کد خبر: ۲۱۸۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۲۱

ویژه‌نامه "روایت فجر"| برگی از خاطرات شهید بهشتی
شهید بهشتی می‌گوید: به من اطلاع دادند که شورای انقلاب یک جلسه دارد؛ برای یک کار فوری و حتما شرکت کنید. وقتی وارد جلسه شدم، جلسه کارش را مدتی بود شروع کرده بود. آنجا دیدم آقای امیر انتظام یک متنی جلوی‌شان بود، گفتند: بله، امروز عصر با پاریس صحبت شد و قرار شده است، بختیار یک اعلامیه‌ای بدهد و برود آنجا و آنجا تکلیف استعفایش روشن شود. چون این بر خلاف قرار قبلی بود؛ برای من تعجب‌آور بود. گفتم: بخوانید، نوشته را خواندند، آن نوشته به نظر من خیلی سست آمد. گفتم: عجیب با این توافق شده است؟! گفتم اگر صحبت رأی‌گیری است متن هیچ چیزی که برای بختیار تعهد‌آور باشد، گنجانده نشده است.
کد خبر: ۲۱۸۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۲۲

ویژه‌نامه "روایت فجر"| برگی از خاطرات سرتیپ حسین ابیانه
سرتیپ حسین ابیانه می گوید: چهره نورانی و ملکوتی امام همه افراد را تحت تأثیر خود قرار داده بود. در بطن وجودی هر کدام از پرسنل شرکت‌کننده در آن بیعت، نوعی دلهره و اضطراب وجود داشت اما آن ملاقات و آن دیدار همه نگرانی‌ها را از آینده - که چه خواهد شد - از بین می‌برد. عشق، نشاط، نگرانی، التهاب همه این احساسات با هم مخلوط شده بود، تمام این لحظه‌ها غیرقابل وصف بود. امام خمینی بعد از ابراز احساسات پرسنل دقایقی را سخنرانی فرمودند و ضمن تشکر از حضور پرسنل نیروی هوایی، آن بیعت را آغاز پیروزی نهضت قلمداد کرده و نقطه عطفی در پیروزی نهضت اسلامی دانستند.
کد خبر: ۲۱۸۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۱۹

ویژه‌نامه "روایت فجر"| برگی از خاطرات مرحوم سیداحمد خمینی
مرحوم حاج احمد آقا می‌گوید:وقتی که هواپیما در فرودگاه به زمین نشست، حضرت آیت‌الله پسندیده برادر بزرگ امام خمینی وارد هواپیما شد و پس از سال‌ها دوری، با امام خمینی دیدار کرد و لحظاتی در کنار او به گفتگو نشست. لحظه رفتن که فرا رسید حضرت امام فرمودند: «آقا [آیت‌الله پسندیده] باید جلو بروند و من پشت سر ایشان می‌روم. هرچه اصرار کردم فایده‌ای نداشت. سرانجام راهی به ذهنم رسید. به عموی بزرگوارم پیشنهاد دادم که ایشان با جمعی از همراهان امام که از پاریس آمده بودند از هواپیما پیاده شوند و به جمعیت حاضر در سالن استقبال بپیوندند و بعد امام پیاده شوند. به همین ترتیب عمل شد و بالاخره امام حاضر نشد یکی از آداب معاشرت اسلامی را نادیده بگیرد و از برادر بزرگ خویش جلو بیفتد، ولو آنکه در چنین شرایط استثنائی که میلیون‌ها چشم به آن دوخته است، قرار داشته باشد.
کد خبر: ۲۱۸۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۲۲

ویژه‌نامه "روایت فجر"| برگی از خاطرات محمد هاشمی
محمد هاشمی می‌گوید: در آن روزها، نظامی وجود نداشت و با خط و نشان‌هایی که بختیار می‌کشید التهاب کودتا و دیگر مسائل را دو چندان می‌کرد. منتها هر وقت خدمت امام می‌رسیدیم، در هر شرایط و هر جلسه‌ای که با امام داشتیم، ایشان فاصله جدی با دیگران داشتند. معظم‌له آن قدر مطمئن صحبت می‌کردند که قوت قلبی برای همه بودند و مطمئن می‌شدیم همه چیز تمام شده و همه امور در دست ماست.
کد خبر: ۲۱۷۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۲۲

ویژه‌نامه "روایت فجر"| برگی از خاطرات عبدالله جاسبی
عبدالله جاسبی می‌گوید: صبح روز 21 بهمن حکومت نظامی در پی انجام توطئه علیه قیام مردم، ساعت عبور و مرور مردم را چهار بعدازظهر اعلام کرد.صبح همین روز تانک‌ها جهت استقرار در خیابان‌های شهر از پادگان خارج شدند. کلاهدوز در دل به آن‌ها می‌خندید، او می‌دانست که این غول‌های آهنی از یک چوب‌دستی کمتر شده. 22 بهمن روز سقوط رژیم سلطنتی، روز انقراض حکومت شاهنشاهی و روز پایان عمر ننگین رژیم پهلوی بود. پادگان‌ها یکی پس از دیگری تسخیر و فرماندار نظامی تهران توسط مردم دستگیر گردید.بعضی از افرادی که هدایت تانک‌ها را به عهده داشتند از نیروهای کلاهدوز بودند و او به آن‌ها گفته بود مبادا دست از پا خطا کنید و به مردم آسیبی برسانید.کلاهدوز در شب 21 بهمن نه تنها تانک‌ها را از کار انداخته بود بلکه بسیاری از ادوات جنگی را هم دستکاری کرده بود و با این عمل جسورانه خود در حقیقت بخشی از دستگاه نظامی رژیم پهلوی را خلع سلاح کرده بود.
کد خبر: ۲۱۷۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۲۱

بازنشر به مناسبت روز نیروی هوایی
نیروی هوایی که در 19 بهمن 1357 با بیعت با امام خمینی نقش بی بدیلی در پیروزی انقلاب اسلامی ایفا کرد، در دوران جنگ تحمیلی نیز با مجاهدت های خود نقش بسزایی در پیروزی های دوران دفاع مقدس داشت.
کد خبر: ۲۱۷۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۱۹

اینستاگرام انقلاب اسلامی منتشر کرد
اینستاگرام مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تصاویری از دیوار نوشته های دوران نهضت اسلامی را منتشر کرد.
کد خبر: ۲۱۷۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۱۸

انقلاب اسلامی در همدان
حسن مشتاق، یکی از مبارزان همدان مى‌گويد :«وقتى كه خبر دادند كه يك عده تانك دارند، از طرف كرمانشاه به سوى تهران مى‌روند، مردم همه بسيج شدند و رفتند در مسير تانك‌ها موانع ايجاد كرده، آنها را متوقف كردند. دو سه تا از رانندگان تانك‌ها را برادر خانم من گرفتند و اينها را آوردند و با آقاى مدنى مشورت كرديم كه اينها را چه بكنيم. گفتند اينها گناهى ندارند، اينها را مأمور كردند و گفتند برويد. گفتيم حالا چه بكنيم، گفتند حالا از آنها پذيرايى كنيد. يك شب آمدند در منزل پدر خانم بنده بودند و صبح هم آنها را برديم دفتر آقاى مدنى تحويل داديم و آقاى مدنى هم آنها را تهران فرستاد. ولى تانك‌ها نرسيده به شهر همدان، در جاده‌ كرمانشاه متوقف شدند.»
کد خبر: ۲۱۶۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۱۸

برشی از خاطرات یکی از زندانیان رژیم پهلوی
یکی از زندانیان رژیم پهلوی، درباره شکنجه های ساواک به نماینده صلیب سرخ گفت: «کلاهکی که به "کلاهک آپولو" معروف بود، روی سر من گذاشتند. هر چه فریاد زدم صدا در آن کلاه می‌پیچید و گوشم از سر و صدای ایجاد شده داشت پاره می‌شد و مجبور بودم که صدایم در نیاید. بعد از آن به بدنم برق وصل کردند و کابل زدند. حالت تشنگی خاصی به من دست داد. طلب آب می‌کردم، ولی به من آب نمی‌دادند و در نهایت منوچهری آمد و به آن‌ها گفت: به او آب بدهید. من را باز کردند و بردند. نزدیک دستشویی خواباندند و منوچهری در دهان من ادرار کرد..» وقتی نماینده صلیب سرخ این حرف‌ها را شنید، نتوانست خودش را حفظ کند و از چشمانش اشک سرازیر شد. به انگلیسی گفت: «من زندان‌های فلسطین، ویتنام و جاهای مختلف دنیا را که در شکنجه معروف‌اند دیده‌ام، ولی این نوع شکنجه باید به نام شکنجه آریامهری در تاریخ ثبت و ضبط گردد که عوض آب، ادرار می‌دهند...»
کد خبر: ۲۱۶۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۱۷

به شهادت اسناد، بخش قابل توجهی از فسادهای دوران پهلوی، با مدیریت این خاندان صورت می‌گرفت. علاوه بر رضاخان که زمین‌خواری مهم‌ترین ویژگی او بود، فساد در دربار محمدرضا پهلوی هم به صورت "تهوع‌آوری" ادامه داشت. به گزارش اسناد سفارت امریکا: «دربار شاه محل طراحی خیلی از برنامه‌ها می‌باشد. در خانواده شاه یک طبقه شهوتران و از نظر مالی فاسد وجود دارد‌.» این درحالی بود که، محمدرضا پهلوی از فسادهای مالی دربار کاملا آگاه بود و در بسیاری از موارد دستور عدم پیگیری پرونده فسادهای اقتصادی خاندان پهلوی را صادر می‌کرد. به گزارش سفارت امریکا در تاریخ 12 اسفند 57: «...دکتر ناصر میناچی گفت که دولت وی مدرکی دال بر فساد در سطح وسیعی "در بالاترین سطوح رژیم پهلوی و منجمله خانواده شاه" دارد. سپس او پرونده‌ای را نشان داد و گفت این در وزارت دادگستری به دست آمده و شرح یک تحقیق است که چندین سال قبل توسط دادستان انجام شده بود. طبق گفته میناچی کشفیات دادستان به دستور شخص شاه بایگانی شده بود.»
کد خبر: ۲۱۶۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۱۷

مروری بر خاطرات و مجاهدت‌های حجت‌الاسلام حسین علی‌اکبریان
حجت‌الاسلام علی‌اکبریان می‌گوید: سال‌ 1339 سال اولی بود كه‌ - در زمان‌ مرحوم‌ آیت‌الله العظمی‌ بروجردی‌ - به‌ قم‌ مشرف‌ شدیم‌ . یك‌ چند روزی‌ با یكی‌ از دوستان‌ گشتیم‌ خلاصه‌ حجره‌ پیدا نكردیم‌، تا اینكه‌ یادم‌ هست‌ شب‌ جمعه‌ای‌ بود كه‌ به‌ جمكران‌ رفتیم‌ و صبح‌ كه‌ آمدیم‌ وارد یك‌ حجره‌ شدیم. حجره 85 مدرسه‌ حجتیه‌ بود كه‌ یادم‌ هست‌ آن‌ سال‌ یكی‌ از كسانی‌ كه‌ در این‌ حجره‌ بودند مقام‌ معظم‌ رهبری‌ بودند و ما نزدیك‌ به‌ یك‌ سال‌ در خدمت‌ ایشان‌ بودیم‌.
کد خبر: ۲۱۶۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۱۶

ویژه‌نامه "روایت فجر"| برگی از خاطرات ابوالفضل توکلی‌بینا
ابوالفضل توکلی‌بینا در خاطرات خود می‌گوید: وقتی ستاد استقبال در مدرسه رفاه تشکیل شد، از مهندس افراشته دعوت به عمل آمد تا با همراهی آقای مهندس شکرالله حیدری و دوستان دیگر، کار را شروع کنند. ما تمام وسایل مورد نیاز را در اختیار گروه آقای افراشته گذاشتیم و آن‌ها نیز توانستند یک دکل بزرگ روی بام مدرسه علوی سوار کنند. با کوشش و همت آنان، چند برنامه روی آنتن رفت و گزارشی از اوضاع داخل مدرسه به نمایش درآمد. نخستین برنامه این شبکه، پخش مراسم انتصاب مهندس بازرگان به نخست وزیری بود. برنامه بعدی مربوط به پخش تصاویری از امام در شب ۲۱ بهمن بود. همین برنامه را همافران در پادگان دوشان‌تپه دیده و برای امام صلوات فرستاده بودند.
کد خبر: ۲۱۶۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۱۵

انقلاب اسلامی در گرگان
آیت الله نور مفیدی:بعد از اینکه حضرت امام به ایران آمد... ما فورا به گرگان برگشتیم. مبارزات همچنان در همه جا ادامه داشت. روزها بازار گرگان تعطیل بود و همه کسبه، مغازه‌هایشان را می‌بستند و در عوض شب‌ها تا صبح باز می‌کردند و چراغ‌ها روشن بود. هنوز جنگ و گریز در کوچه‌ها و محلات ادامه داشت. من هم در مسجد حاج آقا کوچک برنامه‌ها و سخنرانی‌های خود را ادامه می‌دادم. یکی از شب‌ها وقتی که سخنرانی من در مسجد حاج آقا کوچک تمام شد، پلیس به مسجد حمله کرد و عده‌ای از بچه‌های انقلابی را کتک زده و دستگیر کرد. آن ایام من پیاده و قدم زنان از مسجد به منزل - که در همان نزدیکی بود- می‌رفتم تا اینکه پس از این حمله مأموران به مسجد، یک روز یکی دو نفر از ایادی رژیم شاه به دنبال من آمدند. به محض آنکه از اولین پیچ وسط کوچه گذشتم به سمت من تیراندازی کردند، اما به من اصابت نکرد.
کد خبر: ۲۱۶۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۱۵