روایت صالحی نجفآبادی از حادثه فیضیه
اینها بلند شدند یکدفعه حرکت کردند، زنده باد گویان حمله کردند به مردم. بعداً ما شنیدیم، البته ما با چشم خودمان ندیدیم که اینها پنجه بوکس داشتهاند، با اسلحه سرد به مردم حمله کردند و در این حملهشان خیلیها را به سختی زدند و این مردم هم، مردم بلاد مختلف بودند. عدهای فرار کردند، یک عده ترسیدند، یک عده روی همدیگر ریختند. اصلاً یک عده پامال شدند و یک عده که بچه بودند، صدمه دیدند. بعد مردم فهمیدند اینها جدی میخواهند بزنند، قصد کوبیدن دارند.
کد خبر: ۷۶۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۰۲
برشی از خاطرات حجتی کرمانی از حادثه فیضیه
به طبقه اول که رسیدیم، فهمیدیم که آیتالله گلپایگانی در یکی از حجرهها هستند، لذا به آنجا رفتیم. هوا تاریک بود و برق مدرسه هم قطع شده بود. عمامه آیتالله گلپایگانی افتاده بود، لباسهایشان نیز خاکی بود، گویا به ایشان جساراتی کرده بودند و حتی به داماد ایشان، آقای علوی هم کتک مفصلی زده بودند.
کد خبر: ۷۶۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۰۲
روایت حجتالاسلام آلطه از واقعه فیضیه
آن روز، وقتی آیتالله گلپایگانی وارد جلسه شدند، من روی منبر بودم. خوب، حق این بود که موقع ورود ایشان بگوییم برای سلامتی آقای... صلوات بفرستید، اما من دیدم اگر دستور صلوات بدهم، دیگر اینها زمینه را از دستم میگیرند. از این جهت، من ورود آقای گلپایگانی را ندیده گرفتم! ایشان، از آن در مدرسه، آهسته آهسته آمدند و دور زدند و نزدیک منبر نشستند؛ ولی من هیچ حرفی نزدم، برای اینکه زمینه را به اینها ندهم.
کد خبر: ۷۶۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۰۲
برگی از خاطرات آیتالله استادی
وارد مدرسه فیضیه شدم. همه جا به هم ریخته بود. عبا، عمامه و نعلین طلاب روی زمین ریخته بود. پسر مرحوم آقای سدهی (از منبریهای معروف تهران) در قم طلبه بود. دیدم بالای ایوان ایستاده و با صدای بلند به حاضران میگفت: «به این وسایل دست نزنید و آنها را جا به جا نکنید، اینها به عنوان سند جنایت رژیم شاه باید همین جور بماند».
کد خبر: ۷۶۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۰۲
خاطره منتشر نشده از حجتالاسلام توسلی
من رفتم هرچه چانه زدم یک حرکت داد به من، مرا کنار زد گفت که طلاب، بچههای من در مدرسه فیضیه زده بشوند و من درب خانهام را ببندم. درب خانه باید باز باشد و دو تا درب را هم باز کنید. ایشان گفت که حالا یک درب را باز میکنیم یک درب باز باشد یکی بسته. گفت: باید هر دو درب باز باشد و لذا آمدند دو تا درب ها را باز کردند.
کد خبر: ۷۶۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۰۲
خاطره حسن روحانی از حادثه فیضیه
طلبههای مجروح را در ایوان مدرسه فیضیه جمع میکنند و میگویند: بگویید جاوید شاه. یکی از طلبهها فریاد میزند چاپید شاه. دو مرتبه او را به شدت مضروب میکنند وسپس قرآنها، مفاتیح و عمامهها را جمع میکنند و آتش میزنند.
کد خبر: ۷۶۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۰۲
برشی از خاطرات عسگر اولادی
امام آهسته فرمودند « نقشهها در مدرسه فیضیه است. آنجا آقای گلپایگانی برنامه گذاشتهاند. نقشهها را میخواهند آنجا پیاده کنند. شما از اینجا یک سر به آنجا بروید، برادرانتان را هر کجا که هستند جمع کنید و در آنجا باشید. آنها قصد دارند که به طلاب و علما و مدرسه حمله کنند، شما سعی کنید که جمعیت را به بیرون بکشید و نگذارید که جمعیت در آنجا آسیب ببیند. جمعیت را به خیابان حرکت دهید که اینها هر شیطنتی دارند در منظر و مرئای همه زوار بکنند».
کد خبر: ۷۵۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۰۲
در پرونده روایت خونین فیضیه خاطرات منتشر نشده و روایتهای جالب تاریخی از مقام معظم رهبری، آیتالله خزعلی، آیتالله مسعودی خمینی، آیتالله استادی، شهید مهدی عراقی، دکتر حسن روحانی، حبیبالله عسگراولادی، آیتالله صابری همدانی، حجتالاسلام والمسلمین صالحی نجفآبادی، حجتالاسلام آلطه ، حجت الاسلام توسلی و علی حجتیکرمانی درباره فاجعه خونین مدرسه فیضیه منتشر شده است.
کد خبر: ۷۰۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۰۲
از سری مجموعه "حافظه ما، هویت ما"
در این قسمت از "حافظه ما هویت ما" مرحوم حبیبالله عسگراولادی خاطرات خود از سخنرانی امام خمینی در مدرسه فیضیه و نقش رانندگان در این زمینه را بازگو كرده است.
کد خبر: ۶۲۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۱۰