وقتی خاخامهای صهیونیست کشتار زنان و کودکان لبنان را جایز دانستند
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ حمله رژیم صهیونیستی به روستای «قانا» در سال ۲۰۰۶ یکی از فجایع هولناک جنگ ۳۳ روزه بود که نهتنها خشم جهان اسلام، بلکه واکنشهای گستردهای در سطح بینالمللی برانگیخت. این جنایت که در آن دهها غیرنظامی، ازجمله زنان و کودکان، جان خود را از دست دادند، نشاندهنده سیاستهای تهاجمی و بیرحمانه این رژیم در برابر غیرنظامیان بود. در حالی که حزبالله با مقاومت سرسختانه در برابر اشغال «بنتجبیل»، نقشههای نظامی اسرائیل را نقش بر آب کرده بود، رژیم صهیونیستی با توجیهات واهی، حملات وحشیانهای را علیه غیرنظامیان ترتیب داد.
آنچه این جنایت را هولناکتر ساخت، پشتوانه ایدئولوژیکی بود که برخی خاخامهای افراطی صهیونیست برای آن فراهم کرده بودند. آنان با ارائه تفاسیر نادرست و تحریفشده از تورات، کشتار زنان و کودکان لبنانی را نهتنها مجاز، بلکه امری ضروری قلمداد کردند. این فتواهای خطرناک، به ارتش اسرائیل مجوزی شبهمذهبی برای انجام جنایات جنگی داد و باعث شد که وحشیانهترین حملات علیه غیرنظامیان توجیه شود.
واکنشهای جهانی به این جنایت نشان داد که توجیهات اسرائیل، حتی برای حامیان سنتیاش نیز غیرقابلقبول بود. از مواضع کشورهای اسلامی و جهان عرب گرفته تا تغییر رویکرد اتحادیه اروپا، همگی بر پیامدهای سنگین این کشتار برای اسرائیل دلالت داشتند. قانا، بیش از آنکه یک عملیات نظامی باشد، به یک نقطه عطف سیاسی و رسانهای علیه رژیم صهیونیستی تبدیل شد که مشروعیت ادعاهای آن را در سطح جهانی به چالش کشید.
در ادامه، روایتی از این جنایت میخوانید:
بيش از پانزده روز از شروع جنگ گذشته بود، ليکن ارتش رژيم صهيونيستي نتوانسته بود به موفقيت چشمگيری نايل آيد، لذا صهيونيستها طرحی را برای محاصره و تسخير بنتجبيل، که از نظر آنها پايتخت حزبالله محسوب ميگرديد، آماده نمودند، اما با مقاومت سرسختانه حزبالله مواجه شدند و شکست خوردند. به موازات آن با پشتوانه ايدئولوژيکی که برخی خاخامهای افراطی صهيونيست فراهم نموده بودند و براساس برخي روايات تحريف شده تورات، کشتار کودکان و زنان مسلمان لبناني را جايز شمرده بودند. ارتش رژيم صهيونيستی در بامداد روز يکشنبه، ۳۰ ژوئيه ۲۰۰۶ (۱۳۸۵/۵/۸) يک ساختمان سهطبقه مسکونی را در محله «غربيه» روستای قانا مورد هدف قرار داد. يکي از شاهدان عيني ميگويد:
«اولين بمباران در ساعت يک بامداد به وقت محلي صورت گرفت و بعد از ده دقيقه جنگندهها برگشتند و همهچيز را نابود کردند». همچنين يکی از ساکنان آن منزل مسکونی که نجات يافته بود ميگويد: «بعد از بمباران گرد و خاک آنچنان همه جا را فرا گرفته بود که نمیشد جايی را ديد، همه پناهگاه به يکباره فرو ريخت، بيرون آوردن پيکرهای کودکان و زنان لبنانی از زير آوار علیرغم حضور تعداد زيادی از گروههای امدادی ساعتها به طول انجاميد.»
در مجموع بر اثر اين جنايت ۶۳ نفر به شهادت رسيدند و بيش از بيست نفر ديگر مجروح گرديدند. در همين روز صيهونيستها در جنايتی ديگر روستای «يارون» در جنوب شرق لبنان را بمباران و دستکم پنج شهروند را به شهادت رساندند.
جنايت قانا موجی از نفرت را در بين مردم منطقه، جهان اسلام و همچنين کليه عدالتخواهان و آزادگان دنيا برانگيخت. هيچکسی در دنيا حاضر نشد عذر رژيم صهيونيستی را بپذيرد که قبلاً به مردم قانا هشدار داده بود، يا اين دروغ بزرگ را باور نمايد که کشتار در نتيجه انفجار مهماتي رخ داده که حزبالله در زير ساختمان پناهگاه انبار کرده بود. همه و ازجمله دبيرکل سازمان ملل متحد خواهان تشکيل کميته تحقيق شدند. عفو بينالملل نيز گزارش رژيم صهيونيستی را مبنی بر مطلع نبودن از حضور قربانيان در منطقه دروغين خواند.
واکنشها در کشورهای اسلامی و عربيی تابعی از همدردی با حزبالله و مردم لبنان و همچنين خشم و نفرت نسبت به رژيم صهيونيستی بود. مردم و اکثر گروههای سياسی ـ اجتماعی در کشورهای اسلامي از حزبالله و مقاومت اسلامي لبنان حمايت مينمودند، ليکن برخی از دولتهای عرب و سازمانهای افراطی مذهبی، از يک طرف به دليل آنکه حزبالله را جنبش شيعی ميدانستند و از سوی ديگر به دليل همسويی با ايالات متحده آمريکا در قبال حزبالله سياست متناقضی را در پيش گرفته بودند. دولتهای سعودی، مصر و اردن اقدام حزبالله را ماجراجويی ميدانستند تا به گفته وزير امور خارجه قطر که در پی تسويهحساب با عربستان بود، پوشش عربی را برای حمله رژيم صهيونيستي فراهم آوردند. عجيبتر از همه موضع مفتی اعظم عربستان بود که ادعا کرد برای پيروزی، مقاومت اسلامی شيعی را حرام ميشمرد، چه رسد کمک به آن را؛ ليکن اکثر قريب به اتفاق مردم و احزاب مؤثر عربی و اسلامی اين چارچوب فرقهای را نپذيرفتهاند و رهبران اخوانالمسلمين مصر، فلسطين، لبنان و اردن و... مقاومت اسلامی را در لبنان فخر جهان اسلام و عرب ميدانستند، ولي بعد از کشتار قانا حمايت تودهای مردم در کشورهای اسلامی و عربي از حزبالله و مقاومت اسلامي لبنان افزايش يافت و همه در تظاهرات خويش از حزبالله خواستند که انتقام قانا را از رژيم صهيونيستی بگيرد. قبل و بهويژه بعد از قانا، در عربستان علمايی به پا خاستند و از مقاومت اسلامی حمايت کردند. شيخ يوسف قرضاوی، عالم بزرگ سنی، موضعگيری مفتي اعظم سعودی را تأسفبار خواند و به او پيشنهاد کرد که از فقه واقعي پيروی نمايد و انديشههای کهنه را کنار گذارد. تاکنون سابقه نداشته است که مفتی اعظم سعودی چنين مورد تاخت و تاز علمای اهل سنت در درون عربستان قرار گيرد.
واکنشها نسبت به جنايت قانا محدود به کشورهای اسلامي و عربی نبود، بلکه در ساير نقاط جهان ازجمله کشورهای اروپايي نيز اين جنايت عکسالعملهايي را دربرداشت. قبل از کشتار قانا اتحاديه اروپا به طور ضمني از رژيم صهيونيستي حمايت مينمود، ليکن پس از کشتار قانا مواضع اين اتحاديه تغيير نمود به طوری که وزير امور خارجه رژيم صهيونيستی روز سهشنبه، اول اوت ۲۰۰۷ (۱۳۸۵/۵/۱۰) در گزارشی به کميسيون امنيت ملی و امور خارجي مجلس رژيم صهيونيستی چنين گفت:
«حادثه قانا برای رژيم صهيونيستي نهتنها مشکل تبليغاتی درست کرده بلکه به نقطه عطف و تحول سياسي مهمی تبديل شده که عوارضی را برای رژيم صهيونيستی در بر دارد. به سبب حادثه قانا دامنه مانور برای رژيم صهيونيستي تنگتر شده و حمايت اروپا از حق رژيم صهيونيستی در حمله به لبنان کاهش يافته، فرانسه راه ديگری برگزيده و روسيه از موضع قبلی خودش عدول نموده است...».
منبع: حزبالله لبنان، صادق غفوری سبزواری، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۲.