فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۰۴۶۲
تاریخ به روایت داس و چکش!

بیانیه سازمان کارگران مبارز ایران در سالگرد قیام سی تیر

بیانیه سازمان کارگران مبارز ایران در سالگرد قیام سی تیر
در سالگرد قیام ۳۰ تیر، بیانیه‌ای منتشر می‌شود از طرف گروهی به نام سازمان کارگران مبارز ایران. این سازمان یکی از گروه‌های کمونیستیِ ضد خط مشی حزب توده و در برخی موارد هم‌پوشان با جناح‌های چپ‌تر مارکسیست-لنینیست در دهه ۵۰ خورشیدی است. بیانیه در گفتمان چپ ضدامپریالیستی و طبقاتی رادیکال نوشته شده و تمام مولفه‌های گفتمانی این سنت را در خود دارد. دشمن اصلی امپریالیسم جهانی (به‌ویژه آمریکا)؛ دشمن دوم ارتجاع داخلی (روحانیت، سلطنت، ارتش، جناح محافظه‌کار جبهه ملی) و تضاد اصلی بین خلق (زحمتکشان، توده‌های مردم) و ائتلاف امپریالیسم و ارتجاع است. این موضع‌گیری‌ها سازمان را در صف‌بندی چپ مارکسیستی کلاسیک، نزدیک به سازمان‌هایی چون سازمان فداییان خلق (اقلیت) یا جناح‌های مائوئیستی قرار می‌دهد.
چهارشنبه ۰۱ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۵

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در سالگرد قیام ۳۰ تیر، بیانیه‌ای منتشر می‌شود از طرف گروهی به نام سازمان کارگران مبارز ایران. این سازمان یکی از گروه‌های کمونیستیِ ضد خط مشی حزب توده و در برخی موارد هم‌پوشان با جناح‌های چپ‌تر مارکسیست-لنینیست در دهه ۵۰ خورشیدی است. بیانیه در گفتمان چپ ضدامپریالیستی و طبقاتی رادیکال نوشته شده و تمام مولفه‌های گفتمانی این سنت را در خود دارد. دشمن اصلی امپریالیسم جهانی (به‌ویژه آمریکا)؛ دشمن دوم ارتجاع داخلی (روحانیت، سلطنت، ارتش، جناح محافظه‌کار جبهه ملی) و تضاد اصلی بین خلق (زحمتکشان، توده‌های مردم) و ائتلاف امپریالیسم و ارتجاع است. این موضع‌گیری‌ها سازمان را در صف‌بندی چپ مارکسیستی کلاسیک، نزدیک به سازمان‌هایی چون سازمان فداییان خلق (اقلیت) یا جناح‌های مائوئیستی قرار می‌دهد.

متنی بلند، پرحرارت و پر از واژه‌هایی مثل «امپریالیسم»، «ارتجاع»، «روحانیت قشری» و «خیانت». اما این بیانیه فقط درباره‌ی تاریخ گذشته نیست؛ در واقع، نگاهی تیزبین به حال دارد. اگر کمی لابه‌لای سطرهایش دقیق شویم، می‌بینیم که این متن، بیشتر از آن‌که «تاریخ» بگوید، دارد «موضع سیاسی» اعلام می‌کند.

 بیانیه سازمان کارگران مبارز ایران در سالگرد قیام سی تیر

مواضع سیاسی با عینک بدبینی

در نگاه نویسندگان بیانیه، دکتر مصدق آدم مهمی است: نخست‌وزیری ملی‌گرا که با شاه و استعمار درافتاد. اما در عین حال، ساده‌دل هم بود! خیال می‌کرد آمریکا با ما دشمن نیست، به «دنیای آزاد» امید بسته بود، و فکر می‌کرد با دیپلماسی می‌شود جلوی توطئه‌ها را گرفت. گروه نویسنده بیانیه، با دیدی چپ‌گرایانه، این نگاه مصدق را خطرناک می‌داند. به‌زعم آنان، مصدق اگرچه وطن‌دوست بود، اما چشمش به قدرت مردم و زحمتکشان نبود، بلکه به بازی‌های سیاسی و منافع بورژوازی چشم دوخته بود.

بیانیه خیلی زود پای «دشمن» را وسط می‌کشد. اما دشمن فقط شاه یا انگلیس نیست. سه دشمن اصلی معرفی می‌شوند:

·         امپریالیسم جهانی: آمریکا، انگلیس، حتی شوروی

·         ارتجاع داخلی: دربار، ارتش، سلطنت‌طلبان

·         روحانیت قشری: آیت‌الله کاشانی، فلسفی و همراهانشان

این‌جا نه فقط سلطنت، بلکه اسلام سیاسی هم متهم است. نویسندگان هشدار می‌دهند که روحانیت دارد دوباره تاریخ را از آنِ خود می‌کند؛ دارد مصدق را مصادره می‌کند و می‌خواهد با پوشش دین، حقایق را وارونه نشان دهد و مدعی می‌شوند: «امروز کسانی با پیرایه‌ی اسلام می‌خواهند چهره‌ی واقعی نهضت ملی را پنهان کنند.»

در نگاه این بیانیه، قیام ۳۰ تیر نه فقط دفاع از مصدق، بلکه نقطه‌ای است که توده‌های مردم از همه اقشار ـ از کمونیست‌ها و مصدقی‌ها گرفته تا مسلمان‌ها و کارگران ـ کنار هم ایستادند.

اما این وحدت دیری نپایید. چرا؟ چون به باور این سازمان، دشمن اصلی از درون عمل کرد: جناح مذهبی جبهه ملی، کاشانی، بقایی، چماقدارهای اسلامی، همه دست به دست هم دادند تا هم مردم را گمراه کنند، هم راه را برای کودتای ۲۸ مرداد هموار سازند.

این بیانیه در اصل بهانه‌ای است برای سخن گفتن درباره‌ی امروز. درست است که درباره‌ی سال ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ نوشته، ولی چشمش به فضای سال‌های بعد از انقلاب ۱۳۵۷ است. روزهایی که چپ‌ها داشتند حذف می‌شدند و روحانیت در حال رسیدن به قدرت بود و بحث روز این بود که «اسلامی بودن» انقلاب یعنی چه؟ در آن روزها، گروه‌های چپ مثل نویسندگان این بیانیه هشدار می‌دادند: «نگذارید تاریخ توسط روحانیت بازنویسی شود. نگذارید آیت‌الله کاشانی تبدیل به قهرمان شود. ما فراموش نکرده‌ایم که چه کسی به مصدق خیانت کرد.»

در یک کلام، از منظر نویسندگان این بیانیه «مصدق قهرمان بود، اما بدون حمایت مردم و بدون مبارزه‌ی جدی با امپریالیسم و ارتجاع، شکست خورد. امروز هم اگر بخواهیم به آزادی و استقلال برسیم، فقط اتحاد توده‌ها، کنار زدن قشریون مذهبی و چنگ زدن به آرمان‌های سوسیالیستی ما را نجات می‌دهد.»

این بیانیه، بیشتر از اینکه تاریخ‌نگاری باشد، تاریخ‌سازی با هدف سیاسی است و در گفتمان سیاسی انقلابی؛ گذشته، به میدان نبرد امروز تبدیل می‌شود. بیانیه حاضر تلاشی است برای بازخوانی تاریخی قیام ۳۰ تیر به‌نفع گفتمان کمونیستی، طرد روحانیت از گفتمان انقلابی، دفاع مشروط از مصدق به‌مثابه رهبری ملی اما غیرکمونیست، بازتعریف وحدت ملی بر پایه ضدیت با امپریالیسم و نه مذهب یا قانون اساسی و در نهایت فراخوانی برای سازماندهی توده‌ها و طرد نیروهای به‌زعم نویسندگان «مذهبی، قشری، و عمال استعمار».

بیانیه‌ای پر از شور، خشم، و واژه‌های پرقدرت: «مشت محکم»، «دشمن خونخوار»، «ارتجاع داخلی»، «عمال پست»، «روحانیت قشری»، «نهراسیدن از شهادت»... این زبان بیشتر از اینکه برای توضیح واقعیت باشه، برای بسیج کردن، تحریک کردن و مرزبندی‌کردن نوشته شده است. از منظر نویسندگان این متن، راه رسیدن به آزادی و استقلال، راهش چپ بودن است، نه لیبرالیسم، نه اسلام‌گرایی، نه میانه‌روی.

 

بزرگداشت قیام ملی سی‌ام تیر

مشت محکمی است بر پوزه ارتجاع

روی کار آمدن دکتر مصدق هم‌زمان بود با تشدید تضادهای امپریالیست‌های انگلیسی و آمریکایی بر سر تسلط بر منابع نفت خاورمیانه، امپریالیسم آمریکا با تلاش پیگیر می‌کوشید دست انگلیسی‌ها را از منابع نفتی ایران کوتاه کرده و حداقل سهمی از غارت نفت ایران نصیب خود گرداند، دفاع مشروط امپریالیسم آمریکا و نوکران داخلی وی تا آنجا که منجر به اخراج انگلیسی‌ها از ایران می‌شد از این خواست غارتگرانه نشأت می‌گرفت.

دکتر محمد مصدق که به ماهیت امپریالیسم آشنا نبود، به مماشات با امپریالیسم آمریکا پرداخت، وی را دوست ملت ایران خطاب کرد و امید داشت به یاری «دنیای آزاد» دست امپریالیسم انگلستان را از منابع سرشار نفت ایران کوتاه کند، وی به جای بسیج توده‌های مردم، کوبیدن ارتجاع داخلی ـ این متحد وفادار امپریالیسم ـ به جای اصلاحات ارضی و هرگونه اقدام جدی دیگر در راه بهبود شرایط زندگی توده‌های مردم، بر این عقیده بود که این اقدامات جبهه داخلی را تضعیف می‌کند. وی عقیده داشت که ملت ایران در دو جبهه می‌جنگد و اشتغال به جبهه داخلی گویا جبهه خارجی را تضعیف می‌کند. وی پیوند ناگسستنی امپریالیسم و ارتجاع داخلی را نفی می‌کرد، به اصلاحات جدی برای سرکوب ارتجاع داخلی دست نزد، به بازی‌های دیپلماتیک و مانورهای سیاسی اکتفا ورزید و سرانجام، آن جبهه‌ای که دکتر مصدق تنها به استحکام دیواره‌های خارجی‌اش همت گماشت، به کمک امپریالیسم از داخل سرکوب گردید.

... نوکران امپریالیسم آمریکا به داخل جبهه ملی نفوذ کرده بودند و تا سی‌ام تیر 1331 در کنار مصدق برای اجرای مقاصد آمریکا قرار گرفتند. لیکن مصدق علیرغم سیاست مماشات با امپریالیسم آمریکا و دشمنی با نهضت کمونیستی ایران، تسلیم نشد، مردانه ایستاد و مبارزه کرد. وی کوشید دست دربار را از امور مملکتی با شعار «شاه باید سلطنت کند نه حکومت» کوتاه گرداند، وی خواستار تعیین فرماندهی کل قوا از جانب خویش گردید و فکر می‌کرد با قبول این مسئولیت خطر از جانب دستگاه پوسیده نظامی مرتفع می‌شود. اما دربار، این مرکز تباهی و فساد، زیر بار نرفت و دکتر محمد مصدق که دست شاه را در اخلالگری‌ها، توطئه‌ها و دسیسه‌ها می‌دید از پست نخست‌وزیری در 24 تیر ماه 1331 کناره گرفت. در این دوره امپریالیست‌های آمریکایی و انگلیسی بر سر تقسیم نفت ایران به توافق رسیده بودند و آمریکا نیز نیازی به پشتیبانی مشروط مصدق نمی‌دید. همکاری دو امپریالیست توسط عمال داخلی آنها به نتیجه رسید و حکومت ملی مصدق سقوط کرد. قوام‌السلطنه عامل مارکدار آمریکا بر مسند قدرت نشست و «کشتیبان را سیاستی دگر آمد.»

مردم ابتدا تحت رهبری فراکسیون نهضت ملی دست به تظاهرات زدند و در عصر 28 تیر روزنامه شهباز اعلامیه حزب توده را با شعار «سرنگونی حکومت قوام» و پیشنهاد تشکیل جبهه واحد ضد استعماری از کلیه احزاب و دستجات منتشر ساخت. بدین‌ترتیب توطئه جناح آمریکایی جبهه ملی ـ که رسما در کنار شاه قرار گرفته بود، و از پیدایش جبهه خلق واهمه داشت ـ خنثی گردید. ده‌ها هزار نفر سرنگونی رژیم قوام را می‌طلبیدند. اعتصاب عمومی همه‌جا را فرا گرفته بود، کارگران قهرمان ایران در صف مقدم مبارزه جای گرفتند، شهرهای بزرگ ایران به حالت تعطیل درآمد، و صدها نفر به شهادت رسیدند، نیروهای دموکراتیک درون ارتش که در زیر نفوذ حزب توده ایران بودند دست به مقاومت زدند و سرانجام در خاتمه روز سی‌ام تیر ماه حکومت ضد ملی قوام سقوط کرد و دکتر محمد مصدق ـ این رجل ملی و ضد استعمار ـ دوباره به قدرت رسید.

نیروهای انقلابی دربار را مسئول جنایات سی‌ام تیر معرفی کردند، اما دکتر مصدق تنها به ضبط اموال قوام اکتفا کرد. در این دوره از مبارزات، جناح آمریکایی جبهه ملی و در راس آنها آیت‌الله کاشانی ـ این عامل سرسپرده ـ به همراهی مظفر بقایی، دشمن سوگند خورده نهضت کمونیستی ایران، حائری‌زاده، مکی، شمس قنات‌آبادی، به دشمنی آشکار با دکتر محمد مصدق پرداخته و سرانجام ارتجاع داخلی به همراهی و پشتیبانی امپریالیست‌های آمریکایی و انگلیسی در کودتای خائنانه 28 مرداد حکومت ملی مصدق را سرنگون کرده، سازمان‌های دموکراتیک و مترقی را از بین برده و نیروهای انقلابی را از هم پاشاند.

قیام تاریخی سی‌ام تیر ماه 1331 و کودتای خائنانه 28 مرداد به ما می‌آموزد که ماهیت خونخوار امپریالیسم را چه آمریکایی، چه اروپایی و چه روسی بشناسیم و با دشمنان داخلی انقلاب مماشات نکنیم و بدانیم که دشمن از درون بهتر دژ را تسخیر می‌کند. بدانیم که مبارزه علیه ارتجاع بخش جداناپذیر مبارزه علیه امپریالیسم جهانی است، بدانیم که مبارزه علیه ارتجاع داخلی بدون تامین آزادی‌ها و حقوق دموکراتیک، به جز کوشش جدی برای بهبود شرایط زندگی زحمتکشان، بدون بسیج توده‌های میلیونی، بدون وحدت و یکپارچگی خلق امکان‌پذیر نیست و مبارزه دموکراتیک جزء لاینفک مبارزه ضدامپریالیستی است، بدانیم که عقب‌نشینی ارتجاع در سی‌ام تیر محصول یکپارچگی، عزم مردم برای نیل به هدف، نهراسیدن از شهادت و وحدت عمل بود. کمونیست‌ها، مصدقی‌ها، مسلمانان، مسیحیان و... در کنار هم توطئه مشترک امپریالیست‌ها را خنثی کردند.

بیانیه سازمان کارگران مبارز ایران در سالگرد قیام سی تیر

بدانیم که هدف از مبارزه مردم در 30 تیر ماه 1331 استقلال و آزادی ایران بود و خلق قهرمان ما برای تحقق این دو هدف جان باختند. بدانیم که توطئه آیت‌الله کاشانی، بقایی و دارودسته جاسوسان پست امپریالیسم برای تفرقه‌افکنی بین مسلمانان و کمونیست‌ها، مذهبیون و غیرمذهبیون با وحدت عمل توده‌های مردم متکی بر استقلال و آزادی ایران عزیز با شکست روبرو شد. بدانیم که اگر توده‌های مردم از هر قشر و طبقه و هر جهان‌بینی اجتماعی متحداً به خاطر آزادی و استقلال به پا خیزند، هیچ نیرویی اهریمنی قادر نخواهد بود قدرت متکی به توده‌ها را به زانو درآورد. بدانیم که ارتش ماهیتا ضد خلقی است، تغییر فرماندهی و روسای آن تاثیری در ماهیت آن ندارد، ارتش ایران آزمایش خود را در 30ام تیر 1331، 28 مرداد 1332، 20 دی 1339، 11 اردیبهشت 1340، 15 خرداد 1342 و 17 شهریور 1357 به نمایش گذاشته است، بیاموزیم که احیای مجدد این ارتش بر خلاف مصالح ملی است. آموزش از گذشته برای احتراز از خطاهای آینده و تنها به همین علت جنبه حیاتی دارد. امروز که بساط دربار مرکز تمام توطئه‌های ضد ملی برچیده شده است، ایران عزیز ما هنوز در خطر است. خطری که نهضت ملی ما را تهدید می‌کند، تجاوز از برون نیست، از درون توسط عمال جیره‌خوار استعمار و امپریالیسم جهانی است. امروز آنان که بر تجارب تاریخ چشم بسته‌اند، به عبث می‌کوشند بر نهضت ملی ایران پیرایه اسلام پوشانده، تاریخ درخشان مبارزات خلق‌های قهرمان ما را با موازین اسلام توضیح دهند. آنان جاسوس پست و کثیف امپریالیسم آیت‌الله کاشانی را که چون اسلافش، آیت‌الله بهبهانی، فضل‌الله موسوی به نهضت ملی ایران خیانت کردند، به دست عنصر و واعظ کثیفی به نام فلسفی، همدست شاه سابق، مظهر مقاومت، پایداری، عشق به میهن جا می‌زنند و با همان کید و حیله امپریالیست‌ها که تفرقه انداز و حکومت کن، به تفرقه در نهضت مردم اشتغال دارند. گروه‌های چماقداران اسلامی چون احزاب سومکا و پان ایرانیست در دوران حکومت مصدق به گردهمایی‌های نیروهای دموکرات حمله می‌کنند، نهضت دموکراتیک و ملی مردم را سرکوب می‌کنند، به تفرقه‌افکنی در زیر نام امام و اسلام مشغولند، جبهه متحد مبارزات مردم را تضعیف می‌کنند، از خائنین و جانیان اعاده حیثیت می‌کنند، ضد کمونیسم را محور تبلیغات خویش قرار می‌دهند و دست‌های ناپاک عمال امپریالیسم را در تضعیف نهضت ملی ایران باز می‌گذارند. روح آیت‌الله کاشانی بر فوق مبارزات مردم ما سراسیمه در گشت و گذار است و دستان کثیفش از آستین روحانیت قشری و متحجر به در آمده است.

امسال 30ام تیر را به یاد مبارزات ضداستعماری دکتر مصدق، به یاد هزاران شهید، به کوری چشم امپریالیسم و ارتجاع داخلی، با وحدت عمل، با یگانگی ضد امپریالیستی برگزار کنیم.

سی‌ام تیر روز قیام تاریخی خلق ما و مشت محکمی بر دهان یاوه‌گویانی است که می‌خواهند نقش ضد استعماری مصدق این رادمرگ بزرگ را تخطئه کنند و خیانتکاران را در جامعه روحانی تبرئه نمایند و دقیقا بدین جهت اهمیت دو چندان می‌یابد. دفاع از مصدق در لحظه کنونی تاریخ میهن ما، دفاع از آزادی، استقلال، ترقی حیثیت، ملیت و هویت ایرانی ماست. دفاع از مصدق، اعلام نفرت از دشمنان انقلاب ایران، نفرت از روحانیت قشری، روحانی نماها، عمال مسلمان شده امپریالیسم چه آمریکایی، چه اروپایی و چه روسی است. نام نیک مصدق به مثابه یک رهبر سیاسی در مرحله‌ای از تاریخ مبارزات ضداستعماری خلق ما ثبت می‌باشد و نشست یادبود درگذشت وی که در آن بیش از یک میلیون مردم تهران شرکت جستند، گواهی بر آگاهی خلق ماست، به آن افتخار کنیم، از آن نیرو بگیریم، صفوف خود را متشکل‌تر کنیم و شاهد پیروزی را در آغوش کشیم.

 

وحدت صفوف مردم با طرد بخش قشری روحانیت امکان‌پذیر است.

مبارزه دموکراتیک و ضد امپریالیستی تجزیه‌ناپذیر است.

کمونیسم آرمان زحمتکشان و ضامن حفظ آزادی و استقلال ایران است.

سازمان کارگران مبارز ایران

بیانیه سازمان کارگران مبارز ایران در سالگرد قیام سی تیر

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: