ایرانیها در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل را در هم شکستند
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ سخنان اخیر لارنس ویلکرسون، رئیس دفتر کالین پاول و افسر پیشین ارتش آمریکا، بار دیگر پرده از نگرانیهای عمیق نخبگان نظامی و سیاسی ایالات متحده در قبال منازعه با ایران برداشت. او در تحلیلی کمسابقه جنگ «۱۲ روزه» را شکست آشکار اسرائیل و پیروزی ایران توصیف کرد و با صراحت هشدار داد که تکرار چنین رویارویی، نهتنها برای رژیم صهیونیستی بلکه برای آمریکا نیز فاجعهبار خواهد بود. از نگاه او، هرگونه اقدام نظامی علیه ایران میتواند به جنگی طولانیمدت و فرسایشی بدل شود؛ جنگی که میلیاردها دلار هزینه بر دوش آمریکا میگذارد و تبعات سیاسی و نظامی آن، یادآور تجربههای تلخ عراق و افغانستان خواهد بود. ویلکرسون با تأکید بر این واقعیت که اسرائیل بدون پشتوانه آمریکا توان ایستادگی ندارد، نشان میدهد که پیوند این دو قدرت بهقدری عمیق است که نمیتوان یکی را جدا از دیگری تحلیل کرد. از همین رو، هشدار او نه تنها بر بیثمر بودن جنگ مستقیم با ایران صحه میگذارد، بلکه پرده از هزینههای کلانی برمیدارد که در صورت تداوم حمایت بیچونوچرای واشنگتن از تلآویو، گریبان آمریکا را خواهد گرفت.
لارنس ویلکرسون، رئیس دفتر وزیر خارجه سابق آمریکا طی گفتوگویی در رابطه با جنگ ۱۲ روزه گفت: ایرانیها اسرائیل را در آن ۱۲ روز در هم شکستند.
وی در ادامه با اشاره به انتظار اسرائیل در جلب و جذب حمایت آمریکا اظهار داشت: اگر اسرائیلیها دوباره چنین کنند [دوباره به ایران حمله کنند] چون شکست خواهند خورد از ما انتظار دارند بیاییم و آتش [جنگ]را خاموش کنیم؛ انتظار دارند ما تغییر رژیم در ایران را رقم بزنیم.
ویلکرسون همچنین اذعان داشت: [چنانچه جنگ دیگری با یاران در بگیرد] یک جنگ ده ساله خواهد بود. دو تریلیون دلار هزینه خواهد داشت؛ خون فراوان ریخته خواهد شد و در پایان شبیه افغانستان خواهد بود. به این ترتیب، امپراتوری آمریکا در بسیاری از جنبهها پایان مییابد. من با نهایت جدیت میگویم این جنگ پایان امپراتوری ایالات متحده است.
ترس از جنگ بلند مدت و فرسایشی
به اعتقاد ویلکرسون (رئیس دفتر کالین پاول، وزیر خارجه اسبق آمریکا) چنانچه اسرائیل دست به اقدام نظامی علیه ایران بزند، درگیر جنگی بلند مدت و فرسایشی خواهد شد یعنی همان مسئلهای که رژیم صهیونی از آن گریزان است و به طرق مختلف از آن پرهیز کرد.
به گواه تاریخ، سیاست نظامی رژیم صهیونی در اداره منازعات متکی بر طرحهای کوتاه مدت و غافلگیرانه است؛ بر همین اساس رژیم صهیونی برای دستیابی به اهداف نظامی خود برنامهریزی کوتاه مدت و سریع دارد و پس از پیادهسازی نیات به خاتمه منازعات فکر میکند؛ جنگ غزه که از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا به امروز به طول انجامیده نیز به واسطه مسائل و چالشهای سیاسی داخلی در تداوم است.
بنابراین اظهارات ویلکرسون که سابقه نظامی دارد و مدتها با درجه سرهنگی در نیروهای مسلح آمریکا مشغول خدمت بوده است، شبیه به اعتراف، تحلیل نظامی و برآوردِ سود و زیان از زبان یک فرد «آبدیده» به نظر میرسد.
نگرانی ویلکرسون و نظامیان چون او درگیری بیش از حد آمریکا در منازعه ایران و رژیم صهیونی است؛ این اندیشه از تجربه تلخ آمریکا در افغانسات و عراق نشات میگیرد.
تجربه آمریکا در عراق و افغانستان ثابت کرد که جنگ در خاورمیانه «چابک» و کوتاهمدت نیست؛ غرب نیز برای پرهیز از جنگهای فرسایشی که موجب تلفات انسانی میشود و آسیب به اقتصاد مهاجم در بردارد، دیپلماسی و مهندسی انقلاب و کودتا را در نظر گرفته و روی آن سرمایهگذاری میکند؛ این مسئله به صراحت از زبان متجاوزین در جنگ ۱۲ روزه به عنوان عالیترین هدف مطرح شد.
اسرائیل بدون آمریکا به زانو درمیآید
از سوی دیگر ویلکرسون در این مصاحبه آشکارا به نجات اسرائیل اشاره میکند؛ بر اساس همین اعتراف باید تحلیل کرد که رژیم صهیونی به پشتوانه حمایت آمریکا جنایت میکند و ایالت متحده در تمام اعمال آن شری است؛ لذا این دو کشور سرنوشت مشترک دارند و نمیتوان آنها را از یکدیگر تفکیک کرد بلکه باید به مثابه یک هیبت واحد در نظر گرفت و در ایجاد رابطه با آمریکا پشت پرده رژیم صهیونی را نیز تحلیل کرد
به عبارتی دیگر رژیم کودککش صهیونی به مثابه طفلی صغیر است که مورد حمایت پدر (آمریکا) واقع شده و ایالات متحده نه در نقش منجی بلکه در نقش پدر ظاهر میشود و تمامقد پشت رژیم صهیونی خواهد ایستاد؛ لذا تحلیل ویلکرسون که نقش آمریکا را به عنوان منجی رژیم جا میزند با تقلیل و تخفیف اراده میشود؛ تجهیز ارتش اسرائیل با ادوات آمریکایی، همسویی و همخوانی سیاستهای آمریکا و اسرائیل دلیل رد ادعای ویلکرسون است.
در نهایت ویلکرسون با استفاده از "Cost–benefit analysis" (تحلیل/مکانیسم هزینه-فایده) سود و زیان حمایت از اسرائیل را تحلیل میکند و با وجود آثار و تبعات ناگوار که از دل این تحلیل بیرن میآید، حرفی از عدم حمایت در آینده نیست بلکه فقط میزان هزینه و خسارات احتمالی را تشریح میکند.
به عبارتی دیگر حمایت از اسرائیل یک وظیفه ذاتی است و در ذهن نظامیان آمریکا نهادینه شده است؛ از این رو شخصیتهای نظامی آمریکا در ارائه تحلیل فقط به سود و زیان میپردازدند و سخنان ایراد شده توسط این اشخاص فاقد نتیجهگیری مشخص و دقیق مبنی بر حمایت یا عدم حمایت است؛ این رویکرد با هدف ایجاد ابهام جنبه رسانهای، روانی، سیاسی و نظامی دارد.