«نه» به دیپلماسی تسلیم؛ قطع روابط سیاسی با انگلستان توسط دولت مصدق
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ قطع روابط سیاسی ایران با بریتانیا در ۲۶ مهرماه ۱۳۳۱، یکی از مهمترین و نمادینترین تصمیمات دولت ملی مصدق بود؛ تصمیمی که در بستر بحرانی ناشی از ملی شدن صنعت نفت ایران و کارشکنیهای سیاسی و اقتصادی انگلستان گرفته شد و در تاریخ روابط خارجی ایران نقطه عطفی محسوب میشود.
پس از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، دولت انگلستان که منافع گستردهای از شرکت نفت ایران و انگلیس داشت، این اقدام را نقض منافع مشروع خود دانست.
در دوران نخستوزیری مصدق، بریتانیا با استفاده از ابزارهای مختلف از جمله تحریم نفت ایران، جلوگیری از فروش نفت در بازار جهانی، بستن حسابهای ارزی ایران در بانکهای لندن و فشار بر دولتهای غربی برای انزوای اقتصادی ایران درصدد بود مصدق را وادار به عقبنشینی کند.
در واکنش، دولت مصدق که سیاست استقلال اقتصادی و سیاسی را در پیش گرفته بود، با مقاومت در برابر این فشارها، روابط با انگلیس را به تدریج محدود کرد. تا پیش از مهر ۱۳۳۱، هر دو کشور سفرای خود را فراخوانده بودند و سطح روابط به کاردار کاهش یافته بود.
اما تداوم فعالیتهای اطلاعاتی و تحریکات سیاسی مأموران انگلیسی در تهران، بهویژه در ارتباط با دربار و مخالفان داخلی مصدق، موجب شد دولت به این نتیجه برسد که حضور رسمی سفارت انگلستان دیگر با استقلال کشور سازگار نیست.
در تابستان و پاییز ۱۳۳۱، گزارشهایی از دخالت مأموران انگلیسی در تحریک عشایر جنوب، تماس با برخی روحانیون و سیاستمداران مخالف دولت، و نیز حمایت مالی از عناصر ضدملی منتشر شد.
دکتر مصدق که خود وزارت امور خارجه را نیز برعهده داشت، در برابر این فعالیتها موضع قاطع اتخاذ کرد و به مجلس و ملت اعلام نمود که «روابط سیاسی با کشوری که به استقلال ما احترام نمیگذارد، بیمعناست».
در نتیجه، در ۲۲ مهر ۱۳۳۱ (۱۴ اکتبر ۱۹۵۲) دولت ایران رسماً تصمیم به قطع روابط سیاسی گرفت و مأموران سفارت انگلستان را موظف به ترک خاک ایران کرد. چند روز بعد، در ۲۶ مهر، روزنامهها از جمله «اطلاعات» گزارش حاضر را منتشر کردند. این گزارش متشکل از ابعاد مختلف قطع روابط سیاسی با بریتانیا و تأثیرات آن بر مسائل سیاست خارجی و حتی اقتصادی دو کشور است.

در ادامه متن روزنامه اطلاعات در این رابطه از نظر میگذرد:
تصمیم دولت ایران به قطع رابطه با انگلستان چگونه عملی خواهد شد و در چه مرحلهای خواهد بود؟ (یک بحث کلی دربارهی قطع ارتباط سیاسی از نظر روابط اقتصادی و مالی و فرهنگی دو کشور)
موضوع قطع روابط سیاسی دولت ایران و انگلستان اکنون مهمترین مسئلهی روز میباشد و افکار عمومی متوجه این است که بدانند اثرات قطع روابط سیاسی بین دو کشور چه تأثیراتی در بر دارد: ارتباط اقتصادی، بازرگانی و مالی بین دو مملکت، وضع محصلین و اقامت اتباع ایران در کشور انگلستان و اتباع انگلیس در ایران چه خواهد بود و بالاخره مسئلهی مسافرت و رفتوآمد بین دو کشور بر چه منوال خواهد بود؟
برای اینکه خوانندگان محترم نسبت به این جریان آگاهی کسب کنند، اطلاعاتی که پیرامون این حادثه به دست آمده است در زیر به استحضار عموم میرسد:
تعلیق یا قطع رابطه
در روابط سیاسی بین دو کشور، هرگاه نقار و کدورتی پیش آید، اتفاق افتاده است که به تعلیق روابط سیاسی مبادرت گردد؛ به این معنی که روابط سیاسی بین دو کشور بر اثر پیشآمدی معلق میماند، نمایندگان سیاسی طرفین احضار میشوند، ولی امور نمایندگی از لحاظ کارهای غیرسیاسی جریان عادی و طبیعی خود را سیر میکند.
در حقیقت، طرفین با هم صحبت نمیکنند و کارهای سیاسی ندارند و تمام روابط عادی به جای خود باقی میماند و بهطور غیرمستقیم سعی میکنند سوءتفاهم و نقار و کدورت مرتفع شود و در نتیجه طرفین رفع تعلیق روابط نموده، نمایندگان سیاسی خود را دوباره اعزام دارند.
روابط ایران و فرانسه
در حکومت اعلیحضرت فقید، یک بار روابط سیاسی ایران با دولت فرانسه و یک بار هم با آمریکا پیش آمد.
علت قطع روابط سیاسی با دولت فرانسه، بهطوری که در بالا ذکر شد، نگارشات تندی بود که در کشور فرانسه بر علیه رضاشاه فقید انتشار یافت و آن مرحوم، نشریات مزبور را خارج از رویهی دوستانهی موجود بین دو کشور دانست و آقای انوشیروان سپهبدی، وزیرمختار دولت ایران در پاریس، احضار گردید.
امور سفارتخانه باز بود و آقای دکتر اردلان امور عادی و جاری را، خارج از مسائل سیاسی، برعهده داشت. بنابراین، از لحاظ بازرگانی و وضع مسافرت به آن کشور و آمد و رفت بین دو مملکت تأثیری نداشت.
اگرچه مرحوم رضاشاه دستور داده بود که محصلین دولتی هم احضار شوند، ولی بهطور کلی در وضع محصلین و ایرانیهای مقیم فرانسه تغییری حاصل نگردید و اقدامات برای رفع سوءتفاهم جریان داشت تا موضوع عروسی اعلیحضرت همایونی پیش آمد و تمام کشورها در مراسم مشارکت جستند و هیئتهایی فرستادند.
از طرف دولت فرانسه هم ژنرال ویگان به اتفاق میسونیه به ایران آمد و در مراسم شرکت جست و هدایایی از جانب رئیسجمهور برای رفع کدورت اعلیحضرت فقید تقدیم داشت و شخصاً شرفیابی حاصل نمود و بالاخره روابط معلق بین دو کشور از حالت تعلیق بیرون آمد و آقای سپهبدی بار دیگر مأمور سفارت ایران در پاریس شدند و حرکت کردند.
روابط بین ایران و آمریکا
در روابط بین ایران و آمریکا نیز چنین تعلیقی رخ داد و آن به واسطهی اهانتی بود که به مرحوم جلال غفار، وزیرمختار ایران در واشنگتن، شده بود.
پلیس آمریکا به اتومبیل وزیرمختار ایران، به مناسبت تخلفی، اشاره داده بود و چون توقف نکرده بود، ناچار اتومبیل آن مرحوم را تعقیب نموده و بدون رعایت مصونیت سیاسی، او را جلب و پس از چند ساعت توقیف، آزاد کرده بودند.
ولی به محض وصول خبر، رضاشاه چنان برآشفت که نتوانست این اهانت را تحمل کند و دستور به قطع رابطه، به کیفیتی که صوراً تعلیق داشت، داد.
مرحوم جلال غفار احضار شد و دولت آمریکا بلافاصله در مقام رفع سوءتفاهم و معذرت از اعلیحضرت فقید برآمد و پس از فاصلهی کوتاهی دوباره روابط سیاسی برقرار گردید.

قطع ارتباط سیاسی با انگلیس
موضوعی که اکنون پیش آمده است، طبق اطلاعاتی که در دست میباشد، تعلیق روابط نیست بلکه قطع ارتباط سیاسی با دولت انگلیس است و این کار شدیدتر میباشد؛ در واقع میتوان گفت بعد از چنین قطع روابطی بین دو کشور، سختتر از آن وضعیتی وجود ندارد مگر اعلام جنگ.
تعلیق روابط بین ایران و انگلستان در حقیقت چندی است که بهطور غیررسمی وجود دارد، زیرا طرفین سفرای کبار خود را احضار کرده و امور هر دو سفارتخانه به عهدهی کاردار واگذار گردیده است.
بهخصوص رویهای که از طرف دولت انگلیس نسبت به تضییقات مالی و محدودیتهای اقتصادی در ظرف یک سال و نیم اخیر اتخاذ شده، حتی شدیدتر از مرحلهی قطع ارتباط سیاسی است؛ مرحلهای که در آن عموم نمایندگان سیاسی طرفین احضار میشوند و سفارتخانهها تعطیل میگردد و حفظ حقوق اتباع دو طرف به سفارتخانهی کشور ثالث واگذار میشود.
تأثیر قطع رابطه
اگرچه قطع ارتباط سیاسی ایران با انگلستان، همچنان که آقای نخستوزیر در مصاحبهی مفصل خویش که عصر پنجشنبه از رادیو تهران ایراد نمودند، بستگی به ارتباط دوستانه بین دو ملت ندارد، ولی پیشبینی میشود که ممکن است تأثیراتی بهوجود آورد.
زیرا قطع ارتباط مزبور هرگونه قرارداد و تعهداتی را که فیمابین وجود داشته است متزلزل میسازد و هیچیک از دو طرف خود را پایبند حفظ آن اصول و مقررات نمیداند.
البته روابط بازرگانی بین ایران و انگلستان میتواند ادامه داشته باشد و کمترین وقفه در آن حاصل نشود، اما اگر دولت انگلیس در مقام آن برآید که از تجارت دو کشور جلوگیری کند یا محدودیتها و فشارهای بانکی وارد آورد، اصولی بین دو مملکت وجود ندارد که از اینگونه اقدامات جلوگیری نماید.
همچنین دربارهی وضع اقامت محصلین یا ایرانیهای مقیم انگلستان، اگر رویهی غیرعادلانهای پیش گیرند که خارج از دوستی دو ملت باشد، مقرراتی در اصول بینالملل برای جلوگیری از این اعمال وجود ندارد.
عهدنامهی مودت ایران و انگلیس
با قطع ارتباط سیاسی، عهدنامهی مودتی که در اوایل سلطنت ناصرالدینشاه بین ایران و انگلیس بهوسیلهی فخرالدوله امینالدوله در پاریس به امضاء رسیده و در تکمیل آن در زمان سلطنت رضاشاه فقید مراسلاتی رد و بدل شده و از مزایای حقوق کاملهالوداد استفاده میشده است، اثر خود را از دست میدهد و طرفین خود را به هیچ وجه ملزم به رعایت عهدنامه و مزایایی که به لحاظ احترامات بینالمللی و رعایت اصولی که بین کشورهای متحابه موجود است میدانند.
در این صورت میتوان احتمال داد که اگر روزی مشکلاتی پیش آید، وسیلهای برای حل یا جلوگیری از آن نباشد.
اکنون بهطور محقق معلوم نیست که قطع رابطهی سیاسی ایران با انگلستان در چه مرحلهای سیر میکند و به چه نحو اجرا خواهد شد.
ولی به طوری که خبرنگاران ما اطلاع میدهند، سفارتخانهی انگلیس در تهران از چندی قبل، به احتمال اینکه موضوع قطع رابطه پیش میآید، در مقام جمعکردن دست و بال خود بوده و حتی به اتباع انگلیسی در ایران اطلاع داده بودند که خود را مهیای حرکت از ایران نمایند.
اعضای آن سفارتخانه نیز در چنین وضعی بودند. بنابراین، به نظر میرسد که قطع رابطه با تعطیل سفارتخانه و بازگشت تمام مأمورین سیاسی صورت گیرد.