فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۰۶۷۵
به‌روایت اسناد خارجی

حکومت وحشت و شکنجه

حکومت وحشت و شکنجه
در ۲۹ مه ۱۹۷۶ (۸ خرداد ۱۳۵۵)، روزنامه‌ی آمریکایی اوکلاهاما ژورنال گزارشی تکان‌دهنده از جک اندرسن، منتشر کرد که پرده از چهره‌ی سرکوبگر حکومت پهلوی برمی‌داشت. اندرسن در این گزارش با عنوان «شاه با وحشت و شکنجه حکومت می‌کند»، با استناد به اسناد و شهادت‌های مستقیم، از شکنجه‌های سیستماتیک ساواک، وابستگی شاه به این دستگاه مخوف، و فاصله‌ی میان تبلیغات تجددگرایانه‌ی رژیم و واقعیت سیاه درون زندان‌هایش سخن می‌گوید. این مقاله یکی از مهمترین افشاگری‌های رسانه‌ای غرب درباره‌ی ماهیت استبدادی حکومت محمدرضا پهلوی به شمار می‌رود.
دوشنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۴ - ۱۷:۰۹

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ شاه ایران، سهم خود را در جشن دویستمین سال استقلال ایالات متحده پرداخت کرد و ۱۵۰ چهره‌ی مشهور را برای یک هفته جشن و تفریح به ایران دعوت کرد.

مهمانان آمریکایی، از جمله بازیگر نامدار الیزابت تیلور و بارونس گارنت اشتاکلبرگ، با یکی از جت‌های ۷۴۷ سلطنتی شاه به تهران پرواز کردند.

در طول اقامتشان، در ضیافت‌هایی مجلل پذیرایی شدند که شکوه و اسرافش یادآور دوران خشایارشاه بود. روزها آنان را با خودروهای مخصوص به تماشای ویرانه‌ها و آیین‌های باستانی ایران می‌بردند، و شب‌ها با شامپاین و رقص شرقی سرگرم می‌کردند.

البته هیچ‌یک از این مهمانان برجسته‌ی آمریکایی دعوت نشدند تا چهره‌ی تاریک‌تر ایران را ببینند. پشت این زرق و برق، شاه با وحشت و شکنجه حکومت می‌کند؛ چیزی درست در تضاد با اصولی که وانمود می‌کند به ارزش‌های آمریکایی نزدیک است.

زبان قانون اساسی ایران، همچون اعلامیه‌ی استقلال آمریکا، پرشکوه و فصیح است؛ اما در دل خود یک دام دارد: بندی در «منشور حقوق» ایران می‌گوید این حقوق تنها «در چارچوب قانون» اعطا می‌شوند و «قانون» یعنی هرآن‌چه شاه اراده کند.

ما شکایت‌های مستند بسیاری از سرکوب‌های شاه دریافت کرده‌ایم. زیر سایه‌ی حکومت او، ساواک — سازمان اطلاعات و امنیت کشور — به نهادی هرچه خشن‌تر و بی‌رحم‌تر تبدیل شده است. ساواک تنها به شخص شاه پاسخ می‌دهد، و خود او نیز هر روز بیش‌تر به این دستگاه سرکوب وابسته می‌شود تا بر تخت قدرت باقی بماند.

گزارش‌های اطلاعاتی نشان می‌دهد که خودکامگی شاه و رفتار امپراتورمآبانه‌اش، مردم را از او بیزار کرده و او اکنون در انزوایی خطرناک فرورفته است.

این سفر پرزرق و برق و تجملی تقریباً هم‌زمان بود با پایان‌یافتن پژوهشی از دو حقوقدان برجسته‌ی بین‌المللی: ویلیام باتلر از کمیسیون حقوق بشر انجمن وکلای نیویورک و پروفسور ژرژ لواسور از دانشگاه پاریس. آن دو، به جای پذیرش دعوت برای بازدید از شکوه تخت‌جمشید، کوشیدند از وضعیت زندان‌های شاه آگاه شوند. قرار است نتایج پژوهش آنان به‌زودی منتشر شود. باتلر در بخش خود از این گزارش می‌نویسد: «هیچ تردیدی نیست که شکنجه، طی سالیان متمادی، به‌صورت سازمان‌یافته علیه مظنونان سرکش به کار رفته است.»

او شکنجه‌گران را مأموران ساواک معرفی می‌کند که «به هیچ‌کس جز شاه پاسخ‌گو نیستند» و در نتیجه، به نهادی بدل شده‌اند که «خود قانون خود است.»

هولناک‌ترین بخش اطلاعات باتلر از رضا براهنی، شاعر شجاع ایرانی، به دست آمده است؛ کسی که با به خطر انداختن جان خود، گزارشی از مشاهداتش در یکی از زندان‌های ساواک ارائه داد. او را کتک زدند، شلاق زدند و در میان فریاد زندانیان دیگر، در اتاقی تاریک نگاه داشتند.

براهنی، بر پایه‌ی تجربه‌های خود و گفت‌وگو با سایر زندانیان، چنین شرح داده است:
«زندانیان را به تخت‌های فلزی دوطبقه می‌بستند، تخت‌هایی که با مشعل یا بخاری برقی، مانند یک تُوستر انسانی داغ می‌شدند. با حرارت مشعل، پوست پشتت را می‌سوزاندند تا اعتراف کنی. گاهی این سوزاندن تا ستون فقرات ادامه می‌یافت، و در نتیجه فلج شدن قطعی بود.»

بر روی دیوارها شلاق‌هایی در اندازه‌های مختلف آویخته بود. باتوم‌های برقی روی چهارپایه‌ها قرار داشتند. در یک گوشه ابزار کندن ناخن بود و در گوشه‌ای دیگر چوبه‌ی دار.»

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: