فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۰۶۷۹
به مناسبت امضای قرارداد کنسرسیوم توسط شاه

استقلال روی کاغذ

استقلال روی کاغذ
قرارداد کنسرسیوم در هفتم آبان ماه ۱۳۳۳ به امضای شاه رسید و دوران ملی شدن صنعت نفت برای همیشه به تاریخ پیوست، اما زخم آن تا سال‌ها تازه ماند. سند پیش رو، مبین تداوم زخم ملی‌شدن نفت در وجدان سیاسی نخبگان دهه ۴۰ است. این گزارش امنیتی، در ظاهر شرح یک نشست حزبی است، اما در عمق خود بازتاب حافظه زخمی ملی‌شدن نفت در عصر پساکنسـرسیوم است؛ دورانی که روشنفکران ملی هنوز از «خیانت کنسرسیومی» سخن می‌گفتند و در برابر نظم نفتی جدید، احساس بی‌قدرتی داشتند.
چهارشنبه ۰۷ آبان ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۰

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی - شادی معرفتی؛ قرارداد کنسرسیوم در هفتم آبان ماه ۱۳۳۳ به امضای شاه رسید و دوران ملی شدن صنعت نفت برای همیشه به تاریخ پیوست، اما زخم آن تا سال‌ها تازه ماند. سند پیش رو، مبین تداوم زخم ملی‌شدن نفت در وجدان سیاسی نخبگان دهه ۴۰ است.

سندی که پیش رو داریم، گزارشی «خیلی محرمانه» از ساواک است به تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۴۵؛ گزارشی از جلسه‌ای در منزل باقر کاظمی، با حضور چهره‌هایی چون کاظم حسیبی، شاپور بختیار و ابوالفضل قاسمی، حلقه‌ای از بازماندگان نهضت ملی نفت و یاران قدیمی دکتر مصدق.

این جمع کوچک، یادگار نسلی بود که پس از کودتای ۲۸ مرداد و امضای قرارداد کنسرسیوم در ۱۳۳۳ از سیاست رسمی کنار زده شد، اما در خلوت محافل حزبی و روشنفکری، همچنان در پی بازخوانی شکست تاریخی خود بود.

محور بحث، مقاله‌ای درباره «روش مصدق» در مجله تهران مصور و دیدگاه‌های مهندس خلیل طالقانی است، اما ورای این جدل ظاهری، پرسشی بنیادین نهفته است: چرا جنبش ملی، با آن همه شور و هزینه، در نهایت به سازش کنسرسیومی انجامید که استقلال اقتصادی ایران را دوباره به شبکه‌ای از شرکت‌های نفتی غربی سپرد؟

در میانه گفت‌وگوها، مهندس کاظم حسیبی از «کلاه گذاشتن» بانک بین‌المللی و هیئت گارنر سخن می‌گوید؛ عبارتی که ذهن روشنفکران ملی را نسبت به سازوکار استعمار نوین اقتصادی عیان می‌کند. از نگاه آنان، ملی‌شدن نفت نه شکست خورد، بلکه خنثی شد، در پوشش حقوقی و مالیِ کنسرسیوم. ظاهراً ایران صاحب نفتش بود، اما اختیار استخراج، قیمت‌گذاری و فروش، همچنان در دستان همان شرکت‌های غربی باقی ماند.

در بخش دیگری از گزارش، نقل قولی از دکتر شاپور بختیار آمده است که می‌گوید آمریکایی‌ها پیش از کودتا به طالقانی و زنگنه گفته بودند: «ما مصدق را منکوب می‌کنیم». جمله‌ای کوتاه، اما سندی تاریخی از دخالت مستقیم آمریکا در طراحی سازوکار حذف دولت ملی و استقرار نظم نفتی تازه‌ای بود که در قالب قرارداد کنسرسیوم ۱۳۳۴، ایران را در زنجیره تبعیت از غرب نگاه داشت.

بحث درباره گاز در همین جلسه نیز نشانه‌ای از محدودیت‌های حاکم بر حاکمیت اقتصادی ایران است. اعضای حزب یادآور می‌شوند که کنسرسیوم حتی فروش گاز طبیعی را منوط به «اجازه» خود می‌دانست و هر بهره‌برداری مستقل از مشتقات نفت را «تخلف از قرارداد» می‌خواند. پاسخ حسیبی روشن است: «گاز حق ایران است.» اما همین جمله در جمعی خصوصی، خود نشانه آن بود که در سطح رسمی، ایران در چارچوب اقتصادی از پیش‌تعریف‌شده‌ای حرکت می‌کرد.

در پایان جلسه، باقر کاظمی به سخنان شاه در سلام مبعث اشاره می‌کند؛ جایی که محمدرضا شاه کنایه‌ای تحقیرآمیز به مصدق و ملی‌شدن نفت زده بود. چنین یادآوری‌ای نشان می‌دهد که بیش از یک دهه پس از امضای کنسرسیوم، روایت رسمی حکومت همچنان بر تخریب میراث نهضت ملی و توجیه نظم نفتی وابسته استوار بود.

این گزارش امنیتی، در ظاهر شرح یک نشست حزبی است، اما در عمق خود بازتاب حافظه زخمی ملی‌شدن نفت در عصر پساکنسـرسیوم است؛ دورانی که روشنفکران ملی هنوز از «خیانت کنسرسیومی» سخن می‌گفتند و در برابر نظم نفتی جدید، احساس بی‌قدرتی داشتند.

در پرتو چنین اسنادی می‌توان دید که قرارداد کنسرسیوم نه صرفاً توافقی اقتصادی، بلکه سازوکار بازتولید سلطه در لباسی حقوقی و مدرن بود؛ نظمی که تا انقلاب ۱۳۵۷، اقتصاد و سیاست ایران را در مدار وابستگی نگه داشت.

 

 

 

 

طبقه‌بندی حفاظتی

خیلی محرمانه

موضوع: تشکیل جلسه کمیته مرکزی حزب ایران و اظهارات چند تن از حاضرین در مورد نفت

ساعت ۱۸:۳۰ روز شنبه ۴۵/۸/۲۸ جلسه کمیته مرکزی حزب ایران در منزل باقر کاظمی واقع در محمودیه شمیران با حضور باقر کاظمی، دکتر شاهپور بختیار، مهندس کاظم حسیبی، ابوالفضل قاسمی، ملک ناصرالدین موسوی، جمال حسین‌زاده اسکوئی تشکیل گردید. در این جلسه فریدون امیرابراهیمی به علت مسافرت حضور نداشت. ابتدا بحث درباره مسئله نفت شروع شد و اساس این بحث روی مقاله تهران مصور و حمله به روش دکتر محمد مصدق و جبهه ملی و نامه تأییدی دکتر خلیل طالقانی به آن مجله بود. سپس مهندس کاظم حسیبی ضمن شرح تاریخچه مفصلی گفت که ما در تمام مذاکرات با بانک بین‌المللی میسیون گارنر عقب نکشیدیم و آن‌ها هم قصد انطباق با نظرات ملی شدن صنعت نفت را نداشتند و می‌خواستند کلاه سر ما بگذارند. سپس درباره مهندس طالقانی صحبت به میان آمد و از بدسلیقگی او در سد گلپایگان گفتگو گردید و گفته شد که او روابط بسیار نزدیک غیرطبیعی با مقامات آمریکایی داشت و اغلب در جلسات هیئت وزیران راجع به مسائل مطرح شده با سفیر کبیر و یا وارن (رئیس اصل چهار) صحبت می‌کرد. در این وقت دکتر شاهپور بختیار گفت مهندس زنگنه به من گفت آمریکایی‌ها قبل از 28 مرداد به من و طالقانی گفتند ما مصدق را منکوب می‌کنیم، از این جهت او استعفا داد ولی من باقی ماندم.

سپس درباره نامه مهندس طالقانی به مجله تهران مصور اظهار نظر شد که بیشتر این نامه صرف نظر از تایید مطالب مجله، خودنمایی مهندس بوده است که می‌خواسته بگوید ما هم آن روز کاره‌ای بوده‌ایم. بعد باقر کاظمی از شرکت ابوالفضل قاسمی در این جلسه که به عللی در جلسات سابق حاضر نمی‌گردید، اظهار خوشوقتی کرد و به حاضرین گفت که با قاسمی بحث می‌کردیم، ایشان پیشنهاد خیلی خوبی کردند و آن این بود که تاریخچه برای حزب ایران نوشته شود و به طور قطع در بحث تاریخ سیاسی معاصر بحثی از ما خواهد شد که اگر خود ما حقایق را در دسترس نگذاریم، احتمال دارد قضاوت‌ها صحیح نباشد. پس از طرح این موضوع، حاضرین خود قاسمی را صالح برای این کار تشخیص دادند که به اتفاق ملک ناصرالدین موسوی، دو نفری این کار را انجام دهند. سپس بحث درباره مسئله نفت و پیشنهادات شاه به کنسرسیوم طرح گردید و افراد هر سه پیشنهاد شاه را تأیید نمودند. بعد درباره مسئله گاز نفت، باقر کاظمی سوال کرد. دکتر بختیار پاسخ داد که من خبر دارم کنسرسیوم مخالفت کرده و گفته است شما حق نداشتید بدون اجازه ما یکی از مشتقات نفت را بفروشید و ایران نیز جواب سختی به کنسرسیوم داده است. مهندس حسیبی گفت گاز حق ایران است، قیمتی در قرارداد برای آن گذاشته‌اند و ایران حق دارد با پرداخت آن قیمت، گاز را بفروشد. کنسرسیوم بیهوده می‌گوید. شاید هم فشارهای اخیر دولت ایران یکی منجر به حل قرارداد گاز باشد...

کاظمی گفت خبر دارید اعلیحضرت در سلام مبعث اشاره‌ای به دکتر محمد مصدق و روش او کردند و گفتند عده‌ای بودند پیت نفت به دست گرفته، می‌خواستند نفت را به قیمت ارزانی بفروشند و من در این مورد نامه‌ای برای دکتر مصدق فرستادم. جواب داد حالا موقعش نیست.

این جلسه در ساعت ۲۰:۰۰ به پایان رسید.

نظریه ـ چون چگونگی موضوع ارسال نامه برای دکتر مصدق کاملا مشخص نمی‌باشد، بدین جهت تحقیقات تکمیلی در این زمینه ادامه دارد و مراتب متعاقبا اعلام خواهد گردید.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: