فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۰۷۲۱
به گزارش اسناد

بازیِ نفت و نقش شاه در گرانی بنزین آمریکا!

بازیِ نفت و نقش شاه در گرانی بنزین آمریکا!
مقاله پیش‌ٍرو، نوشته جیمز مک‌کارتنی در خبرگزاری نایت نیوز، یکی از گزارش‌های شاخص در دهه هفتاد میلادی‌ست که تصویری روشن از وابستگی عمیق نظامی و اقتصادی ایرانِ دوران شاه به ایالات متحده ارائه می‌دهد. نویسنده، با تکیه بر آمار و منابع رسمی، نشان می‌دهد چگونه ایرانِ محمدرضا شاه در سایه درآمدهای نفتی و با پشتیبانی آمریکا، به زرادخانه‌ای بزرگ در منطقه بدل شد؛ روندی که نه بر توسعه ملی، بلکه بر تحکیم سلطنت و تأمین منافع غرب استوار بود.
شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۴

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در میانه دهه ۱۹۷۰ میلادی (۱۳۵۰ خورشیدی)، رسانه‌های غربی به‌تدریج از ابعاد گسترده خریدهای تسلیحاتی رژیم پهلوی پرده برداشتند. مقاله پیش ‌ِرو، نوشته جیمز مک‌کارتنی در خبرگزاری نایت نیوز، یکی از گزارش‌های شاخص آن دوره است که تصویری روشن از وابستگی عمیق نظامی و اقتصادی ایرانِ دوران شاه به ایالات متحده ارائه می‌دهد. نویسنده، با تکیه بر آمار و منابع رسمی، نشان می‌دهد چگونه ایرانِ محمدرضا شاه در سایه درآمدهای نفتی و با پشتیبانی آمریکا، به زرادخانه‌ای بزرگ در منطقه بدل شد؛ روندی که نه بر توسعه ملی، بلکه بر تحکیم سلطنت و تأمین منافع غرب استوار بود.

ایران این روزها درگیر یکی از بزرگ‌ترین و سریع‌ترین برنامه‌های تقویت نظامی در دوران معاصر است.کارشناسان آمریکایی برآورد می‌کنند که ایران طی چند سال اخیر حدود ۸ میلیارد دلار برای خرید تجهیزات نظامی از کشورهای مختلف، از جمله ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، هزینه کرده است. این رقم به‌زودی از ۱۰ میلیارد دلار فراتر خواهد رفت و احتمالاً باز هم افزایش می‌یابد.

ایالات متحده تا اعماق این روند درگیر است. در واقع، اصلی‌ترین تأمین‌کننده و پشتیبان ایران محسوب می‌شود. اما خریداران جهانی نفت و بنزین نیز در این ماجرا سهیم‌اند؛ زیرا در نهایت، آنها هستند که بهای این سیاست را می‌پردازند.

دفعه بعد که به پمپ‌بنزین محل خود می‌روید و افزایش قیمت را می‌بینید، به یاد ایران بیفتید. شاه ایران، این پادشاه مقتدر، سهم مهمی در بالا رفتن بهای نفت و بنزین داشته است.

انبوهی از فروشندگان تسلیحات آمریکایی به ایران سرازیر شده‌اند؛ هتل‌ها مملو از خریداران و پیمانکاران نظامی است و انتظار می‌رود این روند ادامه یابد.

نتیجه چنین رویدادی، دگرگونی اساسی در معادله قدرت در منطقه است؛ تحولی بزرگ در سیاست و راهبرد جهانی که تاکنون توجه چندانی به آن نشده است.

دلیل این سطح از درگیری ایالات متحده در ایران هرگز به‌روشنی برای افکار عمومی آمریکا توضیح داده نشده، هرچند خطرات آن آشکار است. سرمایه‌گذاری کنونی آمریکا در ایران از نظر حجم، حتی از سرمایه‌گذاری‌های اولیه‌اش در ویتنام نیز فراتر رفته است. اما اینجا نوع دیگری از بازی در جریان است: بازی نفت.

واشنگتن آگاهانه خطر کرده تا جریان نفتی که چرخ اقتصاد صنعتی غرب و ژاپن را می‌چرخاند، حفظ شود. راهبرد آن روشن است: پشتیبانی از نوسازی نظامی ایران. مقامات آمریکایی البته به صراحت نمی‌گویند.

آمریکا همه سرمایه خود را روی محمدرضا شاه پهلوی گذاشته است، پادشاهی که خود را «نور آریاییان» می‌خواند و رویای عظمت و قدرتی جهانی برای کشورش در سر دارد.

شاه دیکتاتوری است که هر که را بخواهد زندانی می‌کند، مطبوعات را از سانسور می‌گذراند و حکومت را با فرمان‌های شخصی اداره می‌کند. شیوه فرمانروایی‌اش یادآور پادشاهان اروپایی قرن نوزدهم است.

او ادعا می‌کند که در پی ساختن «تمدنی بزرگ» است؛ آمیزه‌ای از شرق و غرب که به‌زعم خودش شکل تازه‌ای از «دموکراسی ایرانی» را پدید می‌آورد. اما در مصاحبه‌ای گفته بود: «من دموکراسی غربی شما را نمی‌خواهم!»

آنچه او واقعاً می‌خواهد، توسعه کشور عقب‌مانده‌اش و در عین حال حفظ سلطنت خویش است، و معتقد است قدرت نظامی هر دو هدف را تأمین می‌کند.

ایران می‌تواند چنین هزینه‌ای را بپردازد؛ درآمد نفتی کشور بین ۱۶ تا ۱۸ میلیارد دلار در سال برآورد می‌شود. ایران پس از عربستان، دومین تولیدکننده بزرگ نفت در خاورمیانه است و شاه، پیشتاز افزایش بهای جهانی نفت بوده است.

با این حال، شاه از گفت‌وگو درباره ابعاد این خریدهای تسلیحاتی با مردمش، که بسیاری از آنان در فقر به سر می‌برند، پرهیز دارد. مطبوعات سانسورشده ایران به ندرت به این موضوع اشاره می‌کنند.

یکی از مقام‌های آمریکایی با احتیاط گفته است: «شاه می‌ترسد مردم درک نکنند و فکر کنند این پول بهتر بود صرف بهبود زندگی‌شان شود.»

برنامه تسلیحاتی ایران شگفت‌انگیز است و شامل پیشرفته‌ترین سلاح‌های آمریکایی می‌شود که برخی نیز در مرحله آزمایشی هستند.

برای نمونه، ایران در ماه‌های اخیر ۸۰ فروند جنگنده اف-۱۴ سفارش داده؛ پیشرفته‌ترین هواپیمای نیروی دریایی آمریکا که حتی در داخل ایالات متحده هنوز به‌طور کامل عملیاتی نشده است. این جنگنده‌ها به ناوگانی افزوده می‌شوند که هم‌اکنون حدود ۴۰۰ فروند هواپیمای رزمی دارد، از جمله ده اسکادران اف-۴ فانتوم.

با خرید این هواپیماها، ایران عملاً به کاهش هزینه تولید آن برای نیروی دریایی آمریکا کمک می‌کند. هر فروند اف-۱۴ بیش از ۱۵ میلیون دلار قیمت دارد.

ایران همچنین ۷۰۰ فروند بالگرد رزمی و تهاجمی سفارش داده است؛ همان نوعی که در جنگ ویتنام به‌کار رفت. افزون بر آن، حدود ۱۰۰۰ تانک چیفتن انگلیسی در راه است تا به ناوگان کنونی، شامل تانک‌های آمریکایی ام-۴۷ و ام-۶۰ افزوده شود.

در کنار آن، نیروی دریایی ایران نیز توسعه شتابانی دارد. پایگاه‌هایی بزرگ در سواحل خلیج فارس در حال احداث است که مهم‌ترین آن در بندرعباس قرار دارد؛ گذرگاه تنگه هرمز و شاهراه صدور نفت جهان.

حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد نفت صادراتی جهان از ایران، عربستان، کویت، ابوظبی و سایر شیخ‌نشین‌های نفت‌خیز از همین تنگه‌های باریک عبور می‌کند. شاه سوگند خورده که این تنگه‌ها همیشه باز بمانند. از نگاه او، معادله ساده است: اگر جریان نفت قطع شود، توسعه ایران نیز متوقف خواهد شد.

ایران برخلاف کشورهای عربی در تحریم‌های نفتی ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ شرکت نکرد و به‌گفته ناظران آمریکایی، «کارنامه‌ای پاک» در این زمینه دارد.

ایران کشوری مسلمان است، اما عرب نیست. زبان رسمی آن فارسی است و مردمانش خود را ایرانی می‌دانند، نه عرب. از همین روست که در نقشه‌های عربی، نامی از «خلیج فارس» دیده نمی‌شود و تنها «خلیج عربی» درج شده است.

شاه خود را پلیس خودخوانده خلیج فارس می‌داند؛ و امروز از دید بسیاری از ناظران غربی، او تنها قدرتی است که می‌تواند در برابر هر تهدیدی در منطقه ایستادگی کند؛ جز شاید در برابر اتحاد شوروی.

این خبر را به اشتراک بگذارید: