فروشگاه
X
کد خبر: ۱۰۷۲۹
واکاوی وضعیت تاریخ انقلاب در حوزه نشر در گفتگو با سعید فخرزاده؛

جمله کلیدی رهبر انقلاب درباره کتاب و کتابخوانی/ ۲۰ هزار ساعت مصاحبه در آرشیو مانده است

عکس لید
فخرزاده در این گفتگو با واکاوی وضعیت تاریخ انقلاب در حوزه نشر، عدم برنامه‌ریزی مناسب، در دست نداشتن نقشه راه، مدیریت سلیقه‌ای، ضعف در تبلیغ و اطلاع‌رسانی و عملکرد جزیره‌ای نهادهای حوزه تاریخنگاری انقلاب اسلامی را از جمله آسیب‌های وضع موجود دانست. او همچنین روایت قابل توجهی از نقطه نظرات رهبر انقلاب درباره زنجیره تولید، نشر و بازخورد کتاب دارد.
دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۵

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی- بهنام علیپور؛ نشر و پخش کتاب با مضمون تاریخ انقلاب همواره فراز و فرود بسیار داشته و با چالش‌های متفاوت مواجه شده است؛ به همین بهانه و به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی با حجت‌الاسلام سعید فخرزاده نویسنده و دبیر مجمع هماهنگی مراکز تاریخ‌پژوهی و بانک‌های اسنادی ایران (مهتاب) به گفتگو نشستیم که مشروح آن در ادامه از نظر می‌گذرد. 

به عنوان اولین سؤال بفرمائید که محتوا و مضمون آثاری که وقایع تاریخی انقلاب را شامل می‌شود تا چه اندازه پاسخگوی نیاز جامعه است؟ و آیا انتخاب موضوع بر اساس نظام عرضه و تقاضا یا عطش جامعه به آگاهی از وقایع تاریخ است یا نه بر اساس میل و باطنیات نویسنده و یا پژوهشگر است؟

در گذشته می‌گفتند که آیا مثلاً فلان نهاد نظم دارد؟ بعد می­گفت که نه، بعد می­گفتتند که چرا؟ گفت به خاطر اینکه دشمن را ما گول بزنیم چون وقتی ما خودمان نمی­دانیم می‌خواهیم چه کار کنیم قطعاً دشمن نیز نمی‌تواند پیش‌­بینی کند و ما به هدف­مان می­رسیم. ما اساساً در حوزه فرهنگ مدیر برنامه‌ریز خوبی نیستیم؛ هیچ برنامه‌ای، هیچ مدیریتی، هیچ اتاق فکری برای حوزه انقلاب اسلامی نیست. حداقل در حوزه دفاع مقدس آمدند یک بنیادی شکل دادند که بالای سر همه مراکز تولید دفاع مقدس باشد؛ اما آیا در حوزه انقلاب ما چنین چیزی داریم؟

پس مهتاب چیست؟

نه؛ مهتاب که این آدم‌ها دور خودشان جمع شدند با هم خودشان هماهنگ باشند اما هیچ نظارتی بر تولیدات ندارند، مهتاب  نمی­تواند بر کار نظارت داشته باشد؛ به خاطر اینکه دبیرخانه خیلی قوی‌ای نداشته و این کار را نکرده است. به طور طبیعی آدم انتظار دارد که یک مرکزی در حوزه انقلاب اسلامی بتواند برنامه‌ریزی کند و جایی که بین مراکز این کار را می‌کند، مرکز اسناد انقلاب اسلامی است.

 به نظر می‌­آید که دیگر مراکز حاضر نیستند سرپرستی مرکز اسناد را بپذیرند، بنابراین مراکز آمدند به صورت خودجوش بر اساس فهم خودشان یک هماهنگی کردند ولی هنوز به آن ایده‌­آل نرسیدیم که بنشینیم برنامه‌­ریزی و کار کنیم.

پس بنابراین ما اساساً هیچ برنامه‌ای برای تولید محتوا در حوزه انقلاب اسلامی چه در حوزه نشر نداریم که از کجا شروع کنیم و به چه بپردازیم. این به زعم و سلیقه مدیر مجموعه یا نویسنده است؛ او احساس کند این موضوع مهم است حالا یا حادثه‌­ای پیش می‌آید موضوع روز است، جذابیت دارد، طرف به خاطر موضوع روز می­‌رود یا مثلاً به گونه­‌هایی وابسته است به آن گروه فکری­ که مثلاً ایشان راجع به آن کار کرده است یا کسی بانی می‌­شود و نویسنده را به کار می‌گیرد، هیچ برنامه منسجمی که بگوییم از کجا شروع کنیم به کجا ختم شود نداریم.

ممکن است گرایش‌های اعتقادی-سیاسی در انتخاب موضوع دخیل باشد؟

حتماً؛ همه این­‌ها دخیل است، سلیقه فرد و قابلیت دسترسی هم مهم است؛ مثلاً من نگاه می­کنم می­بینم ماجرای مک‌فارلین. خب؛ اگر من بخواهم بروم تحقیق کنم به نظرتان منابع در اختیار من قرار می‌گیرد؟ نه؛ پس من نمی‌روم به سمتش.

پس گاهی میل هست، دسترسی وجود ندارد؟

بله؛ محقق می‌بیند امکانات نیست یا دسترسی سخت است، بنابراین  به سمتش نمی‌رود.

یعنی حتی اگر تقاضا و میل وجود داشته باشد ممکن است به علت عدم دسترسی به منابع یا مثلاً اسناد یا مثلاً افراد که میل به مصاحبه ندارند، آن تحقیق و پژوهش کأن لم یکن شود؟

بله؛ همین گونه است بنابراین نمی‌روند به این سمت که این کار را انجام دهند لذا از این جهت من می‌خواهم بگویم که دلایل بسیار زیادی وجود دارد؛ اولین آن این است که ما برنامه نداریم که از مسائل انقلاب اسلامی بیاییم فهرست موضوعی تهیه کنیم و بر آن اساس تقسیم‌بندی کنیم؛ مثلاً رهبری یک بار به بچه‌­های جنگ در جلسه‌­ای گفت بروید یک فهرست موضوعی تهیه کنید که دفاع مقدس ما چه موضوعاتی را شامل می‌شود؟ اصلاً ابعاد این فضای دفاع مقدس ما چیست؟

بنابراین اول یک فهرست موضوعی در بیاوریم، بعد بر اساس آن فهرست موضوعی نگاه کنیم و برنامه‌­ریزی، تقسیم وظایف کنیم و هر حوزه را به چند پژوهشگر بدهیم؛ حالا من سؤالم این است که مثلاً راجع به انقلاب ما فهرست موضوعی داریم یا نداریم؟ مسائل انقلاب را در چه ابعادی می‌­بینیم؟ مثلاً من سؤالم این است که آیا امام خمینی اساساً تشکیلات داشت؟ به عنوان نمونه خاطرات یک مبارز علیه رژیم پهلوی مثل عزت‌شاهی که جذاب هم هست اولویت اول را دارد، ولی آن دلیلی که مردم برایش انقلاب می‌کنند که فساد و وابستگی رژیم پهلوی است اولویت آخر است؟!

یعنی به شاخ و برگ پهلوی‌ها پرداخته‌اند؟

ببینید عده‌ای پهلوی­ها را منزه می‌کنند و ما هنوز سردرگم هستیم. مثلاً من همیشه به بچه‌ها گفتم فرق بین نهضت ۱۵ خرداد با نهضت ۵۷ چیست؟ اصلاً آیا نهضت ۱۵ خرداد یک نهضت سرنگونی بود؟ یعنی قرار بود که رژیم پهلوی را سرنگون کنند؟ یا نه یک نهضت اعتراضی بود؟ فقط، خواستند اعتراض کنند.

بنابراین شما ۴۲ را اصلاحی و ۵۷ را انقلابی می‌دانید؟

من می­گویم اعتراضی بوده است، حالا من سؤالم این است که آیا واقعاً با تدبیر و آگاهی روی مردم کار کردند تا ۵۶، ۵۷ مثل دانه‌­هایی که کاشته شده است یک دفعه شکوفا شدند؟ خب اگر اینگونه است؛ ساختاری که مامور این کار بوده کجاست؟ چگونه کار کردند؟ با چه روشی؟ 

یک عده‌ای می‌گویند که بعضی از مراجع و علما اذعان داشتند که امام اساساً به تشکیلات قائل نیست و اعتقادی به این تشکیلات نداشت. خب؛ سؤال من این است که پس این جریان انقلاب چگونه هدایت می­شد؟ چگونه اداره می­شد؟

از بحث خارج نشویم، پس شما می­گویید برنامه­ریزی­ لازم برای خلق آثار تولیدی و تألیفی وجود ندارد که به کدام سمت و سو هدایت شود یا از نیاز وعطش جامعه نسبت به آگاهی از یک رخداد تاریخی تبعیت کند پس می‌توانیم بگوییم ضعف مدیریت وجود دارد یا اصلاً مدیریتی وجود ندارد؟

به نظر من اصلاً مدیریتی وجود ندارد. منظورم مدیریت کلان است، ممکن است مدیریت بخشی وجود داشته باشد. مثلاً در مرکز اسناد بالأخره یک مدیریت خاصی هست؛ یا مؤسسه مطالعات پژوهش سیاسی برای خودش یک مدیریت خاصی را دارد ولی در مجموع، نشر که باید مدیریتی را انجام بدهد مدیریت ندارد.

درجلسه‌ای که با رهبری داشتیم گفتم آقا این بچه‌­هایی که می­روند به جنگ و مبارزه می‌کنند، این­‌ها فردا معلوم نیست زنده باشند، این خاطره‌ها مهم است، این‌­ها چیزهایی دیدند، این­‌ها حرف­هایی دارند که دیگر نمی­‌شود جای دیگر پیدا کرد یعنی پشت جبهه پیدا نمی­شود.

ناب است، بکر است.

بله؛ بکر است؛ ولع گردآوری برای من مهم بود، اما خب بخش­های دیگر باید نشر بدهند؛ بیش از ۲۰ هزار ساعت ما مصاحبه گرفتیم، هنوز آن مصاحبه‌ها در آرشیو مانده است.

 چرا پیاده نمی‌شود؟

پیاده شده است.

 چرا منتشر نمی‌شود؟

این را باید از سپاه بپرسید، من گلویم پاره شد انقدر که گفتم.

دوره آقای درودیان را می­فرمایید؟

نه درودیان در مرکز اسناد جنگ است، ما در تبلیغات سپاه بودیم. آن­ها (تبلیغات سپاه) کارشان در واقع این بود که آقا ما می‌خواهیم رصد نظامی بکنیم، تجربیات نظامی را جمع کنیم برای آینده، آن­ها نگاه­شان اصلاً نگاه نظامی داشتند به کار ولی ما در تبلیغات نگاه فرهنگی داشتیم.

پس آن افراد به دنبال تجربه­‌افزایی در حوزه نظامی بودند، نه دنبال تاریخ­‌پژوهی؟

بله؛ دنیال تجربیات نظامی بودند. بعد یک مدت ما آمدیم در حوزه هنری به نشر فکر کردیم، مثلاً به این فکر کردیم که کتابی که تولید می‌کنیم منتشر بشود ولی بعد دیدیم خوب توزیع نمی‌­شود یا بعد از توزیع درست، هیچ بازخوردی از مخاطب نمی‌­گیریم.

مثلاً من کتابی راجع به صیاد شیرازی کار کردم، مصاحبه کردم، به عنوان ناگفته‌­های جنگ آقای دهقان زحمت کشید و ویراستاری­ کرد، خیلی این کتاب برای من ارزشمند است چون صیاد شیرازی در تمام روایت‌هایش دست خدا را دارد قشنگ ترسیم می‌کند یعنی شما دست خدا را دارید می­بینید؛ وقتی که به ۴۰ چاپ رسید، من دادم به چند جوان تا بخوانند. خواندند و گفتند نمی‌فهمیم آن را! تعجب کردم ولی بعد یک دفعه متوجه شدم که یک سری بدیهیاتی هست برای آدم­هایی که در جنگ­اند قابل فهم است ولی برای دیگران نه. 

منظور نحوه زیست و تجربه کردن آن رخداد؟

بله!  نشر، پخش، بازخورد. حتی سوژه؛ ببیند سوژه بر مبنای چند تا موضوع هست: یکی اینکه من ضرورت احساس می­کنم مردم از این موضوع بدانند، یکی اینکه مردم تقاضا دارند راجع به چنین موضوعی بدانند.

یعنی جامعه عطشش را دارد؟

بله؛ غالباً اینگونه است که اگر بتوانی در زمانی که ذهن جامعه راجع به یک موضوعی حساس شده است، آن اثر را تولید کنی خیلی بیشتر مورد توجه است. پس آنچه که من تجربه کردم این بود که انتخاب سوژه، تولید با کیفیت، توزیع خوب مهم است؛ و بعد برایمان سطح مخاطبمان معلوم می‌شود که از آن طریق می‌فهمیدیم برای چی داریم تولید می‌کنیم؟! بتوانیم فهم مخاطب را بفهمیم.

منظور جامعه هدف است؟

بله؛ و من با اشتیاق داشتم این تجربه‌ی خودم را به حضرت آقا می‌گفتم که آقا ما به این نتیجه رسیدیم که باید زنجیره را حفظ کنیم (زنجیره نشر، توزیع و بازخورد) با عشق این‌ها را توضیح می‌دادم که آقا گفتند کافی نیست! ایشان گفتند اثرگذاری؛ شما اگر به اثرگذاری فکر کنید همه‌ی این مراحل در آن هست. بعد من دیدم - اِی داد بیداد درست است، ما خیلی مطالب را می‌توانیم بگوییم ولی به اثرگذاری فکر نکردیم. حالا مثلاً من می‌گویم چگونه می‌خواهی رصد کنی اثرگذاری را؟

فکر می‌کنم در یک جمله رهبری خلاصه کردند؛ وقتی شما به اثرگذاری فکر کنید به نیاز جامعه فکر می‌کنید. به نحوه‌ی عرضه و...

بله؛ دقیقاً همه‌ی زنجیره در آن هست ولی اگر همه‌ی آن را انجام دهی و به اثرگذاری فکر نکنی تو ابتری. آقا فرمودند همه‌ی این‌ حرف‌ها که می‌زنید خوب است ولی شما یک چیز کم دارید - کامل نیست - اثرگذاری را باید ببینید.

ایشان ختم کلام را گفتند.

خب؛ این دیگر کامل است. ببینید بعضی آقایان می‌گفتند که امر به معروف و نهی از منکر اگر احتماًل تأثیر ندهی از گردن شما ساقط می‌شود. امام نظرشان این نبود. امام می‌گفت این شرط را گذاشته‌اند که موظف بشوی تا یک روشی پیدا کنی که تأثیرگذار باشد، نه اینکه از گردنتان ساقط ‌شود.

باید امر به معروف و نهی از منکر بکنی ولی به روشی که تأثیر بگذارد، یعنی باید تأثیرگذار باشد. این شرط دین است یعنی نه اینکه اگر تأثیر نگذاشت پس ما از گردنمان ساقط می‌شود. همین نوع نگاه را باید در نشر آورد.

آیا آمدیم به مردم یاد بدهیم که آقا زحمت کشیدی این کتاب را خواندی، ممنونت هستیم، لطفاً در این سامانه به این سؤالات ما پاسخ بده؟

سابقاً در انتهای کتاب یک پرسشنامه‌ای تعبیه می‌شد که همین رسالت را داشت.

بله. ببینید بعضی‌ها به چاپ فکر می‌کنند یعنی می‌گویند تعداد چاپ‌ها نشان می‌دهد که استقبال هست. بعد می‌بینیم که اینگونه نیست.

یعنی خریداری و بایگانی می‌شود در مراکز یا ادارات؟

به خاطر اینکه مثلاً آن کتاب حالا به هر دلیلی توصیه شده است کتابخانه‌ها می‌خرند. کتابخانه‌های ارتش وجود دارد، کتابخانه‌های سپاه وجود دارد، سازمان‌ها و ادارات وجود دارد، هدیه به مدیران وجود دارد، همین‌ها خودش بیست تا چاپ می‌خورد دیگر.

با توجه به این صحبتی که کردیم و صحبتی که قبل از این داشتیم، سلسله کتاب‌هایی که در حوزه‌ی نشر تاریخ انقلاب اسلامی منتشر می‌شود جذابیتی برای نسل جدید دارد؟ یا اصلاً می‌تواند اثرگذار باشد؟ نشرهای انقلابی که دغدغه‌ی تاریخ‌نگاری انقلاب دارند یا آن را دنبال می‌کنند تا چه میزان پاسخگوی میل جوانان بوده‌اند؟ این جوانی که امروز می‌گوید رضا شاه روحت شاد، نشان دهنده‌ی ضعف در حوزه نشرآثار تاریخی انقلاب نیست؟

ببینید اگر از من می‌خواهید چون من مطالعه آماری نداشتم و نمی‌توانم به شما بگویم چقدر تأثیرگذار می‌شود، چقدر جذابیت داشته است. در همین حدی که مثلاً همین کتاب را خوب خریدند یا افرادی کتاب را خواندند و گفته‌اند این کتاب خیلی تأثیرگذار بود، خیلی جالب بود برای ما. مثلاً می‌گویم‌ اگر ۲ هزار نفر کتاب را بخوانند، از آن خوششان بیاید ما این را موفق می‌دانیم.

برآورد شخصی‌تان است؟

بله؛ برآورد شخصی بوده. می‌گوییم اگر ۲ هزار نفر این کتاب را خوانده باشند و از آن خوششان آمده باشد. نه خریده باشند و ممکن است زیاد خریدند ولی نمی‌خوانند که. من نوعی کتاب می‌خرم ولی نمی‌خوانم. من یادم هست یک کتابی چاپ شد به نام «معمای هویدا».

عباس میلانی.

بله؛ میلانی. این کتاب تجدید چاپ می‌خورد؛ چاپ اول، چاپ دوم، چاپ سوم، بعداً فهمیدیم بازی‌ست. جالب است آن موقع سوبسید می‌دادند به کتاب یعنی پول کاغذ سوبسیددار می‌دادند به ناشر. بعد این کتاب چاپ می‌شد با سوبسید ایران، می‌رفت خارج از کشور توزیع می‌شد. یعنی با سوبسید نظام جمهوری اسلامی ایران راجع به هویدا تبلیغ می‌شد.

چه دوره‌ای؟

همان دهه‌ی ۸۰ که من در فرهنگسرا بودم، کتاب دیگری هم بود در رابطه با شعبان بی‌مخ.

کتاب خانم هما سرشار.

آن طرف آب، ایرانی‌ها می‌خواندند حالا شما تصور کنید آن زمان یک کتاب از لحاظ هزینه چاپ آنجا در می‌آمد ۱۰ دلار، بعد اینجا نیم دلار هزینه چاپش بود! حملش هم می‌کردیم می‌شد ۲دلار! خب خیلی مردم می‌خریدند و به خارج از کشور می‌بردند.

پس حذف سوبسید‌ها که بعداً شکل گرفت می‌تواند بر همین مبنا باشد؟

بله؛ چون یک جاهایی برای چاپ کتاب سوبسیدها می‌گرفت برای هزار نسخه، بعد هزار نسخه چاپ نمی‌کرد.

تولیدات ما، نشر ما، تألیف ما، در حوزه‌ی تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی بیشتر جنبه‌ی آگاهی‌بخشی و پاسخ به تقاضای جامعه دارد یا به دنبال این هستند که بیلان آخر سال پر بشود؟

نمی‌توانیم بگوییم صددرصد یک طرفه است ولی ببینید ما یاد گرفتیم که آمار برایمان مهم باشد.

آمار سازمانی؟

سازمان‌ها خیلی برایشان تعداد کتاب مهم است. مثلاً من یادم است مرکز اسناد انقلاب اسلامی همیشه افتخار می‌کرد که آقا من همیشه پنج تا کتاب در هفته چاپ می‌کنم.

چه دوره‌ای؟

دوره آقای حسنیان. من خودم به حاج آقا که ارادت هم داشتم؛ گفتم حاج آقا این کار را نکنید. ایشان گفت: «العهده علی الراوی، به ما ربطی ندارد». شما تصور کنید یک مرکز استانداردسازی وجود داشته باشد، می‌خواهد غذا تولید کند، بعد می‌گوید آقا مردم خودشان بروند تحقیق کنند ببیند این غذا سالم است یا سالم نیست به ما ربطی ندارد. بر عهده‌ی مشتری است.

شما معتقدید روش پژوهش ملاک نبود و فقط تولید مبنا قرار گرفته؟

بله.

شما به عنوان دبیر (مهتاب) که مستقیماً با مراکز تاریخ‌پژوهی انقلاب در ارتباط هستید نقاط ضعف و قدرت حوزه‌ی تاریخ‌پژوهی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

عرض کردم که یک جایی سند وجود دارد، یک جایی محقق، فرض می‌کنم اگر ما بتوانیم توانمندی‌هایمان را روی همدیگر بگذاریم.

هم افزایی را توصیه می‌کنید؟

اگر یک هم‌افزایی ایجاد بشود، یک مدیریتی ایجاد شود؛ و یک نقشه‌ی درستی برای حوزه‌ی تاریخ‌نگاری یا انقلاب انجام بشود، ما می‌توانیم بگوییم در این زمینه موفق هستیم. همین موضوع‌یابی مثلا، فرض ‌کنیم یک موضوعی هست، مربوط به دهه‌ی ۴۰ و الان آدم‌های دهه‌ی ۴۰ دارند از بین می‌روند، آیا این اولویت دارد یا ندارد؟ حداقل در ثبتش. من نمی‌گویم نیاز انتشارش. عدم ثبت این موضوع یک تهدید است. 

واقعاً ما می‌توانیم در هر شهری، در هر استانی، یک جایی بگذاریم بگوییم که کتاب‌های انقلاب توزیع ‌شود. همه بتوانند بگویند آقا هر موقع می‌خواهیم راجع به انقلاب تحقیق کنیم، ما می‌دانیم به فلان جا باید مراجعه کنیم. حتماً باید بیایم در نمایشگاه کتاب؟! جایی نیست که یک بولتن حوزه‌ی انقلاب بدهند و موضوع انقلاب را دسته‌بندی کنند؟

پس شما معتقدید در پخش ضعیف‌تر از نشر هستیم.

بله در پخش هم ما ضعیفیم.

در پخش دیگر بحران داریم؟

در اطلاع‌رسانی‌مان خیلی ضعیف هستیم. ببینید مثلاً می‌گویم یک کتابی چاپ شده بود، ۵ سال از آن کتاب گذشته بود، بعد یک محقق را من دیدم دارد کار می‌کند، گفتم آقا این کتابش چاپ شده. متعجبانه پرسید چاپ شده؟!

کتابخانه ملی هست یا آن سامانه lib.ir.

نخیر. آقا من آمار خواستم گفتم آمار بدهید چقدر کتاب راجع به فلان موضوع هست؟ ندارند.

از کجا آمار خواستید؟

موقعی که دارند فیپا را تهیه می‌کنند نتوانستند آن را دسته‌بندی و موضوع‌بندی کند. خیلی کلی است و چون کلی است شما اصلاً با انبوهی از آمار مواجهی.

کتابخانه ملی را می‌فرمایید؟

بله بعد لیست کتاب‌ها را به من بدهید من به عنوان دبیر مهتاب می‌خواستم، خیلی از کتاب‌ها نیست آنجا. حالا چرا نیست؟ من نمی‌فهمم آنجا چه ورودی‌هایی داشته که این‌ها جزء آن قرار نگرفتند؟

ما اینجا روزشمار ۱۵خرداد را در ۱۵ جلد کار کردیم ولی این روزشمارها هیچ موقع گسترده چاپ نمی‌شود چون به نفع ناشر نیست؛ این باید تبدیل بشود به نرم‌افزار و در دسترس عموم قرار بگیرد اما وقتی با متولیان امر صحبت میکنیم، می‌گویند ما مال‌مان را حراج نمی‌کنیم؛ تعجب کردم! بابا مگر شما هدفتان این نیست که این را بدهید به جامعه؟! هدفتان این نیست که به جامعه خدمات بدهید؟!

پس نگاه سرمایه‌محور به این مسئله نشر دارند نه فرهنگی؟

می‌گویم این‌ها جزیره‌هایی بسته‌اند. شما می‌روید در کتابخانه‌ای، متصدی می‌گوید، آمدند و این کتاب را خواندند و خراب شد مثلاً خش برداشت، ورقه‌هایش آسیب دید پس ما به هیچ کسی خدمات نمی‌دهیم. اصلاً خنده‌تان می‌آید که یک کتابخانه نخواهد سرویس بدهد. خنده‌تان می‌آید که یک نهادی شکل بگیرد و هدفش ترویج انقلاب اسلامی باشد بعد نخواهد به جامعه خدمات بدهد! بگوید اینها سرمایه‌های من است. الان این را کجا بدهم؟ برای چی بدهم به جامعه؟ من کلی پول خرج کردم.

به هرحال، شما روزشمار چاپ کردید خب این را نرم‌افزاری‌اش کنید، بدهید به مردم بگذارید این جوان‌های محقق ما می‌خواهند پژوهش کنند یک نرم‌افزار داشته باشند نروند.

پس یک شکل از توزیع هم می‌تواند همین نرم افزارها باشد؟

بله. انواع از توزیع‌ها را داریم، مثلاً در فضای نت با دانشنامه‌های مجازی (ویکی‌ها) که آمده.

چرا مجمع ناشران یا حتی نشر‌های انقلاب که دغدغه‌ی تاریخ‌نگاری انقلاب دارند یک پخش درست و حسابی ندارند؟ به عنوان مثال پخش گسترش مثلاً خیلی خوب کار می‌کند ولی یک پخش درست و حسابی که کتاب‌هایی که مضمون تاریخ انقلاب داشته باشد وجود ندارد، چگونه کتاب‌های چشمه، کتاب‌های نشر نی، کتاب‌های ققنوس خیلی راحت توزیع می‌شود. ولی کتاب‌های سوره‌ی مهر یا مراکز اسنادی توزیع مناسبی ندارد با اینکه بعضی‌هایشان خیلی درست و حسابی و تحقیقی است؟

به خاطر این که برنامه‌ای نداریم برای توزیع. یعنی نویسنده‌ای که این را می‌نویسد رابطه‌اش با کتاب قطع است. به نویسنده می‌گویند پول را بگیر و برو [پروژه است].

حضرت آقا ‌فرمودند که باید رابطه‌ی نویسنده با کتاب تا آخرین لحظه‌اش باشد. برویم نگاه کنیم و ببینیم کتاب‌های انقلاب که فروش می‌رود برای تدبیرهای ماست یا مال تقریظ‌های آقاست؟ آیا کتابی هست بدون اینکه آن فشار یا حمایت خاص نباشد در چرخه‌ی توزیع مخاطب خودش را داشته باشد؟ برای اولین بار یک کتاب به نام «رضای انقلاب» را نمی‌دانم دیدید تبلیغ کردند. فراوان تبلیغ کرده. همه مراجعه می‌کردند می‌گفتند آقا کتاب رضای انقلاب را ببینیم، حداقل دسترسی بود که ببینند. حالا نخرند هم نخرند. ببینید پس تبلیغات لازم است که ما یک تبلیغات گسترده.

ما سال ۷۲ شروع کردیم [کار در حوزه تاریخ‌نگاری انقلاب]، مرکز اسناد ۷۶ آمد پای کار (قبل از آن خیلی فعالیت موثر نداشت). ۷۲ ما کار را شروع کردیم در حوزه‌ی هنری دفتر ادبیات انقلاب، قبل از آن اصلاً ما کار نکرده بودیم هر چیزی بود خارجی‌ها کار می‌کردند. هاروارد کار می‌کرد، بی‌بی‌سی کار می‌کرد، چپ‌ها کار می‌کردند، سلطنت‌طلب‌ها کار می‌کردند، بهایی‌ها کار می‌کردند. آن‌ها داشتند کارشان را انجام می‌دادند در آن دهه، کتاب هم تولید کردند. بعد ما دهه‌ی ۷۰  تازه شروع کردیم. 

یعنی آقای بهبودی و آقای سرهنگی سال ۷۲ آمدند؟

آقای سرهنگی و بهبودی اول دهه‌ی ۶۰ و سال ۶۷ ولی برای بحث دفاع مقدس. ما آمدیم اینجا گفتیم بحث انقلاب پا بگیرد و بعد واحد خاطرات انقلاب راه انداختیم. بعد یواش یواش بحث روزشمار هم کنارش آمد، رجال هم آمد، حالا داستان دارد. این سه تا شد دفتر ادبیات انقلاب. سال ۷۴ در واقع دفتر ادبیات انقلاب شکل می‌گیرد و بعد آقای بهبودی می‌شود رئیسش.

موضوع دیگری که به ذهن می‌رسد این است که آیا به تولیدکنندگان ما در حوزه‌ی انقلاب سینما و تلویزیون خدمات می‌دهیم؟ آیا این‌ها اساساً می‌آیند سراغ مراکز اسنادی؟

برای تحقیق و پژوهش و نوشتن سناریو؟

بله؛ فیلم ساخته می‌شود ولی فیلم واقعاً موضوعش و محتوای آن برآمده از کتاب نیست.  تخیل است یعنی آدم فکر می‌کند مثلاً طرف تو تاکسی یک چیزی شنیده رفته سریال ساخته! یعنی انقدر سطحی. بعد خودش بافته دیگر، خودش نشسته بافته و کار کرده. خب این لازمه‌اش این است که ما بتوانیم یک جایی باشیم بگوییم آقا ما حاضریم سرویس بدهیم به شما.

با توجه به اینکه شما کتابی در رابطه با شهید صیاد  نوشتید، فیلم «صیاد» که در حال اکران است چقدر برآمده از تحقیق و پژوهش است؟ شما فیلم را دیدید؟

تحقیق زیاد کرده ولی یک طرفه!

یک طرفه؟

یک طرفه تحقیق کرده و اطلاعاتش ناقص است.

یعنی چی یک طرفه؟

یعنی مثلاً یک سری منابع ارتشی را خوانده، باید مجموعه‌ی سپاه و ارتش را می‌خواند.

یعنی در گردآوری ضعیف عمل کرده؟

بله؛ در گردآوری ضعیف بوده. از یک مرکز اطلاعات را گرفته و لذا یک بُعدی مسئله را دیده وقتی هم یک بعُدی مسئله دیده می‌شود تحریف است دیگر. ببینید سپاه خیلی عظمت داشت در شروع جنگ در این فیلم نشان می‌دهد که سپاهی‌ها کتونی می‌پوشند، بلد نیستند با اسلحه بجنگند، چون که آموزش ندیدند.

ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید

خواهش میکنم.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: