فروشگاه
X
کد خبر: ۱۰۸۱۵
جواد منصوری در گفتگو با irdc.ir مطرح کرد:

دچار نارسایی در شناخت غرب هستیم

عکس لید
ما در رابطه با غرب دچار نارسایی و عدم شناخت هستیم. نتوانستیم ماهیت نظام، اهداف و برنامه‌های غرب را درک کنیم و آنها با فضاسازی فرهنگ و هنر خود را به بخشی از جامعه ما قالب کردند. قبل از انقلاب؛ استاد ما در درس توسعه اقتصادی بحث بسیار مفصلی در این زمینه داشت تا اثبات کند که ما [ایرانیان] اساساً ژن توسعه نداریم و امکان توسعه‌یافتگی برای ما اصلا وجود ندارد ولی در آمریکا ژن توسعه‌یافتگی وجود دارد؛ به این دلیل آن‌ها همیشه توسعه یافته خواهند بود. لذا در ابتدا باید شناسایی کنیم که آنها در حمله از چه روشی استفاده می‌کنند که «خودتحقیری» یکی از آن روش‌هاست.
سه‌شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۸

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ «در مواجهه‌ی با دشمن به دفاع از آنچه که او شبهه‌آفرینی میکند اکتفا نکنید. دفاع لازم است البته، باید شبهه‌آفرینی دشمن را رد کرد لکن دشمن نقطه‌ضعف زیاد دارد.  آن نقطه‌ضعف‌ها را هدف قرار بدهید، به آن‌ها هجوم بیاورید.» این فراز مهم از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ۲۰ آذر ماه ۱۴۰۴ نشان از ماموریتی جدید در میدان مواجهه با غرب به خصوص در حوزه تبلیغاتی و رسانه‌ای دارد.

یکی از مقدمات این مهم، شناخت از توان و ابزار این کشور‌ها و ضد حمله یا حمله متقابل به کشور‌های استعماری است که اخیراً در بیانات مذکور به آن اشاره شد؛ برای تبیین این مسئله با جواد منصوری دیپلمات پیشین که آثار مرتبط در این حوزه از جمله کتاب «چالش‌های ایران و آمریکا» را تالیف کرده است به گفت‌و‌گو نشستیم که در ادامه از نظر می‌گذرد.

 

با توجه به بیانات اخیر رهبری مبنی بر حمله به نقاط ضعف دشمن، آیا تا امروز چنین رویه‌ای در دستگاه‌های فکری و عملی نظام و کشور جاری و ساری بوده است؟ شما چنین سابقه سراغ دارید؟

در جنگ‌های کوچک و بزرگ و در تقابل فرهنگ‌ها و در روابط دولت‌ها به طور معمول نکته‌ای که بسیار حائز اهمیت جلوه می‌کند این است که هر طرف طبیعتاً تمایل دارد که برطرف مقابل خود به نوعی یا تسلط کامل و تسلط نسبی پیدا کند؛ اما اشکال و میزان تسلط متفاوت است.

طبیعتاً یکی از اشکالی که تمام جریان‌ها و دولت‌ها انتخاب می‌کنند این است که طرف مقابل خود را تضعیف کنند یا به ضعف بِکِشانند و از این طریق در رودررویی نهایی پیروز شوند؛ در این ارتباط مهمترین کاری که معمولا صورت می‌گیرد این است که هر طرف سعی می‌کند نقطه قوت‌ها و امکانات خود را در اوج معرفی کند؛ به عبارت دیگر خود را در موقعیت پیروز نهایی نشان دهد؛ و برعکس، سعی می‌کند که طرف مقابل خود را در موضع ضعف معبه نمایش بگذارد.

در این زمینه، استعمار غرب در دو سه قرن اخیر موفقیت بزرگی داشته است و نقطه قوت‌های خود را به شکل بسیار گسترده‌ای مطرح کرد و به دیگران قالب کرده است و نقطه ضعف‌های خود را پنهان کرد.

آنها کشور‌های مستعمره را به گونه‌ای تربیت کردند که شیوه زندگی غربی برایشان آمال و آرزو شود؛ دلیل تسلط استعمار در دو سه قرن گذشته همین بود.

از طرفی کشور‌های مستعمره نیز مبتلا به خودتحقیری شدند و این مسئله در نفوذ غرب تاثیر بسیار داشت.

به خاطر دارم قبل از انقلاب که در دانشگاه تهران در رشته اقتصاد تحصیل می‌کردم، استاد ما در درس توسعه اقتصادی. بحث بسیار مفصلی در این زمینه داشت که نظریه‌ای را به دانشجویان منتقل کند تا با آن نظریه اثبات کند که ما [ایرانیان]اساساً ژن توسعه نداریم و امکان توسعه‌یافتگی برای ما اصلا وجود ندارد ولی در آمریکا ژن توسعه‌یافتگی وجود دارد؛ به این دلیل آنها همیشه توسعه یافته خواهند بود؛ لذا در ابتدا باید شناسایی کنیم که آنها در حمله از چه روشی استفاده می‌کنند که «خودتحقیری» یکی از آن روش‌ها است.

قبل از انقلاب؛ استاد ما در درس توسعه اقتصادی بحث بسیار مفصلی در این زمینه داشت تا اثبات کند که ما [ایرانیان] اساساً ژن توسعه نداریم و امکان توسعه‌یافتگی برای ما اصلا وجود ندارد ولی در آمریکا ژن توسعه‌یافتگی وجود دارد؛ به این دلیل آن‌ها همیشه توسعه یافته خواهند بود

بخش اعظمی از حملات دشمن مربوط به موج‌های رسانه‌ای است و نیاز به ضد حمله دارد، ضد حمله هم نیز نیاز به پیش‌زمینه و معلوماتی از جمله تسلط به زبان انگلیسی یا سایر زبان‌ها دارد؛ شما توان خبرنگاران ایرانی به عنوان سربازان رسانه‌ای را برای مقابله با حملات و متقابلاً حمله به نقاط ضعف دشمن چگونه و تا چه حد می‌بینید؟

یکی از امکانات و در واقع سلاح‌های قدرت‌های بزرگ مسئله رسانه، فرهنگ و هنر است که در این زمینه سرمایه‌گذاری‌های سنگینی نیز دارند. امروزه جهان غرب و استعمار هزینه‌ای که صرف تبلیغات می‌کند کمتر از هزینه نظامی نیست؛ چرا که این تبلیغات بسیار تاثیرگذار است.

غربی‌ها برای سلطه بر سایر کشور‌ها به دنبال این هستند که مردم آن کشور را شبیه به خود کنند و این کار از طریق رسانه و نفوذ در نظام آموزشی ممکن می‌شود؛ در حقیقت به جایی این که  نیرو‌های استعماری مستقیماً بر کشور و فرهنگ مسلط شوند از طریق پروژه «جهانی‌سازی» و رسانه این کار صورت می‌گیرد.

 اخیراً رئیس کمیته روابط خارجی آمریکا گفته است که اگر ایران دو کار انجام دهد مشکلاتش حل خواهد شد: ۱. اسرائیل را به رسمیت بشناسد ۲. فرهنگ ما را بپذیرد.

ما برای ضد حمله یا حمله به نقاط ضعف آنها به چه کاری باید انجام دهیم؟

خبرنگار، فیلم‌ساز، اساتید و رسانه‌های ما باید توان نفوذ خود را بالا ببرند و این مسئله نیاز به تخصص کافی دارد؛ همچنین باید توسعه رسانه‌ای را جدی‌تر بگیریم؛ تقویت زبان‌های بین‌المللی دیگر لازمه رسیدن به این هدف است.

کشور‌های اروپایی، روسیه و چین در تربیت نیرو‌های مسلح به زبان‌های دیگر هزینه‌های بالای می‌کنند؛ دانشگاه بین‌المللی چین در پکن ۳۸ دپارتمان زبان خارجی دارد.

از طرفی صد‌ها نفر اروپایی و آمریکایی در چین مشغول مطالعه و آموختن زبان و فرهنگ چینی هستند، چرا که معتقدند چین قدرت آینده دنیاست؛ اگر ما بتوانیم فرهنگ و ارزش‌های خود را به جهان معرفی کنیم قطعاً تعداد کسانی که حامی اسلام، شیعه و ایران خواهند بود افزایش پیدا می‌کند. طبیعتاً معرفی صحیح موجب خنثی کردن عملیات روانی و تبلیغاتی دشمن خواهد شد.

ما در رابطه با غرب دچار نارسایی و عدم شناخت هستیم و به نظر می‌رسد که مقام معظم رهبری نگران این مسئله است؛ به عبارت دیگر ما نتوانستیم ماهیت نظام، اهداف و برنامه‌های غرب را درک کنیم و آنها با فضاسازی فرهنگ و هنر خود را به بخشی از جامعه ما قالب کردند؛ در حالی که ما در این شرایط به سر می‌بریم اروپا و آمریکا برای مقابله با نفوذ چین و واکسینه کردن خود در مواجهه با قدرت‌گیری این کشور بسیاری از افراد را برای تحصیل به آنجا فرستاده‌اند.

بخشی از ضدحمله و حمله به دشمن، معرفی صحیح خودمان به مردم کشور‌های غربی است که با خوی استعماری فاصله دارند و این مهم از طریق رسانه‌های فعال ممکن می‌شود.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: