فروشگاه
☰ X
بازخوانی یک سناریوی قدیمی؛

از پاناما تا ونزوئلا؛ رئیس‌جمهور ربایی آمریکایی

از پاناما تا ونزوئلا؛ رئیس‌جمهور ربایی آمریکایی
نظیر سناریوی ونزوئلا در ۱۳ دی ۱۴۰۴ ـ که طی آن آمریکا به این کشور حمله کرد و رئیس‌جمهور آن را ربود و به خاک خود منتقل کرد ـ پیش‌تر در پاناما و درمورد مانوئل نوریه‌گا نیز رخ داده بود و این نشان از سنت مداخله‌گری در کشور‌های حوزه آمریکای لاتین دارد که به زعم دولتمردان آمریکا، حیاط خلوت ایالات متحده محسوب می‌شوند
يکشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۶:۲۷

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ بازداشت نیکلاس مادورو در ونزوئلا توسط ایالات متحده آمریکا در ۳ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۳ دی ۱۴۰۴)، نه یک اقدام بی‌سابقه، بلکه ادامه سنت دیرینه مداخله‌گری آمریکا در کشور‌های آمریکای لاتین است. ایالات متحده بار‌ها نشان داده هر جا منافعش اقتضا کند، از کودتا، تحریم یا تهاجم نظامی ابایی ندارد. تاریخ آمریکای لاتین گواه آن است که حتی نزدیک‌ترین مهره‌ها نیز در صورت نافرمانی، قربانی می‌شوند، چه رسد به افراد و نیرو‌هایی که با این دولت استعمارگر مخالفت بنیادین داشته باشند. سرنوشت مانوئل نوریه‌گا در پاناما نمونه‌ای روشن از الگوی رفتاری تکرارشونده آمریکایی‌هاست. آنچه امروز در کاراکاس رخ داد، دیروز در پاناما تمرین شده بود.

در ادامه به بازخوانی زمینه‌های حمله آمریکا به پاناما در سال ۱۹۸۹ میلادی (۱۳۶۸ شمسی) از زبان ویلیام بلوم در کتاب «سرکوب امید» می‌پردازیم. لازم به توضیح است ویلیام بلوم در کتاب خود به شرح دخالت‌های ایالات متحده آمریکا در ۵۵ کشور مستقل دنیا به بهانه‌های واهی پرداخته است.

نوریه‌گا، مهره‌ای وفادار در خدمت آمریکا

در اوایل سال ۱۹۷۱ [۱۳۴۹]، اداره مواد مخدر و دارو‌های خطرناک (که بعداً نام آن به سازمان مبارزه با مواد مخدر تغییر یافت) دلایل قطعی درباره دست داشتن عمیق نوریه‌گا در قاچاق مواد مخدر در اختیار داشت که برای تنظیم ادعانامه کافی بود. ولی موانع قضایی و سیاسی فراوان بود و نوریه‌گا به قدری در نظر سازمان سیا ارزش داشت که چنین کاری میسر نبود. با این همه، [ریچارد]نیکسون [رئیس‌جمهور وقت آمریکا]خواهان برکناری او بود. از جمله شیوه‌هایی که برای نیل به این هدف مورد بحث قرار گرفت، قتل او بود. این طرح تا جایی پیش رفت که یکی از اعضای واحد «لوله‌کش‌های واترگیت» را به مکزیک فرستادند تا برای رفتن به پاناما و اجرای مأموریت قتل منتظر دستور بعدی باشد. ولی قاتل هیچ‌گاه از این مرحله فراتر نرفت.

به هنگام مذاکرات درباره کانال پاناما در اکتبر ۱۹۷۶ [مهر ۱۳۵۵]، سه بمب در زیر اتومبیل‌هایی که در منطقه کانال پارک کرده بودند منفجر شد. مقامات آمریکایی معتقد بودند که بمب‌گذاری نشانه ملی‌گرایی است که گارد ملی نوریه‌گا از خود بروز می‌دهد. با وجود این، بوش در ماه دسامبر نوریه‌گا را در واشینگتن پذیرفت و دستور داد به عنوان مهمانی عالیقدر، سازمان مرکزی اطلاعات را به او نشان دهند. نوریه‌گا در مدتی که در واشینگتن به سر می‌برد مهمان ورنون والترز معاون سرشناس و بدنام بوش در سیا بود و در خانه او اقامت کرده بود.

نوریه‌گا با انجام دادن اقداماتی در اوت ۱۹۸۳ [مرداد ۱۳۶۲]به ریاست گارد ملی نایل شد که پس از چندی نام آن به نیرو‌های مسلح پاناما تغییر یافت. او عملاً رئیس کشور بود و بنابراین ارزش وی در نظر اربابان آمریکاییش افزایش یافت.

شش ماه بعد، کمیته فرعی دایم سنای آمریکا برای بازجویی‌ها، گزارش داد که «گواهان در پاناما اظهار می‌دارند باور عمومی بر آن است که گارد ملی با قاچاقچیان گوناگون مواد مخدر، اسلحه و انواع دیگر کالا‌های ممنوعه ارتباط دارد و از آنان پول دریافت می‌کند.»، اما در ماه نوامبر [آبان ۱۳۶۲]در واشینگتن برای نوریه‌گا قالی قرمز پهن کردند و از وی پذیرایی باشکوهی به عمل آوردند. او با مقامات کاخ سفید، وزارت خارجه و پنتاگون دیدار کرد و از صرف ناهاری چهار ساعته با ویلیام کیسی رئیس سیا لذا برد. کیسی که شاید بزرگ‌ترین پشتیبان نوریه‌گا در واشینگتن بود، در طی دهه ۱۹۸۰ دست‌کم شش بار با مرد قوی پامانا در واشینگتن و پاناما سیتی ملاقات کرد.

نوریه‌گا در طی این سال‌ها با انجام دادن خدماتی از قبیل ارسال اطلاعات درباره انبوهی از مسایل منطقه‌ای از جمله دیدارهایش با فیدل کاسترو و دانیل اورتگا، پناه دادن به شاه ایران در دسامبر ۱۹۷۹ [آذر ۱۳۵۸]، اجازه دادن به آمریکایی‌ها در استقرار ایستگاه‌های شنود در پاناما که مکالمات حساس را در سراسر آمریکای مرکزی و فراسوی آن ضبط می‌کردند و کمک به مساعی جنگی آمریکا بر ضد شورشیان ال‌سالوادور و دولت نیکاراگوئه، اعتماد واشینگتن را جلب کرده بود و پول‌هایی کلان به جیب می‌زد. در مورد نیکاراگوئه، نوریه‌گا ارسال پول و اسلحه را برای کنترا‌ها تسهیل کرد و اجازه داد هواپیما‌های جاسوسی آمریکا با نقض آشکار قرارداد کانال، خاک پاناما را پایگاه خود قرار دهند؛ به آمریکاییان اجازه داد کنترا‌ها را در پاناما آموزش دهند و برای اقدام مستقیم و عملیات خرابکاری در داخل نیکاراگوئه اطلاعاتی در اختیار آمریکایی‌ها گذاشت.

مهره سوخته

نیویورک تایمز در ۱۲ ژوئن ۱۹۸۶ [۲۲ خرداد ۱۳۶۵]گزارشی در صفحه اول خود منتشر ساخت که بسیاری از اقدامات پرسش‌برانگیز نوریه‌گا، از جمله قاچاق مواد مخدر و عملیات تطهیر پول و قتل مخالفان سیاسی را شرح می‌داد. این مفصل‌ترین و محکوم‌کننده‌ترین گزارشی بود که در رسانه‌های آمریکا درباره‌ی نوریه‌گا منتشر شد. نوریه‌گا، شاید به اشتباه، گمان می‌کرد مقاله مزبور به اشاره کاخ سفید منتشر شده است و اگرچه حکومت [رونالد]ریگان به وی اطمینان داد که نباید از مقاله نگران شود، رهبر پاناما احساس کرد که در معرض تهدید قرار گرفته است.

اربابان آمریکایی نوریه‌گا از او راضی بودند. در موارد مختلف نامه‌های ستایش‌آمیز و گرمی از وزارت خارجه، فرماندهی جنوب در پاناما، ویلیام فرنچ اسمیت دادستان کل، ویلیام وبستر رئیس سیا و شماری از مقامات بلندپایه‌ی سازمان مبارزه با مواد مخدر به دست وی رسید. در سال ۱۹۸۷ [۱۳۶۵]متجاوز از یک سال پس از آن‌که نیویورک تایمز شرکت نوریه‌گا را در قاچاق مواد مخدر در صفحه‌ی اول خود افشا کرد، جان لان، رئیس سازمان مبارزه با مواد مخدر که به اتفاق نوریه‌گا در یکی از نشست‌های پلیس بین‌المللی (اینترپل) شرکت کرده بود، «تعهد شخصی نوریه‌گا در کمک به حل مسایل عمده مربوط به تطهیر پول» را ستود و حتی به او توصیه کرد برای این‌که تصویر شایسته‌تری از خودش نشان دهد بهتر است چه اقداماتی انجام دهد.

اما سرانجام بخت از نوریه‌گا برگشت. چند مأمور پرشور و حرارت سازمان مبارزه با مواد مخدر و دادستان کل خودشان را کنار کشیدند و گذاشتند گلوله‌ی برفی که از ۱۹۸۵ [۱۳۶۴]شروع به غلتیدن کرده بود به پیشروی خود ادامه دهد و این کار سرانجام به تنظیم ادعانامه بر ضد نوریه‌گا به اتهام قاچاق مواد مخدر در فلوریدا در فوریه ۱۹۸۸ [بهمن ۱۳۶۶]منجر گردید.

در این میان رسوایی قضیه‌ی ایران ـ کنترا فاش و به دنبال آن بازجویی به وسیله کنگره صورت گرفت و کار را برای حامیان نوریه‌گا در درون دستگاه دولت از قبیل آلیور نورث و ویلیام کیسی در ایجاد مانع در اجرای قانون، دشوارتر ساخت. آن‌گاه نورث در نوامبر ۱۹۸۶ [آبان ۱۳۶۵]از مشاغلش برکنار شد و در ماه مه سال بعد ویلیام کیسی درگذشت. در ژوئن ۱۹۸۷ [خرداد ۱۳۶۶]سنای آمریکا قطعنامه‌ای تصویب کرد که خواستار برکناری نوریه‌گا شده بود. قطعنامه مزبور با وجود مخالفت دولت به تصویب رسید.

برای همه بهتر بود که نوریه‌گا از مسند قدرت برکنار شود. آمریکایی‌ها وی را از لحاظ سیاسی در انزوا قرار دادند و عملیات جدی و چندجانبه تحریم‌های اقتصادی را بر ضد پانا آغاز کردند. ولی نوریه‌گا به شدت مقاومت به خرج داد، هر چند تحریم‌ها سرانجام به وضعی منجر شد که نیوریوک تایمز آن را «تشدید رکود اقتصادی و ورشکست شدن هزاران شرکت» توصیف کرد.

ایالات متحده در تابستان ۱۹۸۸ [۱۳۶۷]نقشه‌ای پنهانی طرح کرد که بر اساس آن، گروهی از افسران مخالف ارتش پاناما، نوریه‌گا را بدون خشونت از کار برکنار سازند. در صورتی که این نقشه با شکست روبه‌رو می‌گردید، طرح یادشده پشتیبانی نظامی از نیرویی شورشی مرکب از افسران ارتش پاناما و طرفدارانشان را که در میامی در تبعید به سر می‌بردند و در فهرست حقوق‌بگیران سیا قرار داشتند، پیش‌بینی می‌کرد. کمیته اطلاعات مجلس سنا این نقشه را به این سبب که ممکن است به قتل غیر قانونی نوریه‌گا منجر شود، رد کرد.

در ۳ اکتبر ۱۹۸۹ [۱۱ مهر ۱۳۶۸]عناصری از نیرو‌های مسلح پاناما به قصد براندازی نوریه‌گا در صدد انجام دادن کودتایی برآمدند. وقتی پیش از اقدام مقامات آمریکایی را از نیت خود آگاه کردند، از دنبال کردن نقشه خود و دلسرد نشدند، ولی در حین عملیات عملاً هیچ کمکی به آنان نشد، هر چند نوریه‌گا را به مدت دو ساعت بازداشت کردند و آماده بودند او را به نظامیان آمریکایی تحویل دهند.

دلایلی که حکومت جورج بوش در موارد متعدد برای توجیه پشتیبانی نکردن آمریکا اقامه کرد، بدین شرح بود: ما نمی‌دانستیم چه حوادثی روی می‌دهد؛ گمان نمی‌کردیم شورشیان نوریه‌گا را بازداشت کرده باشند؛ شاید او را توقیف کرده بودند، ولی معلوم نبود حاضر باشند به ما تحویلش دهند؛ فرمانده نظامی آمریکایی در پاناما اجازه تحویل گرفتن نوریه‌گا را نداشت (ولی بعد معلوم شد که داشت)؛ شورشیان، از نظر سیاسی مورد پسند ما نبودند؛ کمیته اطلاعات کنگره دست و بال ما را بسته بود و ما بدگمان بودیم که کل قضیه ترفندی برای تحریک و ناراحت ساختن ایالات متحده باشد.

آیا حکومت بوش پیشنهاد تسلیم نوریه‌گا را به هنگام اقدام به کودتا به این علت رد کرد که در صدد تهاجم به پاناما بود؟ پیشامدی که ممکن است به این پرسش پاسخ منفی دهد: در ۱۲ اکتبر مقامات وزارت خارجه‌ی آمریکا با وکیل نوریه‌گا به مذاکره پرداختند تا بار دیگر خواستار کناره‌گیری نوریه‌گا با مسالمت شوند. از این ملاقات نتیجه‌ای عاید نگردید.

هنگامی که از جورج بوش و دیک چینی وزیر دفاع او پرسیدند چرا موضع قبلی خود را دایر بر نپذیرفتن صریح جنگ با پاناما صد و هشتاد درجه تغییر داده‌اند، هر دو به حادثه‌ای که در شب ۱۶ به ۱۷ دسامبر رخ داده بود، اشاره کردند. به گفته وزیر دفاع، چهار نظامی غیر مسلح آمریکایی در لباس شخصی راه خود را گم کردند و اشتباهی وارد جاده‌ای شدند که افراد گارد ملی آن را مسدود کرده بودند. از این رو سر اتومبیلشان را برگرداندند تا مراجعت کنند. در همین هنگام به آنان شلیک شد که در نتیجه یک نفرشان به قتل رسید و دیگری مجروح گردید. در همان حال یک افسر نیروی دریایی آمریکا و همسرش که شاهد این صحنه بودند، مورد آزار شدید افراد گارد ملی قرار گرفتند.

یک سال بعد لس‌آنجلس تایمز گزارش داد که این حادثه، آن‌گونه که واشینگتن وانمود کرده، عملی تحریک‌آمیز از جانب افراد گارد ملی نبوده، بلکه بر عکس واکنشی در برابر رفتار تحریک‌آمیز سربازان آمریکایی بوده است که پیوسته شکیبایی واکنش نیرو‌های پانامایی را، به ویژه در جاده‌های مسدود، آزمایش می‌کرده‌اند. به این صورت که با اتومبیل وارد جاده یا خیابانی مسدود می‌شدند و بی‌هیچ اعتنایی به اخطار‌های گارد ملی به پیش می‌رفتند و ناگهان در آخرین لحظه دور می‌زدند. آنان در چنین حالتی نه گمشده، بلکه مسلح بودند. آن شب نیز چهار نظامی مزبور با جیپ خود وارد خیابان مسدود بسیار حساسی شدند و وقتی سربازان پانامایی به آنان اخطار بازگشت دادند، انگشتان خود را سویشان حواله کردند و کلماتی مستهجن بر زبان آوردند. در این هنگام بوده که پانامایی‌ها به سویشان شلیک کرده‌اند. درواقع چهار آمریکایی وارد منطقه ممنوعه شده بودند، درحالی‌که هیچ دلیلی برای رفتن به آن‌جا نداشته‌اند. همه دنیا می‌دانند که آنها نمی‌بایست به آن‌جا بروند.

اقدام تحریک‌آمیز دیگری نیز صورت گرفت. ماه‌ها پیش از این حادثه ایالات متحده آرایش جنگی خود را در پاناما آغاز کرده بود. سربازان سر تا پا مسلح آمریکایی مجهز به سلاح‌های تهاجمی، در کاروان‌های سریع که با زرهپوش همراهی می‌شدند به این سو و آن سو می‌رفتند چنان‌که گویی قصد حمله به کسی را داشته‌اند. تفنگداران دریایی آمریکا با طناب از هلیکوپتر‌ها پیاده می‌شدند تا تخلیه سفارت را تمرین کنند. پادگان‌های نظامی پاناما محاصره شده بود و سربازان آمریکایی ناسزاگویان دروازه‌هایشان را از جا کنده بودند. در یک مورد، بیش از ۱۰۰۰ سرباز آمریکایی به تمرینی دست زدند که شبیه به تمرین آدم‌ربایی بود؛ زیرا هلیکوپتر‌ها و جت‌های آمریکایی با فاصله‌ی بسیار کم بر فراز اقامتگاه نوریه‌گا پرواز کردند و مهاجمان آمریکایی در ساحل نزدیک به آن محل خود را به آب افکندند.

در اواخر سپتامبر ژنرال ماکس ترمن به سمت فرماندهی کل نیروی جنوب منصوب گردید. دریاسالار ویلیام کرو، رئیس ستاد مشترک او را از اوضاع آگاه ساخت و به وی گفت به احتمال فراوان رئیس‌جمهور بوش در آینده نزدیک خواستار عملیات گسترده نظامی در پاناما خواهد شد و افزود: «ما این کار را خواهیم کرد، ولی نمی‌توانم بگویم چه‌وقت.» و به این ترتیب بود که در سال ۱۹۸۹ [۱۳۶۸]آمریکا به پاناما حمله کرد و نوریه‌گا را دستگیر نمود.

در مصاحبه‌ای که جورج بوش پس از این ماجرا با روزنامه‌نگاران کرد، خبرنگاری پرسید: «آیا ارزش داشت برای دستگیر کردن نوریه‌گا این همه انسان را هلاک کنید؟» جورج بوش پاسخ داد: «البته زندگی هر انسانی ارزش دارد، با وجود این باید بگویم آری، ارزش داشت»

پس از سقوط نوریه‌گا، روزنامه لس‌آنجلس تایمز گزارش داد: «بسیاری از اهالی پاناما از مداخله آمریکا استقبال کردند». ولی همین‌که جنگ تا چهارمین روز خود، در روز شنبه، ادامه یافت، گزارش‌های واصله از پاناما حاکی از این بود که بیزاری مردم از حضور آمریکاییان گسترش می‌یابد... یک مقام دولتی آمریکا اظهار داشت: «مردم پاناما، از وقتی که آمریکایی‌ها وارد شده‌اند، بیشتر احساس خطر می‌کنند تا زمانی که نوریه‌گا هنوز در مسند قدرت بود.»

در نخستین سالروز تهاجم، مردم پاناما نمی‌دانستند باید آن روز را جشن بگیرند یا عزاداری کنند. از این رو، [گیلرمو]آندارا رئیس‌جمهور جدید، آن را «روز تفکر ملی» اعلام کرد.

 

منبع: بلوم، ویلیام (۱۳۸۸). سرکوب امید، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص ۷۶۵ ـ ۷۸۸.

این خبر را به اشتراک بگذارید: