فروشگاه
X
کد خبر: ۱۰۹۷۷
عبدالله گنجی در گفتگو با irdc.ir :

ایران؛ تنها کشوری که تاریخ استقلال ندارد/ نسل زد(z) در دوگانه مقاومت و سازش

عکس لید
عبدالله گنجی گفت:‌ ۴۷ سال از انقلاب گذشته اما همچنان همان نسلی که دهه ۶۰ مسئولیت داشتند، در راس هستند و با عباراتی چون «ایده ایران» برای نسل جوان کدسازی می‌کنند. بین جوان ما با اصحاب قدرت ارتباطی وجود ندارد. بزنگاه‌هایی که باید با حاکمیت مماس بشوند، گفتگو و تعامل کنند اصلا وجود ندارد. موفقیت در آرمان‌های انقلاب برای این نسل منوط به این هست که احساس کنند، مسئله‌شان حل شده است.  
شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۱

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی - بهنام علیپور و بهروز رئیسی؛ آرمان‌ و شعارهای انقلاب اسلامی همچون «استقلال»، «آزادی» و «برابری» پس از گذشت سال‌ها هنوز مورد مطالبه و دارای اعتلا و اعتبار است؛ با این وجود تعارض و تضاد میان مطالبات، سبک زندگی، شیوه زیست نسل جدید به‌ویژه نسل موسوم به "Z" و نسل‌هایی که با خروش ملی زمینه‌ساز انقلاب شدند محل سوال و موجب چالش‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است؛ از این رو بازنمایی و تحلیل مطالبات و فرایند پیاده‌سازی آرمان‌های پیشین، چالش و موانعی که منجر به عدم تحقق آن‌ها شده است و میزان تحقق شعارهای دوران نهضت ضرورت داد.

به منظور تحلیل تاریخ گذشته و تطبیق مطالبات امروز و خواسته‌های دیروز در ایام الله دهه فجر با عبدالله گنجی، تحلیلگر سیاسی و روزنامه‌نگار به گفت‌وگو نشستیم تا آرمان‌خواهی گذشته و مطالبه‌گری امروز را قیاس کنیم که در ادامه ارائه خواهد شد. 

 

وقوع انقلاب اسلامی با توجه به عملکرد حکومت پهلوی در زمینه‌ آزادی‌های سیاسی، مسایل فرهنگی-اجتماعی توسعه به عنوان «نسخه نجات» قابل توصیف است یا «انحراف از مسیر»؟

خب؛ به تعبیر امام رمز استمرار انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است که اگر رمز عوض بشود، مسیر هم عوض خواهد شد؛ منتها موضوعی که در تفسیر انقلاب مهم است خوانش صحیح انقلاب اسلامی است که ما در آن خیلی موفق نبودیم. عده‌ای تصور می‌کنند که فلسفه انقلاب اسلامی این است: نظام سیاسی تغییر کرده است، عده‌ای رفتند و عده‌ای در قدرت قرار گرفتند که همان کارهای عرفی حکومت را که در غرب هم انجام می‌شود را انجام دهند.

جمهوری اسلامی یک حکومت عرفی نیست اگر حکومت عرفی بود که نباید امام می‌آمد؛ باید روشنفکرها یا ملی‌گراها انقلاب می‌کردند؛ آنها هم در انقلاب بودند ولی مردم پشت سرشان نیامدند، وگرنه قبل از انقلاب خیلی‌ها با شاه درگیر بودند.

به عنوان معلم سیاست خدمت شما عرض می‌کنم که امام برای دموکراسی قیام نکرد چون اگر بگوییم که امام برای دموکراسی قیام کرد یعنی اینکه امام قصد داشت وارد قدرت شود و راهی برای این خواسته نبود؛ مثلا امام می‌خواست نخست‌وزیر شود یا در مجلس برود اما شاه مانع شد؛ بعضی‌ها هم می‌گویند که مردم انقلاب کردند تا وضعشان خوب شود؛ من با شناخت می‌گویم که هیچ پلاکاردی، هیچ سخنرانی‌ای، هیچ میتینگی برای اقتصاد نیست؛ با وجود ۴۶ درصد فقر و ۴۶ درصد بی‌سواد مطلق، مردمی که پشت سر امام آمدند برای دموکراسی و اقتصاد نبود؛ نمی‌خواهم بگویم که این‌ها مهم نیست، خیلی هم مهم است اما هدف از انقلاب این موارد نبود؛ امام که دنبال اقتصاد نبود. 

اگر انقلاب برای اقتصاد بود که استادِ اقتصادِ دانشگاه باید می‌آمد؛ بدون تردید علت انقلاب ما دو مسئله اساسی بود:

۱. اول وابستگی که از مرداد ۳۲ شروع شد و قبل از آن نیز وجود داشت اما به این شدت نبود؛ امام هم از اول به دنبال انقلاب نبود، سال ۴۱ می‌گوید که من نصیحت می‌کنم به شاه که این کار را نکنید. 

۲. دوم درافتادن با دین بود: شاه واقعاً فهم دینی نداشت به همین خاطر در مسجد هم نتوانست نفوذ کند و انقلاب از مساجد شروع شد. 

من معتقدم بعد از انقلاب، استقلال به معنی عدم وابستگی حفظ شد ولی دین در ترازی که ما می‌خواستیم حاکم نشد؛ امام می‌فرمود که من خوف از آن دارم که یک انقلابی کردیم اما برویم طاغوت را ببینیم.

 ما در پیاده‌سازی اسلام یا در روزآمدی آن مشکل داشتیم همچنین روند غرب‌گرایی در دنیا ما را به چالش کشید؛ رضایت اجتماعی توام با پیاده‌سازی اسلام موفق نبود. سرعت روند رشد انقلاب کند بوده است، ما هر روز دچار بحران بودیم از جنگ و تجزیه‌طلبی و ترور و تحریم لذا موانع بسیار زیادی واقعا داریم ولی با همه اوصاف برای فهم آورده‌های انقلاب اسلامی ما نیاز به یک قرینه و مقایسه داریم.

در حوزه پیشرفت هرجا که گیر افتادیم پیشرفت کردیم در تحریم، جنگ و محاصره رشد کردیم؛ ظاهرا باید یک جا گیر بیفتیم تا رشد کنیم تا خلاقیت به میدان بیاید.

 

آرمان‌های نهضت اسلامی پس از انقلاب محقق شد یا به دست فراموشی سپرده شد؟ امکان درصد دادن و تشریح و مثال دارید؟

خیلی از آرمان‌ها واقعاً محقق نشده است، وقتی که انقلاب شد ما درگیر تجزیه‌طلبی شدیم؛ بیش از ۴۵ هزار شهید در تجزیه‌طلبی داشتیم درهمان زمان درگیر جنگ ۸ ساله می‌شویم و بعد تحریم سرمایه‌گذاری در ایران، همه این‌ها برای ما ترمز بوده است؛ این‌ها واقعا جلوی ما را گرفت؛ الان سه هزار و خورده‌ای تحریم پا بیخ گلوی ایران گذاشته است. 

 

این موارد هزینه استقلال است؟

 بله؛ ببینید در این ۴۷ سال با وجود این متغییر‌ها و سایش‌ها [مشکلات] اگر ببینیم که کجا هستیم، خیلی ارزشمند است. اگر این‌ها را نبینیم - و فرض کنیم که یک کشور عادی هستیم مثل لهستان، فرانسه یا تایلند - عقب هستیم ولی متغیرها را در نظر می‌گیریم، نتیجه فرق می‌کند. 

در حوزه‌های مختلف از جمله نظامی، پزشکی، فرهنگی و معنوی بعد از انقلاب رشد داشتیم به عنان مثال امسال فقط چهل-پنجاه هزار دانشجو برای اعتکاف ثبت‌نام کردند اما چون بیش از ۲۵۰ رسانه‌های مخالف علیه ماست، ذهنمون کانالیزه است؛ اگر پنج تا جوان در خیابان شعار بدهند ما می‌بینیم ولی آن ۴۰ هزار نفر را در اعتکاف نمی‌بینیم. 

بعضی از آرمان‌ها مثل مردمی بودن نظام جمهوری اسلامی مثل اینکه در راس نظام اشرافی‌گری نباشد. غیر از امام و مقام معظم رهبری بعد از حکومت شش ماهه امام حسن(ع)؛ هیچ حاکمی را در حوزه تمدن اسلامی چه بنی‌امیه، چه بنی‌عباس، چه آل‌بویه و چه صفویه نمی‌بینید که چیزی برای خودشان جمع نکرده باشد [مال‌اندوزی نکرده باشند].

 امام می‌گوید اگر نظام دینی نباشد هر نوع نظام دیگری طاغوت است امام معتقد بود تفاوت ما با انقلاب‌های دیگر آن است که آنجا طاغوتی می‌آید، طاغوت قبلی را برمی‌دارد و می‌گوید من باید باشم؛ حتی اگر نفر بعدی که می‌آید آدم خوبی باشد به یک بعد از بعد انسان توجه دارد و آن بعد مادی است؛ ما «قیام لله» کردیم.

 حالا این قیام لله یعنی چه؟ یعنی جمهوری اسلامی نمی‌تواند به آزادی که مبتنی بر عرف غرب است تن بدهد می‌تواند جمع کند و برود؛ همه چیز را رها کند و برود؛ ولی نمی‌تواند به نام دین اینجا باشد و عرفی‌گرایی را بپذیرد.

بعضی وقت‌ها من در مناظره می‌گویم دموکراسی نداریم، اصلاح‌طلبان در جواب می‌گویند: عجب اعترافی کردید؛ اما این اعتراف نیست، ما دموکراسی نداریم. من سیاست درس می‌دهم  ما دموکراسی نداریم؛ دموکراسی این است که شما در کنار مسجد، مشروب‌فروشی داشته باشید؛ ما نمی‌توانیم این تحولات را بپذیریم. جمهوری اسلامی نمی‌تواند حجاب را آزاد اعلام کند.

بعضی از خواسته‌ها که در حوزه آزادی از جمهوری اسلامی مطالبه می‌شود به خاطر ماهیت دینی نظام امکان تحقق ندارد چون ما ضوابط، قوانین و مقررات‌مان مبتنی بر عقل بشری صرف نیست؛ ما نمی‌توانیم قوانین الهی را عوض کنیم.

 به عنوان مثال قصاص، می‌گویند در غرب قصاص نیست، اعدام نیست؛ اعدام یک امر ضدانسانی است. خب؛ ما در دین مجازاتی به نام قصاص داریم؛ شاه هم که بود اجرا می‌کرد مگر قاتل حسنعلی منصور را اعدام نکرد!؟

 

رجعت به گذشته و شعار بازگشت به پهلوی برآمده از کم‌کاری اساتید علوم انسانی در تدریس تاریخ است یا ناشی از بی‌میلی، بی علاقگی و ضعف نسل جوان (نسل ضد/ z) در خوانش وقایع گذشته؟

این نسل تربیت یافته مدرسه و خانواده نیست بلکه تربیت یافته شبکه‌های اجتماعی و بازی‌های آنلاین به حساب می‌آید؛ این نسل با جهان ارتباط دارد، عمدتاً مسلط به زبان هستند.

من ۲۲ مورد را در نامه‌ای نوشتم و برای مقام معظم رهبری ارسال کردم که خوشبختانه به دست ایشان رسید؛ در آن نامه نوشته ‌بودم که ما باید اصلاحاتی انجام بدهیم، بخشی از آن انجام شد. 

 

چه مواردی بود؟

ببینید؛ ما مدعی جهان اسلام هستیم، برای وحدت جهان اسلام نه ریاکارانه بلکه صادقانه هزینه کرده‌ایم؛ کنفرانس بین‌المللی انتفاضه، تقریب مذاهب و کنفرانس وحدت اسلامی سازوکار برایش ایجاد کردیم؛ فتوا داریم که توهین به مقدسات اهل سنت حرام است.

خب؛ ما همه این‌ها را داریم را داریم اما در حوزه قدرت یک وزیر سنی نداریم، یک استاندار بلوچ یا کرد نداریم! ما زن معاون وزیر داشتیم مثلا همین خانم مهاجرانی معاون وزیر بود بعد کم‌کم زن وزیر گذاشتیم؛ بنابراین توسعه سیاسی هم مبتنی بر همین قانون اساسی است نه بر قانون اساسی، این اشکالات به نظر من به تدریج حل می‌شود.

ایراد جدی نسل اول و حتی نسل دوم انقلاب اینکه مدعی مردم‌سالاری به معنای چرخش نخبگان هستند اما وقتی مردم رو نمی‌آورند و اقبال نشان نمی‌دهند، احساس می کنند که مردم از نظام بُریدند.

47 سال از انقلاب گذشته اما همچنان همان نسلی که دهه 60 مسئولیت داشتند، در راس هستند و  لگد می‌زنند.  و با عباراتی چون «ایده ایران» برای نسل جوان کدسازی می‌کنند.

 

پس شما بخشی از رجعت به گذشته را ناشی از عدم پیوند و اشتراک زبانی  میان مدیران و نسل جوان می‌دانید؟

پیوندی ایجاد نشده است، هم‌زبانی ندارند، اشتراک نظر ندارند، بین جوان دانشجو یا دبیرستانی ما با اصحاب قدرت  ارتباطی وجود ندارد.

بزنگاه‌هایی که باید با حاکمیت مماس بشوند، گفتگو و تعامل کنند اصلا وجود ندارد. آقای دکتر احسان شاه قاسمی استاد دانشگاه تهران که به قول معروف نگاه علمی دارد و حزب‌اللهی هم نیست، تحقیقی دررابطه با این نسل کرد و به این نتیجه رسید که این نسل عمدتاً عصبانی هستند: از خانواده طلبکارند، از جامعه طلبکارند از حکومت طلبکارند و اهل گوش دادن هم نیستند بعد که موضوع را پیگیر می‌شویم، مثلا می‌گوید گوشی اپل در دانمارک در هلند اینقدر قیمت دارد، چرا اینجا باید گران باشد؟! پس نسل جوان ترجیح می‌دهد که با قدرت‌های جهانی سازش کند تا از مزایا بهره‌مند بشوند.

 

حکومت به دنبال مقاومت در برابر سلطه‌گران هست و نسل جوان خواهان سازش با قدرت‌های جهانی در آرامش زندگی کنند،  این دو در تعارض هستند، چگونه این تعارض و مشکل حل شدنی است؟

نسل جوان می‌گوید که هر مانعی به هر قیمتی باید از سر راه برداشته شود، موفقیت در آرمان‌های انقلاب برای این نسل منوط به این هست که احساس کنند، مسئله‌شان حل شده است.

رفتار و عمل حاکمان هم برای این نسل قابل مشاهده و در دسترس نظاره است [به واسطه توسعه فضای مجازی] - قبلا اینگونه نبود - حالا شما نفس بکشی همه خواهند دید.

در  دانشگاه هرمزگان یک جوانی به من گفت که آقای دکتر آمریکا هرچه می‌خواهد بدهیم و تکنولوژی وارد کشور کنیم.

وقتی یک دانشجو اینگونه نظر می‌دهد اشکال از ماست؛ اساتید فقط درس می‌دهند ارتباط عاطفی و  غیر رسمی با دانشجویان ندارند که بتوانند مسائل اخلاقی را نیز منتقل کنند یا بیشتر وارد گپ ‌وگفت شوند.

این نسل مبادی و مجاری تربیتیش دانشگاه و مدرسه نیست، اینستاگرام و فضای مجازی است؛ اطلاعاتش را از آنجا کسب می‌کند اطلاعات سطحی - کتاب نمی‌خواند، متن طولانی نمی‌خواند، پای سخنرانی نمی‌نشیند؛ شما باید مفهموم را به صورت فشرده(mp3) منتقل کنید.

این نسل چون دسترسی‌هایش زیاد است همه اطلاعات را با یک شکاکیت مقایسه می‌کند.

 

به نظر می‌رسد میزان مقبولیت مردمی در این سال‌ها دچار چالش جدی شده است و از مشارکت‌هایی مثل ۸۵ درصد ۷۶ درصد خبری نیست؛ یعنی وقتی فضا دوگانه و چالشی می‌شود باز هم مشارکت در دور اول  ۳۹ درصد و در دور دوم بیش از ۴۹ درصد نمی‌شود؛ کوتاه شدن زمان اعتراضات مردم از سال ۹۶ به بعد هم نشان‌دهنده نارضایتی است؛ فارغ از نسل جوان و نسل زد که در نحوه ارتباط با آن‌ها دچار چالش هستیم برای سایر معترضین که کم هم نیستند چه باید کرد؟   

 ما یک مفهوم «نارضایتی» داریم و یک مفهوم «عناد»، این دو با هم متفاوت هستند؛ دانشگاه مریلند در زمستان ۹۹ طی یک نظرسنجی میزان عناد با ساختار سیاسی [جمهری اسلامی] را ۴.۹ درصد اعلام می‌کند؛ سازمان بسیج نیز سال ۱۴۰۰ بر اساس افکارسنجی میزان عناد را ۷ درصد اعلام کرد اما این آمار محرمانه بود و منتشر نشد. 

بنابراین ۹۳ تا ۹۵ درصد یا همراه یا ناراحت هستند اما برانداز نه؛ فقط در ایران هست که کاهش مشارکت به معنای عبور از نظام تلقی می‌شود، هیچ جای دنیا چنین تعبیری ندارند؛ در عراق مشارکت ۴۰ درصد و در فرانسه ۳۳ درصد داشته‌ایم. 

 من دهه شصت و جنگ را درک کردم؛ به صراحت می‎‌گویم که تا دوره اول آقای هاشمی یعنی سال ۶۸ چه در رای‌گیری مجلس و چه در دولت کسی که رای می‌داد برای احساس تکلیف بود و رای کلا یه بحث تکلیف‌گرایانه به حساب می‌آمد؛ کسی برای مبارزه با گرانی و تورم رای نمی‌داد؛ امام می‌گفت که رای بدهید و مردم رای می‌دادند. دوره دوم رای‌گیری که مصادف با دولت دوم هاشمی بود، وقتی تورم ۴۹.۵ درصد شد - سال ۷۲ مشارکت شد  ۵۱ درصد  سال ۷۲ شبکه‌های اجتماعی هم نبود. رای آقای هاشمی همچنان پایین‌ترین حد نصاب تاریخ جمهوری اسلامی است از رای بنی‌صدر که ۱۴ سال قبل بوده هم کمتر بود. 

 ببینید، این رای ۱۵.۵ میلیون که سال ۷۲ اخذ شد نشانه عناد نبود چون چهار سال بعد این رای ۲۹ میلیون و ۲۰۰ هزار هفتاد و شش و رئیس ۲۰ میلیون رای می‌آورد پس عدم مشارکت عناد نبود بلکه ناراحتی بود.

 مردم رای ندادند و پیام مردم را حاکمیت باید بفهمد. خب؛ حالا شما نگاه کنید مشارکت‌هایی که شما فرمودید زیر پنجاه درصد بوده است همه بعد از برجام است که خودش پدیده‌ای‌ست.

 

ایران؛ تنها کشوری که تاریخ استقلال ندارد/ نسل زد(z) در دوگانه مقاومت و سازش 

 

بعد از جنگ ۱۲ روزه دوگانه‌ای که بین امر ملی و امر دینی و هویت ملی و هویت دینی ساخته شد خیلی در جامعه بروز یافت و منجر شد که حاکمیت مخصوصا شهرداری تهران به سمت تاکید بیشتر روی مفهوم امر ملی برود و حتی مجسمه والرین را به معرض نمایش بگذارند، چیزی که موجب سوال شد این موضوع بود که چرا پس الان این مسئله اهمیت پیدا کرد؟ 

حقیقت داستان این است که ما گرفتار جنگ شناختی هستیم؛ رساله دکتری من در رابطه با اسلام و ملی‌گرایی است و من روی این موضوع کاملا اشراف دارم.

اسلام و ایران واقعاً با هم سازگارند اصلا امکان تفکیک وجود ندارد، یعنی شیعه جزء عناصر هویتی ایرانیان است؛ اصلا ایران و ایرانی را به شیعه می‌شناسند.

آمریکایی‌ها بعد از ترامپ به ما می‌گویند "terrorist nation" یعنی ملت تروریست، ما با ملت آمریکا مشکلی نداریم اما آنها بخصوص ترامپ صراحتاً می‌گوید ملت تروریسم، دولت تروریست چون با اندیشه شیعی مشکل دارد به خاطر استقامت این اندیشه- جنگ شناختی اینجاست.

خاندان پهلوی که به قول عده‌ای امر ملی را برجسته کردند یک اسم کوروش و داریوش در خانواده‌شان نمی‌بینید. در طول این ۱۷ قرن یک حاکم ایرانی پیدا نمی‌کنید که اسمش کوروش یا داریوش باشد. 

هر حکومتی برای انسجام ملی یک ایدئولوژی لازم دارد؛ پهلوی‌ها برای عبور از اسلام متکی بر ناسیونالیست باستان‌گرا شدند و با جشن‌های هنر شیراز بر این روح دمیدند.

به زعم بنده امام یک ناسیونالیست ایران‌گراست چرا که ۲۸ هزار بار کلمه ملت را تکرار کرد ملت از نگاه ملی‌گراها مقابل امت هست؛ لذا امام تا این اندازه ناسیونالیست است.

البته ما در حوزه هنر، ساخت آثار سینما و سریال به امر ملی توجه نکردیم مثلا یوسف را ساختیم یا مختار را ساختیم؛ چرا مثلا یک سریال برای نادرشاه نساخته‌ایم با آن همه افتخارات.

چرا برای شاه عباس که دو بار از اصفهان پای برهنه به مشهد می‌رود فیلم نساختیم؛ همین الان برای ما سخت است که با قطار و هواپیما به مشهد برویم ولی یک شاه دو بار پای پیاده رفته است؛ یک سریال برای ملاصدرا ساختیم و شاه عباس را در قسمت‌هایی از آن به شکل  یک آدم مفلوک نشان دادیم.

حتی در ارائه تصویر ملی از رهبری ضعیف هستیم، از ایشان یک شخصیت دینی، سیاسی یا فقهی نشان می‌دهیم اما ملی نه؛ چه کسی مقابل تجزیه ایران ایستاده!؟

 صهیونیست‌ها به پهلوی گفته‌‍اند که ما تو را پادشاه ایران می‌کنیم اما تو پادشاه حوزه مرکزی ایران هستی با بقیه ایران کاری نداشته باشید.

 

منظور عده‌ای از امر ملی بازگشت به گذشته دور و پیش از اسلام است نه دوره اسلامی این را چگونه تفسیر می‌کنید؟

ایرانی‌ها در ناخودآگاه خود سندروم امپراتوری دارند که موجب غرور نیز می‌شود و حق هم دارند؛ تنها کشوری که در خاورمیانه تاریخ استقلال ندارد، ایران است. پاکستان، افغانستان، ترکیه، عراق، سوریه، عربستان، لبنان و ... تاریخ استقلال دارند. لذا تفاخر به گذشته و قدرت پیشین طبیعی است.

 

نقش تحریف تاریخ و رسانه‌ها در هدایت و کانالیزه کردن اذهان عمومی تا چه میزان جدی است؟ شعار پهلوی‌خواهی و جریان بازگشت به گذشته (رجعت) ناشی از ضعف آموزش صحیح تاریخ است یا قدرت رسانه در هدایت افکار عمومی؟

 جریان بازگشت [پهلوی‌خواهی] در ایران اگر یک جریان انبوه بود که زمان تجمع را  ۸ شب نمی‌گذاشت، زمانی مشخص می‌کرد که جمعیت انبوه را به تصویر بکشد. 

 

شاید برای «کشته‌سازی» در دل شب آن ساعت انتخاب شده است.

 بله؛ اصلا جمعیتی در خیابان حاضر شد مگر چقدر بود؟! رقم خیلی خوش‌بینانه‌اش را می‌گویند ۶۰۰ هزار. 

این جریان عقبه ندارد اگر عقبه داشت در روز به خیابان ‌می‌آمدند.

در حوزه رسانه داخل کشور برای خیلی‌ها اعتماد از دست رفته است؛ یا حداقل اگر چیزی می‌شنوند باید بررسی کنند تا مطمئن شوند. دچار شک و تردید نسبت به رسانه ملی هستند، بخش اعظم آن نیز ناشی از عملکرد خود رسانه ملی است.

بخشی از این بی‌اعتمادی هم ناشی از تصویری و هجمه‌هایی است که اصلاح‌طلب‌ها در ۲۷ الی ۲۸سال اخیر نسبت به صدا و سیما داشتند. 

رسانه می‌تواند بزرگنمایی یا برجسته‌سازی کند. مثلا مقام معظم رهبری می‌گوید یک فساد هم در جمهوری اسلامی زیاد است ولی رسانه‌ها در ذهن مردم یکی را به هزار تبدیل می‌کنند.

 مثلا ما در فشار اقتصادی هستیم خب حالا شما کار علمی کنید و بگویید فلان درصد از مردم ما مشکل اقتصادی دارند؛ عده‌ای قبول نمی‌کنند و می‌گویند باید بگویید که ۸۸ میلیون رو به قبله دراز شده‌اند. الان آمار رسمی دولت ۲۸ تا ۳۰ است. 

در جنگ شناختی عده‌ای می‌خواهند فساد و ناکارآمدی را جلوه دهند و بگویند که مردم همه گرسنه و حاکمان همه دزد هستند.

غربی‌ها در اتاق‌های فکر به این نتیجه رسیدند که دو عارضه را به جمهوری اسلامی و افرادش بِبَندیم، مشکل حل خواهد شد و نظام بی‌اعتبار می‌شود: ۱. مسائل اخلاقی ۲. فساد مالی

 

به جهت تاریخی مقطع فعلی با کدام دوره قابل قیاس است و چرا؟

به شدت شبیه سال ۶۰ است[دهه۶۰]؛ ما سال ۶۰ همه این شرایط را داشته‌ایم یعنی ترور دانشمندان و فرماندهان، ترور وزرا، نمایندگان مجلس، روسای قوا، درگیر جنگ و تجزیه‌طلبی هم بودیم.

 الان بدتر است؛ ما آن زمان اصلا تحریم نفتی نبودیم، تحریم خروجی و صادارت کالا هم نداشتیم، تحریم‌مان ورودی بود اما خیلی کم. علاوه بر این‌ها الان شبکه‌های اجتماعی هم هست که جنگ رسانه‌ای و جنگ شناختی در آن فعال است.

 

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: