فروشگاه
☰ X
پاسداشت رهبر مبارز و مجاهد

مروری بر زندگی و زمانه آیت‌الله سید علی خامنه‌ای

مروری بر زندگی و زمانه آیت‌الله سید علی خامنه‌ای
رهبر انقلاب در طول سال‌ها مبارزه و مجاهدت میراث گرانبهایی از خود بر جای گذاشت. یادداشت زیر به زندگی و زمانه آیت‌الله سید علی خامنه‌ای پرداخته  است.
يکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۹

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ رهبر انقلاب اسلامی آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در روز شنبه ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ مصادف با ۱۰ رمضان ۱۴۴۷ در پی حمله تروریستی مشترک دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند.
ایشان در طول سال‌ها مبارزه و مجاهدت میراث گرانبهایی از خود بر جای گذاشت. یادداشت زیر به زندگی و زمانه آیت‌الله سید علی خامنه‌ای پرداخته است.
 
ولادت و خانواده

آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای در فروردین ۱۳۱۸ش‌/ ۱۸ صفر ۱۲۵۸ق در شهر مشهد به دنیا آمد. پدرش آقا سید جواد از علمای شهر بود. جد اعلای وی سید محمد از نسل حضرت سلطان سید محمد بود که نسب او با چهار واسطه به امام چهارم شیعیان می‌رسید. سید محمد در منطقه‌ی تفرش به وعظ و تبلیغ اشتغال داشت و چندی بعد از این منطقه به سوی آذربایجان هجرت کرد و در خامنه سکنی گزید. پسر وی به نام سید حسین نیز در خامنه رحل اقامت افکند، اما سیدجواد فرزند او مدتی در محله‌ی خیابان تبریز ساکن شد و سپس به مشهد عزیمت نمود. ضمناً خواهر وی همسر شیخ محمد خیابانی روحانی آزادی‌خواه مشروطه بود. مادر آیت‌الله خامنه‌ای دختر آیت‌الله سید هاشم نجف آبادی از علمای مشهد بود که در واقعه‌ی مسجد گوهرشاد مشهد در ۱۳۱۴ش نقش داشت.
 
علم و تحصیل

آیت‌الله خامنه‌ای تحصیلات خود را از چهار پنج سالگی همراه برادر بزرگ‌ترش سیدمحمد در مکتبخانه آغاز کرد و سپس به مدرسه‌ی ابتدایی اسلامی دارالتعلیم دیانتی رفت و در آنجا علاوه بر تحصیل علوم جدیده دروسی همچون قرائت قرآن، حلیة‌المتقین، حساب سیاق و نصاب‌الصبیان را فراگرفت. همچنین در کنار آن از پدر صرف میر و از مادر شرح امثله می‌آموخت. پس از آن برای تحصیل علوم دینی به مدرسه‌ی سلیمان‌خان و سپس مدرسه‌ی نواب مشهد رفت و در این مدارس دروس سطح را به پایان برد و در درس خارج آیت‌الله میلانی شرکت جست.

علاوه بر آنها مدتی هم در درس خارج حاج شیخ هاشم قزوینی حاضر شد و پس از آن برای استفاده از محضر علمای نجف عازم عراق شد. در آنجا در جلسات درس آیات‌: حکیم، خویی، شاهرودی، میرزا باقر زنجانی، میرزا حسن یزدی و آقا میرزا حسن بجنوردی شرکت می‌کرد. اما اقامت در نجف اشرف به دلیل عدم موافقت پدر بیش از یک سال طول نکشید و وی پس از بازگشت به ایران، در سال ۱۳۳۷ در شهر قم رحل اقامت افکند. در قم به تحصیل دروس خارج در نزد امام خمینی و آیات‌: بروجردی و شیخ مرتضی حائری یزدی پرداخت و چندی در نزد علامه طباطبایی اسفار و شفا آموخت.

اقامت در قم تا سال ۱۳۴۳ به طول انجامید و در این سال به دنبال عارضه‌ی چشم پدر علی‌رغم اصرار علمای قم ناگزیر شد به زادگاه خویش مراجعت نماید. ایشان علاوه بر تحصیل علوم دینی در علوم جدیده تا کسب مدرک دیپلم به تحصیل ادامه داد. ایشان از همان دوران طلبگی به امر تدریس اشتغال داشت؛ لذا در مدت اقامت در مشهد، به تدریس علوم دینی پرداخت. همچنین وی با توجه به علاقه‌اش به شعر و ادبیات، (در جوانی با نام مستعار امین به این امر مبادرت می‌ورزید) در انجمن ادبی شهر مشهد شرکت می‌کرد.
 
در وادی مبارزه

مخالفت و ضدیت آقاسید جواد خامنه‌ای با رژیم پهلوی چندان بود که وی برای ابراز مخالفت با سیاست اتحاد لباس رضاشاه می‌کوشید فرزندانش ملبس به لباس روحانیت شوند، از همین رو بود که آیت‌الله خامنه‌ای از همان سنین نوجوانی لباس روحانیت می‌پوشیدند و این مسئله تأثیر زیادی در ایجاد روحیه‌ی ضد رژیم در وی داشت. ملاقات با شهید نواب صفوی در سال‌های ۳۱ ـ ۳۲ و در آغاز طلبگی در مدرسه‌ی سلیمان‌خان نیز تأثیر مهم و عمیقی بر او نهاد. 

در هنگام استانداری سیدمهدی فرّخ در خراسان اعلامیه‌ای در ارتباط با امر به معروف و نهی از منکر نگاشت و در آن راجع به عدم رعایت ضوابط و ظواهر اسلامی در دوران تصدی فرخ هشدار داد. این اعلامیه از طریق پست در شهر مشهد توزیع همگانی شد و انعکاس وسیعی در شهر داشت.

به هنگام نهضت امام خمینی، آیت‌الله خامنه‌ای در بهمن ۱۳۴۱ از سوی آیت‌الله میلانی مأمور بردن نامه برای امام شد. همچنین پس از فاجعه‌ی فیضیه و پیش از محرم ۱۳۴۲ از سوی امام خمینی مأموریت یافت تا سه پیام یکی به آیت‌الله میلانی دیگری برای آیت‌الله قمی و سومی را برای علما و وعاظ مشهد ببرد. در این نامه‌ها خواسته شده بود که مبارزه‌ی علنی علیه رژیم از هفتم محرم آغاز شود و بر سر منابر خطر نفوذ اسرائیل و فاجعه‌ی فیضیه گوشزد شود و وعاظ روضه‌ی فیضیه بخوانند. 

آیت‌الله خامنه‌ای پس از ابلاغ این پیام‌ها، خود برای تبلیغ ماه محرم عازم بیرجند شد. سخنرانی‌های وی در آن منطقه موجب دستگیری ایشان در روز تاسوعا شد. دو روز پس از دستگیری در مشهد تحویل ساواک داده شد و به مدت ده روز در زندان به سر برد. پس از آن در رمضان همان سال به دلیل سخنرانی در زاهدان دستگیر و به تهران اعزام شد و به مدت دو ماه در زندان قزل قلعه محبوس بود.

این دستگیری‌ها فعالیت‌های ایشان را متوقف نساخت. وی در ۲۹ بهمن ۱۳۴۳ همراه عده‌ای از فضلای قم نامه‌ای به هویدا، نخست وزیر ارسال کردند که در آن نامه اعمال غیراسلامی دولت تقبیح شده بود و همچنین نویسندگان نامه خواستار بازگشت رهبر کبیر انقلاب از تبعید شده بودند. علاوه بر این، آیت‌الله خامنه‌ای پس از بازگشت به مشهد به دلیل بیماری چشم پدر، در نگارش و انتشار کتاب‌هایی در تبیین نهضت‌های آزادیبخش و اسلامی با نام مستعار «سیدعلی حسینی» می‌کوشید. از همین رو در ۱۴ فروردین ۱۳۴۲ به بهانه‌ی ترجمه‌ی کتاب‌های «آینده در قلمرو اسلام»، «صلح امام حسن (ع)» و «مسلمانان در نهضت هندوستان» دستگیر شد و چهار ماه در زندان به سر برد. 

از سال ۱۳۴۹ برگزاری درس تفسیر نیز در مسجد صدیقی‌ها مشهور به «مسجد ترک‌ها» به فعالیت‌های آیت‌الله خامنه‌ای افزوده شد. استقبال از این جلسات چندان بود که به علت کثرت جمعیت، به مدرسه‌ی میرزا جعفر منتقل شد. با فوت آیت‌الله سیدمحسن حکیم در سال ۱۳۴۹، آیت‌الله خامنه‌ای در ترویج و تبلیغ مرجعیت تامه‌ی امام خمینی کوشش فراوانی نمود که براثر این فعالیت‌ها دستگیر و به چهار ماه زندان محکوم شد.

روند دستگیری‌ها در سال ۱۳۵۰ نیز تکرار شد و پس از عملیات انفجار دکل‌های برق در هنگامه‌ی جشن‌های ۲۵۰۰ ساله‌ی شاهنشاهی، وی به عنوان یکی از رهبران فعالیت‌های ضد رژیم در مشهد، به مدت دو ماه زندانی شد. وی پس از آزادی، در مسجد امام حسن (ع) و بعد‌ها در مسجد کرامت به تدریس نهج‌البلاغه به طور هفتگی همت گماشت و در این رابطه جزوه‌هایی تحت عنوان «پرتوی از نهج‌البلاغه» منتشر و توزیع می‌کرد. سرانجام ساواک نماز جماعت و جلسات درس وی در مسجد کرامت را در اسفند ۱۳۵۲ تعطیل کرد. طبق گزارش ساواک این اقدام موجب تأسف و نگرانی شهید مطهری می‌شد تا آنجا که وی در یکی از جلسات خصوصی می‌گوید: «سیدعلی خامنه‌ای از نمونه‌های ارزنده‌ای است که برای آینده موجب امیدواری است و در این مدت کوتاه در مشهد کارهای پرثمری انجام داده که یکی از آنها جمع‌کردن جوانان روشنفکر و بیدار بوده و به همین جهت وی مورد توجه امام خمینی هم واقع شده و امام خمینی دستور داده که هواخواهان وی (آیت‌الله) خامنه‌ای را حمایت کنند».

سرانجام فعالیت‌هایی از این دست موجب شد که وی در دی ۱۳۵۳ دستگیر و به زندان کمیته‌ی مشترک ضد خرابکاری در تهران منتقل شود. در آنجا مدت دو ماه را در زندان انفرادی گذراند و پس از ده ماه حبس در ۸ آبان ۱۳۵۴ آزاد گردید. اما پس از آزادی، ساواک برای محدود کردن ایشان، در اسفند همان سال وی را ممنوع‌الخروج نمود. دو سال بعد در تابستان ۱۳۵۶ وی به همراه آقایان بهشتی، باهنر، ربانی املشی و موحدی کرمانی سنگ بنای تشکل جامعه‌ی روحانیت مبارز را برای سازماندهی مبارزات مردم به رهبری روحانیت گذاشتند.


شهادت آیت‌الله حاج سید مصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ فرصت مناسبی برای تشدید فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای بود. به گزارش ساواک آیت‌الله خامنه‌ای همراه آقایان عباس واعظ طبسی، شیخ محمدرضا محامی و شیخ علی تهرانی برای برگزاری مراسم ترحیم حاج آقا مصطفی خمینی تشکیل جلسه می‌دهد و در نتیجه‌ی آن در روز ۶ آبان مراسمی در مسجد حاج ملاهاشم به همت این افراد برگزار می‌شود. علاوه بر این آیت‌الله خامنه‌ای جلسات درس خود را تعطیل می‌کند. از همین رو ساواک در عکس‌العمل نسبت به این اقدامات، در آذر ۱۳۵۶ وی را به جرم فعالیت به نفع امام خمینی از طریق نصب شعارهای مضره و پخش اعلامیه‌ها در معابر و مراکز آموزش عالی دستگیر کرده به ایرانشهر تبعید کرد. وی در دوران تبعید هم از تلاش بازنایستاد و به هنگام حادثه‌ی سیل ایرانشهر، با بسیج روحانیون و طلاب برای امدادرسانی به آسیب‌دیدگان، اهل تسنن منطقه را با انقلاب همراه نمود.

با سپری شدن دوران تبعید و بازگشت به مشهد در سال ۱۳۵۷، بار دیگر مسجد کرامت مرکز فعالیت‌های انقلابی وی شد و به همراه آقایان واعظ طبسی، عبدالکریم هاشمی‌نژاد، موسوی قوچانی و کامیاب، ستادی برای هدایت مبارزات مردم تشکیل داد. این وضعیت از دید مأموران امنیتی پنهان نماند؛ به طوری که آنان در گزارش خود قبل از محرم ۱۳۵۷ احساس خطر را چنین ابراز کردند: «روحانیون مخالف به رهبری مرعشی و واعظ طبسی و خامنه‌ای و هاشمی نژاد و تهرانی و دارودسته‌ی آنان تدارک زیادی برای ماه‌های محرم و صفر پیش‌بینی نموده که چنانچه تصمیم لازم درباره‌ی آنان اتخاذ نگردد، عواقب نامطلوبی به بار خواهد آمد» 
پیش‌بینی ساواک در این مورد به وقوع پیوست، آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۷ آذر به فریمان رفته و راهپیمایی مردم آن شهر را هدایت کرد. شدت راهپیمایی چنان بود که مردم قصد حمله به مجسمه‌ی رضاشاه را داشتند. وی سه روز بعد هدایت راهپیمایی مردم مشهد را برعهده گرفت. در همان زمان با حمله‌ی نیروهای نظامی به بیمارستان شاهرضا، در برپایی تحصن مردم مشهد در اعتراض به این اقدام نقش مهمی ایفا کرد. 
 
شورای انقلاب
پس از آنکه آیت‌الله مطهری در دی ماه ۱۳۵۷ از جانب امام خمینی مأمور تشکیل شورای انقلاب شد، از آیت‌الله خامنه‌ای خواست برای کار مهمی به تهران بیاید و، چون به تهران آمد، متوجه شد از جمله افرادی است که برای عضویت در شورای انقلاب در نظر گرفته شده است. در تهران بود که دولت بختیار برای ممانعت از ورود رهبر کبیر انقلاب، فرودگاه‌ها را بست و آیت‌الله خامنه‌ای هسته‌ی اولیه‌ی متحصنین در مسجد دانشگاه تهران در اعتراض به این اقدام را تشکیل داد و بعد از آن بسیاری از علمای بلاد به این گروه پیوستند.

پس از ورود رهبر فقید انقلاب به خاک وطن، آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان مسئول تبلیغات دفترامام برگزیده شد که در این مسئولیت به تنظیم نشریه‌ای به نام «امام» همت گماشت. در روز ۲۲ بهمن مقاله‌ای از وی تحت عنوان «پس از نخستین پیروزی» در این نشریه چاپ شد که این مقاله پس از تصرف رادیو توسط انقلابیون، از رادیو پخش شد. از دیگر فعالیت‌های دفتر تبلیغات برگزاری سخنرانی برای کارگران کارخانه‌ها و جلوگیری از تبلیغات نیروهای غیر مذهبی بود که آیت‌الله خامنه‌ای بخش اعظمی از این سخنرانی‌ها را برعهده داشت.
 
خدمات پس از انقلاب

یکی از مهم‌ترین اقدامات آیت‌الله خامنه‌ای و همفکرانش در سال ۱۳۵۷ تأسیس حزب جمهوری اسلامی بود که طرح اولیه‌ی آن قبل از پیروزی انقلاب و توسط آیات خامنه‌ای، رفسنجانی، بهشتی، باهنر و موسوی اردبیلی پی‌ریزی شده بود. آیت‌الله خامنه‌ای پس از موفقیت در دفتر تبلیغات، از سوی رهبر کبیر انقلاب در فروردین ۱۳۵۸ مأموریت یافت تا برای رسیدگی به اوضاع مردم سیستان و بلوچستان به آن خطه سفر کند. پس از آن به نمایندگی از شورای انقلاب به وزارت رفت و در ۲۷ مرداد ۱۳۵۸ معاونت وزیر دفاع را برعهده گرفت و در همین سمت بود تا در ۱۰ آذر همان سال توسط امام به سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برگزیده شد. ایشان در زمان تصدی خود، طرح تشکیل گردان‌های رزمی و تشکیلات مناسب را برای سپاه پی‌ریزی کرد. 
پس از فوت آیت‌الله طالقانی و انصراف آیت‌الله منتظری از امامت جمعه‌ی تهران، از طرف امام در ۲۴ دی ۱۳۵۸ به سمت امامت جمعه‌ی تهران منصوب شد. همچنین از جانب رهبر کبیر انقلاب در شورای عالی دفاع عضویت یافت که در این سمت بار‌ها در جبهه حضور یافت و از آن جمله در دی ماه ۱۳۵۹ در خط مقدم هویزه حاضر شد. پس از آنکه در انتخابات مجلس اول شورای اسلامی از سوی ائتلاف بزرگ متشکل از جامعه‌ی روحانیت مبارز تهران حزب جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، انجمن‌ها و گروه‌های اسلام‌ی برای نمایندگی تهران، به‌عنوان نامزد معرفی شد و توانست با کسب یک میلیون و چهار صد هزار رأی به مجلس شورای اسلامی راه یابد. 

پس از عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری و اعلام جنگ مسلحانه از سوی سازمان مجاهدین خلق، آیت‌الله خامنه‌ای به هنگام سخنرانی در مسجد ابوذر تهران در مورخه‌ی ۶ تیر ۱۳۶۰ با انفجار بمب مورد سوء قصد قرار گرفت و مجروح شد. بر اثر این حادثه به مدت ۴۲ روز در بیمارستان بستری شد و از آن پس از ناحیه‌ی دست راست به افتخار جانبازی نایل آمد. یک روز پس از این سوء قصد، با بمب گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی توسط سازمان مجاهدین، آیت‌الله بهشتی و تعدادی از مقامات جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند و دو ماه بعد آقایان رجائی و باهنر در انفجار دفتر نخست‌وزیر شهید شدند؛ لذا در ۱۰ شهریور آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان دومین دبیر کل حزب جانشین شهید باهنر گردید و این سمت را تا زمان انحلال حزب در سال ۶۶ حفظ کرد.

ایشان در سومین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری، نامزد این سمت شد تا اینکه در ۱۳ مهر ۱۳۶۰ با ۹۷۲/۰۰۷/۱۶ رأی به عنوان سومین رئیس‌جمهور ایران انتخاب شد. در چهارمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری دوباره نامزد این سمت شد و برای دومین بار به ریاست جمهوری رسید. 
از دیگر سمت‌های آیت‌الله خامنه‌ای می‌توان به ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی، ریاست شورای سیاستگذاری کشور، عضویت در مجلس خبرگان رهبری دوره‌ی اول، ریاست شورای تشخیص مصلحت نظام و عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی اشاره کرد. 

با رحلت حضرت امام خمینی در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، تنها یک روز پس از رحلت امام (ره) از طرف مجلس خبرگان رهبری به عنوان رهبر انقلاب اسلامی منصوب شد. همچنین با رحلت آیات عظام مرعشی نجفی، گلپایگانی و اراکی، از طرف جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم و جامعه‌ی روحانیت مبارز تهران به عنوان مرجع تقلید معرفی شد. 
مقام معظم رهبری، در کنار مشاغل اجرایی و دینی فوق، از اشتغالات علمی نیز غافل نبود که از آن جمله می‌توان به تدریس دروس دینی تا دوره‌ی خارج فقه و اصول و تألیف آثار متعدد در زمینه‌ی علوم دینی ـ سیاسی اشاره کرد.
 
منابع‌
 ۱. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره‌ی بازیابی ۵۷۲/۴۹، ۵۷۲/۹۰، ۵۷۲/۵۱-۵۰،
 ۲. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج ۱، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۶،
 ۳. صدری مازندرانی، حسن، حکایت‌نامه‌ی سلاله‌ی زهرا، قم، مؤسسه‌ی انتشارات مشهور، ۱۳۸۱،
 ۴. زندگی‌نامه‌ی مقام معظم رهبری مدظله العالی، تهران، مؤسسه‌ی فرهنگی قدر ولایت، ۱۳۷۸،
 ۵. قصه‌ی آفتاب؛ زندگینامه‌ی رهبر معظم انقلاب اسلامی، تهران، مؤسسه‌ی فرهنگی قدر ولایت، تهران ۱۳۸۱

این خبر را به اشتراک بگذارید: