تحلیل تاریخی رهبر انقلاب از دوران اوج و انحطاط زبان فارسی
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ 25 اردیبهشت سالروز پاسداشت زبان فارسی است. به مناسبت این روز برآن شدیم تا گزیده ای از بیانات رهبر انقلاب درباره جایگاه زبان و دوران طلایی و انحطاط زبان فارسی و علل پیدایش انحطاط را با مخاطبان گرامی به اشتراک بگذاریم.
جایگاه زبان و لزوم حراست از آن
رهبر انقلاب اسلامی زبان را بنیانی ترین پایه هویت ملی دانسته و می فرمایند :" زبان ملی مهمترین و اصلی ترین شاخصه ی هویت فرهنگی یک ملت است. هر چه بر ذهنیت این ملت حاکم باشد؛ هر مذهبی، هر ایدئولوژی ای ، هر آداب و سُنَنی هر گذشته و تاریخی که داشته باشد، تجسّم و تبلورش در زبان ملی است؛ هر ملتی که زبان ملّی عاریتی و غیراصیل داشته باشد، نمیتواند ادعا کند که فرهنگ بومی اصیل و دیرین و ریشه دار دارد؛ هرچه زبان ملّی ریشه دارتر باشد فرهنگ این ملت ریشه دارتر و اصیل تر و عمیق تر است و بدون تردید تجسّم هویت فرهنگی یک ملت در زبان ملی او است. زبان ملی یک آئینه ،است زبان ملّی ضعیف و ناقص و نارسا قادر نیست در خودش یک فرهنگ قوی و غنی را بگنجاند[1]
به عقیده ایشان زبان"یک موجود زنده است زبان چیزی نیست که رشد نکند و رشد لازم نداشته باشد با گذشت ،زندگی با تطوّر زندگی و با پیشرفت زندگی زبان بایستی رشد کند توسعه پیدا کند تطوّر پیدا کند و فرآورده های جدید داشته باشد."[2] از همین روی زبان نیازمند حراست و نگهبانی است تا از یک سو از نوآوری های ناشیانه جلوگیری شود و از سوی دیگر از واردات بی رویه زبان های بیگانه در زبان ملی جلوگیری شود. ایشان در این باره می فرمایند:
"زبان احتیاج به حراست دارد زبان چیزی نیست که بدون حراست بماند زبان سایش ،دارد ضایعات دارد و فساد دارد؛ اگر حراست نشود ضایع خواهد شد چرا؟ برای خاطر اینکه اولاً در اثر ارتباط با زبانهای دیگر چیزهایی داخل خواهد شد و آن را از خلوص خواهد انداخت؛ بخصوص امروز که ارتباطات در دنیا زیاد است و دخیلهای ،بیگانه زبان را از چهارچوب اصلی خودش و از قواره درست خودش خارج خواهد کرد؛ گاهی لغات میآید گاهی لغت و قواعد میآید این یک جهت جهت دیگر این است که در داخل این ملتی که اهل این زبان هم ،هستند نیازها موجب میشود که بدعت به وجود بیاید نوآوری در زبان به وجود بیاید و اگر از زبان حراست نشود این نوآوریها ناشیانه خواهد بود و باز زبان را از خلوص میاندازد"[3]
کارکرد زبان
رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از بیانات خود کارکرد زبان برای یک ملت را مورد اشاره قرار می دهند و می فرمایند :" ادبیات در حقیقت رابط میراث فرهنگی یک کشور از نسلی به نسل دیگر است که اگر نباشد ما میتوانیم پزشک و مهندس و صنعتگر و عالم داشته باشیم اما برای دنیای دیگری نه برای دنیای این جامعه و این مرز و بوم ادبيات مثل ژنهای انتقال خصوصیات است که اصلاً وراثت و نسل را اینها حفظ میکنند ادبیات است که اتصال یک ملت را به گذشته ی خودش و فرزندی را به پدر نسلی خودش ایجاد و حفظ و ثبت میکند"[4]
دوران اوج و انحطاط زبان فارسی
ایشان در یک تقسیم بندی کلی دو دوره برای مقاطع مختلف زبان فارسی تصویر می کنند. نخست دوران هایی که زبان فارسی از استامبول تا آسیای شرقی دامنه اثر داشت و محور مراودات عمومی و دیوانی بود. تا دوران انحطاط اواخر قاجار و پهلوی که آماج حملات ادبیات بیگانه و بی مهری عمومی و حکرانی شده است
"روزی از قسطنطنیه یا از استانبول تا آسیای شرقی برد ادبیات ما بود،خب زمانی این طور بوده است؛ زبان فارسی زبان دیوانی کشور عثمانی .بود. در همان زمانی که کشور عثمانی دائماً با ایران جنگ داشت نفوذ زبان فارسی آن چنان بود که منشی و دبیر دستگاه عثمانی کار خودش را با خط فارسی با عنوان فارسی با تعبیر و زبان فارسی و با شعر فارسی راه می انداخت طرف شرق ،هم حتی تا هند و چین زبان فارسی برد داشت زبان مذهبی بود؛ زبان ،اداری زبان دبیران و منشیان و زبان ادبیات و هنربود." [5]
اما "باید اعتراف کنیم که در کار زبان فارسی تقصیر شده است. نه فقط در چند ساله ی اول پیروزی انقلاب که هرکسی به کاری مشغول بود، به این مهم چندان پرداخته نشد بلکه در گذشته نیز تقصیرهای بزرگتر و بیشتری صورت گرفت و با اینکه در این کشور ادبا و شعرا و فارسیدانان و فارسی گویانِ بزرگی بودند اما... در این سنین متمادی زبان فارسی آن رشدی را که بایستی میکرد و آن سعهای را که در دنیا باید پیدا میکرد پیدانکرد.[6] قبل از انقلاب بر اثر تنگ نظری و نادانی و بی سوادی مسئولان کشور در دوره ی اواخر قاجار تا آخر زمان محمدرضا پهلوی زبان و ادبیات فارسی نحطاط پیدا کرد."[7]
علل انحطاط زبان فارسی
ایشان در ضمن بیانات خود به 3عامل موثر در انحطاط زبان فارسی در دوران پیش از انقلاب اشاره می کنند که به شرح ذیل هستند.
بی مهری و حتی بیزاری حاکمان از زبان فارسی
حقیقتا در دستگاه حاکم بر این کشوری که امروز مرکز و قلب زبان فارسی در جهان اسلام است نسبت به زبان فارسی علاقه و عشق و محبت واقعی وجود نداشت"[8]حتی می توان گفت" در مهد زبان فارسی – یعنی ایران- کسانی که متصدیان امور بودند از زبان فارسی تبری می جستند"[9]
این بی مهری و بیزاری در دو حیطه نمود پیدا می کرد. نخست مباهات به استفاده از واژه های بیگانه و دوم طرح مساله تغییر خط.
"در زمان رژیم گذشته... بدنه ی نظام اصلاً و ابداً اعتقادی به زبان فارسی .نداشتند اگر گفته میشد که اینجا مثلاً بنا است زبان انگلیسی بشود زبان ،رسمی ککشان نمیگزید کما اینکه دیدیم عده ای از اینها مسئله ی خط لاتین را بارها مطرح کردند زبان اسپرانتو بارها مطرح شد.[10]
"ورود مرتب لغات فرنگی به زبان فارسی به پنجاه شصت سال پیش از اواخر دوران رژیم گذشته برمیگردد اما در این زمان شدّت گرفت و زیاد شد... [که] عده ای راجع به تغییر خط حرف میزدند و عده ای در مورد به کار بردن لغات و اصطلاحات فرنگی افتخار میکردند و خودشان را در مقابل آن کوچک میدانستند"[11]
استفاده از زبان برای اهداف سیاسی در ضمن شعار ادبیات برای ادبیات
"ظاهر قضیه این بود که شعر برای شعر است، ادب برای ادب است تحقیق برای نَفْس تحقیق است اما گرچه خود این هم یک چیز درستی نبود باطن قضیه هم این نبود؛ تحقیق هم برای تحقیق نبود شعر هم واقعاً برای شعر نبود؛ آن شاعری تشویق میشد آن محققی اسمش رو میآمد کتابش چاپ می شد به او اعتبار داده می شد که در خدمت آن هدفها باشد."[12]
تلاش برای حذف بن مایه های اسلامی ادبیات فارسی
" یکی از مهم ترین بخش ها... این بود که اسلام در چشم آن کسانی که با این ادبیات، با این زبان، با این تحقیقات مواجه هستند در مهجوریت قرار بدهند؛ یعنی به اسلام که در مجموعه ی ادبیات فارسی وجود داشت توجهی نشود."[13]
منابع:
1. 1361/9/30
2. 1372/11/18
3. 1361/9/30
4. همان
5. 1377/2/23
6. 1370/11/27
7. 1377/2/23
8. 1372/11/28
9. 1377/2/23
10. 1370/9/18
11. 1377/2/23
12. 1361/9/30
13. 1361/3/30