فروشگاه
☰ X
سرباز پیروز نصیحت نمی‌پذیرد

ماجرای تهدید کویت توسط دیپلمات ایرانی در میانه جنگ/ حمله موشکی ایران به جزیره بوبیان

ماجرای تهدید کویت توسط دیپلمات ایرانی در میانه جنگ/ حمله موشکی ایران به جزیره بوبیان
کویت جزیره‌ای بنام بوبیان داشت. عراقی‌ها از کویت خواسته بودند که این جزیره را در اختیارشان قرار دهد. از تهران هم به من تلکس می‌زدند که به کویتی‌ها بگو که بوبیان را در اختیار آن‌ها قرار ندهند. اگر این منطقه در اختیار عراقی‌ها قرار می‌گرفت کار در فاو برای رزمندگان ما مشکل می‌شد. شیخ‌الاسلام به من گفت به وزیر خارجه کویت بگو : «سرباز پیروز نصیحت نمی‌پذیرد». من این جمله را به شیخ صباح گفتم و او گفت: این حرف یعنی چه؟ معنای جمله شیخ‌الاسلام این بود که نیروهای نظامی ما وقتی پیروز شوند دیگر حرف دیپلمات‌ها را گوش نمی‌دهند. اگر بوبیان را بگیریم دیگر پس نمی‌دهیم.
سه‌شنبه ۱۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۸

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ کشور‌های حوزه خلیج فارس به خصوص کویت در طول جنگ تحمیلی صدام علیه ایران کمک‌های مهمی به عراق کردند. یکی از این موارد همکاری کویت با صدام برای در اختیار قراردادن جزیره بوبیان بود که به منظور حمله به رزمندگان ایرانی به کارگیری شود.

محمدرضا باقری سفیر وقت ایران در کویت در خاطرات خود روایت جالب توجهی از مواضع حسین شیخ‌الاسلام دیپلمات با سابقه ایرانی در این زمینه دارد که در ادامه از نظر می‌گذرد.

 

وقتی شیخ‌الاسلام وزیر خارجه کویت را تهدید کرد 

شیخ‌الاسلام در مدت مأموریت من در کویت چند بار به آنجا آمد و ملاقاتی با امیر کویت و وزیر خارجه‌شان داشت. یک جمله معروفی ایشان در این مقطع گفتند که من در کتاب خاطراتم هم آورده‌ام. به همراه ایشان به ملاقات شیخ صباح وزیرخارجه وقت کویت که بعدا امیر کویت شد رفتیم. بعد از اینکه این دیدار به پایان رسید شیخ‌الاسلام جمله‌ای را در زمینه جنگ ایران عراق به من گفت که به وزیر خارجه کویت انتقال بدهم. شیخ به من گفت برو داخل – انگشت اشاره‌اش را هم به علامت عتاب تکان می‌داد -  به وزیر بگو: «سرباز پیروز نصیحت نمی‌پذیرد». این جمله برای مرحوم شیخ است. من این جمله را به شیخ صباح گفتم و او گفت: این حرف یعنی چه؟ کویت جزیره‌ای بنام بوبیان داشت. عراقی‌ها از کویت خواسته بودند که این جزیره را در اختیارشان قرار دهد. از تهران هم به من تلکس می‌زدند که به کویتی‌ها بگو که بوبیان را در اختیار آنها قرار ندهند. اگر این منطقه در اختیار عراقی‌ها قرار می‌گرفت کار در فاو برای رزمندگان ما مشکل می‌شد. معنای جمله شیخ‌الاسلام این بود که نیرو‌های نظامی ما وقتی پیروز شوند دیگر حرف دیپلمات‌ها را گوش نمی‌دهند. اگر بوبیان را بگیریم دیگر پس نمی‌دهیم.

 

خوشحالی شیخ‌الاسلام نسبت به اخراج دیپلمات‌ها از کویت 

کویت در آن زمان چالش زیادی داشت و هر دیپلماتی حاضر به رفتن آنجا نبود. مأموریت من در کویت سه سال و سه ماه و سه روز طول کشید. من به این دلیل که اخراجی موشک‌های سرگردان بودم مدت دقیق مأموریتم را در خاطر دارم. کویت در زمان جنگ بین ایران و عراق از صدام حمایت می‌کرد. ایران به کویت چند باری تذکر داده بود ولیکن کویت تذکر ایران را جدی نمی‌گرفت. سپاه در نهایت چند موشکی را به سمت کویت شلیک کرد و در پی این اتفاق رابطه دیپلماتیک ایران و کویت قطع شد. به تبع این اتفاق من هم از کویت اخراج شدم. شیخ‌الاسلام بر خلاف بعضی‌ها  که از این اتفاق ناراحت بودند خوشحال بود. او معتقد بود که مقاومت هزینه دارد و اخراج تو هم هزینه این مقاومت بوده است.

سمینار سالیانه سفرا در تهران بود. آقای شیخ‌الاسلام به همراه وزیر و سایر معاونین در رأس مجلس حضور داشتند. در حین برگزاری مراسم مرحوم شیخ چند باری سالن جلسه را ترک کرد و مجددا بر‌می‌گشت. یکی از این دفعات که برگشت آمد پشت سر من و یک کاغذی را روی میز من قرار داد  و گفت: مبارکه! من نگاه کردم به نامه دیدم روی نامه نوشته است در پی اصابت سومین موشک ایرانی به کویت محمدرضا باقری و سایر کارمندان سفارت ایران از این کشور اخراج می‌شوند.  من هم بعد از خواندن متن نامه تشکر کردم. شیخ‌الاسلام برخلاف بچه‌های دستگاه دیپلماسی با سپاه ارتباط داشت و از تحرکات نظامی آگاه بود و بی‌دلیل نمی‌گفت: مبارکه. به این ترتیب ما اخراجی موشک‌های سرگردان شدیم. بعد از نامه وزارت خارجه کویت دوستان آمدند به من گفتند که طبق قانون ۷۲ ساعت زمان داری تا بروی وسایلت را جمع کنی. من هم گفتم ک من وسایلی ندارم و هر چه آنجا هست متعلق به سفارتخانه می‌باشد و در تهران ماندم.

این خبر را به اشتراک بگذارید: