فروشگاه
☰ X
کد خبر: ۱۱۱۲۴
به‌روایت اسناد

سلاح سرخ تنگه‌ی آبی؛ پیشنهاد انسداد تنگه هرمز در اولین روزهای جنگ تحمیلی هشت ساله

سلاح سرخ تنگه‌ی آبی؛ پیشنهاد انسداد تنگه هرمز در اولین روزهای جنگ تحمیلی هشت ساله
این نوشتار با نگاهی به محتوای یک سند تاریخی متعلق به «سازمان رزمندگان پیشگام مستضعفین ایران» (مورخ ۹ مهر ۱۳۵۹)، به تبیین دکترین نظامی-سیاسی این گروه در قبال تنگه هرمز و تغییر ماهیت نبرد‌های دفاعی ایران می‌پردازد. مسئله‌ای که سوای از دیدگاه این گروه، اهمیت این آبراه حیاتی و گلوگاه استراتژیک را به‌مثابه ابزاری قدرتمند برای دفاع در هر برهه‌ای از جنگ و تهدید نشان می‌دهد.  
يکشنبه ۳۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۶

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آنچه در پی می‌آید بازخوانی مقاله‌ای در ۹ مهر۱۳۵۹ است که توسط سازمان رزمندگان پیشگام مستضعفین ایران نگاشته شده. این سازمان اگرچه در سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۶۰ و در کوران منازعات سیاسی، به‌عنوان جریانی انحرافی از مسیر اصیل انقلاب اسلامی خارج و برخی از چهره‌های شاخص آن به سازمان مجاهدین خلق (منافقین) پیوستند، اما در مهر ماه ۱۳۵۹ و در اولین روزهای جنگ تحمیلی رژیم بعث و دول استکباری به طرح نظراتی درباره دکترین دفاعی انسداد تنگه هرمز پرداختند که بیش از آن که بیانگر اهمیت و یا محتوای نظرات این گروه باشد، گواهی بارز از موقعیت حیاتی گذرگاهی بسیار مهم و استراتژیک است که با رفت و آمد سلایق و رویکرد‌های مختلف سیاسی، هیچگاه از اهمیت راهبردی‌اش کاسته نمی‌شود.

این سند، نبرد را نه یک جنگ نظامی، بلکه جنگی تمام‌عیار میان «توده‌های خلق» و «امپریالیسم جهانی» قلمداد کرده و برای نخستین بار، استفاده از تنگه هرمز را به عنوان یک «سلاح استراتژیک» برای فلج کردن اقتصاد جهانی و تغییر موازنه قوا پیشنهاد داد. آنچه در ادامه می‌خوانید، واکاوی دقیق این دکترین نظامی-سیاسی است که در آستانه طوفان جنگ، به دنبال تغییر قواعد بازی در خلیج فارس بود.

دکترین «جنگ توده‌ای» و سلاح استراتژیک هرمز: تحلیلی بر یک سند تاریخی

در آستانه دهه‌ای که با خونبارترین جنگ قرن بیستم پیوند خورد، برخی نیرو‌های مبارزاتی در ایران به دنبال تدوین استراتژی‌هایی بودند که فراتر از محاسبات کلاسیک نظامی، ریشه در ایدئولوژی ضدامپریالیستی داشت. سند مورد بررسی، که در بحبوحه درگیری‌های مرزی پیش از آغاز رسمی جنگ تحمیلی هشت ساله صادر شده، بازتاب‌دهنده دیدگاهی است که نجات انقلاب را نه در اتاق‌های جنگ سنتی، بلکه در گروی یک تحول ساختاری در ماهیت نبرد و استفاده از موقعیت ژئوپلیتیک منحصر‌به‌فرد ایران در تنگه هرمز می‌بیند.

از ارتش کلاسیک تا بسیج توده‌ای: تغییر پارادایم دفاعی

نخستین و محوری‌ترین گزاره این سند، نقد ساختار نبرد کلاسیک است. نویسندگان معتقدند که در رویارویی با رژیم بعث عراق — که آن را عامل و آوانت‌گارد امپریالیسم در منطقه می‌نامند اتکا به ابزار‌های متعارف نظامی، حرکتی در زمین بازی دشمن است. از دیدگاه این سند، جنگ کلاسیک به دلیل وابستگی به تجهیزات، لجستیک پیچیده و ساختار‌های بروکراتیک، آسیب‌پذیر بوده و در نهایت به نفع قدرت‌های بزرگ تمام می‌شود.

در مقابل، استراتژی پ «تبدیل جنگ کلاسیک به جنگ توده‌ای» پیشنهاد می‌شود. این مفهوم بر این پایه استوار است که باید فاصله‌ی میان ارتش به‌مثابه یک نیروی جنگی خارج از مردم و توده مردم از میان برود. اشاره به تجربیات جهانی مانند ویتنام، استدلال می‌کند که اگر نبرد به درون توده‌ها کشیده شود و «خلق» مستقیماً درگیر دفاع شوند، هیچ قدرت تکنولوژیکی قادر به سرکوب آن نخواهد بود. این رویکرد، جنگ را از یک تقابل فنی میان دو ماشین جنگی، به یک ایستادگی فرسایشی و همه‌جانبه تبدیل می‌کند که در آن «انگیزه انقلابی» بر «برتری تسلیحاتی» فائق می‌آید.

تنگه هرمز: شریان حیات و ابزار بازدارندگی

بخش دوم و استراتژیک این سند، بر اهمیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز متمرکز است. در این دیدگاه، تنگه هرمز تنها یک آبراه جغرافیایی نیست، بلکه «شاه‌رگ حیاتی امپریالیسم» است. نویسندگان با دقتی استراتژیک اشاره می‌کنند که انسداد این تنگه، ضربه‌ای است که پژواک آن نه در بغداد، بلکه در واشینگتن، توکیو و پایتخت‌های اروپای غربی شنیده خواهد شد.

تحلیل سند بر دو محور اساسی استوار است: نخست، فشار اقتصادی جهانی:  با ذکر این نکته که بخش اعظمی از انرژی جهان (از جمله ۹۰٪ نفت ژاپن و بخش بزرگی از نیاز اروپا) از این مسیر تأمین می‌شود، انسداد تنگه به عنوان ابزاری برای به زانو درآوردن اقتصاد‌های سرمایه‌داری پیشنهاد می‌شود. این اقدام در واقع نوعی «پاتک اقتصادی» به محاصره مالی و تحریم‌هایی است که در آن زمان علیه ایران وضع شده بود. دوم: برهم زدن محاسبات منطقه‌ای: سند معتقد است که با بستن تنگه و ایجاد خفقان اقتصادی برای حامیان عراق، رژیم بعث در بن‌بست قرار خواهد گرفت. این حرکت باعث می‌شود که کشور‌های مرتجع منطقه، که از صدام حمایت می‌کنند، میان بقای اقتصادی خود و ادامه حمایت از جنگ، ناچار به انتخاب شوند.

پیوند میان ایدئولوژی و ژئوپلیتیک

آنچه به این سند انسجام می‌بخشد، پیوند میان «نفرات» (جنگ توده‌ای) و «جغرافیا» (تنگه هرمز) است. در سند استدلال می‌شود که برای مقابله با توطئه‌های پیچیده امپریالیسم که شامل کودتا‌های نظامی (مشابه شیلی و اندونزی)، محاصره اقتصادی، نفوذ در مناطق مرزی و ایجاد کمربند‌های امنیتی پیرامونی است ایران باید از لاک دفاعی خارج شده و ضربه‌ای «غیرمنتظره و قاطع» وارد کند.

در واقع، انسداد تنگه هرمز در این متن، نه به عنوان یک اقدام ایذایی، بلکه به عنوان «اصولی‌ترین راه ادامه جنگ» معرفی شده است. نویسندگان بر این باورند که این اقدام، تضاد‌های درونی میان قدرت‌های بزرگ را آشکار کرده و به نیرو‌های انقلابی در سراسر جهان پیام همبستگی مخابره می‌کند. در نهایت، سند با لحنی حماسی و قاطع، پیروزی را در گروی جسارت در اتخاذ این تصمیمات سخت می‌داند و معتقد است که تنها با «مخلوط شدن ارتش با توده‌های محروم» و استفاده از «سلاح نفت و جغرافیا»، می‌توان به سلطه جهانی امپریالیسم در منطقه پایان داد.

این تحلیل نشان می‌دهد که چگونه در سال ۱۳۵۹، مفاهیمی، چون «دفاع غیرعامل»، «جنگ نامتقارن» و «دیپلماسی انرژی» در قالب ادبیات گروه‌های مبارزاتی آن دوران، به عنوان راهکار‌های عملیاتی برای مقابله با تهدیدات نظامی مطرح شده بودند.

در ادامه، متن سند که شامل مقاله کامل سازمان رزمندگان پیشگام مستضعفین ایران است از نظر می‌گذرد:

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: