فروشگاه
☰ X
بازخوانی اعتراضات خونین معلمان

شهادت یک معلم در پی مطالبات صنفی سال ۱۳۴۰

شهادت یک معلم در پی مطالبات صنفی سال ۱۳۴۰
در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۴۰ معلمان در اعتراض به وضعیت معیشتی و حقوق ناچیز خود، دست به اعتصاب و تجمعات اعتراضی زدند. در اعتراضات روز ۱۲ اردیبهشت‌ماه، حرکت صنفی معلمان با سرکوب شدید نیرو‌های رژیم مواجه شد که منجر به شهادت دکتر ابوالحسن خانعلی گردید.
شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۵

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ اعتراضات صنفی (اعم از اعتصابات یا تجمعات خیابانی) یکی از متداول‌ترین شیوه‌های بیان خواسته‌ها و مطالبات به شمار می‌رود که در تاریخ معاصر ایران و جهان نمونه‌های فراوان آن را می‌توان مورد بحث قرار داد. یکی از اعتراضات صنفی مهم در ایران، متعلق به حرکت معلمان در سال ۱۳۴۰ بود که به علت برخورد سخت و خونین رژیم پهلوی با تجمع‌کنندگان و شهادت مظلومانه یک معلم، در حافظه جمعی نقش بست و در تاریخ ایران ماندگار شد. ابعاد این واقعه به اندازه‌ای گسترده بود که به سقوط کابینه جعفر شریف‌امامی انجامید و دولت بعدی آن یعنی دولت علی امینی را نیز در روز‌های نخست با چالش‌هایی مواجه ساخت. این نوشتار مختصر، ضمن بررسی اعتراضات روز ۱۲ اردیبهشت، به پیامد‌های این واقعه مهم تاریخی پرداخته است.  

زمینه‌های مطالبات

دولت جعفر شریف‌امامی ظرف هفت ماه با تعیین سه وزیر فرهنگ نتوانست به خواسته معلمان کشور که حقوق ناچیزی دریافت می‌داشتند، جامه عمل بپوشاند. جهانشاه صالح وزیر فرهنگ کابینه شریف‌امامی در ۱۰ اردیبهشت لایحه‌ای در مورد ترمیم حقوق معلمان تقدیم مجلس نمود؛ ولی لایحه مزبور جوابگوی احتیاجات فرهنگیان نبود و سرانجام روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ اعتصاب معلمین به علت کمی حقوق در تهران و تمام شهرستان‌ها آغاز شد. جامعه لیسانسیه‌های دانشسرای عالی که توسط محمد درخشش (رئیس باشگاه معلمان مهرگان) تشکیل شده بود، رهبری این مطالبات را بر عهده داشت. [۱]

سرکوب خونین روز ۱۲ اردیبهشت

از صبح ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰، طبق تصمیمی جمعی که قبلاً اتخاذ شده بود، دسته‌های معلمین به سوی عمارت وزارت فرهنگ و میدان بهارستان آمدند و جلوی مجلس اجتماع کردند و خواسته‌های خود را درباره ترمیم حقوق عنوان نمودند و شعار‌هایی در همین موضوع سر دادند. چند تن از ناطقین برای آنها صحبت کردند و این اجتماع تا یک‌ساعت مانده به ظهر در جلوی مجلس برقرار بود. [۲]

در آن روز معلمان در میدان بهارستان گرد آمدند و ضمن ایراد سخنانی از کمی حقوق سخن گفتند و خواستار ملاقات با نمایندگان مجلس شدند. از طرف شریف‌امامی رئیس دولت، دستور متفرق ساختن فرهنگیان صادر شد. سرتیپ محسن مبصر (بعد‌ها سپهبد و رئیس شهربانی) رئیس پلیس تهران، فرماندهی میدان را به معاون و همکار خود سرهنگ اکسیر سپرد و او نیز سرگرد شهرستانی رئیس کلانتری میدان بهارستان را مأمور متفرق ساختن معلمان نمود. نیرو‌های پلیس به سوی معلمان زحمتکش آتش گشودند. در این هجوم پلیس، عده زیادی مجروح شدند و یکی از فرهنگیان به نام دکتر ابوالحسن خانعلی (معلم دبیرستان شرف) به شهادت رسید. [۳]

تشییع پیکر شهید خانعلی

شهادت دکتر خانعلی، موجب خشم عمومی مردم نسبت به این اقدام رژیم شد و جای شکی نبود که در مراسم تشییع پیکر آن شهید، جمعیت عظیمی شرکت خواهند کرد تا با این حضور، اندوه و اعتراض خود را آشکار سازند. به همین جهت، شب قبل از آن، محمدرضا شاه با جعفر شریف‌امامی یک ملاقات فوری ترتیب داد و به او گفت که فردا (۱۳ اردیبهشت) برای تشییع جنازه احتمال وقوع ناآرامی‌هایی در شهر وجود دارد، لذا بایستی جلوی آن گرفته شود. قرار بر این شد که دستور بدهند صبح زود پیکر شهید خانعلی را دفن کنند [۴]، اما فردای آن روز خیل جمعیت به اندازه‌ای بود که دولت و مأموران انتظامی نتوانستند کاری از پیش ببرند و به هر صورت، مراسم تشییع برگزار گردید.  

روایت شریف‌امامی از اعتراضات معلمین

 

در مراسم تشییع جنازه معلم شهید، اعتصابات و تحرکات اجتماعی ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد. در همان روز، پلیس شاگردان مدرسه علمیه را که در پشت مدرسه سپهسالار قرار داشت، به گلوله بست و دانش‌آموزی به نام کلهر به شهادت رسید، ولی سرهنگ اکسیر با تنظیم استشهادی که به امضای باربران و دست‌فروشان سرچشمه رسیده بود، برای رهایی پلیس از این اتهام، فردی به نام کیوان میراشرافی را عامل قتل معرفی کرد. [۵]

در روز ۱۳ اردیبهشت، برای تشییع جنازه دکتر خانعلی در برابر مسجد اسکندری اجتماع شد و گذشته از فرهنگیان و معلمین، بستگان وی، دانشجویان و بانوان هم در تشییع جنازه شرکت کردند. این اجتماع در برابر مسجد اسکندری با اطلاع قبلی برای تشییع جنازه به عمل آمد و تشییع‌کنندگان جنازه را از مسجد بیرون آورده و درحالی‌که جنازه را بر روی دوش داشتند، عازم میدان بهارستان شدند. تشییع‌کنندگان از مسجد اسکندری به طرف سه‌راه طرشت به حرکت درآمدند و در بین راه نیز عده زیادی به تشییع‌کنندگان ملحق شدند؛ به‌طوری‌که جمعیتی که در پشت جنازه حرکت می‌کرد در سه‌راه طرشت دوبرابر شده بود. پیکر شهید خانعلی از سه‌راه طرشت به جانب خیابان شاه (جمهوری اسلامی فعلی) حرکت داده شد و در این مدت همچنان شمار جمعیت رو به فزونی بود. تشییع‌کنندگان شعار‌هایی نیز سر می‌دادند و طی این شعارها، مجازات سریع مسببین واقعه را خواستار بودند. تشییع‌کنندگان، جنازه را پس از عبور از طول خیابان شاه (جمهوری اسلامی) به مقابل میدان بهارستان آوردند و در میدان بهارستان نیز از طرف اجتماع‌کنندگان شعار‌هایی داده شد و به حقانیت خواسته‌های طبقه معلم و لزوم تعقیب عاملین وقایع ۱۲ اردیبهشت در این شعار‌ها اشاره گردید. جمعیت پس از شعار‌هایی که در میدان بهارستان تکرار و تأکید گردید، عازم چهارراه سرچشمه شد و از آنجا جنازه برای دفن در ابن بابویه به وسیله آمبولانس حمل گردید. [۶]

پس از مراسم تشییع، در همان روز ۱۳ اردیبهشت از ساعت ۱۷، به تدریج معلمین تهران وارد عمارت باشگاه مهرگان واقع در خیابان لاله‌زار نو شدند و تا ساعت ۱۸ داخل عمارت باشگاه و همچنین کوچه‌های اطراف و قسمتی از خیابان لاله‌زار نو از جمعیت پوشیده بود. در این اجتماع که با حضور چند هزار معلم برگزار شد، محمد درخشش (رئیس باشگاه) طی نطق یک ساعت و نیمه خود، خواسته‌های معلمین تهران و حوادث روز سه‌شنبه ۱۲ اردیبهشت را مورد بحث قرار داد. [۷]

سقوط دولت شریف‌امامی

وقایع روز ۱۲ و ۱۳ اردیبهشت، سبب شد که در مجلس شورای ملی نیز این حوادث مورد توجه قرار گیرد. در جلسه علنی مجلس در روز ۱۴ اردیبهشت ۱۳۴۰، اللهیار صالح، رضا جعفری ـ که خود نیز مدتی وزارت فرهنگ را عهده‌دار بود ـ و محمد عبدالله گرجی علیه دولت سخنان تندی ایراد کردند. ارسلان خلعتبری و سید جعفر بهبهانی دو وکیل متنفذ مجلس نیز دولت شریف‌امامی را به علت سوء سیاست استیضاح نمودند.

 

شهادت یک معلم در پی مطالبات صنفی سال ۱۳۴۰

 

شریف‌امامی در مجلس حضور یافت و به دفاع از کابینه‌اش سخن گفت. وی اعتصاب معلمان را تحریک بعضی از وکلا دانست و رضا جعفری نماینده مجلس را سخت مورد حمله قرار داد و از او سؤال کرد که شما خودتان وقتی وزیر فرهنگ بودید، برای معلمان کشور چه کردید که حالا از من چنین توقعی دارید؟ هنوز آخرین جملات شریف‌امامی پایان نپذیرفته بود که سردار فاخر حکمت رئیس مجلس شورای ملی که بر اثر عصبانیت رنگ صورتش گلگون شده بود، فریاد کشید: «تو حق سؤال از وکیل مجلس نداری!» و شریف‌امامی را با تندی از تریبون به زیر کشید و شریف‌امامی نیز که شرایط را چنین دید، به حالت قهر از مجلس خارج شد. [۸]

روایت شریف‌امامی از ماجرای استعفا

 

شریف‌امامی از مجلس به دربار رفت و استعفای خود را به شاه تسلیم نمود و سکان اداره کشور را با مشکلاتی که ظرف هشت ماه نخست‌وزیری خود حل نکرده بود و بر آن نیز افزوده بود، به دست دیگری سپرد و موقتاً از صحنه سیاسی کنار رفت.

علی امینی که پس از سقوط کابینه شریف‌امامی دولت خود را تشکیل داد، در خاطراتش می‌گوید: «یک هفته پس از به قتل رسیدن دکتر خانعلی (گویا روز سه‌شنبه ۱۴ اردیبهشت) صبح زود عمویم مرحوم سرلشکر حسن امینی به دیدنم آمد و گفت که همان روز ساعت ده صبح خود را به دربار برسانم که برای کار مهمی احضار شده‌ام. امکان پیشنهاد نخست‌وزیری را هم پیش‌بینی کرد. هیچ آماده چنین پیشنهادی نبودم. با هزارگونه فکر و خیال رفتم. شاه برخورد دوستانه و مهربانی داشت. [..]چند جمله‌ای درباره اوضاع رد و بدل شد تا پیشنهاد نخست‌وزیری را شنیدم همراه با تعارفات لازم، که، چون در بحران اقتصادی و اجتماعی و سیاسی باید کار‌ها به دست آدم‌های لایق سپرده شود، شما نخست‌وزیر شوید.» [۹]

 

دولت امینی و پایان اعتصابات

علی امینی در نیمه اردیبهشت‌ماه مأمور تشکیل کابینه شد و برای همدردی با معلمان، روز ۱۲ اردیبهشت را «روز معلم» اعلام کرد. [۱۰]اقدام دیگر امینی، کاندید کردن محمد درخشش ـ که رهبر اعتصابات معلمان شناخته می‌شد ـ برای تصدی وزارت فرهنگ در کابینه‌اش بود تا نشان دهد با معلمان یکدل و همصدا است. علاوه بر این، امینی تصمیم گرفت که برخلاف شریف‌امامی، خود در میان معلمان حضور یابد و با آنان سخن بگوید. به همین دلیل، در روز سه‌شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۰ رهسپار باشگاه معلمان مهرگان شد.

در آن روز از ساعت ۰۸:۳۰ چندین هزار نفر از معلمان و دانش‌آموزان در باشگاه مهرگان و کوچه کاخ و قسمتی از خیابان لاله‌زار نو حضور یافته بودند. در ابتدای مراسم، محمد درخشش پیش از سخنرانی علی امینی، برای آن که نظر معلمان را نسبت به نخست‌وزیر جدید مساعد سازد، بیان نمود: «فرق است بین نخست‌وزیری که دستور می‌دهد گلوله به مغز معلم بزنند، با نخست‌وزیری که می‌آید به خانه معلم. ما بار‌ها از وزیر فرهنگ دعوت کرده بودیم که به باشگاه معلمین بیاید ولی آیا قبول کرد؟ وی توجهی به خواسته‌های معلمین نکرد.» [۱۱]

پس از سخنان تلطیف‌کننده درخشش، نوبت به امینی رسید که پشت تریبون قرار گیرد. او پس از بیان سخنانی در باب جایگاه و اهمیت معلمان در کشور، گفت: «اگر می‌شد که به حرف من اعتماد می‌کردید و دست از اعتصاب برمی‌داشتید و سر کارهایتان می‌رفتید...» هنوز صحبت امینی در این مورد به پایان نرسیده بود که فریاد «نه‌خیر! نه‌خیر!»، «قبول نداریم!» و «تا تمام خواسته‌های ما عملی نشود دست از اعتصاب برنخواهیم داشت»، تا چند دقیقه در فضای باشگاه طنین انداخت. [۱۲]

شهادت یک معلم در پی مطالبات صنفی سال ۱۳۴۰

 

پس از این مراسم، دولت در تلاشی دیگر اطلاعیه‌ای صادر کرد و در آن متعهد شد که حقوق معلمان را افزایش دهد و مشکلات آنها را برطرف سازد: «با توجه به اینکه دولت امیدوار است با انجام اقدامات مؤثر در زمینه تقلیل هزینه زندگی که پایه اصلی تأمین معیشت و آسایش عموم کارمندان دولت است، یکی از مهم‌ترین مواد برنامه خود را جامه عمل بپوشاند. فعلاً برای اینکه وضع حقوق معلمین که دارای حقوق کمتری هستند، بهبود یابد با در نظر گرفتن میزان کار و معلومات آنها و مخصوصاً با توجه به مقدورات مالی دولت، تصمیماتی در جلسه امروز هیئت وزیران اتخاذ شد که نگرانی طبقه معلمین کشور را به کلی مرتفع خواهد ساخت.» [۱۳]

علی امینی در خاطراتش درباره پایان یافتن اعتصابات معلمان می‌گوید: «وقتی محمد درخشش را به‌عنوان وزیر فرهنگ وارد کابینه کردم و قرار شد دولت مطالبات مالی معلمان کشور را که هنوز در حال اعتصاب بودند تأمین کند، طی تصویب‌نامه قانونی به‌طور متوسط مبلغی کمتر از اضافه حقوق وعده دادیم که از ماه‌ها بعد شروع به پرداخت کنیم و معلمین راضی شدند و شروع به کار کردند.» [۱۴]

درخشش نیز که خود را رهبر حرکت معلمان می‌دانست، در ۲۳ اردیبهشت اعلامیه‌ای صادر کرد و از معلمان خواست تا به کار خود بازگردند و در غیر این صورت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت: «به موجب این اعلامیه هر معلم ایرانی در هر نقطه از کشور که باشد، موظف است که با انجام کار هرچه بیشتر و تشکیل کلاس‌های فوق‌العاده در تمام روز تا مدت لازم، عقب‌ماندگی شاگردان خود را جبران نماید. کوچکترین مسامحه در اجرای این منظور تخلف از تصمیمات صنفی و موجب مسئولیت وجدانی و مورد بازخواست شدید معلمین خواهد بود.» [۱۵]

شهادت یک معلم در پی مطالبات صنفی سال ۱۳۴۰

 

به این ترتیب، معلمان پس از اعلامیه درخشش و وعده‌های دولت امینی، ناچار فعالیت‌های حرفه‌ای خود را از سر گرفتند و اعتراضات به‌حقی که به‌طور جدی از ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ آغاز شده بود، بعد از حدود ده روز کوشش و پایداری، پایان یافت.  

 

منابع

[۱]عاقلی، باقر (۱۳۹۷). نخست‌وزیران ایران، چاپ چهارم، تهران: انتشارات جاویدان، ص ۸۹۰.

[۲]روزنامه اطلاعات، «اجتماع معلمین در میدان بهارستان»، شماره ۱۰۴۹۳، سه‌شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰، ص ۲۱.

[۳]عاقلی، همان.

[۴]شریف‌امامی، جعفر (۱۹۸۳). پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد، مصاحبه حبیب لاجوردی با جعفر شریف‌امامی، ۲۴ مه ۱۹۸۳ / ۳ خرداد ۱۳۶۲، نیویورک، نوار شماره ۹، ص ۳.

[۵]عاقلی، همان.

[۶]روزنامه اطلاعات، «دبیری به ضرب گلوله به قتل رسید»، شماره ۱۰۴۹۴، چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۴۰، ص ۲۱.

[۷]روزنامه اطلاعات، «اجتماع بزرگ امروز معلمین تهران در بهارستان»، شماره ۱۰۴۹۵، پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۴۰، ص ۲۱.

[۸]شریف‌امامی، همان، ص ۵.

[۹]امینی، علی (۱۳۹۰). خاطرات علی امینی، به کوشش یعقوب توکلی، چاپ دوم، تهران: انتشارات سوره مهر، ص ۱۱۵.

[۱۰]روزنامه اطلاعات، «روز ۱۲ اردیبهشت روز معلم نامیده می‌شود»، شماره ۱۰۴۹۸، دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۰، ص ۱.

[۱۱]روزنامه اطلاعات، «نخست‌وزیر موفق به شکستن اعتصاب معلمین نشد»، شماره ۱۰۴۹۹، سه‌شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۰، ص ۲۱.

[۱۲]همان.

[۱۳]روزنامه اطلاعات، «جلسه بزرگ همگانی معلم»، شماره ۱۰۵۰۱، پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۰، ص ۲۱.

[۱۴]امینی، همان، ص ۱۲۱.

[۱۵]روزنامه اطلاعات، «معلم به مدرسه بازگشت»، شماره ۱۰۵۰۲، شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۴۰، ص ۲۱.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: