فروشگاه
X
کد خبر: ۱۱۱۷۰
بهزاد نبوی درباره تجربه مدیریت اقتصادی در جنگ می‌گوید؛

عملیات ستاد بسیج اقتصادی؛ از کوپن تا کالابرگ

عکس لید
پس از حمله عراق، از تامین سوخت تا ارائه نان به مردم، همه چیز با بحران مواجه بود. حمله به تهران و سایر شهر‌ها نیز تاثیر روانی روی جامعه گذاشته بود. ناچار شدیم به فکر «اقتصاد جنگی» بیفتیم؛ بدون تجربه، بدون الگو، بدون دستورالعمل. تنها چیزی که داشتیم، ایمان به ملت و کمک خدا بود؛ و همین‌جا بود که به ایده «ستاد بسیج اقتصادی» رسیدیم: ساز وکاری برای مدیریت ذخایر، هدایت مصرف و سهمیه‌بندی کالا، همان طرحی که بعداً به‌صورت عملیاتی پیاده شد و توانست حداقل، از قحطی، کمبود و هرج‌ومرج بازار جلوگیری کند.
دوشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۵

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ ستاد بسیج اقتصادی و راهکارهای اجرایی آن در سال‌های آغازین جنگ‌هشت ساله عراق و ایران، یکی از فصل‌های مهم کتاب اقتصاد جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود. فصلی‌که منتقدان و مدافعان سرسختی در پنج دهه اخیر داشته است. برای بررسی کارنامه این ستاد به سراغ بهزاد نبوی نخستین سرپرست ستاد بسیج اقتصادی در دوره جنگ هشت ساله رفته‌ایم.

این چهره سیاسی باسابقه که در سابقه اجرایی خود سخنگویی دولت شهید رجایی، وزارت صنایع سنگین دولت میرحسین موسوی، مشاورت رئیس جمهور در دولت سید محمد خاتمی و نایب‌رئیسی در مجلس ششم را ثبت کرده است، در این گفت و‌گو برخی از چالش‌ها و همچنین نقاط ضعف و قوت ستاد بسیج اقتصادی در دوره جنگ را مورد بررسی قرار داده است.

هرچند که این مصاحبه پیش از جنگ دوازه روزه اسرائیل و ایران انجام شده است، اما این فعال سیاسی به سبب تهدیدات روزافزون علیه ایران تاکید داشت که برای عبور از بحران‌هایی چون تحریم‌های گسترده و یا حملات احتمالی دیگر به ایران، دولتمردان برای جلوگیری از نارضایتی‌های احتمالی باید از هم اکنون به فکر تدوین راهبردی شبیه به آنچه در دهه شصت در ایران انجام شد باشند.

مشروح این گفتگو در مجله گواه نسخه پاییز ۱۴۰۴ چاپ و منتشر شده است که بخشی از آن در ادامه از نظر می‌گذرد.

 

با مرور تاریخ انقلاب و نظام جمهوری‌اسلامی ایران آشکار می‌شود که  ایده ستاد بسیج اقتصادی، ابتدا در دولت موقت مطرح شد و مسئولیت آن هم بر عهده مرحوم عزت‌الله سحابی قرار گرفت، برای آغاز بحث می‌خواستم این پرسش را طرح کنم که چه در دوره دولت موقت و چه در دولت شهیدرجایی چه ضرورتی برای تاسیس این نهاد احساس می‌شد؟

در واقع، من به‌طور مستقیم در جریان جزئیات تشکیل ستاد بسیج اقتصادی در دوره دولت موقت نبودم و اطلاعات کاملی از نحوه عملکرد آن ندارم. اما آنچه می‌دانم این است که این ایده -یعنی ایجاد سازوکاری برای مواجهه هدفمند با چالش‌های اقتصادی پس از انقلاب- ابتدا در همان دوران مطرح شد و مسئولیت آن به مرحوم آقای مهندس عزت‌الله سحابی سپرده شد.

شرایط آن روزها، یعنی ماه‌های نخست پس از پیروزی انقلاب، بسیار پیچیده و همراه با نااطمینانی‌های شدید اقتصادی بود. قاعدتا همین شرایط باعث شد که فکرِ تشکیل چنین ستادی مطرح شود. ستادی با اهدافی مانند سامان‌دهی عرضه کالا‌ها و یا طراحی راهکار‌های مقابله با بحران‌های احتمالی. اما تا آنجا که می‌دانم، این ستاد فرصت اجرایی‌کردن برنامه‌هایش را پیدا نکرد.

آنچه ما بعداً در دوره‌های بعدی - به‌ویژه در دوره جنگ- از آن بهره بردیم، بیشتر همین ایده‌ها بود؛ مثلاً سیستم سهمیه‌بندی کالا یا استفاده از کوپن کالا‌های اساسی. به‌طور مشخص، این طرح‌ها پیش از شروع جنگ تحمیلی مطرح شده بودند، اما اجرای واقعی‌شان به دلیل شرایط سیاسی و اداری زمانِ آن و شاید هم کوتاه‌بودن عمر دولت موقت محقق نشد.

بنابراین، اگرچه ما مستقیماً شاهد عملکرد عملیاتی آن ستاد نبودیم، اما می‌توان اذعان کرد که برخی از راهکار‌هایی که بعد‌ها در دوران جنگ به‌کار گرفتیم، ریشه در همان ایده‌های آغازین داشتند.

 برای تحلیل بهتر وضعیت دولت شهید رجایی در هنگام ورود به عرصه اجرایی کشور، خوب است نگاهی به شرایط آن روز ایران داشته باشید!

وقتی از شرایطی صحبت می‌کنیم که دولت شهید رجایی وارد عرصه اجرایی کشور شد، باید اول بگویم: ما در آن لحظه، در دل یک بحران بزرگ بودیم. جنگ، نه فقط به‌عنوان یک درگیری نظامی، بلکه به‌عنوان یک بحران جامع در همان روز‌های ابتدایی یعنی درآخر شهریور و اوایل مهر ۱۳۵۹ بخش‌های عمده ساختار‌های اقتصادی کشور را درگیر خود کرده بود. تهران بمباران شده بود. خرمشهر-مهم‌ترین بندر وارداتی کشور- بعد ازحدود یک ماه مقاومت، تصرف شد. آبادان، پالایشگاهی که بیشترین سهم را در تأمین سوخت داخلی داشت، محاصره شد. خارک، شاه‌راه صدور نفت، هدف قرار گرفت. در ظرف چند روز، زنجیره تأمین کشور در اکثر بخش‌ها با بحران مواجه شد.

درباره شرایط آن ایام باید تاکید کنم که پس از حمله عراق  با توجه به وابستگی ایران به واردات گندم، میزان ذخایر آن نگران‌کننده شده بود. خرمشهر- پنجره اصلی واردات کالا‌های اساسی مانند گندم، جو، شکر و روغن- از دست رفته بود. بندرعباس هنوز زیرساخت‌های لازم برای جایگزینی آن را نداشت. فعالیت پالایشگاه آبادان که بخش عمده  سوخت کشور را تامین می‌کرد، متوقف شده بود. با حمله به خارک هم صادرات نفت ایران نیز با مشکل مواجه شده بود، درآمد‌های ارزی کشور هم به‌شدت کاهش یافته بود. از تامین سوخت تا ارائه نان به مردم، همه چیز با بحران مواجه بود. حمله به تهران و سایر شهر‌ها نیز تاثیر روانی روی جامعه گذاشته بود

در چنین فضایی، ما ناچار شدیم به فکر «اقتصاد جنگی» بیفتیم. در اینجا باید تا کید کنم که ما هم تجربه‌ای نداشتیم و بدون تجربه، بدون الگو، بدون دستورالعمل. تنها چیزی که داشتیم، ایمان به ملت و کمک خدا بود؛ و همین‌جا بود که به ایده «ستاد بسیج اقتصادی» رسیدیم: سازوکاری برای مدیریت ذخایر، هدایت مصرف  و سهمیه‌بندی کالا، همان طرحی که بعداً به‌صورت عملیاتی پیاده شد و توانست حداقل، از قحطی، کمبود و هرج‌ومرج بازار جلوگیری کند.

باید صادقانه بگویم: خودم هنوز هم نمی‌دانم چگونه توانستیم از آن بحران‌ها روسیاه بیرون نیاییم. لطف خدا در این مسیر بسیار ما را در رسیدن به اهداف مطرح شده یاری کرد.

عملیات ستاد بسیج اقتصادی

 

این طرح همان طرحی بود که در شورای انقلاب  تهیه و تدوین شده بود؟ و مجال اجرا پیدا نکرد؟

نه، اصلا این طرحی که ما در دولت شهید رجایی اجرا کردیم، منظورم «طرح ستاد بسیج اقتصادی» طرحی نبود که در شورای انقلاب مطرح شده بود. حداقل من در آن زمان از وجود چنین مصوبه‌ای خبری نداشتم. شاید برخی از همکارانی که همزمان در شورای انقلاب حضور داشتنداز این امر مطلع بودند، اما من در جریان آن نبودم.

در واقع، این طرح را ما در شرایط بحرانیِ آغاز جنگ، در دولت شهید رجایی، خودمان طراحی و پیشنهاد کردیم، نه این‌که از یک سند قدیمی‌تر الهام گرفته باشیم یا آن را به مرحله اجرا در آوریم. آن زمان، جنگ شروع شده بود، منابع کشور بسیار محدود شده بود و ما ناچار بودیم راه‌حلی فوری پیدا کنیم. پس چنین طرحی را بر اساس نیاز‌های آن روز کشور تدوین واجرا کردیم.

شما براساس چه برنامه و طرحی فعالیت خود را در ستاد بسیج اقتصادی آغاز کردید؟

در آغاز فعالیت ستاد بسیج اقتصادی، باز باید تاکید کنم که اکثریت تیم دولت بی‌تجربه بود. در آن زمان، باتجربه‌ترین چهره‌های تیم اقتصادی دولت مانند مرحوم کلانتری، مرحوم قندی و مرحوم عباسپور همگی از دست‌اندرکاران دولت موقت و شورای انقلاب بودند و تقریباً نُه ماه از ما بیشتر در دستگاه‌های اجرایی حضور داشتند؛ بنابراین تجربه خاصی در امور اجرایی وجود نداشت و تنها می‌دانستیم جنگی وجود دارد  و ما باید نیاز‌ها و فوریت‌های جامعه در دوره جنگ را شناسایی و جهت رفع آن اقدام کنیم.

به این ترتیب «ستاد بسیج اقتصادی» تشکیل شد. البته دقیقاً یادم نیست که برنامه اولیه آن توسط چه کسی تدوین شد، اما هدف اصلی آن واضح بود: اداره اقتصاد کشور در شرایط جنگ، با تأکید بر تأمین نیاز‌های روزمره مردم. این ستاد چندین کمیته تخصصی داشت؛ از جمله کمیته کالا‌های اساسی، کمیته سوخت و انرژی، کمیته حمل‌ونقل، و کمیته صنعت و معدن. البته شاید برخی از نام‌ها یا جزئیات دقیق‌تر را به‌خاطر نیاورم؛ به ویژه اینکه در هنگام بازداشت من در سال ۱۳۸۸ متأسفانه بسیاری از اسناد، صورت‌جلسات آن دوره، پرونده‌ها و سوابق ستاد، که من به‌صورت شخصی در زیرزمین خانه آرشیو کرده بودم، بردند و متاسفانه از بین رفته است.

 

ابزار شما برای مدیریت ستاد چه مواردی بود؟

من به‌عنوان سرپرست این ستاد، از سوی هیئت دولت انتخاب شدم و ساختار آن بر پایه همکاری معاونین تمامی وزارتخانه‌های مرتبط شکل گرفت. برخلاف گمانی که گاهی می‌رود، وزارت بازرگانی در آن زمان منحل نشده بود؛ اما مسئولیت کمیته کالا‌های اساسی ستاد بر عهده وزارت بازرگانی بود؛ با این حال، مشخص بود که یک وزارتخانه به‌تنهایی نمی‌توانست در شرایط بحرانی جنگ، نیاز‌های حداقلی مردم را تأمین کند. بنابراین، ستاد بسیج اقتصادی به‌عنوان یک مرجع فرماندهی یکپارچه، برای هماهنگی بین‌بخشی و تصمیم‌گیری سریع، ایجاد شد.

در مجموع، این ستاد نمادی از تلاش ملی برای مقابله با بحران‌های اقتصادی در سخت‌ترین شرایط بود، زمانی که امنیت غذایی، انرژی و حمل‌ونقل، چالش‌های وجودی نظام نوپای جمهوری اسلامی در دوره جنگ به شمار می‌آمد.

 

 

 

عملیات ستاد بسیج اقتصادی

 

 

 

 

هدف اصلی تشکیل ستاد بسیج اقتصادی رساندن کالا‌های اساسی به صورت کارآمد و عادلانه به دست همه مردم ایران بود. یکی از انتقاداتی که به شما، ستاد بسیج اقتصادی و دولت‌های شهید رجایی و آقای موسوی می‌شود، عرضه کوپن و معضلات آن بوده است. چه تحولاتی موجب شد که به سمت توزیع کوپن پیش بروید؟

یکی از چالش‌های اصلی در سال‌های آغازین جنگ، کاهش شدید واردات کالا‌های اساسی بود. با توجه به محدودیت‌های متعدد ارزی و تحریم‌ها، پیش‌بینی می‌شد که مردم با کمبود جدی در تأمین کالا‌هایی مانند قند، شکر، روغن، برنج، نان و دیگر مایحتاج روزمره روبه‌رو شوند.

در چنین شرایطی، ما در دولت‌های شهید رجایی و مهندس موسوی و هم‌چنین ستاد بسیج اقتصادی این سؤال را پیش روی خود داشتیم: چگونه بتوانیم با ظرفیت‌های بسیار محدودی که داریم، این کالا‌ها را به‌صورت عادلانه و کارآمد در اختیار همه مردم قرار دهیم؟   پس از بررسی دقیق از منابع موجود، ظرفیت‌های داخلی و پیش‌بینی‌های وارداتی، به این نتیجه رسیدیم که نمی‌توانیم سیاست «هرکس هرچه بخواهد، بخرد» را دنبال کنیم. به همین دلیل، تصمیم گرفتیم چند کالای کلیدی و اساسی که عمدتاً شامل قند، شکر، روغن و چند مورد دیگر بود، را تحت سیستم سهمیه‌بندی قرار دهیم. این سهمیه‌ها به‌صورت «کوپن»؛ همان چیزی که امروزه به آن «کالابرگ» می‌گویند، بین مردم توزیع شد. البته نکته‌ای که همیشه در اولویت ما بود، این بود که نان، به‌عنوان مهم‌ترین کالای اساسی هرگز تحت سهمیه‌بندی قرار نگیرد. ما حتی با تمام دشواری‌ها، و با چنگ و دندان از طریق راه‌های غیرمستقیم و حتی با خرید گندم از ترکیه و واردات آن از طریق بنادر شمالی آن کشور با کامیون، تلاش کردیم که هیچ‌گاه مردم با کمبود نان مواجه نشوند. می‌دانستیم که بی‌نانی نه‌تنها یک بحران اقتصادی، بلکه یک تهدید اجتماعی و امنیتی جدی خواهد بود.

در عین حال، برای کالا‌های ضروری نیز سیستمی طراحی کردیم که از طریق «دفاتر بسیج اقتصادی»، که در سطح شهر‌ها فعال بودند، به صورت منطقه‌ای عمل کردیم. این دفاتر سوابق دقیقی از میزان کالا‌های ضروری دریافتی هر فرد یا خانواده نگه‌داری می‌کردند تا از تجمع یا سوءاستفاده جلوگیری شود.

در مورد چاپ همین کوپن‌ها نیز کاغذ مورد استفاده از همان کاغذ‌های امنیتی بود که قبلاً برای چاپ اوراق بهادار استفاده می‌شد. به یاد دارم که بانک مرکزی، تحت مدیریت مرحوم نوربخش، این کاغذ‌ها را در اختیار ستاد گذاشت و کوپن‌ها با همان کیفیت امنیتی چاپ شدند. به همین دلیل، موارد تقلب در کوپن‌ها بسیار نادر بود؛ تا جایی که یادم است،  مورد مشهودی از کوپن تقلبی دیده نشد. احتمالاً مردم هم به این سیستم اعتماد داشتند و تلاشی برای دور زدن آن انجام نمی‌دادند.

در نهایت، این سیستم با همه ناکاملی‌های احتمالی آن، در شرایط استثنایی جنگ و تحریم، یکی از بهترین راه‌های موجود برای توزیع عادلانه منابع محدود بین میلیون‌ها نفر بود. البته این سؤال که آیا می‌شد راه‌حل بهتری پیدا کرد، همیشه مطرح است؛ اما با توجه به شرایط آن روزها، این تصمیم با هدف حفظ عدالت و جلوگیری از آشفتگی اجتماعی گرفته شد.

عملیات ستاد بسیج اقتصادی

 

کوپن و سیستم کوپنی هم در آن زمان و هم امروز منتقدان سرسختی دارد؟ چقدر از انتقادات آنان را منطقی می‌دانید؟

بله، در آن دوران، تصمیم به اجرای سیستم کوپن یا همان سهمیه‌بندی کالا‌های اساسی با مخالفت‌های شدیدی مواجه شد. به‌ویژه طیفی که آن زمان به آنها «جناح راست» می‌گفتیم، به‌طور کامل و از صدر تا ذیل آنها با این روش مخالف بودند. آنها حتی می‌گفتند: «کوپنیسم همان کمونیسم است!» و ما را به دلیل اجرای این سیستم، متهم به گرایش کمونیستی می‌کردند.

در واقع، این انتقاد بیشتر از زمینه‌های سیاسی نشأت می‌گرفت تا شرایط واقعی اقتصادی کشور. در آن روزها، شبیه برخی شعار‌های امروزی گفته می‌شد: «همه چیز هست، هیچ مشکلی نیست! فقط باید بازار را رها کنید!» و این‌گونه تحلیل‌ها مبنی بر این بود که ما می‌خواهیم اقتصاد را «دولتی» کنیم و جامعه را به سمت «کوپنی‌سازی» سوق دهیم.

اما واقعیت این بود که تقریبا کالا‌هایی که تحت سهمیه‌بندی قرار گرفتند، مانند قند، شکر و روغن، از همان ابتدا در حوزه اختیار دولت بودند. مثلاً واردات قند و شکر از زمان رضاشاه تحت انحصار دولت بود، و در مورد روغن هم تقریباً تمام کارخانه‌های تولیدکننده ملی‌شده بودند. بنابراین، سهمیه‌بندی این کالا‌ها هیچ‌گونه ضربه‌ای به بخش خصوصی یا بازرگانان و تجار محترم نزد. بلکه تنها هدف ما این بود که در شرایط جنگ و محدودیت‌های شدید، این کالا‌های محدود را به‌صورت عادلانه در اختیار تمام مردم قرار دهیم.

باز تاکید می‌کنم در واقع، مخالفت‌ها بیشتر ریشه در رقابت‌های سیاسی آن روزگار داشت. همان‌جا بود که دعوای «چپ و راست» در فضای سیاسی ایران شکل گرفت. «راست» به‌عنوان یک طیف شناخته‌شده، این سیاست‌ها را به‌شدت رد می‌کرد، حتی اگر از نظر فنی و اجرایی هیچ تعارضی با بخش خصوصی ایجاد نمی‌کرد.

البته اگر به چهره‌های آن دوره هم نگاه کنیم، برخی از آنها، مانند آقای [احمد]توکلی، آقای [علی‌اکبر]ناطق‌نوری و آقای [حبیب‌الله]عسگر اولادی؛  بعداً در دولت آقای موسوی حضور پیدا کردند، اما در دولت شهید رجایی نبودند. جالب اینجاست که خود آقای توکلی در آن زمان عضو «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» بود و در ابتدا همراه ما بود. بعدها، با شکل‌گیری تفکرات «چپ و راست» در درون جریانات انقلابی، جهت‌گیری‌هایش  تغییر کرد. خوشبختانه، امروز هم بسیاری از آن چهره‌ها از جمله ایشان دیگر آن دیدگاه‌های تند و ایدئولوژیک گذشته را ندارند.

در هر صورت، ما در آن شرایط، تصمیمی اقتصادی و نه بر پایه اندیشه‌های مرسوم اقتصادی آن زمان گرفتیم. تصمیمی که بر اساس واقعیت‌های جنگ، تحریم و محدودیت منابع شکل گرفت، نه بر اساس تمایل به «دولتی‌سازی» یا «کوپنی‌کردن» جامعه.

 

مخالفت‌ها علیه ستاد بسیج اقتصادی و سیستم کوپنی در ادامه مسیر فعالیت ستاد بسیج اقتصادی نیز ادامه یافت؟ اصولا بعد از رفتن شما از ستاد وضعیت به چه صورتی تغییر کرد؟

بعد از رفتن من از ستاد بسیج اقتصادی آقایان جناح راست یک نفس راحتی کشیدند و فضای مخالفت‌ها تغییر کرد. من تا سال ۱۳۶۱ در این ستاد فعالیت داشتم. هنگامی که مهندس موسوی به عنوان نخست‌وزیر دولت جدید را تشکیل داد، ظاهراً توافقاتی میان برخی از نهاد‌های اجرایی و حزب جمهوری اسلامی صورت گرفته بود که بر اساس آن، من هم از سمت سخنگویی و هم از سرپرستی ستاد بسیج اقتصادی کنار گذاشته شودم. جای من، آقای [احمد]توکلی به عنوان سخنگو و آقای [غلام‌رضا]آقازاده به عنوان سرپرست ستاد منصوب شدند. من هم به عنوان وزیر صنایع سنگین در کابینه به فعالیت پرداختم. بعد از تغییرات در ستاد بسیج اقتصادی دیگر چندان شاهد مطرح‌شدن اتهاماتی مانند «کوپنیسم برابر کمونیسم» یا حملات سیاسی شدید قبلی نبودیم. به نظر می‌رسد که مخالفت‌ها بیشتر سیاسی و ساختاری بود تا اقتصادی یا اجرایی. حتی اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، ریشه برخی از این تنش‌ها ممکن است به درون خود «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی». صف‌بندی‌های در این سازمان بازگردد، اختلافاتی که بعد‌ها در به شکل‌گیری برخی از جناح‌بندی‌های سیاسی در کشور منجر شد.

در هر صورت، با خروج من از ستاد، گونه‌ای از فشار و مخالفت‌های آن دوره کاهش یافت و فضایی نسبتاً آرام‌تر، البته همچنان در چارچوب تصمیمات جدید دولت، بر فعالیت‌های ستاد حاکم شد.

 

متن کامل این گفت‌و‌گو در شماره پنجم مجله گواه نسخه پاییز ۱۴۰۴ منتشر شده است. علاقمندان برای تهیه مجله گواه می‌توانند به irdcbook.ir و یا برای خرید حضوری به فروشگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی واقع در: خیابان انقلاب، خیابان ۱۲ فروردین، بعد از خیابان شهدای ژاندارمری، نبش مجتمع ناشران رجوع کنند و یا با شماره تلفن ۲۲۲۱۱۱۷۴ تماس بگیرند.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: