فروشگاه
X
۲۲ خرداد سالروز درگذشت ایرج صفاتی دزفولی

نماینده‌ای که در اعتراض به بنی‌صدر اعتصاب غذا کرد /  تقلید بابی ساندز از نماینده مجلس ایران!

عکس لید
روز ششم اسفند فرا رسید و نطقی طوفانی کردم و در پایان هم اعلام کردم به علت عدم تکمیل کابینه عدم تعیین وزرای امور اقتصاد و دارایی و بازرگانی و امورخارجه از این لحظه سه روز اعتصاب غذا می‌کنم. این از رادیو پخش می‌شد یک دفعه تمام کشور در جریان قرار گرفتند خود نماینده‌های مجلس ماتشان برده بود که این اعتصاب غذا چیست؟
جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۶

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ کشمکش‌های میان بنی‌صدر و حزب جمهوری اسلامی در میانه ساله ۱۳۵۹ به اوج خود رسید. یکی از مهمترین این اختلافات تکمیل کابینه و معرفی وزرای باقی مانده بود که بسیار طولانی شد. ایرج صفاتی دزفولی نماینده مردم آبادان در اولین دوره مجلس شورای اسلامی در خاطرات خود که در گنیجنه تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی ثبت و ضبط شده است به روایت اعتصاب غذای خود در اعتراض به عدم تکمیل کابینه و سنگ‌اندازی بنی‌صدر اشاره کرده است.

به مناسبت سالروز درگذشت مرحوم صفاتی دزفولی از نمایندگان با سابقه و ساده‌زیست مجلس بخشی از این روایت در ادامه منتشر می‌شود.

تا قبل از حادثه هفتم تیر هر ماه به مدت یک هفته و ایام تعطیلات نوروز را کلاً در آبادان علیرغم خطراتی که داشت می‌گذراندم علاقه زیادی به حضور در جبهه داشتم و از هر فرصتی برای رفتن به آبادان استفاده می‌کردم. معنویت ویژه‌ای در جبهه‌ها بود که هر شخص معتقدی را به سوی خود می‌کشاند. در جبهه ایثار و از خودگذشتگی و یکرنگی بود ولی در تهران نفاق و تفرقه و قدرت‌طلبی بود.

بنی‌صدر هر چند وقت با شرکت در میتینگ و طرح مسائل اختلاف برانگیز مردم را آزار می‌داد و اصلاً به فکر جنگ نبود و دنبال مسائل سیاسی بود. منافقین هم در تهران جولان می‌دادند و از آن طرف جوانان متدین در زیر گلوله‌های پرحجم دشمن از اسلام و کشور حراست می‌کردند و  خون پاکشان پیوسته بر زمین می‌ریخت و درخت انقلاب را آبیاری می‌کردند.

تقریباً از شهریور به بعد کمتر روزی بود که نماینده‌ای از پشت تریبون مجلس نسبت به عدم تکمیل کابینه سخن به اعتراض نگشوده بود. هر کسی را که آقای شهید رجایی معرفی می‌کرد بنی‌صدر تایید نمی‌کرد. به هرحال از این وضعیت خسته شده بودم. به اسفند نزدیک شدیم دو هفته قبل از ششم اسفند به من ابلاغ گردید خود را برای نطق قبل از دستور آماده کنم. جرقه‌ای به مغزم زد تا پس از خاتمه نطقم از تریبون مجلس که بوسیله رادیو معارف که همه جا پخش می‌گردید اعلام سه روز اعتصاب غذا کنم.

برای حل مشکل شرعی که ممکن بود که بعداً مورد اعتراض واقع شوم چند روز قبل از ششم اسفند در راهروی مجلس با آیت‌الله صانعی دامت افاضاته برخورد کردم به ایشان عرض کردم اگر کسی برای احقاق حقوق عمومی به سه روز اعتصاب غذای محدود دست بزند از نظر شرعی چه صورتی دارد ایشان فرمودند اشکالی ندارد. بعد از کسب نظر مشارٌالیه عزم من جزم شد که در روز ششم اسفند اعلام سه روز اعتصاب غذا کنم. واقع امر این بود که در زندان اعتصاب غذا را تجربه کرده بودم. یک بار پانزده روز، یک بار هفت روز و یک بار سه روز.

بالاخره روز ششم اسفند ماه فرا رسید و نطقی طوفانی کردم و در پایان هم اعلام کردم به علت عدم تکمیل کابینه عدم تعیین وزرای امور اقتصاد و دارایی و بازرگانی و امورخارجه از این لحظه سه روز اعتصاب غذا می‌کنم. این از رادیو پخش می‌شد یک دفعه تمام کشور در جریان قرار گرفتند خود نماینده‌های مجلس ماتشان برده بود که این اعتصاب غذا چیست؟ روز اول نیت روزه نداشتم ولی روز دوم و سوم را تبدیل به روزه عبادی کردم. یعنی روزه می‌گرفتم به این شکل که قبل از اذان صبح یک لیوان چای شیرین و بعد از اذان مغرب هم یک لیوان چای شیرین صرف می‌کردم که حالت عرفانی خاصی به من دست داده بود.

 

اعتصاب غذای بابی‌ساندز

این اعتصاب غذا در داخل و خارج کشور در آن مقطع خاص بازتاب زیادی داشت. حدوداً دو روز بعد بابی‌ساندز نماینده ایرلند در پارلمان انگلیس دست به اعتصاب غذای نامحدود زد. چون خبر اعتصاب من از رادیو لندن هم پخش شد از رادیو‌های بیگانه و همه جا این اصلاً انعکاس داشت در سطح دنیا اینها منعکس شده بود حالا این انگیزه شده که او هم به فکر بیفتد، امّا به هر صورت دو سه روز بعد از من او هم دست به اعتصاب غذا زد. نماینده ایرلند در پارلمان اعتصاب غذای نامحدود زد که منجر به مرگ وی گردید.

حمایت مردم از اعتصاب غذا

اعلام اعتصاب غذای بنده در داخل کشور موجب تحرک طرفداران نظام گردید. در طول این سه روز دستجات مختلف مردم با پرچم و تراکت و دادن شعار و پشتیبانی از این حقیر راه می‌افتادند و در جلوی در شمالی مجلس تجمع و تا برای آنها سخنرانی نمی‌کردم مراجعت نمی‌کردم مرتب ما باید می‌آمدیم آن جا به عنوان پشتیبانی از جا‌های مختلف تهران دسته‌جات دویست نفر، سیصد نفر اینها همه می‌آمدند با پرچم و فلان شعار می‌آمدند آن جا ما برایشان صحبت می‌کردیم. می‌رفتند در روز دوم اعتصاب غذا ریاست محترم وقت مجلس جناب آقای هاشمی رفسنجانی به اتاقی که در آن بیتوته کرده بودم آمد و از سر رأفت و مهربانی پیشنهاد کردند که شیر و عسل میل کنید. گفت دستور دادم شیر و عسل برایت بیاورند بخوری و اعتصابت را بشکنی و به اعتصاب غذا خاتمه بدهی که نپذیرفتم.

مصاحبه مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی نیز داشتم. مثلاً از تلویزیون آمدند ما یک تشک پهن کرده بودیم در رختخواب نشسته بودیم که رادیو و تلویزیون دوربین و فیلمبرداری از ما کرد و در اخبار سراسری هم اینها را پخش کرد. نامه‌ها و تلگراف‌هایی که حکایت از حمایت اقشار مختلف مردم از سراسر کشور داشت در همان روز‌ها دریافت کردم. همان طوری که پیش‌بینی کردم اعتصاب نتیجه داد و چند روز بعد دو تن از سه وزیر معرفی شدند.

 

معرفی وزرا

آقای دکتر نمازی را به عنوان وزیر اقتصاد و دارایی و آقای کاظم پور اردبیلی به عنوان وزیر بازرگانی به مجلس معرفی و انتخاب شدند ولی بر سر معرفی وزیر خارجه اختلاف باقی ماند که در این خصوص مجلس مصوبه‌ای گذراند که در صورت استنکاف رئیس جمهور از معرفی وزیر نخست وزیر می‌تواند برای آن سرپرست انتخاب نماید و شهید رجایی با استفاده از این مصوبه آقای مهندس موسوی را به عنوان سرپرست وزارت امورخارجه منصوب کردند و ایشان تا عصر بنی صدر در این سمت بودند.

 

منبع: خاطرات ایرج صفاتی دزفولی، گنجینه تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه هشتم

این خبر را به اشتراک بگذارید: