مهندسی انقلاب؛ از سیلوسازی تا موشکی و روایت فتح
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۵۸ جهاد سازندگی به فرمان امام خمینی تاسیس شد. جهاد با روحیه و فرهنگ انقلاب اسلامی توسط دانشجویان و جوانان شکل گرفته بود که همین موقعیت به پیشرفت سریع برنامههای جهاد کمک میکرد. هرچند جهاد سازندگی در سالهای بعد طی ادغامی به وزارت جهاد کشاورزی تبدیل و در واقع منحل شد، اما به عنوان یک مدل قابل مطالعه برآمده از انقلاب اسلامی مورد توجه و بازخوانی است.
علیرضا افشار از جمله موسسین و عضو شورای مرکزی جهاد سازندگی طی خاطرات خود در گنجینه تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی به چگونگی تاسیس و عملکرد جهاد سازندگی در سالهای ابتدایی میپردازد که بخشی از نکات کمترگفته شده آن در ادامه از نظر میگذرد.
جهاد سیلوها
در راستای نهادینه کردن فرهنگ سازندگی از دیدگاه اسلامی و انقلابی به این نتیجه رسیدیم که بیائیم در هر وزارتخانهای یک شعبة جهاد سازندگی درست کنیم و با استفاده از نیروهای مؤمن و انقلابی خود آن وزارتخانهها در این واحد، پروژهها و برنامههای آن وزارتخانه را بگیریم و با سبک جهادی آنها را انجام بدهیم. فکر میکنم در ۵، ۶ وزارتخانه ما توفیقات بزرگی بدست آوردیم. جهاد وزارت نیرو، جهاد وزارت پست و تلگراف، در بعضی از جاهای دیگر هم ما اینها را داشتیم. در بخش دانشگاهی به جهاد دانشگاهی منجر شد همین حرکت که البته مسیر کاملاً مستقلی را بعداً خودش پیدا کرد و یک نهاد شد ولی جهاد در وزارتخانههای دیگر، بعد از یکی دو مرحله متوقف شد.
اگر به تاریخ کار جهاد ادارات برگردیم، موفقیتهای بسیار ارزشمندی را به اعتراف مسئولین وزارتخانهها در محیط آن ادارات داریم. یکی از آن حرکتهای بسیار ماندنی، جهاد سیلوها بود. سیلو یکی از پیچیدهترین سیستمهای عمرانی است و کشور ما از این نظر وابسته بود. شش سیلوی نیمه کاره داشتیم، تمام این سیلوها، با پیمانکارهای خارجی حتی در حد کارگر، در حال ساخت و ساز بود و مدتی بود که هیچکس نمیتوانست دنبال ادامه و تکمیل این سیلوها باشد. بعد که گروهی از این مهندسین متعهد و حزباللهی آمدند و به جهادسازندگی اعلام آمادگی کردند و جهاد هم حمایت از آنها کرد، دیدیم که در کمال ناباوری این سیلوها یکی پس از دیگری ساخته شد و ما توانستیم در کل منطقه به عنوان یک صاحب تجربه و مهارت در زمینة سیلوسازی مطرح شویم و به کشورهای دیگر هم این را منتقل کنیم.
یک فعالیت دیگر جهاد؛ تحقیقات بود. البته سازمان تحقیقات در زمان جنگ توسعه بیشتری پیدا کرد. حتی در زمینههای موشکی توفیقاتی داشت، طرحهای موفقی را ارائه کرد ولی از همان موقع ما این تحقیقات و آموزش را، به آن اهمیت میدادیم و اینطور نبود که بچهها در سطوح ابتدایی و خیلی سطحی به مسائل نگاه بکنند. نه، واقعاً در عین حفظ آن فرهنگ خاص جهادی، به مسائل تخصصی خیلی اهمیت میدادند. بعد هم که آموزشهای عالی در جهاد به صورت یک نهضت بود که اکثراً دورههای فوق لیسانس و دکترا دنبالش را گرفتند. البته دیگر آمد در قالب وزارتخانه و آن وضعیت خاص که متأسفانه یک مقدار از آن فرهنگ انقلابی و روحیات جهادی خالی شد.

از ایران تا آلمان؛ جهاد خارج از کشور
خدمت امام که رسیدیم، امام ناراحت بودند از اینکه چرا گزارش کارهای جهاد را به مردم نمیگوئید؟ اینها را به مردم بگوئید، مردم فراموشکارند. چند بار به مردم بگوئید. یکی از کارهایی که در گزارش فعالیتهای جهاد، بروشورهای رنگی و زیبایی بود که در کاغذ گلاسه تمام رنگی چاپ کردیم. بعد دوستان وزارت خارجه با ما میگفتند اینها را ما به شدت در خارج نیاز داریم. چون تصویری که از کشور ایران در خارج ترسیم میکنند، به شدت خشن و بیمنطق و آن حالاتی که خودشان مدنظرشان بود در رسانهها مطرح میکردند و میگفتند ما به شدت به جهاد سازندگی و عملکردش و این کارها نیاز داریم.
ما بلافاصله آن بروشور را به انگلیسی و عربی ترجمه کردیم و در همان کاغذ با کیفیت چاپ و بین نمایندگیهای ایران در کشورهای خارجی توزیع کردیم. بلافاصله از خیلی از کشورها با ما تماس گرفتند، گفتند اصلاً ما دلمان میخواهد که جهاد یک ارتباط و حضور زیادی داشته باشد. حتی از من دعوت کردند برای بعضی از کشورها، آلمان رفتم، اتحادیه انجمنهای اسلامی ایران در آنجا میزبان ما بودند و ما در رابطه با جهاد سازندگی آنجا کنفرانس دادیم و واحدی به نام واحد جهاد خارج کشور در جهاد سازندگی تشکیل شد. این واحد خیلی سریع رشد پیدا کرد و ما بعداً توانستیم یک نشریه به نام جهاد چاپ کنیم و به زبان انگلیسی و عربی در کشورهای خارجی توزیع کنیم که به صورت هفتهنامه یا دو هفتهنامه چاپ میشد.
تلویزیون جهاد
حضرت امام (قدس سره) توصیه کردند که تبلیغات جهاد قوی بشود و کارتان را به مردم بگوئید، رفتیم تلویزیون، همانجا توافق کردیم با صداوسیما که اجازه بدهد ما یک گروه تلویزیونی داشته باشیم. گروه تلویزیون جهاد را راهاندازی کردیم. کمی بعد، شهید آوینی به ما پیوست و در حقیقت شهید آوینی در این گروه رشد کرد. البته بعد از شروع جنگ، اینها دوام نیاوردند. مثل بقیة بچههای جهاد که رفتند برای کارهای مهندسی جنگ، اینها هم برای کارهای تبلیغاتی جنگ رفتند.
چند تا فیلم ساختند، خیلی گرفت، چون اینها با شهامت میرفتند از خطوط مقدم فیلم میگرفتند و بعد هم یک ذوق خاصی در مستندسازی داشتند که این را الحمدلله تا آخر حفظ کردند.
این گروه دو سه بار قرار بود منحل شود. حتی من یادم است مثلاً شهید آوینی با بقیه دعوایشان میشد، بعد ما مجبور میشدیم هر دو سه هفته میرفتیم توی جام جم، جلوی مسجد قدیم اینها را مینشاندیم دعوا را حل میکردیم. این فیلمهای مستند کمکم پایهگذار برنامه روایت فتح شد که خیلی گرفت. البته قبلش حقیقت بود. حقیقت جنبة نقادی هم داشت نسبت به حرکت رزمندگان ما در جبههها و اینکه پشت جبههها چه حرکتهای تلخی، افراد عافیتطلب و آنهایی که دنبال موقعیت و مقام خودشان بودند را بیان میکرد. این حقیقت خیلی در تشویق مردم برای رفتن به جبههها و بیان مواضع به حق رزمندگان اسلام، نقش داشت و بعد هم که دیگر روایت فتح ادامه پیدا کرد.