از جلالیه تا امجدیه؛ نگاهی به میتینگهای سیاسی در ایران معاصر
پایگاه اطلاعرسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی - آرش نصیری؛ میتینگهای سیاسی از مهمترین اشکال حضور و بسیج نیروهای سیاسی در عرصه عمومی به شمار میروند. این گردهماییها که معمولاً با هدف تبلیغ دیدگاههای سیاسی، جذب هوادار و نمایش قدرت اجتماعی برگزار میشوند، در مقاطع مختلف تاریخ معاصر ایران نیز نقش مهمی در تحولات سیاسی کشور ایفا کردهاند. از میتینگ بزرگ جبهه ملی در میدان جلالیه تا گردهماییهای پرشمار گروهها و سازمانهای سیاسی در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، میتینگهای سیاسی همواره بازتابی از رقابتها، منازعات و صفبندیهای سیاسی بودهاند.
میتینگ سیاسی چیست؟
میتینگ سیاسی، گردهماییای است که در آن افراد دارای باورها و گرایشهای سیاسی مشابه گرد هم میآیند و به سخنرانی سیاستمداران، فعالان سیاسی یا برنامههای سیاسی و فرهنگی گوش میدهند. میتینگهای سیاسی معمولاً رویدادهایی پرشور و پرانرژی هستند که با هدف تقویت روحیه هواداران، افزایش حمایت سیاسی، نمایش قدرت اجتماعی و بسیج افکار عمومی برگزار میشوند. [۱]
در ادبیات علوم سیاسی، میتینگها صرفاً تجمعاتی برای انتقال پیامهای سیاسی تلقی نمیشوند، بلکه ابزاری برای تحکیم هویت جمعی و تقویت پیوند میان رهبران سیاسی و هواداران به شمار میآیند. بر این اساس، بسیاری از پژوهشگران معتقدند افرادی که در چنین گردهماییهایی شرکت میکنند، معمولاً از سطح بالاتری از تعهد سیاسی و حمایت از جریان یا رهبر مورد نظر خود برخوردارند. از آنجا که این افراد اغلب با نگرشها و ترجیحات سیاسی مشخصی در میتینگها حضور مییابند، شرکت در این اجتماعات بیش از آنکه موجب تغییر بنیادین در باورهای آنان شود، به تقویت نگرشها، دانش سیاسی و تمایلات رفتاری موجود میانجامد. از این منظر، میتینگ سیاسی عمدتاً کارکردی تقویتکننده دارد و تجربهای است که در آن هواداران متعهد، احساس تعلق و همبستگی بیشتری با جریان سیاسی مورد حمایت خود پیدا میکنند. [۲]
در ایران نیز میتینگهای سیاسی یکی از مهمترین ابزارهای نمایش قدرت اجتماعی و رقابت میان نیروهای سیاسی بودهاند؛ روندی که از تجمعات جبهه ملی در جلالیه تا میتینگهای پرشمار سالهای نخست پس از انقلاب ادامه یافت.
جلالیه؛ آغاز میتینگهای سیاسی نوین در ایران
یکی از مهمترین میتینگهای سیاسی گسترده را میتوان در گردهمایی جبهه ملی در میدان جلالیه تهران مشاهده کرد. در اولین روزهایی که دولت علی امینی مشغول کار شد، جبهه ملی اعلام یک تظاهرات و میتینگ عمومی در تهران کرد. محل تجمع در میدان جلالیه [۳]معین شده بود و در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۴۰ با مجوز دولت برپا گردید.
میدان جلالیه به صحنهای برای نمایش توان بسیج سیاسی جبهه ملی تبدیل شد. به روایت کریم سنجابی از اعضای شناختهشده جبهه ملی، این اجتماع از مهمترین گردهماییهای سیاسی آن دوره بود و بنا به گزارش برخی مطبوعات، قریب به هشتاد هزار نفر در آن شرکت کردند. در این میتینگ، چهرههایی، چون کریم سنجابی، غلامحسین صدیقی و شاپور بختیار به ایراد سخنرانی پرداختند و بر موضوعاتی همچون آزادیهای سیاسی، حاکمیت ملی و استقلال کشور تأکید کردند. [۴]

اهمیت این میتینگ تنها در شمار حاضران نبود، بلکه در بازگشت سیاست خیابان و نمایش علنی قدرت اجتماعی یک جریان سیاسی پس از سالها محدودیت نهفته بود. با این حال، برخی از سخنان مطرحشده در این گردهمایی، بهویژه اظهارات انتقادی درباره جهتگیریهای سیاست خارجی کشور، واکنشهایی را نیز در پی داشت. علی امینی نخستوزیر وقت در خاطراتش میگوید: «هزاران نفر در آن اجتماع حاضر شدند، ولی سخنرانان و سران جبهه ملی متأسفانه جز بیان کلیاتی در فواید آزادی و دموکراسی و مضرات استبداد و استعمار چیزی برای گفتن نداشتند. اما یکی از سخنرانان [شاپور بختیار] تنها کاری که کرد مخالفت با پیمان سنتو بود. فیلم تظاهرات را که آوردند و دیدم، مشاهده کردم وقتی آن سخنران با پیمان سنتو بهعنوان یک پیمان استعماری مخالفت کرد، اللهیار صالح با دست توی سر خود زد و از سکوی رهبران پایین رفت و دکتر [غلامحسین] صدیقی هم پشت سر او.» [۵] با این حال، شاپور بختیار در مصاحبه خود با پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد، تأکید کرد که انتقادهای مطرحشده در جلالیه در چارچوب دفاع از استقلال کشور و مخالفت با کشیده شدن ایران به منازعات قدرتهای خارجی بیان شده بود و او هیچ اشاره مستقیمی به سنتو نداشته است. [۶]
به هر روی، مراسم میدان جلالیه را میتوان یکی از نخستین نمونههای برجسته میتینگ سیاسی در ایران معاصر دانست؛ گردهماییای که نشان داد اجتماعات گسترده سیاسی، علاوه بر انتقال پیامهای سیاسی، ابزاری برای نمایش پایگاه اجتماعی و سنجش وزن نیروهای سیاسی در عرصه عمومی نیز هستند.
میتینگهای سیاسی در سالهای نخست انقلاب
پیروزی انقلاب اسلامی فضای سیاسی جدیدی را در ایران پدید آورد که در آن دهها حزب، سازمان و گروه سیاسی با گرایشهای مختلف به فعالیت مشغول شدند. در این شرایط، میتینگهای سیاسی به یکی از مهمترین ابزارهای تبلیغ، جذب نیرو، نمایش قدرت اجتماعی و رقابت میان جریانهای سیاسی تبدیل شد. دانشگاهها، ورزشگاهها و میدانهای بزرگ شهری به محل برگزاری اجتماعاتی بدل شدند که هر یک میکوشیدند پایگاه اجتماعی خود را در تقابل با گروههای دیگر، به نمایش بگذارند.
با این حال، بخش قابل توجهی از این میتینگها به دلیل فضای ملتهب سیاسی کشور، تقابل شدید گروهها و حضور جریانهای رقیب، به تنش، درگیری و بیثباتی سیاسی منجر میشد. از همین رو، میتینگهای سیاسی سالهای نخست انقلاب را نمیتوان صرفاً اجتماعاتی تبلیغاتی دانست، بلکه این گردهماییها در بسیاری موارد به عرصهای برای کشمکش سیاسی و رویارویی خیابانی گروههای مختلف تبدیل شدند.
گفتنی است که بررسی تمامی میتینگهای سیاسی برگزارشده در سالهای نخست پس از انقلاب نیازمند پژوهشی مستقل و گسترده است، اما در ادامه به برخی از مهمترین و تأثیرگذارترین این گردهماییها میپردازیم.
سازمان چریکهای فدایی خلق از جمله گروههایی بود که در سالهای نخست انقلاب از میتینگهای سیاسی برای نمایش قدرت و گسترش نفوذ خود بهره میبرد. از مهمترین این گردهماییها میتوان به میتینگهای برگزارشده به مناسبت سالگرد واقعه سیاهکل در ۱۹ بهمن ۱۳۵۸ اشاره کرد. این سازمان همچنین در حمایت از تحرکات و اقدامات خود در منطقه گنبد، اجتماعات و میتینگهایی برگزار میکرد که البته در فضای سیاسی آن روزها بازتابی محدود داشت.

در ۷ اسفند ۱۳۵۹، نهضت آزادی در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی فعلی) میتینگی با حضور و سخنرانی چهار تن از نمایندگان مجلس عضو این جریان، شامل مهدی بازرگان، یدالله سحابی، ابراهیم یزدی و هاشم صباغیان برگزار کرد. سخنرانان این مراسم ضمن حمایت از ابوالحسن بنیصدر (رئیسجمهور وقت)، به انتقاد از نیروهای خط امام، دولت محمدعلی رجایی، نحوه مدیریت بحران گروگانها و برخی سیاستهای فرهنگی کشور پرداختند. این گردهمایی در نهایت با تنش و درگیری همراه شد و به اغتشاش انجامید. [۷]

سازمان مجاهدین خلق نیز در جریان نخستین انتخابات ریاستجمهوری و مجلس شورای اسلامی، از میتینگهای سیاسی بهعنوان ابزاری برای تبلیغ و بسیج هواداران استفاده کرد. از جمله مهمترین این گردهماییها میتوان به میتینگ دانشگاه تهران در ۲۰ دی ۱۳۵۸، میتینگ رشت در ۱۴ اسفند ۱۳۵۸ و میتینگ تبریز در ۲۰ اسفند همان سال اشاره کرد. این اجتماعات بخشی از تلاش سازمان برای گسترش نفوذ سیاسی و نمایش توان بسیج نیروهای خود در نقاط مختلف کشور بود.

همچنین باید در این قسمت به میتینگ ابوالحسن بنیصدر در اسفندماه ۱۳۵۹اشاره کرد. او در اقدامی کاملاً بینظیر و بیسابقه، از موضع رئیسجمهور (شخص دوم جمهوری اسلامی) و فرمانده کل قوا، بهصورت هماهنگ با سازمان مجاهدین خلق، گروههای مخالف انقلاب اسلامی و جریانهای انحرافی و ضدانقلاب، تلاش کرد برنامه مفصلی را در ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ به مناسبت سالگرد فوت دکتر محمد مصدق، در دانشگاه تهران تدارک ببیند و تکیهکلامش هم تکیه بر آراء ۱۱ میلیونی مردم با هدف مقابله با نظام جمهوری اسلامی و خط امام و پیشبرد اقدامات خائنانه خود بود. [۸] این مراسم به یکی از اساسیترین رویاروییهای سیاسی سالهای نخست انقلاب تبدیل شد و در جریان آن درگیریهای گستردهای میان هواداران بنیصدر، سازمان مجاهدین خلق و نیروهای انقلابی به وقوع پیوست. بسیاری از پژوهشگران، حوادث ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ را از نقاط عطف تشدید بحران سیاسی میان بنیصدر و نیروهای خط امام ارزیابی میکنند.

امجدیه؛ میتینگی که به آشوب انجامید
در میان میتینگهای متعدد سالهای نخست انقلاب، گردهمایی سازمان مجاهدین خلق در ورزشگاه امجدیه تهران در ۲۲ خرداد ۱۳۵۹ از اهمیت ویژهای برخوردار است. این میتینگ که با حضور گسترده هواداران سازمان و سخنرانی مسعود رجوی برگزار شد، در ظاهر با هدف بزرگداشت کشتهشدگان و مجروحان منتسب به سازمان برپا گردید، اما روند حوادث نشان داد که این گردهمایی به یکی از مهمترین نقاط تشدید تنش سیاسی میان سازمان و نیروهای خط امام تبدیل شد.
مسعود رجوی در آغاز مراسم با اشاره به کشتهشدن یکی از اعضای سازمان در جریان انتخابات ریاست جمهوری و همچنین درگیریهای ماههای گذشته، فضای ورزشگاه را بیش از پیش ملتهب کرد. مظلومنمایی، بهکارگیری تعابیری همچون «چماقدار»، متهمکردن مخالفان به همکاری با رژیم پهلوی و قرار دادن اعضای سازمان در جایگاه یاران امام حسین (ع) و مخالفان در جایگاه دشمنان آنان، از جمله محورهای سخنان وی بود. رجوی در شرایطی که هواداران سازمان در بیرون ورزشگاه با مخالفان درگیر بودند، از «دفاع مظلومانه» سخن گفت. با این حال، یکی از مهمترین بخشهای سخنان او مقایسه شرایط ایران با لبنان بود. وی ضمن اشاره به اینکه ایران ترکیه نخواهد شد، هشدار داد که در صورت تداوم مخالفت با سازمان، کشور ممکن است به سرنوشتی مشابه لبنان درگیر جنگ داخلی دچار شود. [۹]

پس از پایان سخنرانی، درگیری میان اعضا و هواداران سازمان با مخالفان در خیابانهای اطراف ورزشگاه ادامه یافت. سازمان از همان زمان تلاش کرد از این درگیریها برای ایجاد فضای مظلومنمایی و القای وجود اختناق علیه خود بهرهبرداری کند.
برخی از اعضای سابق سازمان روایتهای قابلتوجهی از حوادث امجدیه ارائه کردند؛ مرتضی ناصحپور که خود فرماندهی چند تیم ضربت سازمان را در جریان میتینگ امجدیه برعهده داشت، در این زمینه نوشته است: «در جریان امجدیه با کشته شدن یک فرد از سازمان [مصطفی ذاکری]، بهرهگیری کامل از آن درگیری به دست آمد. وقتی طرف در مراسم زخمی شد، آنقدر وی را چرخاندند و به دکتر نرساندند که بمیرد. بله یک نفر هم عمداً کشته شد تا راه برای ارتقای مبارزه باز شود، اشکالی ندارد!.» صادق آلموسوی از دیگر فعالان بخش دانشآموزی سازمان نیز در این رابطه نوشته است: «در روز قبل، آموزشهای گوناگون کار با چاقو و حرکات دیگر کاراته را یاد گرفته بودند. سرتاسر امجدیه نیروهای منافق آماده و با کلاه کاسکت و چماق و سنگ ایستاده بودند که از هر طرف خواستند حمله کنند.» [۱۰]
ماجرای درگیری در میتینگ امجدیه و کشتهشدن یکی از اعضای سازمان به نام مصطفی ذاکری که از نیروهای انتظامات مراسم بود [۱۱]، خط گسترش درگیری و خشونتطلبی را تداوم بخشید. [۱۲]
پس از حادثه امجدیه، سازمان حالت تهاجمیتری به خود گرفت و با ایجاد فضای روانی گسترده، تلاش کرد نیروهای حزباللهی را در موضع انفعال قرار دهد. هرچند در ابتدا توانست تعداد محدودی از نمایندگان مجلس را با خود همراه سازد و روایت مطلوب خود را از حوادث ارائه کند، اما ورود امام خمینی به این مسئله، معادلات سازمان را برهم زد. اعضای سازمان که تا ۴ تیرماه ۱۳۵۹ به جنگ روانی علیه نیروهای حزباللهی ادامه میدادند، در این روز با سخنرانی افشاگرانه امام خمینی(ره) مواجه شدند. امام با اشاره به سوابق این جریان پیش از انقلاب اسلامی تأکید کردند که از همان زمان نسبت به ماهیت واقعی آنان آگاهی داشتهاند. بیان این جمله از سوی امام که «اسلام همیشه گرفتار یک همچو مردمی بوده است که به اسم اسلام، میخواستند اسلام را بکوبند»، ضربهای جدی به تلاشهای تبلیغاتی سازمان وارد کرد.[۱۳]
امام خمینی (ره) با اشاره مستقیم به حوادث امجدیه فرمودند: «مىبينيم كه يك بساطى در امجديه پيش مىآيد؛ يك غائله درست مىشود و معالأسف، جوانهاى ما مطلع نيستند كه اينها چه دارند مىكنند... خيال مىكنند كه مسئله چماقدار است و تظاهركننده، مسئله اين است؟ نه، مسئله اين نيست. اين يك ظاهرى است براى آشوب درست كردن. مسئله عمق دارد... اينها غائله ايجاد كردن است براى اينكه نگذارند اين مملكت به حال خودش باشد و روى ميزانى كه دارد حركت مىكند، حركت بكند.» [۱۴]
جمعبندی
میتینگهای سیاسی در ایران معاصر، صرفاً محلی برای سخنرانی و بیان دیدگاههای سیاسی نبودهاند، بلکه در بسیاری از موارد به صحنهای برای نمایش قدرت، بسیج نیروهای اجتماعی و شکلگیری منازعات سیاسی تبدیل شدهاند. از میدان جلالیه در ابتدای دهه چهل شمسی تا ورزشگاه امجدیه در سالهای نخست پس از انقلاب اسلامی، این گردهماییها بازتابی از شرایط و تحولات سیاسی هر دوره بودهاند. با این حال، تجربه امجدیه نشان داد که میتینگهای سیاسی، هنگامی که در بستر رقابتهای حاد سیاسی و فضای ملتهب اجتماعی قرار گیرند، میتوانند از کارکرد تبلیغی و سیاسی خود فراتر رفته و به عاملی برای تشدید تنشها و بحرانهای سیاسی تبدیل شوند.
پینوشتها
۱. Definition of Political Rally www.Davemanuel.com
۲. Keith R. Sanders & Lynda Lee Kaid (۱۹۸۱). Political rallies: Their uses and effects. Communication Studies, ۳۲:۱, pp. ۱-۱۱, DOI: ۱۰.۱۰۸۰/۱۰۵۱۰۹۷۸۱۰۹۳۶۸۰۷۳،
۳. میدان جلالیه در شمال تهران آن روز و باقیمانده یک میدان اسبدوانی به همین نام بود که بعدها به پارک فرح (پارک لاله کنونی) تبدیل شد.
۴. سنجابی، کریم (۱۹۸۳). پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد، مصاحبه ضیاء صدقی با کریم سنجابی، ۱۹ اکتبر ۱۹۸۳ / ۲۷ مهر ۱۳۶۲، شهر چیکو، نوار شماره ۱۷، ص ۹.
۵. امینی، علی (۱۳۹۰). خاطرات علی امینی، به کوشش یعقوب توکلی، چاپ دوم، تهران: انتشارات سوره مهر، صص ۴۶ و ۴۷.
۶. بختیار، شاپور (۱۹۸۴). پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد، مصاحبه ضیاء صدقی با شاپور بختیار، ۶ مارس ۱۹۸۴ / ۱۶ اسفند ۱۳۶۲، پاریس، نوار شماره ۲، ص ۹.
۷. روزنامه هفت صبح، «ماجرای یک میتینگ جنجالی در امجدیه»، کد خبر: ۳۷۶۱۵۱، ۷ آذر ۱۴۰۴.
۸. بهداروندیانی، غلامرضا (۱۳۹۸). تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی، جلد سوم، چاپ اول، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۷۴.
۹. موسویزاده، سید محسن (۱۳۹۹). بنیاد هابیلیان؛ پایگاه تحلیلی خبری مطالعات تروریسم، ۲۲ خرداد ۱۳۹۹.
۱۰. دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان، منافقین پروژه کشتهسازی را در سال ۱۳۵۸ کلید زدند، کد خبر: ۲۵۱۰۸۷، ۱۹ مهر ۱۴۰۱.
۱۱. نشریه مجاهد، «شهادت برادر مجاهد مصطفی ذاکری»، شماره ۸۸، ۲۵ خرداد ۱۳۵۹، ص ۲.
۱۲. بهداروندیانی، همان، ص ۲۷۹.
۱۳. موسویزاده، همان.
۱۴. صحیفه امام، «آشوبگریهاى گروهکهاى وابسته ـ هوشیارى ملت در مقابل توطئهها و شرارتها»، ۴ تیر ۱۳۵۹، جلد ۱۲، ص ۴۵۸