فروشگاه
X
کد خبر: ۱۱۳۰۷
شماره ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ «کیهان»

سوء استفاده رژیم پهلوی از فوتبال/ کاپیتان سابق تیم ملی در دام ساواک

عکس لید
در نظام‌های استبدادی، هیچ ساحت و پدیده‌ای حتی محبوب‌ترین و مردمی‌ترینِ آنها یعنی ورزش از گزند مصادره به‌مطلوب و بهره‌برداری سیاسی در امان نمی‌ماند. سندی که پیش‌رو دارید، پوزش‌نامه و افشاگری صریح پرویز قلیچ‌خانی، کاپیتان اسطوره‌ای تیم ملی فوتبال ایران است؛ متنی که به وضوح نشان می‌دهد رژیم پهلوی چگونه از مستطیل سبز و ستاره‌های آن به عنوان ابزاری برای مشروعیت‌سازی، ویترین‌سازی سنتی و سرپوش گذاشتن بر خفقان حاکم بر جامعه سوءاستفاده می‌کرد.
چهارشنبه ۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۱

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ این متن، فراتر از یک توبه‌نامه، پرده‌برداری از سناریوی پیچیده و چندلایه سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) است. قلیچ‌خانی با اعتراف می‌کند که چگونه در پی مخالفت‌های پنهان و آشکارش با دستگاه سلطنت، در تور امنیتی ساواک گرفتار شد. دستگاه امنیتی رژیم با ترکیبی از فریب‌های روانی، ابزار‌های منگ‌کننده و در نهایت اهرم‌های کثیف تهدید، تلاش کرد تا اراده او را در هم بشکند و از محبوبیت این چهره ورزشی سوء استفاده کند.

کاپیتان سابق تیم ملی در این نامه، بدون عذرتراشی، «لحظه شوم تسلیم» خود را واکاوی کرده و به نسل‌های بعد نشان می‌دهد که ماشین سرکوب شاه چگونه حتی از فوتبال برای تخدیر افکار عمومی و نمایش یک اقتدار پوشالی استفاده می‌کرد؛ سندی زنده از روزگاری که در آن، حتی برای شوت زدن به توپ نیز باید از دالان‌های تاریک و فریب‌کارانه ساواک عبور می‌کردی.

سوء استفاده رژیم پهلوی از فوتبال/ کاپیتان سابق تیم ملی در دام ساواک

متن روزنامه:

شماره ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ «کیهان»

پرویز قلیچ‌خانی: من بدام توطئه ساواک افتادم

پرویز قلیچ‌خانی کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران در نامه‌ای تحت عنوان پوزش از خلق و مجازات‌یافته از چگونگی همکاری و علل همکاریش با رژیم پرده برمی‌دارد و خواستار عفو مردم است.

قلیچ‌خانی در این نامه نوشته است، همانگونه که از عنوان این نوشته پیداست، قصد من در اینجا هیچگونه توجیه و یا صحه گذاردن بر عملی که در گذشته انجام داده‌ام نیست، آن عمل نه می‌تواند قابل توجیه باشد و نه اینکه اساساً کسی چنان توجیهی را از من خواهد پذیرفت. ضعف نشان دادن در برابر دشمن و خیانت نمودن به مردم بهر شکل و مقیاسی که بوده باشد، اصولاً نه‌تنها عملی نکوهیده و زشت است بلکه بالاتر از آن گناهی نیست.

من در این نوشته هرگز نخواهم گفت که این خیانت را آگاهانه و از پیش بمنظور خاصی مرتکب شده‌ام. من هرگز نخواهم گفت که برای نجات از بند، بدین عمل زشت تن در دادم تا پس از رهائی با دشمن مبارزه کنم و یا سخنانی از این قبیل... نه چنین ادعاهائی هرگز وجود ندارد.

واقعیت اینست که من در یک لحظه شوم فریب دشمن را خورده و با طلب بخشایش نمودن از شاه، به خلق خود خیانت کرده‌ام. من ناجوانمردانه با عملی که انجام دادم، همپای با دشمن لحظه‌ای مبارزات و از جان گذشتگی‌های آنانرا عملاً به تمسخر گرفته و بنوعی بر کوره داغ آنان آب سرد تسلیم را پاشیدم، آری، واقعیت اینست که من در یک لحظه نفرت‌انگیز به خلق خود و دست‌آورد‌های مبارزاتی‌اش خیانت نمودم و حقیقت هم اینست که من اساساً خیانتکار نبوده و نیستم. من نمیخواستم، چون پای تا سرشکان دیگر آلوده ننگ گردم، ذرات وجود من نمیتوانست خودفروشی را تحمل نماید. ولی با این وجود در یک لحظه گیجی و گنگی و مالی‌فریب دشمن را خورده به چنان عمل شرم‌آوری دست زدم.

پرویز: از خلق کبیر ایران میخواهم، من کوچک را ببخشد.

ستون وسط (شرح حال و جریان دستگیری)

موجب نوشتن این پوزشنامه شده است اشاره میکند و سپس به معرفی خود میپردازد و مینویسد: من در ۱۳ آذرماه ٢٤ در خانواده‌ای زحمتکش و از نظر فرهنگی ـ مذهبی در یکی از خانه‌های قدیمی محله صابون‌پزخانه جنوب تهران بدنیا آمدم؛ و اضافه می‌کند که دوران کودکی و دبستان را در میان خاک و خل بزرگ شدم و در دوران دبیرستان گرایش شدیدی به مذهب داشتم. نویسنده سپس به آشنائی خود به مسائل اجتماعی، سیاسی و مذهبی به تفصیل اشاره میکند و از خاطراتش در روز ١٥ مرداد ٤٢ یاد میکند که چگونه شاهد کشتار مردم بوده است قلیچ‌خانی سپس مینویسد: در این سال به فوتبال روی آوردم و در سال ٤٣ پدرم به ناگهانی راهی دستگیر شد و ۱۱ ماه دربند بود که اثرات بسیاری در روحیه من بجا گذاشت.

قلیچ‌خانی در این نامه به مسابقات فوتبال جام ملت‌های آسیا اشاره میکند و مینویسد: وقتی تیم ایران اول شد. اعضای تیم به اصطلاح شرفیاب گردیدند و در این شرف به یاددهی کلیه سرپرستان و مربیان و اعضای تیم تا کمر خم شده و بر دستان شاه بوسه زدند ولی من از انجام این کار خودداری کردم و بهمین دلیل از سوی تیمسار خسروانی و هاشمی نژاد مورد بازخواست قرار گرفتم. پس از مدتی وقتی از سوی یکی از دلالان فوتبال ترکیه از من و یکی از دوستانم دعوت شد با گرفتن مبلغ کلانی به ترکیه بروم این مسئله را با قره‌گوزلو دبیر وقت تربیت‌بدنی در میان گذاشتیم، اما فردای آنروز یک آگهی بدون اطلاع ما در روزنامه‌ها چاپ شد که بخاطر علائق به شاهدوستی و میهن‌پرستی حاضر به رفتن به ترکیه نیستیم قلیچ‌خانی در قسمت دیگری از نامه خود مینویسد که چگونه آلوده فرهنگی متحد شد و بعد از ورود به دانشگاه و دانشسرای عالی با کتاب و سیاست آشنا شد و این آشنایی بهنگام رستاخیز...

سیاهکل در اواخر آن مهمانی بجای گذاشت که منجر به دستگیریش شد؛ و بعد شرح دستگیریش را میدهد: در ٣١ بهمن ماه ۵۰ حدود ساعت ۵/۱۲ نه‌نفر پس از گشتن خانه مرا با خود به کمیته بردند. قلیچ‌خانی در این زمینه توضیحات کاملی میدهد که چگونه اورا تهدید کردند و با تزریق چند آمپول اورا منگ کردند و اضافه میکند: شخصی هیکل داری بنام پرویز زنم را جلوی کمیته بمن نشان داد و گفت اگر آنچه را که میگوئیم انجام ندهی زنت را می‌آوریم تو، و متعاقبش شنیع‌ترین و وقیحانه‌ترین کلمات را بر زبان راند که قلم از نوشتنش شرم دارد، نویسنده ادامه میدهد: سرانجام بدون آنکه بدرستی به عاقبت و نتیجه برگزاری این خیمه شب‌بازی ننگین فکر کرده باشم با تائید خویش به برعهده گرفتن آن رل مسخره در خیمه شب‌بازی وقاحت‌آمیز مقام امنیتی رضا دادم و پس رضا دادم و ننگ.

ستون سمت چپ (توضیحات ساواک و جام جهانی)

قلیچ‌خانی آنگاه به نتایج کاری که میکند میپردازد که چگونه نادم و پشیمان بوده و در این زمینه توضیح کاملی میدهد که همیشه در رنج بوده است و بعد توضیح میدهد که چرا ساواک اورا برگزیده است و از وجود او بهره‌برداری تبلیغاتی کرده است و، اما او همیشه سعی میکرده است علیه ساواک و اختناق مبارزه کند و برای فرار از آلودگی‌ها و تبلیغ علنی علیه رژیم تصمیم به رفتن به خارج از کشور را میگیرد و اضافه میکند: هربار که تقاضای گذرنامه میکردم بمن نمیدادند، اما زمانیکه مبارزه علیه رژیم از سوی گروه‌های مختلف مردم به اوج رسید و حزب فاشیستی رستاخیز سرکار آمد و برای خلاصی از وجود مخالفین به آنها پاسپورت میداد، من هم فرصت را مغتنم شمردم و به آمریکا رفتم و، چون نیاز به پول داشتم در تیم‌های آمریکا فوتبال بازی کردم و تا اینکه مسئله شرکت در مسابقات جهانی فوتبال «آرژانتین» پیش آمد و این فرصت مناسبی بود که من ماهیت رژیم را برملا سازم و ۱۰ روز قبل از مسابقات در یک مصاحبه تلویزیونی مطالبی علیه رژیم فاشیستی عنوان کردم و در مصاحبه با مطبوعات نیز بار‌ها ماهیت این رژیم را برملا ساختم. قلیچ‌خانی در پایان نامه مینویسد: اکنون در خاتمه من با همه کوچکی‌ام از نوای خلق کبیر می‌خواهم که با قلب مهربانت آن خطای گذشته را برمن ببخشائی و اجازه دهی که با وجود ناچیزم بسرقامت سترگ و استوارت تکیه زده و دیگر بار در راهت ره بسپرم.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: