فروشگاه
X
کد خبر: ۱۱۳۴۳
بازخوانی مطبوعات ۳ تیر ۱۳۷۷

خاتمی: بر سر اصول خود، سازش نمی‌کنیم

خاتمی: بر سر اصول خود، سازش نمی‌کنیم
مواضع سید محمد خاتمی رئیس‌جمهور وقت کشور درباره رد سازش، سلطه‌پذیری و وابستگی به اجانب و زورگویان تیتر یک روزنامه‌ها در سوم تیر ۱۳۷۷ شد.
پنجشنبه ۲۵ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۶

پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ سید محمد خاتمی در سال ۱۳۷۷ در مجلس عزاداری به مناسبت شهادت پیامبر اسلام(ص) در حسینیه ثارالله تهران و در جمع پاسداران انقلاب اسلامی طی سخنانی با تاکید بر سلطه‌ناپذیری دین اظهار داشت: اسلام دینی است که تسلیم نمی‌شود و بر سر اصول خود سازش نمی‌کند و وابستگی به اجانب و زورگویان را نمی‌پذیرد.

مواضع رئیس‌جمهور وقت کشور درباره رد سازش، سلطه‌پذیری و وابستگی به اجانب و زورگویان تیتر یک روزنامه‌ها در سوم تیر ۱۳۷۷ شد. هرچند برخی رسانه‌های نزدیک به دولت هفتم نظیر روزنامه سلام عناوین دیگری از سخنان رئیس‌جمهور را به تیتر یک خود تبدیل کردند، اما موضع صریح خاتمی درباره سازش‌ناپذیری دین اسلام، بیش از پیش حائز اهمیت بود.

مقایسه و تحلیل مواضع سید محمد خاتمی در دو مقطع تاریخیِ تیرماه ۱۳۷۷ و تیر ماه ۱۴۰۵، یکی از کلیدی‌ترین دریچه‌ها را برای واکاوی دگرگونی‌های گفتمانی و آسیب‌شناسی رفتار سیاسی جریان‌های سیاسی در ایران می‌گشاید. این تطبیق تاریخی نشان می‌دهد که چگونه مفاهیمی بنیادین چون «اصول»، «سازش»، «مذاکره» و «منافع ملی» در بستر زمان و تحت تأثیر جابجایی در مناسبات قدرت، دچار استحاله و چرخش کامل شده‌اند.

واکاوی این دو موضع‌گیری را می‌توان در قالب یک پیوستار تحلیلی منسجم در سه محور ساختاری مورد نقد قرار داد.

۱. تزلزل در مرزهای هویتی و بازتعریف ابزاری «اصول»

در کانون این چرخش نظری، تناقضی بنیادین در تعریف و کارکرد واژه «اصول» به چشم می‌خورد. در تیرماه سال ۱۳۷۷، در شرایطی که دولت وقت مایل بود خود را منادی تنش‌زدایی و «گفتگوی تمدن‌ها» در عرصه بین‌المللی معرفی کند، هم‌زمان نیاز مفرطی به اثبات مشروعیت درون‌سیستمی خود داشت. از همین رو، روزنامه اطلاعات با تیتر برجسته «بر اصول خود، سازش نمی‌کنیم» به استقبال مواضع رئیس‌جمهور می‌رود تا به منتقدان داخلی ثابت کند اصلاح‌طلبی تعارضی با پایه‌های انقلابی نظام ندارد. در این مقطع، «سازش‌ناپذیری» به عنوان یک ارزش هویتی و فضیلت سیاسی مطلق ستایش می‌شود.

اما با گذر نزدیک به سه دهه و رسیدن به سال ۱۴۰۵، در حالی که کشور در پی تجاوزات مکرر و مستقیم دشمن در وضعیت حساس امنیتی قرار دارد، تعریف از اصول تغییر می‌یابد. وقتی جریان‌های منتقد دیپلماسی کنونی بر همان منطق مقاومت و ایستادگی در برابر متجاوز تأکید می‌کنند، خاتمی این ایستادگی را نه استقامت بر اصول، بلکه «تندروی خطرآفرین» و هم‌صدایی عملی با اسرائیل توصیف می‌کند.

۲. تقلیل‌گرایی سیاسی و دوقطبی‌سازی معکوس

انتقاد جدی دیگر به رویکرد اخیر، به کارگیری روش‌های برچسب‌زنی سیاسی به جای اقناع منطقی جامعه است. گفتمانی که در اواخر دهه هفتاد مدعی پذیرش کثرت‌گرایی، رواداری و شنیدن صدای مخالف بود، در میانه بحران سال ۱۴۰۵ لبه تیز انتقاد خود را متوجه منتقدان داخلی توافق می‌کند. در این اظهارات، منتقدان سازش با تعابیری نظیر «هم‌سویی عملی با راه و سخن اسرائیل» به حاشیه رانده می‌شوند.

هرچند در این سخنان تلاش می‌شود با تعابیری چون «داشتن نیت خوب»، از متهم کردن مستقیم منتقدان به خیانت خودداری کند، اما در تحلیل نهایی با هم‌راستا خواندن عمل آنان با دشمن صهیونیستی، عملاً هرگونه نقد ساختاری و عقلانی به فرآیند مذاکرات را ناممکن می‌سازد. این رویکرد نوعی دوقطبی‌سازی معکوس است که با ایجاد هراس از جنگ و پیوند زدن هرگونه صدای مدافع ایستادگی به اراده دشمن، تلاش می‌کند از پاسخگویی عینی درباره بدعهدی‌های مکرر طرف غربی و تجاوزگری‌های مکرر دشمن شانه خالی کند.

۳. واقع‌گریزی مفرط و نادیده گرفتن واقعیت‌های «میدان»

بزرگ‌ترین پاشنه‌آشیل این چرخش موضع، بی‌توجهی نسبت به بستر ملموس و واقعیت‌های سخت امنیتی است که کشور با آن دست‌به‌گریبان است. ایران در این برهه هدف حملات مستقیم، آشکار و مکرر آمریکا و اسرائیل قرار گرفته و حتی پس از برقراری آتش‌بس و تلاش برای حصول تفاهم، مجدداً با نقض عهد و تجاوز مواجه شده است. در چنین شرایط شکننده‌ای که تکیه بر بازدارندگی مقتدرانه نظامی، عقلانی‌ترین راه حفظ بقای ملی است، اصرار بر ایده «توافق تحت هر شرایطی» و تخطئه نیروهای مدافع ایستادگی، بازتاب‌دهنده نوعی واقع‌گریزی مفرط است.

این پرسش اساسی پیش می‌آید که اگر در سال ۱۳۷۷ که کشور با تهدیدات مستقیم نظامی در این ابعاد مواجه نبود شعار «سازش نمی‌کنیم» ابزاری برای کسب وجهه و اقتدار سیاسی بود، چطور امروز که دشمن عملاً مرزهای ملی را هدف تجاوز قرار داده، دفاع از ایستادگی به عنوان هم‌صدایی با اسرائیل تعبیر می‌شود؟ این تناقض عمیق نشان می‌دهد که این تحلیل سیاسی با نادیده گرفتن ماهیت اصیل دشمن متجاوز، آدرس غلط به جامعه می‌دهد و لبه تیز هجمه خود را به جای دشمن خارجی، به سمت نیروهای دفاعی داخل برمی‌گرداند.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید: